مقالهی جدیدی با عنوان "فراخوان به همه دانشمندان: از همکاران ایرانی خود حمایت کنید" در مجله Nature منتشر شده است:
پژوهشگران ایرانی در شرایط دشواری قرار دارند. آنهایی که در ایران هستند با دستمزدهای پایین، تورم بالا، بیثباتی اجتماعی و سیاسی، سوءمدیریت منابع، فشار و سرکوب از سوی حاکمیت و تحریمهای بینالمللی طولانیمدت مواجهاند.
هزینههای بالا حضور در کنفرانسهای علمی را دشوار کرده و مشکلات دریافت ویزا نیز مانعی جدی است. ناپایداری اینترنت، قطعیهای مکرر برق و عدم دسترسی به منابع علمی، همکاریهای پژوهشی را به خطر میاندازد. پژوهشگران همچنین با انزوا و گاهی با برخورد های تبعیضآمیز از سوی جامعه بینالمللی مواجه میشوند. برای کسانی هم که خارج از ایران کار میکنند، رفتوآمد به ایران حتی با داشتن ویرا یا تابعیت دوگانه با خطر همراه است.
تنشهای اخیر این وضعیت را بیش از پیش تشدید کرده است. دانشمندان که در شوک و نگرانی به سر میبرند، خشونت علیه غیرنظامیان را محکوم کردهاند.
پژوهش علمی نیازمند تمرکز، آرامش ذهنی و ثبات است. چیزهایی که در این روزها کمیاب شدهاند.
جامعه بینالمللی پژوهشی میتواند از همکاران ایرانی حمایت کند: پیامی بفرستید و نشان دهید که فراموش نشدهاند. اگر سیاستهای موسسه شما اجازه میدهد، بکوشید با پژوهشگران داخل ایران همکاری کنید. همکاریهای بینالمللی به ظرفیتسازی کمک میکند، جامعه مدنی را تقویت میکند و امکان مواجهه با چالشهای ساختاری و سیستمیک را فراهممی آورد.
برای مشارکت در دیپلماسی علمی نیازی نیست سیاستمدار باشید. منتظر ابتکار ها و طرحهای بزرگ نمانید تا پلها ساخته شوند. در این مقطع، پژوهشگران ایرانی بیش از هر زمان دیگری به اقدامات محبت آمیز نیاز دارند. همبستگی خود را نشان دهید.
این مقاله Correspondence کوتاه به قلم محمد حسینی، از دانشکده پزشکی فاینبرگ دانشگاه نورث وسترن آمریکا نوشته شده است.
دسترسی به مقاله: لینک
@Sceientometric
پژوهشگران ایرانی در شرایط دشواری قرار دارند. آنهایی که در ایران هستند با دستمزدهای پایین، تورم بالا، بیثباتی اجتماعی و سیاسی، سوءمدیریت منابع، فشار و سرکوب از سوی حاکمیت و تحریمهای بینالمللی طولانیمدت مواجهاند.
هزینههای بالا حضور در کنفرانسهای علمی را دشوار کرده و مشکلات دریافت ویزا نیز مانعی جدی است. ناپایداری اینترنت، قطعیهای مکرر برق و عدم دسترسی به منابع علمی، همکاریهای پژوهشی را به خطر میاندازد. پژوهشگران همچنین با انزوا و گاهی با برخورد های تبعیضآمیز از سوی جامعه بینالمللی مواجه میشوند. برای کسانی هم که خارج از ایران کار میکنند، رفتوآمد به ایران حتی با داشتن ویرا یا تابعیت دوگانه با خطر همراه است.
تنشهای اخیر این وضعیت را بیش از پیش تشدید کرده است. دانشمندان که در شوک و نگرانی به سر میبرند، خشونت علیه غیرنظامیان را محکوم کردهاند.
پژوهش علمی نیازمند تمرکز، آرامش ذهنی و ثبات است. چیزهایی که در این روزها کمیاب شدهاند.
جامعه بینالمللی پژوهشی میتواند از همکاران ایرانی حمایت کند: پیامی بفرستید و نشان دهید که فراموش نشدهاند. اگر سیاستهای موسسه شما اجازه میدهد، بکوشید با پژوهشگران داخل ایران همکاری کنید. همکاریهای بینالمللی به ظرفیتسازی کمک میکند، جامعه مدنی را تقویت میکند و امکان مواجهه با چالشهای ساختاری و سیستمیک را فراهممی آورد.
برای مشارکت در دیپلماسی علمی نیازی نیست سیاستمدار باشید. منتظر ابتکار ها و طرحهای بزرگ نمانید تا پلها ساخته شوند. در این مقطع، پژوهشگران ایرانی بیش از هر زمان دیگری به اقدامات محبت آمیز نیاز دارند. همبستگی خود را نشان دهید.
این مقاله Correspondence کوتاه به قلم محمد حسینی، از دانشکده پزشکی فاینبرگ دانشگاه نورث وسترن آمریکا نوشته شده است.
دسترسی به مقاله: لینک
@Sceientometric
Telegram
Scientometrics
❤137👏20💔10👍7🤷♂4🙏3
Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 پیام همدردی و تسلیت
دیدگاههای انجمن علمی روانپزشکان ایران
در مورد حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر خود فرض میداند کشتهشدن جمعی از هموطنانمان را به ملت شریف و داغدار ایران تسلیت بگوید و همدردی خود را در قبال این ضایعه فراموشنشدنی ابراز نماید. ما همچنین خشونت عریانی را که شاهدش بودیم، بهشدت محکوم میکنیم.
برای یافتن ریشههای بحران لازم نیست راه درازی بپیماییم و دست به تئوریسازیهای غریب بزنیم. حاکمیت باید با پذیرش مسئولیت، با نگاهی به احوالات جامعه و نوع حکمرانی جاری، به اصلاح عملکرد خود و دیدن ریشههای اصلی نارضایتی، ناکامی، دلزدگی و ناامیدیهای روزافزون مردم بپردازد.
در شرایط بحرانی کنونی، صرفاً از طریق سادهسازی یا روایتسازی، بهویژه از طریق نمایش خشونت آشکار یا رفتار توهینآمیز رسانهای نمیتوان پاسخگوی پیچیدگی وضعیت کنونی بود؛ روشی که نهتنها نمیتواند تسکینی بر درد مردم باشد، بلکه به تداوم چرخهای از تنش و خشونت خواهد انجامید. عدم پذیرش مسئولیت، نهتنها احساس امنیت روانی شهروندان را تضعیف میکند، بلکه مؤلفههای اساسی سلامت روان اجتماعی، از جمله اعتماد متقابل، احساس تعلق و امید به آینده را نیز با آسیب مواجه میسازد.
در چنین شرایطی که داغ و غم جامعه با نگرانی ناشی از جنگ احتمالی پیچیدهتر شده است، مردم نیازمند مسئولیتپذیری، همدلی، تسلیبخشی و امکان سوگواری هستند، نه قدرتنمایی، تهدید و مجازاتهای شدید. باید احساسات غالب در جامعه را به رسمیت شناخت و برای ترمیم آن تلاش کرد؛ اگر زمانی برای ترمیم باقی مانده باشد.
برخوردهای سطحی یا نمایشی با اندوه اجتماعی، بهجای کمک به ترمیم روانی جامعه، ممکن است احساس طرد، خشم پنهان و بیاعتمادی را تقویت کند. رسانهها، بهویژه رسانههای رسمی، نقش فراموششدهٔ مهمی در بازتاب واقعیت رنج شهروندان و فراهمکردن بستری برای گفتوگویی انسانی و مسئولانه دارند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران، در چارچوب مسئولیت حرفهای و اجتماعی خود، بر ضرورت کاهش فوری خشونت، حفاظت از حقوق و جان بازداشتشدگان، در نظر گرفتن انصاف و رأفت، رعایت اصول دادرسی شفاف، پرهیز از برخوردهای شدید و شتابزده و حمایت روانی از خانوادههای داغدیدگان با تأکید بر فراهمسازی امکان سوگواری، پایبندی عملی به اصول اخلاقی، حقوق بشر و موازین انسانی تأکید میکند. چشمپوشی بر این میزان رنج انسانی، نه با اخلاق سازگار است و نه با مبانی علمی سلامت روان.
ما همدردی صمیمانهٔ خود را با قربانیان و بازماندگان این رویدادهای تلخ اعلام میکنیم و بر این باوریم که تنها از مسیر خردورزی، مسئولیتپذیری و تلاش برای یافتن راهحلهای غیرخشونتآمیز میتوان از تداوم این روند آسیبزا جلوگیری کرد و زمینهٔ ترمیم سلامت روان جامعه را فراهم ساخت.
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
#بیانیه
#هیات_مدیره
دیدگاههای انجمن علمی روانپزشکان ایران
در مورد حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر خود فرض میداند کشتهشدن جمعی از هموطنانمان را به ملت شریف و داغدار ایران تسلیت بگوید و همدردی خود را در قبال این ضایعه فراموشنشدنی ابراز نماید. ما همچنین خشونت عریانی را که شاهدش بودیم، بهشدت محکوم میکنیم.
برای یافتن ریشههای بحران لازم نیست راه درازی بپیماییم و دست به تئوریسازیهای غریب بزنیم. حاکمیت باید با پذیرش مسئولیت، با نگاهی به احوالات جامعه و نوع حکمرانی جاری، به اصلاح عملکرد خود و دیدن ریشههای اصلی نارضایتی، ناکامی، دلزدگی و ناامیدیهای روزافزون مردم بپردازد.
در شرایط بحرانی کنونی، صرفاً از طریق سادهسازی یا روایتسازی، بهویژه از طریق نمایش خشونت آشکار یا رفتار توهینآمیز رسانهای نمیتوان پاسخگوی پیچیدگی وضعیت کنونی بود؛ روشی که نهتنها نمیتواند تسکینی بر درد مردم باشد، بلکه به تداوم چرخهای از تنش و خشونت خواهد انجامید. عدم پذیرش مسئولیت، نهتنها احساس امنیت روانی شهروندان را تضعیف میکند، بلکه مؤلفههای اساسی سلامت روان اجتماعی، از جمله اعتماد متقابل، احساس تعلق و امید به آینده را نیز با آسیب مواجه میسازد.
در چنین شرایطی که داغ و غم جامعه با نگرانی ناشی از جنگ احتمالی پیچیدهتر شده است، مردم نیازمند مسئولیتپذیری، همدلی، تسلیبخشی و امکان سوگواری هستند، نه قدرتنمایی، تهدید و مجازاتهای شدید. باید احساسات غالب در جامعه را به رسمیت شناخت و برای ترمیم آن تلاش کرد؛ اگر زمانی برای ترمیم باقی مانده باشد.
برخوردهای سطحی یا نمایشی با اندوه اجتماعی، بهجای کمک به ترمیم روانی جامعه، ممکن است احساس طرد، خشم پنهان و بیاعتمادی را تقویت کند. رسانهها، بهویژه رسانههای رسمی، نقش فراموششدهٔ مهمی در بازتاب واقعیت رنج شهروندان و فراهمکردن بستری برای گفتوگویی انسانی و مسئولانه دارند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران، در چارچوب مسئولیت حرفهای و اجتماعی خود، بر ضرورت کاهش فوری خشونت، حفاظت از حقوق و جان بازداشتشدگان، در نظر گرفتن انصاف و رأفت، رعایت اصول دادرسی شفاف، پرهیز از برخوردهای شدید و شتابزده و حمایت روانی از خانوادههای داغدیدگان با تأکید بر فراهمسازی امکان سوگواری، پایبندی عملی به اصول اخلاقی، حقوق بشر و موازین انسانی تأکید میکند. چشمپوشی بر این میزان رنج انسانی، نه با اخلاق سازگار است و نه با مبانی علمی سلامت روان.
ما همدردی صمیمانهٔ خود را با قربانیان و بازماندگان این رویدادهای تلخ اعلام میکنیم و بر این باوریم که تنها از مسیر خردورزی، مسئولیتپذیری و تلاش برای یافتن راهحلهای غیرخشونتآمیز میتوان از تداوم این روند آسیبزا جلوگیری کرد و زمینهٔ ترمیم سلامت روان جامعه را فراهم ساخت.
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
#بیانیه
#هیات_مدیره
❤61👎8🙏2🔥1😁1😢1
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
🔺 درخواست افشای اطلاعات مجروحین
در نظام حقوقی ایران، اطلاعات پزشکی بیماران در زمره محرمانهترین دادههای شخصی قرار دارد و افشای آن صرفاً در صورت وجود رضایت آگاهانه بیمار، حکم مقام قضایی صالح، یا تکلیف قانونی صریح امکانپذیر است. مصوبات کمیتههای اجرایی یا امنیتی، از جمله کمیتههای شورای تأمین استان، در سلسله مراتب هنجارهای حقوقی در حکم قانون محسوب نشده و نمیتوانند بهتنهایی مبنای محدودسازی حقوق بنیادین اشخاص از جمله حریم خصوصی پزشکی قرار گیرند.
علاوه بر این، اگر هدف از درخواست اطلاعات، جبران خسارت به افراد آسیبدیده باشد، ارائه اطلاعات پزشکی باید با رضایت صریح و آگاهانه خود افراد باشد.
اطلاعات سلامت بخشی از دادههای شخصی بسیار حساس محسوب میشود و استفاده ثانویه از آن، حتی با هدف حمایت یا جبران خسارت، بدون رضایت فرد، نقض حریم خصوصی، نقض اتونومی، و مغایر با اصول اخلاق پزشکی است.
این وظیفه دانشگاهها و روسای بیمارستانها است که به تکالیف حقوقی و اخلاقی خود واقف باشند و هر درخواستی را تمکین نکنند. این موضوع برای حفظ اعتماد عمومی و اعتبار نظام سلامت حیاتی است.
#رازداری
#بیطرفی_پزشکی
در نظام حقوقی ایران، اطلاعات پزشکی بیماران در زمره محرمانهترین دادههای شخصی قرار دارد و افشای آن صرفاً در صورت وجود رضایت آگاهانه بیمار، حکم مقام قضایی صالح، یا تکلیف قانونی صریح امکانپذیر است. مصوبات کمیتههای اجرایی یا امنیتی، از جمله کمیتههای شورای تأمین استان، در سلسله مراتب هنجارهای حقوقی در حکم قانون محسوب نشده و نمیتوانند بهتنهایی مبنای محدودسازی حقوق بنیادین اشخاص از جمله حریم خصوصی پزشکی قرار گیرند.
علاوه بر این، اگر هدف از درخواست اطلاعات، جبران خسارت به افراد آسیبدیده باشد، ارائه اطلاعات پزشکی باید با رضایت صریح و آگاهانه خود افراد باشد.
اطلاعات سلامت بخشی از دادههای شخصی بسیار حساس محسوب میشود و استفاده ثانویه از آن، حتی با هدف حمایت یا جبران خسارت، بدون رضایت فرد، نقض حریم خصوصی، نقض اتونومی، و مغایر با اصول اخلاق پزشکی است.
این وظیفه دانشگاهها و روسای بیمارستانها است که به تکالیف حقوقی و اخلاقی خود واقف باشند و هر درخواستی را تمکین نکنند. این موضوع برای حفظ اعتماد عمومی و اعتبار نظام سلامت حیاتی است.
#رازداری
#بیطرفی_پزشکی
👍84🤬20❤7👎4😁3🤯1
Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 اطلاعرسانی
مشارکت گسترده و مسئولانۀ روانشناسان و روانپزشکان داوطلب
تا پایان روز ۱۷ بهمنماه، ۱۰۳۴ نفر از روانشناسان و روانپزشکان کشور آمادگی خود را برای ارائۀ مشاورۀ رایگان به افراد آسیبدیده از شرایط اجتماعی اخیر اعلام کردهاند. این حضور گسترده، نشانهای روشن از تعهد انسانی، مسئولیت اجتماعی و پایبندی جامعۀ تخصصی سلامت روان به اصول اخلاق حرفهای در کنار هممیهنان در روزهای دشوار است.
پروفایل داوطلبان بهصورت تدریجی، با اولویت سوابق آموزشی و بالینی و حسب نیاز، در صفحۀ «مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره» انجمن روانشناسی ایران منتشر خواهد شد و پس از درج حداقل ۲۰۰ پروفایل، اطلاعرسانی عمومی آغاز خواهد شد.
بهمنظور همسویی علمی–حرفهای و ارائۀ خدماتی مسئولانه، ایمن و مبتنی بر کرامت انسانی، جلسۀ هماهنگی داوطلبان روز سهشنبه ۲۱ بهمنماه، ساعت ۲۱، در پلتفرم «محیط» برگزار خواهد شد.
لینک شرکت در جلسه از طریق پیامک برای داوطلبان ارسال خواهد شد.
انجمن روانشناسی ایران
انجمن علمی روانپزشکان ایران
مشارکت گسترده و مسئولانۀ روانشناسان و روانپزشکان داوطلب
تا پایان روز ۱۷ بهمنماه، ۱۰۳۴ نفر از روانشناسان و روانپزشکان کشور آمادگی خود را برای ارائۀ مشاورۀ رایگان به افراد آسیبدیده از شرایط اجتماعی اخیر اعلام کردهاند. این حضور گسترده، نشانهای روشن از تعهد انسانی، مسئولیت اجتماعی و پایبندی جامعۀ تخصصی سلامت روان به اصول اخلاق حرفهای در کنار هممیهنان در روزهای دشوار است.
پروفایل داوطلبان بهصورت تدریجی، با اولویت سوابق آموزشی و بالینی و حسب نیاز، در صفحۀ «مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره» انجمن روانشناسی ایران منتشر خواهد شد و پس از درج حداقل ۲۰۰ پروفایل، اطلاعرسانی عمومی آغاز خواهد شد.
بهمنظور همسویی علمی–حرفهای و ارائۀ خدماتی مسئولانه، ایمن و مبتنی بر کرامت انسانی، جلسۀ هماهنگی داوطلبان روز سهشنبه ۲۱ بهمنماه، ساعت ۲۱، در پلتفرم «محیط» برگزار خواهد شد.
لینک شرکت در جلسه از طریق پیامک برای داوطلبان ارسال خواهد شد.
انجمن روانشناسی ایران
انجمن علمی روانپزشکان ایران
❤36👏13😁1
Forwarded from تجربههای روانپزشکانه
🗣 درنگ
#دکتر_امیرحسین_جلالی_ندوشن. روانپزشک
چهلمِ «فرمایشی» برای سوگی «توقیف شده»
به کسی که هنوز خونریزی دارد نمیگوییم «دیگر تمام شد»
ایسنا گزارش داده که سید ضیا هاشمی معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه دیماه امسال رخداد تلخی برای کشور رقم خورد، گفته که سوگواری ملت ایران برای جانباختگان، از جمله مظلومانی که به دلیل اقدامات نادرست جان خود را از دست دادند، یادآور اهمیت استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی برای تقویت هویت جمعی و سرمایهی اجتماعی است. او در ادامه گفته به همین منظور مقرر شده که مراسم چهلم همهی جانباختگان حوادث دیماه در مصلی تهران و حرم امام رضا(ع) برگزار شود.
از سویی گویی دولت تنها متولی نیست، و رقابتی برای برگزاری چهلم پا گرفته است. تا اینجا طبق اخبار منتشر شده، و به گزارش ایرنا از روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مراسم چهلم شهدا و جانباختگان فتنه در روزهای چهارشنبه ۲۸ و پنجشنبه ۲۹ بهمن در مساجد، بقاع متبرکه و حسینیههای سراسر کشور برگزار خواهد شد. البته ادامهی اطلاعیهی این نهاد آشکار میکند که چهلم این سازمان آن شمول «همه»ی چهلم دولتی را هم ندارد، و آشکارا با توصیفهایی که نموده کشتگان و چهلم را هم دستهبندی کرده است. بخشی از این اطلاعیه حاوی این کلمات است؛ «... با ایجاد رعب و وحشت، تخریب اموال عمومی، تعرض به جان هممیهنان عزیز و شهادت نیروهای مردمی، انتظامی و امنیتی و با راهبرد «کشتهسازی» و تحریک احساسات عمومی ـ بهویژه جوانان - چرخه حکمرانی و نظم عمومی کشور را مختل سازند، اما...»
اما، در واقعیت نادیدهگرفته شدهی روایتهای دولتی این است که سوگِ کشتگانِ دیماه برای بخشی از افکار عمومی و برای گروهی از بازماندگان، «سوگِ توقیفشده» است؛ یعنی سوگی که تاکنون اجازه پیدا نکرده مسیر طبیعی خودش را طی کند.
سوگ سالم معمولاً چند کارِ مشخص دارد: بهرسمیتشناختن واقعیتِ فقدان، معنا دادن به آن در یک روایت قابلتحمل، تجربهکردن موجهای غم و خشم و ترس، و در نهایت رسیدن به نوعی جا دادنِ فقدان در زندگی (نه فراموشی، نه پاککردن).
اما سوگ «توقیفشده» وقتی رخ میدهد که جامعه یا نهادِ قدرت، یا حتی خانواده و اطرافیان، به هر دلیل این کارویژههای سوگ را مانع شوند. آدمها میمانند با یک فقدانِ واقعیتمند، اما بیروایت؛ با دردی جانکاه، اما بیجایگاه؛ با خشمی روان، اما بیمسیر.
با این توصیف، میشود حدس زد چرا «مراسم حکومتیِ چهلم» به این وضعیت دامن میزند و رهگشا نیست.
اما وقتی چهلم به شکل فرمایشی برگزار میشود، معمولاً چند اتفاق میافتد که دقیقاً خلافِ کارکرد سنتی آن است. اول آنکه آیین به جای التیام، تبدیل به پیام سیاسی میشود. دوم، مراسم از « رنجِ بازمانده» جدا میشود و به «نمایشِ روایتِ رسمی» بدل میگردد. بازمانده احساس میکند صاحبِ سوگ نیست؛ مهمانِ سوگِ خودش است. هنوز مراسم برپا نشده، در همین اطلاعیهها این فرجام نمایان شده است.
از دیگر جانب، سوگ فقط با شمع و گل و نوحه و مرثیه حل و فصل نمیشود، اگر حقیقت روشن نگردد، و اگر در واقعیت و عمل نه در مجاز و شعار مسئولیتی گردن گرفته نشود.
اگر توضیحات همچنان قانعکننده نباشد، چهلم مثل یک درِ بسته عمل میکند. قرار است فصل «سوگوارانه» را ببندد، اما چون «قفلِ اصلی» باز نشده، فقط فشارِ درون را بیشتر میکند.
و در نهایت باید گفت که سوگِ جمعی ذاتاً چندصدایی است: خانوادهها، شاهدان، شهرهای مختلف، تجربههای مختلف. اما مراسم حکومتی مانند گزارشهای حکومتی و روایت رسانههای دولتی میخواهد یک روایت واحد بسازد. این کار، صدا وسیما و سخن و رنج بخش بزرگی از مردم را از آیین بیرون میگذارد و احساسِ «دیده نشدن» را تشدید میکند. سوگِ دیدهنشده تبدیل به خشم میشود. پس بهجای همدلی، احساسِ اجبار و تحقیر تولید میکند.
چهلمِ فرمایشی میخواهد «پایان» اعلام کند، اما جامعه هنوز در شوک است. اعلامِ پایان، وقتی هنوز بدنها و ذهنها در بهتاند، شبیه این است که به کسی که هنوز خونریزی دارد بگوییم «دیگر تمام شد». نتیجه معمولاً نه پایان که بازتولید ترومای جمعی است.
#تجربههای_روانپزشکانه
#دکتر_امیرحسین_جلالی_ندوشن. روانپزشک
چهلمِ «فرمایشی» برای سوگی «توقیف شده»
به کسی که هنوز خونریزی دارد نمیگوییم «دیگر تمام شد»
ایسنا گزارش داده که سید ضیا هاشمی معاون فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه دیماه امسال رخداد تلخی برای کشور رقم خورد، گفته که سوگواری ملت ایران برای جانباختگان، از جمله مظلومانی که به دلیل اقدامات نادرست جان خود را از دست دادند، یادآور اهمیت استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی برای تقویت هویت جمعی و سرمایهی اجتماعی است. او در ادامه گفته به همین منظور مقرر شده که مراسم چهلم همهی جانباختگان حوادث دیماه در مصلی تهران و حرم امام رضا(ع) برگزار شود.
از سویی گویی دولت تنها متولی نیست، و رقابتی برای برگزاری چهلم پا گرفته است. تا اینجا طبق اخبار منتشر شده، و به گزارش ایرنا از روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مراسم چهلم شهدا و جانباختگان فتنه در روزهای چهارشنبه ۲۸ و پنجشنبه ۲۹ بهمن در مساجد، بقاع متبرکه و حسینیههای سراسر کشور برگزار خواهد شد. البته ادامهی اطلاعیهی این نهاد آشکار میکند که چهلم این سازمان آن شمول «همه»ی چهلم دولتی را هم ندارد، و آشکارا با توصیفهایی که نموده کشتگان و چهلم را هم دستهبندی کرده است. بخشی از این اطلاعیه حاوی این کلمات است؛ «... با ایجاد رعب و وحشت، تخریب اموال عمومی، تعرض به جان هممیهنان عزیز و شهادت نیروهای مردمی، انتظامی و امنیتی و با راهبرد «کشتهسازی» و تحریک احساسات عمومی ـ بهویژه جوانان - چرخه حکمرانی و نظم عمومی کشور را مختل سازند، اما...»
اما، در واقعیت نادیدهگرفته شدهی روایتهای دولتی این است که سوگِ کشتگانِ دیماه برای بخشی از افکار عمومی و برای گروهی از بازماندگان، «سوگِ توقیفشده» است؛ یعنی سوگی که تاکنون اجازه پیدا نکرده مسیر طبیعی خودش را طی کند.
سوگ سالم معمولاً چند کارِ مشخص دارد: بهرسمیتشناختن واقعیتِ فقدان، معنا دادن به آن در یک روایت قابلتحمل، تجربهکردن موجهای غم و خشم و ترس، و در نهایت رسیدن به نوعی جا دادنِ فقدان در زندگی (نه فراموشی، نه پاککردن).
اما سوگ «توقیفشده» وقتی رخ میدهد که جامعه یا نهادِ قدرت، یا حتی خانواده و اطرافیان، به هر دلیل این کارویژههای سوگ را مانع شوند. آدمها میمانند با یک فقدانِ واقعیتمند، اما بیروایت؛ با دردی جانکاه، اما بیجایگاه؛ با خشمی روان، اما بیمسیر.
با این توصیف، میشود حدس زد چرا «مراسم حکومتیِ چهلم» به این وضعیت دامن میزند و رهگشا نیست.
در سنت ایرانی، «چهلم» قرار است نقطهٔ جمعبندی باشد؛جمع شدنِ خانواده و دوستان، شنیده شدنِ دوبارهی قصهٔ فقدان، احترام به رنج، و کمک به اینکه بازمانده از شوکِ اولیه کمی به زمین برگردد، در یک کلام یعنی یک آیینِ اجتماعی برای کمک به استمرار جریان سوگ.
اما وقتی چهلم به شکل فرمایشی برگزار میشود، معمولاً چند اتفاق میافتد که دقیقاً خلافِ کارکرد سنتی آن است. اول آنکه آیین به جای التیام، تبدیل به پیام سیاسی میشود. دوم، مراسم از « رنجِ بازمانده» جدا میشود و به «نمایشِ روایتِ رسمی» بدل میگردد. بازمانده احساس میکند صاحبِ سوگ نیست؛ مهمانِ سوگِ خودش است. هنوز مراسم برپا نشده، در همین اطلاعیهها این فرجام نمایان شده است.
از دیگر جانب، سوگ فقط با شمع و گل و نوحه و مرثیه حل و فصل نمیشود، اگر حقیقت روشن نگردد، و اگر در واقعیت و عمل نه در مجاز و شعار مسئولیتی گردن گرفته نشود.
اگر توضیحات همچنان قانعکننده نباشد، چهلم مثل یک درِ بسته عمل میکند. قرار است فصل «سوگوارانه» را ببندد، اما چون «قفلِ اصلی» باز نشده، فقط فشارِ درون را بیشتر میکند.
و در نهایت باید گفت که سوگِ جمعی ذاتاً چندصدایی است: خانوادهها، شاهدان، شهرهای مختلف، تجربههای مختلف. اما مراسم حکومتی مانند گزارشهای حکومتی و روایت رسانههای دولتی میخواهد یک روایت واحد بسازد. این کار، صدا وسیما و سخن و رنج بخش بزرگی از مردم را از آیین بیرون میگذارد و احساسِ «دیده نشدن» را تشدید میکند. سوگِ دیدهنشده تبدیل به خشم میشود. پس بهجای همدلی، احساسِ اجبار و تحقیر تولید میکند.
چهلمِ فرمایشی میخواهد «پایان» اعلام کند، اما جامعه هنوز در شوک است. اعلامِ پایان، وقتی هنوز بدنها و ذهنها در بهتاند، شبیه این است که به کسی که هنوز خونریزی دارد بگوییم «دیگر تمام شد». نتیجه معمولاً نه پایان که بازتولید ترومای جمعی است.
#تجربههای_روانپزشکانه
👍72❤20👎10😡3🙏2🔥1
در مجله لنست مقالهای با عنوان "خاموشی های اینترنت در ایران و حق بر سلامت" منتشر شده است. من بخش هایی از آن را اینجا قرار میدهم:
در سالهای اخیر، سلاحیسازیِ قطع یا محدودسازی دسترسیِ دیجیتال (weaponisation of restricting
digital connectivity)،
بهتدریج به امری عادی تبدیل شده. فقط در سال ۲۰۲۴، دولتها ۲۹۶ مورد قطع اینترنت را در ۵۴ کشور اعمال کرده اند که دستکم ۷۲ مورد آن بهطور مستقیم با نقض حقوق بشر در بسترهای درگیری و خشونت مرتبط بوده. این قطعیها اغلب دقیقا در زمانهایی رخ داده که پاسخ اورژانسی پزشکی و هماهنگیهای بشردوستانه، بیشترین اهمیت را داشته و به این ترتیب، خطرات برای سلامت و رفاه غیرنظامیان را بیش از پیش کرده اند.
اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست. بلکه به جز جداییناپذیر تقریبا تمام ابعاد زندگی تبدیل شده. بر اساس حقوق بینالملل، دسترسی به اینترنت با حق آزادی بیان و حق برخورداری از سلامت ارتباط مستقیم دارد. احترام به این حق یعنی خودداری از مسدودسازی دسترسی، حفاظت از این حق مستلزم وجود تضمینهای قانونی علیه قطع اینترنت است و تحقق این حق آن نیازمند فراهمسازی دسترسی همگانی و پایدار است.
نمونهای برجسته از آسیبهای شدید ناشی از استفاده سیاسی از قطع اینترنت، برای ایران است. ایران در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ یک قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. هرچند بخشی از اتصال بعدها بازگردانده شد، اما تا اوایل فوریه ۲۰۲۶ شبکه همچنان بهشدت فیلترشده و با دسترسیهای مقطعی همرا بوده. همزمان، گزارشها از سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای امنیتی حکایت دارند: تبدیل مراکز درمانی به هدف، شلیک گاز اشکآور و ساچمه در محوطه بیمارستانها، ضربوشتم کارکنان سلامت، و حتی ورود به بخشهای فعال درمانی برای بازداشت مجروحان.
آسیب دوگانه قطع اینترنت یعنی قطعی اینترنت هم مانع از انتشار شواهد حملات به بیمارستانها و نقض حقوق بشر میشود و هم جریان دادههای لازم برای هماهنگی پزشکی اورژانسی و پزشکی از راه دور را مسدود میکند.
این سلاحیسازیِ قطع اینترنت، تعهدات بینالمللی ایران را نقض کرده و بهطور مستقیم به سلامت و رفاه مردم آسیب میزند. وقتی مستندسازی سرکوب میشود، راستیآزمایی تلفات تقریبا ناممکن میشود. هرچند برآوردهای معتبر حاکی از آن است که شمار جانباختگان تاکنون به هزاران نفر رسیده است.
اگرچه دولتها اغلب قطع اینترنت را به بهانه امنیت ملی توجیه میکنند، اما قوانین بینالمللی در این مورد واضح است: در طول درگیریهای مسلحانه، محدودیتها باید توسط قانون تجویز شوند، هدف مشروعی را دنبال کنند و ضروری و متناسب باشند. قطعهای سراسری که کل جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهند، این معیارها را برآورده نمیکنند. آسیب نامتناسب به شهروندان، عدم ارائه خدمات اورژانسی و اختلال در کمکهای بشردوستانه را نمیتوان با اصول ضرورت و تناسب که پایههای حقوق بینالملل بشردوستانه را تشکیل میدهند، تطبیق داد.
سازمان جهانی بهداشت و انجمن جهانی پزشکی، باید بهطور علنی قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت را نقض حق بر سلامت اعلام کنند.
بیطرفی پزشکی نیازمند حفاظت فعال است. از جمله پایش مستقل حملات علیه کارکنان سلامت.
برای حفاظت بلندمدت از این حقوق، به تضمینهای حقوقی و نهادی نیاز است. مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر باید قطعنامههای الزامآوری تصویب کنند که سازوکارهای پاسخگویی برای قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت ایجاد کند.
سازمان بهداشت جهانی باید پروتکلهایی تدوین کند که اتصال به اینترنت را به عنوان زیرساخت ضروری سلامت برای ارائه مراقبتها و خدمات اورژانسی و غیر اورژانسی از جمله واکسیناسیون، برنامه های کاهش آسیب، غربالگری سرطان و نظارت بر بیماریهای عفونی به رسمیت بشناسد.
تحقق حق دسترسی به اینترنت مستلزم سرمایهگذاری پیشدستانه در دسترسی مقاوم و تابآور است. جامعه جهانی سلامت باید بهسوی فناوریهای ماهوارهای مستقیم به دستگاه (direct-to-device satellite technologies) حرکت کند که امکان اتصال گوشیهای هوشمند بدون تغییر را فراهم میکنند و میتوانند از زیرساختهای محلی در بسترهای غیردموکراتیک عبور کنند.
شواهد کاملا روشن و بدون تردیدند: قابل پیش بینی است که قطع اینترنت موجب مرگهای قابلپیشگیری میشود، جنایات را پنهان میکند و آسیبهای روانی ماندگار بر جای میگذارد. همانطور که قطع اینترنتِ در حال تداوم در ایران بهوضوح نشان میدهد، دسترسی به اینترنت یکی از عوامل اصلی سلامت و رفاه اجتماعی است
جامعه جهانی سلامت هم چارچوب حقوقی را در اختیار دارد، هم شواهد علمی و هم مسئولیت اخلاقیِ اقدام را. در برابر چنین انزوای هدفمندی در ایران، سکوت موضعی خنثی نیست، بلکه همدستی در آن است.
برای مطالعه کل مقاله میتوانید از فایل پی دی اف زیر استفاده کنید.
در سالهای اخیر، سلاحیسازیِ قطع یا محدودسازی دسترسیِ دیجیتال (weaponisation of restricting
digital connectivity)،
بهتدریج به امری عادی تبدیل شده. فقط در سال ۲۰۲۴، دولتها ۲۹۶ مورد قطع اینترنت را در ۵۴ کشور اعمال کرده اند که دستکم ۷۲ مورد آن بهطور مستقیم با نقض حقوق بشر در بسترهای درگیری و خشونت مرتبط بوده. این قطعیها اغلب دقیقا در زمانهایی رخ داده که پاسخ اورژانسی پزشکی و هماهنگیهای بشردوستانه، بیشترین اهمیت را داشته و به این ترتیب، خطرات برای سلامت و رفاه غیرنظامیان را بیش از پیش کرده اند.
اینترنت دیگر یک کالای لوکس نیست. بلکه به جز جداییناپذیر تقریبا تمام ابعاد زندگی تبدیل شده. بر اساس حقوق بینالملل، دسترسی به اینترنت با حق آزادی بیان و حق برخورداری از سلامت ارتباط مستقیم دارد. احترام به این حق یعنی خودداری از مسدودسازی دسترسی، حفاظت از این حق مستلزم وجود تضمینهای قانونی علیه قطع اینترنت است و تحقق این حق آن نیازمند فراهمسازی دسترسی همگانی و پایدار است.
نمونهای برجسته از آسیبهای شدید ناشی از استفاده سیاسی از قطع اینترنت، برای ایران است. ایران در ۸ ژانویه ۲۰۲۶ یک قطع سراسری اینترنت را اعمال کرد. هرچند بخشی از اتصال بعدها بازگردانده شد، اما تا اوایل فوریه ۲۰۲۶ شبکه همچنان بهشدت فیلترشده و با دسترسیهای مقطعی همرا بوده. همزمان، گزارشها از سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای امنیتی حکایت دارند: تبدیل مراکز درمانی به هدف، شلیک گاز اشکآور و ساچمه در محوطه بیمارستانها، ضربوشتم کارکنان سلامت، و حتی ورود به بخشهای فعال درمانی برای بازداشت مجروحان.
آسیب دوگانه قطع اینترنت یعنی قطعی اینترنت هم مانع از انتشار شواهد حملات به بیمارستانها و نقض حقوق بشر میشود و هم جریان دادههای لازم برای هماهنگی پزشکی اورژانسی و پزشکی از راه دور را مسدود میکند.
این سلاحیسازیِ قطع اینترنت، تعهدات بینالمللی ایران را نقض کرده و بهطور مستقیم به سلامت و رفاه مردم آسیب میزند. وقتی مستندسازی سرکوب میشود، راستیآزمایی تلفات تقریبا ناممکن میشود. هرچند برآوردهای معتبر حاکی از آن است که شمار جانباختگان تاکنون به هزاران نفر رسیده است.
اگرچه دولتها اغلب قطع اینترنت را به بهانه امنیت ملی توجیه میکنند، اما قوانین بینالمللی در این مورد واضح است: در طول درگیریهای مسلحانه، محدودیتها باید توسط قانون تجویز شوند، هدف مشروعی را دنبال کنند و ضروری و متناسب باشند. قطعهای سراسری که کل جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهند، این معیارها را برآورده نمیکنند. آسیب نامتناسب به شهروندان، عدم ارائه خدمات اورژانسی و اختلال در کمکهای بشردوستانه را نمیتوان با اصول ضرورت و تناسب که پایههای حقوق بینالملل بشردوستانه را تشکیل میدهند، تطبیق داد.
سازمان جهانی بهداشت و انجمن جهانی پزشکی، باید بهطور علنی قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت را نقض حق بر سلامت اعلام کنند.
بیطرفی پزشکی نیازمند حفاظت فعال است. از جمله پایش مستقل حملات علیه کارکنان سلامت.
برای حفاظت بلندمدت از این حقوق، به تضمینهای حقوقی و نهادی نیاز است. مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوق بشر باید قطعنامههای الزامآوری تصویب کنند که سازوکارهای پاسخگویی برای قطع اینترنت در شرایط اضطراری سلامت ایجاد کند.
سازمان بهداشت جهانی باید پروتکلهایی تدوین کند که اتصال به اینترنت را به عنوان زیرساخت ضروری سلامت برای ارائه مراقبتها و خدمات اورژانسی و غیر اورژانسی از جمله واکسیناسیون، برنامه های کاهش آسیب، غربالگری سرطان و نظارت بر بیماریهای عفونی به رسمیت بشناسد.
تحقق حق دسترسی به اینترنت مستلزم سرمایهگذاری پیشدستانه در دسترسی مقاوم و تابآور است. جامعه جهانی سلامت باید بهسوی فناوریهای ماهوارهای مستقیم به دستگاه (direct-to-device satellite technologies) حرکت کند که امکان اتصال گوشیهای هوشمند بدون تغییر را فراهم میکنند و میتوانند از زیرساختهای محلی در بسترهای غیردموکراتیک عبور کنند.
شواهد کاملا روشن و بدون تردیدند: قابل پیش بینی است که قطع اینترنت موجب مرگهای قابلپیشگیری میشود، جنایات را پنهان میکند و آسیبهای روانی ماندگار بر جای میگذارد. همانطور که قطع اینترنتِ در حال تداوم در ایران بهوضوح نشان میدهد، دسترسی به اینترنت یکی از عوامل اصلی سلامت و رفاه اجتماعی است
جامعه جهانی سلامت هم چارچوب حقوقی را در اختیار دارد، هم شواهد علمی و هم مسئولیت اخلاقیِ اقدام را. در برابر چنین انزوای هدفمندی در ایران، سکوت موضعی خنثی نیست، بلکه همدستی در آن است.
برای مطالعه کل مقاله میتوانید از فایل پی دی اف زیر استفاده کنید.
Telegram
Scientometrics
👍41❤3😁2
بیانیه اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور در ضرورت حفظ امنیت تجمعات دانشجویی، خطاب به مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مسئولین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مسئولین دانشگاههای سراسر کشور
ما جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور، ضمن محکومکردن صریح کشتار دیماه و همدلی با خانواده های ایشان و همچنین با درک حساسیت شرایط کنونی که بیش از همیشه نیازمند خشونت پرهیزی و مدارا و صیانت از جان و روح دانشگاه می باشد، با قاطعیت از شما درخواست میکنیم ضمن بهرسمیت شناختن صریح حق اعتراض و افزایش سعهصدر در مواجهه با شعارهای مخالف با حکومت، اقدامات فوری زیر را برای حفظ حرمت دانشگاه و مصونیت دانشجویان به مرحله اجرا بگذارید:
تضمین امنیت فیزیکی و قضایی برای تجمعات دانشجویی
ممنوعیت مطلق ورود نیروهای غیرمرتبط
پیگیری فوری و جدی وضعیت دانشجویان دستگیرشده و لغو احکام انضباطی
تشکیل کمیته صیانت از حقوق دانشگاهیان
متن کامل برای امضای بیانیه از اینجا: لینک
اسامی اعضای هیئت علمی که تاکنون بیانیه را امضا کردهاند: لینک
@Scientomrtric
ما جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور، ضمن محکومکردن صریح کشتار دیماه و همدلی با خانواده های ایشان و همچنین با درک حساسیت شرایط کنونی که بیش از همیشه نیازمند خشونت پرهیزی و مدارا و صیانت از جان و روح دانشگاه می باشد، با قاطعیت از شما درخواست میکنیم ضمن بهرسمیت شناختن صریح حق اعتراض و افزایش سعهصدر در مواجهه با شعارهای مخالف با حکومت، اقدامات فوری زیر را برای حفظ حرمت دانشگاه و مصونیت دانشجویان به مرحله اجرا بگذارید:
تضمین امنیت فیزیکی و قضایی برای تجمعات دانشجویی
ممنوعیت مطلق ورود نیروهای غیرمرتبط
پیگیری فوری و جدی وضعیت دانشجویان دستگیرشده و لغو احکام انضباطی
تشکیل کمیته صیانت از حقوق دانشگاهیان
متن کامل برای امضای بیانیه از اینجا: لینک
اسامی اعضای هیئت علمی که تاکنون بیانیه را امضا کردهاند: لینک
@Scientomrtric
Google Docs
بیانیه اعضای هیات علمی دانشگاههای کشور در ضرورت حفظ امنیت تجمعات دانشجویی
👍113👎30❤16🙏2🔥1
Forwarded from Scientometrics
در تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۵۳، در یک روز مهم در تاریخ پزشکی، دکتر Jonas Salk از آمریکا اعلام کرد که اولین واکسن فلج اطفال (از ویروس غیر فعال) را ساخته است.
او واکسن را روی خود و خانوادهاش تست کرد و تا یک سال بعد روی ۱/۶ میلیون نفر در آمریکا، کانادا و فنلاند تست شد و نتایج هم در ۱۹۵۵ اعلام شد. شش شرکت دارویی مجوز ساخت واکسن را دریافت کردند ولی او نخواست تا سودی از به اشتراک گذاری اطلاعات واکسن دریافت کند و وقتی از او پرسیدند که صاحب امتیاز واکسن کیست، پاسخ داد که متعلق به مردم است و مگر مثلا خورشید Patent دارد!
تعداد افراد مبتلا به این بیماری از ۵۸ هزار مورد در ۱۹۵۲، به حدود ۶ هزار مورد در ۱۹۵۷ و تنها ۱۶۱ مورد در ۱۹۶۱ رسید.
در بزرگترین همهگیری ثبت شده در آمریکا بیش از ۳۰۰۰ نفر در ۱۹۵۲ به علت ابتلا به این بیماری فوت شده بودند.
بعدا واکسن دیگری توسط Albert Sabin (قطره خوراکی از ویروس زنده ضعیف شده) در ۱۹۶۲ ساخته شد. (از ایکس و WHO)
@Scientometric
او واکسن را روی خود و خانوادهاش تست کرد و تا یک سال بعد روی ۱/۶ میلیون نفر در آمریکا، کانادا و فنلاند تست شد و نتایج هم در ۱۹۵۵ اعلام شد. شش شرکت دارویی مجوز ساخت واکسن را دریافت کردند ولی او نخواست تا سودی از به اشتراک گذاری اطلاعات واکسن دریافت کند و وقتی از او پرسیدند که صاحب امتیاز واکسن کیست، پاسخ داد که متعلق به مردم است و مگر مثلا خورشید Patent دارد!
تعداد افراد مبتلا به این بیماری از ۵۸ هزار مورد در ۱۹۵۲، به حدود ۶ هزار مورد در ۱۹۵۷ و تنها ۱۶۱ مورد در ۱۹۶۱ رسید.
در بزرگترین همهگیری ثبت شده در آمریکا بیش از ۳۰۰۰ نفر در ۱۹۵۲ به علت ابتلا به این بیماری فوت شده بودند.
بعدا واکسن دیگری توسط Albert Sabin (قطره خوراکی از ویروس زنده ضعیف شده) در ۱۹۶۲ ساخته شد. (از ایکس و WHO)
@Scientometric
👏33❤28👌1
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد با وجود اعلام امکان اعطای دسترسی ویژه به اینترنت برای اعضای این سازمان، درخواست هیچگونه امتیاز ویژهای نخواهد داشت.
در این اطلاعیه آمده است:
در این اطلاعیه آمده است:
با توجه به محدودیتهای ایجاد شده در دسترسی به اینترنت بینالملل بهدلیل شرایط خاص جنگی کشور و ارائه دسترسی محدود (اینترنت پرو) به برخی اقشار، امکان اعطای این امتیاز به اعضای سازمان نظام پرستاری نیز از سوی مقامات مسئول اعلام شد، لکن سازمان نظام پرستاری جمهوری اسلامی ایران براساس بررسی جوانب مختلف تا زمان رفع محدودیتهای دسترسی عموم مردم به اینترنت بینالملل، درخواست هیچ امتیاز ویژهای را برای اعضای خود نخواهد داشت.
👍84👏29❤10🔥7🤷♂3👎2
Forwarded from انجمن علمی روانپزشکان ایران
💡 اطلاعرسانی
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که *حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد*؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
دیدگاه انجمن علمی روانپزشکان ایران در مورد پیامدهای روانی اجتماعی نحوهی مدیریت محدودیت اینترنت
انجمن علمی روانپزشکان ایران با توجه به مسئولیت حرفهای و علمی خود در قبال سلامت روان جامعه، بر این نکته تأکید میکند که دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی، در شرایط امروز، بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار میآید. این امکان، تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست، بلکه با آموزش، اشتغال، ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیتهای علمی و حرفهای، و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.
در سالهای اخیر، جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، هرگونه محدودیت گسترده، ناپایداری مزمن، یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی، ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیدهانگاشتهشدن، کاهش اعتماد عمومی، و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، جامعه زمانی از ثبات و تابآوری بیشتری برخوردار خواهد بود که شهروندان نسبت به دسترسی خود به امکانات پایهای زندگی امروز، احساس عدالت، شفافیت و قابلیت اتکا داشته باشند.
انجمن علمی روانپزشکان ایران بر این باور است که *حتی اگر با توجه به ملاحظات اداره کشور در شرایط دشوار جنگی، محدودسازی امری اجتنابناپذیر باشد*؛ با این حال، همان ملاحظات نیز ایجاب میکند که در تصمیمگیریهای مرتبط با زیرساختهای ارتباطی، آثار بلندمدت اجتماعی و روانی سیاستها بر زندگی مردم و بر کیفیت رابطهی دولت و جامعه، مورد توجه دقیق قرار گیرد. تجربه نشان میدهد که کاهش ابهام، پرهیز از ایجاد دسترسیهای ویژه و مبتنی بر تبعیض طبقاتی و فراهم کردن امکان دسترسی عمومی و باکیفیت، میتواند به تقویت آرامش روانی جامعه، افزایش حس تعلق و مشارکت، و حفظ انسجام اجتماعی یاری رساند.
بر همین اساس، انجمن علمی روانپزشکان ایران انتظار دارد سیاستگذاران و مسئولان ذیربط، با نگاه جامعنگر و آیندهنگر، تمهیدات لازم را برای تأمین دسترسی پایدار، عمومی، باکیفیت و عادلانه شهروندان به اینترنت جهانی فراهم آورند و از تداوم روندهایی که میتواند هزینههای اجتماعی، آموزشی، حرفهای، اقتصادی و روانی مضاعفی بر جامعه تحمیل کند، جلوگیری شود.
۳۱ فروردین ۱۴۰۵
هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران
👍31💯6😁5❤4🔥1👏1
مقاله کارآزمایی بالینی از ایران که در BMJ منتشر شده بود، ماه قبل سلب اعتبار (Retract) شده است. مقاله در مورد تلاش برای جلوگیری از نارسایی قلبی بعد از سکته با سلولهای بنیادی بود و بر این اساس خطر نارسایی قلبی بیش از ۵۰٪ کاهش یافته بود.
اینجا (لینک) BMJ به صورت مفصل در این مورد توضیح داده است. مشکلاتی همچون اعلام نادرست تعارض منافع، اضافه کردن نویسنده بدون رضایت،تناقض در زمان ثبت کارآزمایی و مهمتر از همه تردید درباره صحت دادهها و قابل اعتماد بودن کارآزمایی بالینی وجود داشته است.
پاسخ های نویسنده مسئول قانع کننده نبوده است. مجله با غذا و داروی ایران هم تماس داشته تا بررسی مستقل صورت بگیرد ولی از دوم دسامبر 2025 دیگر به ایمیل های مجله پاسخ نداده اند.
بعد از سلب اعتبار مقاله مجله هنوز در حال پیگیری بررسی رسمی این کارآزمایی است و به مکاتبه با رگولاتور ایرانی، دانشگاهها و مؤسسات نویسندگان ادامه خواهد داد. در نهایت مجله گفته الان در حال بررسی روشهایی است که قبل از انتشار مقاله، دادهها را بهتر و دقیقتر بررسی کند.
پست های مرتبط:
https://t.me/scientometric/7109
https://t.me/scientometric/7103
https://t.me/scientometric/7098
اینجا (لینک) BMJ به صورت مفصل در این مورد توضیح داده است. مشکلاتی همچون اعلام نادرست تعارض منافع، اضافه کردن نویسنده بدون رضایت،تناقض در زمان ثبت کارآزمایی و مهمتر از همه تردید درباره صحت دادهها و قابل اعتماد بودن کارآزمایی بالینی وجود داشته است.
پاسخ های نویسنده مسئول قانع کننده نبوده است. مجله با غذا و داروی ایران هم تماس داشته تا بررسی مستقل صورت بگیرد ولی از دوم دسامبر 2025 دیگر به ایمیل های مجله پاسخ نداده اند.
بعد از سلب اعتبار مقاله مجله هنوز در حال پیگیری بررسی رسمی این کارآزمایی است و به مکاتبه با رگولاتور ایرانی، دانشگاهها و مؤسسات نویسندگان ادامه خواهد داد. در نهایت مجله گفته الان در حال بررسی روشهایی است که قبل از انتشار مقاله، دادهها را بهتر و دقیقتر بررسی کند.
پست های مرتبط:
https://t.me/scientometric/7109
https://t.me/scientometric/7103
https://t.me/scientometric/7098
😢13👍8😁8❤3🤯2🤬1
در این پست عناوین برخی مقالات و گزارشات مرتبط با جنگ که در مجلات علمی منتشر شده را قرار می دهم:
مجله لنست و مجلات خانواده لنست:
Systematic health destruction in Iran by Operation Epic Fury (لینک)
Offline: The human consequences of Epic Fury (لینک)
Iran's humanitarian crisis: war, legality, and the erosion of population health (لینک)
Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security (لینک)
Arabian Gulf air pollution from energy infrastructure attacks (اینک)
عدم استفاده از نام خلیج فارس
مجله ی BMJ:
Iran war: Attacks near nuclear sites pose "alarming" health risks, WHO warns (لینک)
Drug supplies: Iran war leaves NHS chief "really worried" (لینک)
Iran war: 43 attacks on healthcare facilities in Iran and Lebanon, WHO says, as thousands killed (لینک)
مجله ساینس:
Iran war rains collateral damage on heritage sites (لینک)
As attacks escalate, Iran's universities become targets (لینک)
مجله نیچر:
How the war in Iran is reshaping the energy landscape (لینک)
How AI is shaping the war in Iran - and what's next for future conflicts (لینک)
Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty (لینک)
سایر مجلات
Invisible frontlines: the overlooked health consequences of the war in Iran (لینک)
@Scientometric
مجله لنست و مجلات خانواده لنست:
Systematic health destruction in Iran by Operation Epic Fury (لینک)
Offline: The human consequences of Epic Fury (لینک)
Iran's humanitarian crisis: war, legality, and the erosion of population health (لینک)
Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security (لینک)
Arabian Gulf air pollution from energy infrastructure attacks (اینک)
عدم استفاده از نام خلیج فارس
مجله ی BMJ:
Iran war: Attacks near nuclear sites pose "alarming" health risks, WHO warns (لینک)
Drug supplies: Iran war leaves NHS chief "really worried" (لینک)
Iran war: 43 attacks on healthcare facilities in Iran and Lebanon, WHO says, as thousands killed (لینک)
مجله ساینس:
Iran war rains collateral damage on heritage sites (لینک)
As attacks escalate, Iran's universities become targets (لینک)
مجله نیچر:
How the war in Iran is reshaping the energy landscape (لینک)
How AI is shaping the war in Iran - and what's next for future conflicts (لینک)
Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty (لینک)
سایر مجلات
Invisible frontlines: the overlooked health consequences of the war in Iran (لینک)
@Scientometric
👍9👎5❤3
Forwarded from Medical Professionalism (Fariba Asghari)
مسئولیت نظام سلامت در قبال سلامت زندانیان
فریبا اصغری
در روزهایی که خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت سلامت زندانیان در ایران منتشر میشود، گزارش اخیر درباره انتقال اورژانسی خانم نرگس محمدی بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در نظام فعلی، حتی وقتی پزشک تشخیص میدهد که جان یک بیمار در خطر است، این تشخیص الزاماً به اقدام فوری منجر نمیشود. در گزارشی که وکیل ایشان منتشر کرده، پزشکان زندان و سپس متخصصان، بر ضرورت انتقال فوری به بیمارستان تأکید کردهاند، اما اجرای این تصمیم با موانع اداری و قضایی مواجه شده است . این فاصله میان «ضرورت» و «اقدام»، دقیقاً همان جایی است که سلامت به خطر میافتد.
در قوانین ایران، حق سلامت بهروشنی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی را «حق همگانی» میداند. آییننامه اجرایی سازمان زندانها (مصوب ۱۴۰۰) نیز در مواد متعددی بر ضرورت رسیدگی پزشکی تأکید کرده است؛ از جمله ماده ۱۴۰ که حق مراجعه زندانی به بهداری و دریافت خدمات درمانی را به رسمیت میشناسد، و ماده ۱۴۱ که تأکید میکند داروهای حیاتی باید به تشخیص پزشک در اختیار زندانی قرار گیرد و عدم تأمین آن میتواند موجب مسئولیت شود. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده ۵۰۲ پیشبینی کرده است که اگر اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شود، قاضی میتواند اجرای آن را به تعویق بیندازد. با این حال، مسئله در سطح دیگری قرار دارد: در ساختار موجود، تصمیم پزشکی بهتنهایی تعیینکننده نیست. پزشک میتواند بگوید «باید درمان شود»، اما اجرای این تصمیم به تأیید نهادهایی وابسته است که مأموریت اصلیشان درمان نیست.
همین نکته، یک تعارض بنیادین ایجاد میکند. پزشک در زندان، همزمان در دو جهان زندگی میکند: جهانی که بر اصول حرفهای مانند نفع بیمار و فوریت درمان استوار است، و جهانی که تابع ملاحظات اداری و امنیتی است. نتیجه این دوگانگی آن است که استقلال حرفهای پزشک محدود میشود و تصمیم درمانی ممکن است به تأخیر بیفتد یا تغییر کند. حتی در آییننامه زندانها، در ماده ۱۳۷، خروج زندانی برای درمان خارج از زندان منوط به تأیید سلسلهمراتبی اداری و قضایی شده است. این یعنی تشخیص پزشک، بهخودیخود الزامآور نیست. در چنین وضعیتی، حتی بهترین پزشکان نیز نمیتوانند نقش خود را بهطور کامل ایفا کنند.
این مسئله صرفاً یک چالش داخلی نیست. در استانداردهای بینالمللی، از جمله «قواعد نلسون ماندلا»، تصریح شده است که ارائه خدمات سلامت به زندانیان مسئولیت دولت است و این خدمات باید مشابه خدمات به سایر افراد جامعه ارائه شود (Rule 24). همچنین در همین سند تأکید میشود که تصمیمات پزشکی باید توسط کارکنان سلامت و بر اساس ملاحظات حرفهای اتخاذ شود (Rule 27) و استفاده از محرومیت درمانی بهعنوان ابزار فشار یا تنبیه ممنوع است(Rule 43). سازمان جهانی بهداشت نیز در سند «Good Governance for Prison Health» توصیه میکند که خدمات سلامت زندان باید تحت مدیریت وزارت بهداشت قرار گیرد تا استقلال حرفهای و کیفیت مراقبت تضمین شود.
از این منظر، مسئله امروز فقط رسیدگی به یک بیمار یا یک پرونده نیست، بلکه پرسشی ساختاری است: چه نهادی باید مسئول نهایی سلامت زندانیان باشد؟ تا زمانی که حکمرانی خدمات سلامت زندان در اختیار نهادی غیرپزشکی باقی بماند، تعارض میان درمان و مدیریت اداری اجتنابناپذیر خواهد بود. انتقال این مسئولیت به وزارت بهداشت، نه یک پیشنهاد آرمانی، بلکه راهحلی عملی برای کاهش این تعارض، تقویت استقلال حرفهای پزشکان زندان و اطمینان از اجرای بهموقع تصمیمات درمانی است.
نقش وزارت بهداشت نمیتواند صرفاً به ارائه خدمات یا همکاری فنی محدود شود. این وزارتخانه، بهعنوان متولی سلامت عمومی، باید نسبت به پیامدهای این ساختار بر جان انسانها حساس باشد و برای اصلاح آن اقدام کند. دفاع از استقلال حرفهای پزشکان، مطالبه اجرای بدون تأخیر تصمیمات درمانی، و پیگیری انتقال حکمرانی سلامت زندان به نظام سلامت، بخشی از این مسئولیت است.
حرمت جان و کرامت انسانی یعنی وقتی پای سلامت و جان در میان است، تصمیم پزشکی، آخرین و تعیینکنندهترین صدا باشد.
فریبا اصغری
در روزهایی که خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت سلامت زندانیان در ایران منتشر میشود، گزارش اخیر درباره انتقال اورژانسی خانم نرگس محمدی بار دیگر یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در نظام فعلی، حتی وقتی پزشک تشخیص میدهد که جان یک بیمار در خطر است، این تشخیص الزاماً به اقدام فوری منجر نمیشود. در گزارشی که وکیل ایشان منتشر کرده، پزشکان زندان و سپس متخصصان، بر ضرورت انتقال فوری به بیمارستان تأکید کردهاند، اما اجرای این تصمیم با موانع اداری و قضایی مواجه شده است . این فاصله میان «ضرورت» و «اقدام»، دقیقاً همان جایی است که سلامت به خطر میافتد.
در قوانین ایران، حق سلامت بهروشنی به رسمیت شناخته شده است. اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی را «حق همگانی» میداند. آییننامه اجرایی سازمان زندانها (مصوب ۱۴۰۰) نیز در مواد متعددی بر ضرورت رسیدگی پزشکی تأکید کرده است؛ از جمله ماده ۱۴۰ که حق مراجعه زندانی به بهداری و دریافت خدمات درمانی را به رسمیت میشناسد، و ماده ۱۴۱ که تأکید میکند داروهای حیاتی باید به تشخیص پزشک در اختیار زندانی قرار گیرد و عدم تأمین آن میتواند موجب مسئولیت شود. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده ۵۰۲ پیشبینی کرده است که اگر اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی شود، قاضی میتواند اجرای آن را به تعویق بیندازد. با این حال، مسئله در سطح دیگری قرار دارد: در ساختار موجود، تصمیم پزشکی بهتنهایی تعیینکننده نیست. پزشک میتواند بگوید «باید درمان شود»، اما اجرای این تصمیم به تأیید نهادهایی وابسته است که مأموریت اصلیشان درمان نیست.
همین نکته، یک تعارض بنیادین ایجاد میکند. پزشک در زندان، همزمان در دو جهان زندگی میکند: جهانی که بر اصول حرفهای مانند نفع بیمار و فوریت درمان استوار است، و جهانی که تابع ملاحظات اداری و امنیتی است. نتیجه این دوگانگی آن است که استقلال حرفهای پزشک محدود میشود و تصمیم درمانی ممکن است به تأخیر بیفتد یا تغییر کند. حتی در آییننامه زندانها، در ماده ۱۳۷، خروج زندانی برای درمان خارج از زندان منوط به تأیید سلسلهمراتبی اداری و قضایی شده است. این یعنی تشخیص پزشک، بهخودیخود الزامآور نیست. در چنین وضعیتی، حتی بهترین پزشکان نیز نمیتوانند نقش خود را بهطور کامل ایفا کنند.
این مسئله صرفاً یک چالش داخلی نیست. در استانداردهای بینالمللی، از جمله «قواعد نلسون ماندلا»، تصریح شده است که ارائه خدمات سلامت به زندانیان مسئولیت دولت است و این خدمات باید مشابه خدمات به سایر افراد جامعه ارائه شود (Rule 24). همچنین در همین سند تأکید میشود که تصمیمات پزشکی باید توسط کارکنان سلامت و بر اساس ملاحظات حرفهای اتخاذ شود (Rule 27) و استفاده از محرومیت درمانی بهعنوان ابزار فشار یا تنبیه ممنوع است(Rule 43). سازمان جهانی بهداشت نیز در سند «Good Governance for Prison Health» توصیه میکند که خدمات سلامت زندان باید تحت مدیریت وزارت بهداشت قرار گیرد تا استقلال حرفهای و کیفیت مراقبت تضمین شود.
از این منظر، مسئله امروز فقط رسیدگی به یک بیمار یا یک پرونده نیست، بلکه پرسشی ساختاری است: چه نهادی باید مسئول نهایی سلامت زندانیان باشد؟ تا زمانی که حکمرانی خدمات سلامت زندان در اختیار نهادی غیرپزشکی باقی بماند، تعارض میان درمان و مدیریت اداری اجتنابناپذیر خواهد بود. انتقال این مسئولیت به وزارت بهداشت، نه یک پیشنهاد آرمانی، بلکه راهحلی عملی برای کاهش این تعارض، تقویت استقلال حرفهای پزشکان زندان و اطمینان از اجرای بهموقع تصمیمات درمانی است.
نقش وزارت بهداشت نمیتواند صرفاً به ارائه خدمات یا همکاری فنی محدود شود. این وزارتخانه، بهعنوان متولی سلامت عمومی، باید نسبت به پیامدهای این ساختار بر جان انسانها حساس باشد و برای اصلاح آن اقدام کند. دفاع از استقلال حرفهای پزشکان، مطالبه اجرای بدون تأخیر تصمیمات درمانی، و پیگیری انتقال حکمرانی سلامت زندان به نظام سلامت، بخشی از این مسئولیت است.
حرمت جان و کرامت انسانی یعنی وقتی پای سلامت و جان در میان است، تصمیم پزشکی، آخرین و تعیینکنندهترین صدا باشد.
👍16😢5❤3🙏1
گلایه رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از محدودیت اینترنت (لینک)
در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است؛ اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.
ما سالها به این روال عادت داشتیم که شبها در منزل برای کارهای علمی، از جمله آمادهسازی ارائه سخنرانی ها، آموزش دروس و مرور منابع روز از اینترنت استفاده کنیم؛ اما در حال حاضر شبها لپ تاپ هایمان خاموش است و نمیتوانیم فعالیت علمی داشته باشیم.
متاسفانه اینترنت پرو تلفن همراه نیز پاسخگوی نیازهای علمی نیست. در برخی موارد، مجوزها و شرایط دسترسی نیز بهگونهای است که عملاً امکان استفاده مؤثر از این اینترنت وجود ندارد و در مواردی نیز استفاده از هاتاسپات تلفن همراه کارآمد نیست و برای همه افراد به یک شکل قابل استفاده نیست.
در مرکز و کتابخانه دانشکده پزشکی، فضایی برای استفاده اساتید و اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شده است؛ اما این امکان محدود بوده و استفاده از آن به صورت نوبتی انجام میشود.
انجام فعالیتهای پژوهشی نیازمند دسترسی آزاد و بدون محدودیت به منابع علمی است. جستوجو و یافتن مقالات و منابع معتبر علمی فرآیندی زمانبر است و محدودیت در دسترسی به اینترنت این روند را دشوارتر میکند. در حال حاضر، استفاده از فضای موجود در کتابخانه نیز به صورت محدود و با زمانبندی مشخص و صف انتظار انجام میشود.
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان ابراز امیدواری کرد شرایط دسترسی به اینترنت برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور تسهیل شود.
@Scientometric
در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است؛ اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.
ما سالها به این روال عادت داشتیم که شبها در منزل برای کارهای علمی، از جمله آمادهسازی ارائه سخنرانی ها، آموزش دروس و مرور منابع روز از اینترنت استفاده کنیم؛ اما در حال حاضر شبها لپ تاپ هایمان خاموش است و نمیتوانیم فعالیت علمی داشته باشیم.
متاسفانه اینترنت پرو تلفن همراه نیز پاسخگوی نیازهای علمی نیست. در برخی موارد، مجوزها و شرایط دسترسی نیز بهگونهای است که عملاً امکان استفاده مؤثر از این اینترنت وجود ندارد و در مواردی نیز استفاده از هاتاسپات تلفن همراه کارآمد نیست و برای همه افراد به یک شکل قابل استفاده نیست.
در مرکز و کتابخانه دانشکده پزشکی، فضایی برای استفاده اساتید و اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شده است؛ اما این امکان محدود بوده و استفاده از آن به صورت نوبتی انجام میشود.
انجام فعالیتهای پژوهشی نیازمند دسترسی آزاد و بدون محدودیت به منابع علمی است. جستوجو و یافتن مقالات و منابع معتبر علمی فرآیندی زمانبر است و محدودیت در دسترسی به اینترنت این روند را دشوارتر میکند. در حال حاضر، استفاده از فضای موجود در کتابخانه نیز به صورت محدود و با زمانبندی مشخص و صف انتظار انجام میشود.
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان ابراز امیدواری کرد شرایط دسترسی به اینترنت برای جامعه دانشگاهی و علمی کشور تسهیل شود.
@Scientometric
اقتصاد آنلاین
گلایه رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از محدودیت اینترنت
رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به مشکلات دسترسی به اینترنت، از محدودیت امکانات برای فعالیتهای علمی اساتید خبر داد.
🌭20🤬13❤7👍4😁2
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
بیانیه انجمن جامعهشناسی در خصوص تداوم محدودیت بر شبکه بینالمللی اینترنت و اتصال اینترنت طبقاتی
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.
توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید میکند.
انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکهای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیستجهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوامبخش جامعه در لایههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.
توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورتهای جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات میپندارند که تداوم بهرهمندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمتهای گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلالها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که امنیت، به ابزاری برای فرصتطلبیهای مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساختیابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشههای عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیاماند و انسداد آنها نمیتواند جایگزین تدبیر برای حل بحرانهای ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباطبنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیممآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیونها نفر در کسبوکارهای خرد، به شکلگیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بیاعتمادی ساختیافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگرانکننده رسانده و سرمایه اجتماعی را بهشدت فرسوده میکند. در این میان، اصرار بر طرحهایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالبهای تبعیضآمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح میشود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجهبندیشده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید میکند.
انجمن جامعهشناسی ایران هشدار میدهد که تضعیف بیمحابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاهمدت، گسستهای جبرانناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیبدیده میان دولت و ملت نهفته است.
انجمن جامعهشناسی ایران
#انجمن_جامعهشناسی_ایران
@iran_sociology
👍25👏4❤3💯2
مجله نیچر در گزارشی با عنوان "Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty"، از وضعیت نگرانکننده دانشمندان ایرانی در میانه جنگ و قطع اینترنت نوشته است. (لینک) جایی که بمباران زیرساختهای غیرنظامی به چندین دانشگاه (حدود ۳۰ دانشگاه طبق اعلام جمعیت هلالاحمر ایران)، آزمایشگاه و حتی کتابخانهها آسیب زده و برخی پژوهشگران در مورد از دست رفتن دادهها، ارتباطات علمی و سالها کار پژوهشی گفتهاند.
در این گزارش، از تاثیر مستقیم حملات بر موسسات و دانشگاههایی مثل شریف، اصفهان و پاستور، نابودی هزاران کتاب و مقاله، و همچنین نگرانی گسترده از آینده علم در ایران بعد از جنگ و تشدید فشارهای حکومتی صحبت شده است.
در گزارش نیچر آمده که پیش از شروع جنگ، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان در اعتراضات برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی شرکت داشتند. اعتراضاتی که در دی ماه سرکوب شد و تعدادی از دانشجویان در آن کشته شدند. همچنین گفته شده دولت کنترل شدیدی بر دانشگاهها دارد و نگرانی وجود دارد که بعد از پایان جنگ، این فشارها بیشتر شده و با منتقدان برخورد شود.
نیچر در این گزارش با چند پژوهشگر و دانشگاهی صحبت کرده است که می توانید متن کامل صحبت هایشان را در گزارش ببینید. من فقط تقریبا یک جمله یا بخش کوتاه از هر فرد را اینجا قرار داده ام
عبیده جعفری، فیزیکدان از دانشگاه صنعتی اصفهان:
"سردبیران مجلات و داوران باید درک کنند که شرایط اجازه پاسخ سریع نمیدهد و دانشمندان ایرانی ممکن است در انتشار نتایج خود عقب افتاده باشند"
حامد بیکران بهشت، پژوهشگر اخلاق علم از موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور:
"پژوهشگران به دلیل قطعی اینترنت و شرایط جنگی احساس ناامنی دارند و نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند."
علی گرجی، پژوهشگر علوم اعصاب (neuroscientist) در دانشگاه مونستر آلمان که با مرکز شفا در تهران همکاری دارد:
"جامعه علمی جهان باید در برابر حمله به زیرساختهای پژوهشی صدای بلندتری داشته باشد. میتوان یک ساختمان را دوباره ساخت، اما اگر حمله به دانشگاهها عادی شود، در هر جنگ احمقانهای ممکن است تکرار شود. و این ایده از تخریب یک ساختمان خیلی مخربتر است"
ابراهیم آزادگان، از دانشگاه شریف:
کتابخانهای از کتابهایی که در طول سالها پژوهش و کار آکادمیک جمع کرده بود، در یک لحظه از بین رفت. وقتی دانشگاه بمباران شده، صبح روز بعد به دانشگاه رفته و دیده است که دفترش که بیش از هزار کتاب در آن بوده، نابود شده است. "آثاری که با آنها زندگی کرده بودم، با آنها رشد کرده بودم و دوستشان داشتم، در یک لحظه از بین رفتند"
"با خودم فکر میکردم چطور ممکن است چنین حملهای به یک دپارتمان فلسفه در یک دانشگاه غیرنظامی انجام شود. این یک اقدام واقعا بیرحمانه و وحشیانه بود"
و امیرطاهر تائبی، از فارغالتحصیلان شریف از دانشگاه لیهای (Lehigh University ):
"نمیتوانم میزان اندوهم را از دیدن آسیب به دانشگاه محل تحصیلم بیان کنم"
در کنار اینها گزارش همچنین به وضعیت زندانی بودن دانشجویان و دانشگاهیان از جمله احمدرضا جلالی و علی یونسی و نقلقولهایی از خانوادههایشان هم پرداخته است
@Scientometric
در این گزارش، از تاثیر مستقیم حملات بر موسسات و دانشگاههایی مثل شریف، اصفهان و پاستور، نابودی هزاران کتاب و مقاله، و همچنین نگرانی گسترده از آینده علم در ایران بعد از جنگ و تشدید فشارهای حکومتی صحبت شده است.
در گزارش نیچر آمده که پیش از شروع جنگ، بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان در اعتراضات برای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی شرکت داشتند. اعتراضاتی که در دی ماه سرکوب شد و تعدادی از دانشجویان در آن کشته شدند. همچنین گفته شده دولت کنترل شدیدی بر دانشگاهها دارد و نگرانی وجود دارد که بعد از پایان جنگ، این فشارها بیشتر شده و با منتقدان برخورد شود.
نیچر در این گزارش با چند پژوهشگر و دانشگاهی صحبت کرده است که می توانید متن کامل صحبت هایشان را در گزارش ببینید. من فقط تقریبا یک جمله یا بخش کوتاه از هر فرد را اینجا قرار داده ام
عبیده جعفری، فیزیکدان از دانشگاه صنعتی اصفهان:
"سردبیران مجلات و داوران باید درک کنند که شرایط اجازه پاسخ سریع نمیدهد و دانشمندان ایرانی ممکن است در انتشار نتایج خود عقب افتاده باشند"
حامد بیکران بهشت، پژوهشگر اخلاق علم از موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور:
"پژوهشگران به دلیل قطعی اینترنت و شرایط جنگی احساس ناامنی دارند و نمیتوانند روی کارشان تمرکز کنند."
علی گرجی، پژوهشگر علوم اعصاب (neuroscientist) در دانشگاه مونستر آلمان که با مرکز شفا در تهران همکاری دارد:
"جامعه علمی جهان باید در برابر حمله به زیرساختهای پژوهشی صدای بلندتری داشته باشد. میتوان یک ساختمان را دوباره ساخت، اما اگر حمله به دانشگاهها عادی شود، در هر جنگ احمقانهای ممکن است تکرار شود. و این ایده از تخریب یک ساختمان خیلی مخربتر است"
ابراهیم آزادگان، از دانشگاه شریف:
کتابخانهای از کتابهایی که در طول سالها پژوهش و کار آکادمیک جمع کرده بود، در یک لحظه از بین رفت. وقتی دانشگاه بمباران شده، صبح روز بعد به دانشگاه رفته و دیده است که دفترش که بیش از هزار کتاب در آن بوده، نابود شده است. "آثاری که با آنها زندگی کرده بودم، با آنها رشد کرده بودم و دوستشان داشتم، در یک لحظه از بین رفتند"
"با خودم فکر میکردم چطور ممکن است چنین حملهای به یک دپارتمان فلسفه در یک دانشگاه غیرنظامی انجام شود. این یک اقدام واقعا بیرحمانه و وحشیانه بود"
و امیرطاهر تائبی، از فارغالتحصیلان شریف از دانشگاه لیهای (Lehigh University ):
"نمیتوانم میزان اندوهم را از دیدن آسیب به دانشگاه محل تحصیلم بیان کنم"
در کنار اینها گزارش همچنین به وضعیت زندانی بودن دانشجویان و دانشگاهیان از جمله احمدرضا جلالی و علی یونسی و نقلقولهایی از خانوادههایشان هم پرداخته است
@Scientometric
Nature
'Heartbreaking': Iranian scientists on losing labs, libraries and liberty
Nature - Bombing of Iran's civilian infrastructure has damaged universities, destroyed thousands of books and manuscripts, amid a government-imposed Internet blackout, some of the country's...
👎32❤15👍4😢3🤔1
بر اساس اعلام جدید Scimago، برای اولین بار، تعداد مقالات علمی سالیانه عربستان از ایران پیشی گرفته است.
از نظر تعداد مقاله، در 2025 عربستان از ایران پیشی گرفته و حالا ایران در رتبه سوم بعد از ترکیه و عربستان قرار دارد. (در خاورمیانه)
سال 2023 بود که بعد از این که سالها ایران رتبه اول خاور میانه بود، ترکیه در رتبه اول قرار گرفت.
در کل دنیا نیز جایگاه ایران از نظر تعداد مقاله در 2024، رتبه 16 جهان بود و حالا در 2025 با دو پله تنزل به رتبه 18 دنیا رسیده است. (پیشی گرفتن هلند و عربستان)
از نظر تعداد ارجاعات، در 2025 ایران رتبه سوم بعد از عربستان و ترکیه را دارد. این برای شاخص اچ و برای همه سالها ا ز1996 تا 2025 به این ترتیب است: اسرائیل، ترکیه، عربستان و ایران
@Scientometric
از نظر تعداد مقاله، در 2025 عربستان از ایران پیشی گرفته و حالا ایران در رتبه سوم بعد از ترکیه و عربستان قرار دارد. (در خاورمیانه)
سال 2023 بود که بعد از این که سالها ایران رتبه اول خاور میانه بود، ترکیه در رتبه اول قرار گرفت.
در کل دنیا نیز جایگاه ایران از نظر تعداد مقاله در 2024، رتبه 16 جهان بود و حالا در 2025 با دو پله تنزل به رتبه 18 دنیا رسیده است. (پیشی گرفتن هلند و عربستان)
از نظر تعداد ارجاعات، در 2025 ایران رتبه سوم بعد از عربستان و ترکیه را دارد. این برای شاخص اچ و برای همه سالها ا ز1996 تا 2025 به این ترتیب است: اسرائیل، ترکیه، عربستان و ایران
@Scientometric
💔24🤷♂7❤4✍4😁3👏2
نتایج یک مطالعه کارآزمایی بزرگ در مجله لنست (لینک) نشان داده است که فقط انجام یک بار غربالگری با کولونوسکوپی میتواند خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ را حدود ۱۹٪ کاهش دهد.
در این مطالعه بیش از ۸۴ هزار نفر از نروژ، سوئد و لهستان شرکت داشتهاند و مدت زمان پیگیری ۱۳ سال بوده است (لینک مقاله در لنست).
قبلا نتایج پیگیری ده ساله این مطالعه در مجله NJEM منتشر شده بود که کاهش ۱۸% را نشان می داد. (لینک)
با این حال، کاهش معنیداری در مرگومیر ناشی از سرطان روده بزرگ مشاهده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، پایینتر بودن مرگومیر واقعی سرطان روده در جمعیت مطالعه نسبت به چیزی بوده که هنگام طراحی مطالعه انتظار آن وجود داشته است.
این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بلندمدت درباره اثر واقعی کولونوسکوپی در غربالگری سرطان روده محسوب میشود.
برخی یافته ها و بحث های مهم مقاله:
خطر سرطان کولورکتال در مردان نسبت به زنان در هر دو گروه مطالعه بیشتر بوده است.
کولونوسکوپی ممکن است در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبوده اند.
کولونوسکوپی بروز سرطان کولورکتال در کولون دیستال را ۲۱٪ کاهش داده اما برآورد اثر در کولون پروگزیمال کمتر و با دقت پایینتر بوده است.
از بین افرادی که به غربالگری دعوت شده بودند، فقط حدود ۴۲٪ در برنامه غربالگری کولونوسکوپی شرکت کرده اند. در کل جمعیت دعوت شده، کاهش ریسک 19% بوده اما اگر آنالیز per-protocol در نظر گرفته شود، کاهش خطر سرطان به ۴۵ درصد می رسد.
حتی بدون غربالگری هم، مرگ ناشی از سرطان کولورکتال نسبتا کم است. شواهد کافی نداریم که کولونوسکوپی واقعا مرگومیر را کاهش داده باشد. غربالگری ممکن است حتی اگر خطر مرگ را کاهش ندهد، در صورتی که از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، قابل توجیه باشد. در سطح کلی و جامعه، مزایای غربالگری باید در برابر سایر هزینههایی که به ارتقای سلامت عمومی کمک میکنند، سنجیده شود.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
در این مطالعه بیش از ۸۴ هزار نفر از نروژ، سوئد و لهستان شرکت داشتهاند و مدت زمان پیگیری ۱۳ سال بوده است (لینک مقاله در لنست).
قبلا نتایج پیگیری ده ساله این مطالعه در مجله NJEM منتشر شده بود که کاهش ۱۸% را نشان می داد. (لینک)
با این حال، کاهش معنیداری در مرگومیر ناشی از سرطان روده بزرگ مشاهده نشده است. یکی از دلایل احتمالی این موضوع، پایینتر بودن مرگومیر واقعی سرطان روده در جمعیت مطالعه نسبت به چیزی بوده که هنگام طراحی مطالعه انتظار آن وجود داشته است.
این مطالعه یکی از مهمترین شواهد بلندمدت درباره اثر واقعی کولونوسکوپی در غربالگری سرطان روده محسوب میشود.
برخی یافته ها و بحث های مهم مقاله:
خطر سرطان کولورکتال در مردان نسبت به زنان در هر دو گروه مطالعه بیشتر بوده است.
کولونوسکوپی ممکن است در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبوده اند.
کولونوسکوپی بروز سرطان کولورکتال در کولون دیستال را ۲۱٪ کاهش داده اما برآورد اثر در کولون پروگزیمال کمتر و با دقت پایینتر بوده است.
از بین افرادی که به غربالگری دعوت شده بودند، فقط حدود ۴۲٪ در برنامه غربالگری کولونوسکوپی شرکت کرده اند. در کل جمعیت دعوت شده، کاهش ریسک 19% بوده اما اگر آنالیز per-protocol در نظر گرفته شود، کاهش خطر سرطان به ۴۵ درصد می رسد.
حتی بدون غربالگری هم، مرگ ناشی از سرطان کولورکتال نسبتا کم است. شواهد کافی نداریم که کولونوسکوپی واقعا مرگومیر را کاهش داده باشد. غربالگری ممکن است حتی اگر خطر مرگ را کاهش ندهد، در صورتی که از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، قابل توجیه باشد. در سطح کلی و جامعه، مزایای غربالگری باید در برابر سایر هزینههایی که به ارتقای سلامت عمومی کمک میکنند، سنجیده شود.
مطالعات مرتبط قبلی از کانال (لینک):
قبلا مطالعه کارآزمایی بالینی با نام COLONPREV، بر روی حدود ۶۰ هزار نفر در لنست منتشر شده بود که طی آن non-inferiority برای تست ایمونوشیمیایی مدفوع (faecal immunochemical test) نسبت به کولونوسکوپی (برای مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ در طی ده سال) مشخص شده بود. در واقع در این مطالعه نشان داده شده بود که آزمایش ایمونوشیمیایی مدفوع برای تشخیص خون مخفی در مدفوع، می تواند به اندازه کولونوسکوپی در جلوگیری از مرگ و میر ناشی از سرطان روده بزرگ موثر باشد.
همین طور در مطالعه ای در JAMA Oncology، با حدود ۲۰۰,۰۰۰ شرکتکننده که تا ۳۲ سال پیگیری داشته اند، مشخص شده بود که افرادی که نتیجه کولونوسکوپی غربالگری آنها منفی باشد، ممکن است حداقل تا ۲۰ سال نیازی به تکرار آن نداشته باشند.
@Scientometric
Telegram
Scientometrics
👍12❤8
مقاله جدیدی در مجله لنست (لینک) با عنوان «Damage to Pasteur Institute of Iran threatens regional health security» منتشر شده که به آسیب گسترده واردشده به انستیتو پاستور ایران ر حملات هوایی اخیر و پیامدهای آن برای سلامت عمومی منطقه اشاره میکند. نویسندگان تاکید کرده اند که این مرکز طی بیش از یک قرن، نقش مهمی در تولید واکسن، پایش بیماریهای عفونی، تشخیص آزمایشگاهی و مقابله با همهگیریها داشته و از کار افتادن آن میتواند توان پاسخ به طغیان بیماریها را در ایران و منطقه بهشدت تضعیف کند.
@Scientometric
@Scientometric
👎24👍23❤4😢3💊1