🥚یک تخممرغ ساده شاید غذای بسیار معمولی به نظر برسد، اما از نظر تغذیهای بستهای کوچک و فشرده از مواد مغذی است.
وقتی صبح یک تخممرغ آبپز میخورید، مهمترین چیزی که وارد بدنتان میشود پروتئین باکیفیت است. یک تخممرغ بزرگ تقریباً ۶ گرم پروتئین دارد و همچنین منبع خوبی از ویتامین D، کولین، لوتئین و زآگزانتین است. کولین برای عملکرد مغز، کبد و بسیاری از فرایندهای سلولی اهمیت دارد.
اما جالبتر این است که تخممرغ میتواند احساس سیری را بیشتر کند. یعنی اگر صبحانه شما پروتئین کافی داشته باشد، ممکن است چند ساعت کمتر احساس گرسنگی کنید و در نتیجه خوردن میانوعدههای شیرین و پرکالری کاهش پیدا کند.
تخممرغ حاوی کلسترول غذایی است؛ یک تخممرغ بزرگ حدود ۲۰۰ میلیگرم کلسترول دارد. اما کلسترول موجود در غذا با کلسترول خون یکی نیست، بدن خود ما نیز کلسترول تولید میکند و مقدار تولید آن را تنظیم میکند. در سالهای اخیر، پژوهشها نشان دادهاند که برای بیشتر افراد سالم، نگرانی درباره یک تخممرغ در روز بسیار کمتر از گذشته است. انجمن قلب امریکا نیز برای افراد سالم، مصرف تا حدود یک تخممرغ کامل در روز را در چارچوب یک رژیم غذایی سالم قابل قبول میداند.
گاهی خود تخممرغ مشکل اصلی نیست؛ چیزی است که همراه آن میخوریم، تخممرغ آبپز با سبزیجات و نان سبوسدار یک چیز است ولی تخممرغ سرخشده همراه با بیکن، سوسیس، کره و نان سفید چیز دیگری.
چربیهای اشباعشده، غذاهای فوقفرآوریشده، نمک و قند زیاد میتوانند برای سلامت قلب بسیار مهمتر از این باشند که فقط روی کلسترول یک تخممرغ تمرکز کنیم. راهنمای جدید انجمن قلب امریکا نیز بر سبزیجات، میوهها، غلات کامل، حبوبات، مغزها، چربیهای غیراشباع و منابع سالم پروتین تأکید دارد.
بنابراین اگر صبح یک تخممرغ آبپز میخورید، انتظار «معجزه» نداشته باشید؛ اما میتوانید آن را بخشی از یک صبحانه ساده، مغذی و سیرکننده بدانید.
#تخم_مرغ #تغذیه #سلامتی #صبحانه #پروتین #کلسترول #علم
https://menufiyat.net/?s=What+Really+Happens+When+You+Start+Your+Morning+With+a+Boiled+Egg%3F+The+Simple+Breakfast+Worth+Knowing+About&utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
وقتی صبح یک تخممرغ آبپز میخورید، مهمترین چیزی که وارد بدنتان میشود پروتئین باکیفیت است. یک تخممرغ بزرگ تقریباً ۶ گرم پروتئین دارد و همچنین منبع خوبی از ویتامین D، کولین، لوتئین و زآگزانتین است. کولین برای عملکرد مغز، کبد و بسیاری از فرایندهای سلولی اهمیت دارد.
اما جالبتر این است که تخممرغ میتواند احساس سیری را بیشتر کند. یعنی اگر صبحانه شما پروتئین کافی داشته باشد، ممکن است چند ساعت کمتر احساس گرسنگی کنید و در نتیجه خوردن میانوعدههای شیرین و پرکالری کاهش پیدا کند.
تخممرغ حاوی کلسترول غذایی است؛ یک تخممرغ بزرگ حدود ۲۰۰ میلیگرم کلسترول دارد. اما کلسترول موجود در غذا با کلسترول خون یکی نیست، بدن خود ما نیز کلسترول تولید میکند و مقدار تولید آن را تنظیم میکند. در سالهای اخیر، پژوهشها نشان دادهاند که برای بیشتر افراد سالم، نگرانی درباره یک تخممرغ در روز بسیار کمتر از گذشته است. انجمن قلب امریکا نیز برای افراد سالم، مصرف تا حدود یک تخممرغ کامل در روز را در چارچوب یک رژیم غذایی سالم قابل قبول میداند.
گاهی خود تخممرغ مشکل اصلی نیست؛ چیزی است که همراه آن میخوریم، تخممرغ آبپز با سبزیجات و نان سبوسدار یک چیز است ولی تخممرغ سرخشده همراه با بیکن، سوسیس، کره و نان سفید چیز دیگری.
چربیهای اشباعشده، غذاهای فوقفرآوریشده، نمک و قند زیاد میتوانند برای سلامت قلب بسیار مهمتر از این باشند که فقط روی کلسترول یک تخممرغ تمرکز کنیم. راهنمای جدید انجمن قلب امریکا نیز بر سبزیجات، میوهها، غلات کامل، حبوبات، مغزها، چربیهای غیراشباع و منابع سالم پروتین تأکید دارد.
بنابراین اگر صبح یک تخممرغ آبپز میخورید، انتظار «معجزه» نداشته باشید؛ اما میتوانید آن را بخشی از یک صبحانه ساده، مغذی و سیرکننده بدانید.
#تخم_مرغ #تغذیه #سلامتی #صبحانه #پروتین #کلسترول #علم
https://menufiyat.net/?s=What+Really+Happens+When+You+Start+Your+Morning+With+a+Boiled+Egg%3F+The+Simple+Breakfast+Worth+Knowing+About&utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Forwarded from » ذهن نقاد «
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا نباید هر چیزی رو که میشنویم باور کنیم؟
تا حالا شده چیزی رو بشنوید و بلافاصله با خودتون بگید: «درسته!»
اما یک سؤال مهم وجود داره:
چرا فکر میکنیم هر چیزی که برایمان آشنا، منطقی یا قانعکننده به نظر میرسد، حتماً درست است؟
ذهن ما همیشه دنبال حقیقت نیست؛ خیلی وقتها دنبال یک پاسخ سریع و راحت است.
مثلاً اگر کسی با اعتمادبهنفس زیاد بگوید: «این روش قطعاً جواب میدهد»، ممکن است ناخودآگاه حرفش را معتبرتر از چیزی بدانیم که یک فرد مردد بیان میکند.
در حالی که اعتمادبهنفس، جای شواهد را نمیگیرد.
تفکر نقادانه یعنی قبل از اینکه یک ادعا را بپذیریم، چند لحظه مکث کنیم و بپرسیم:
«چه شواهدی برای این ادعا وجود دارد؟»
«آیا شواهد مخالفی هم هست؟»
و مهمتر از همه:
«اگر این ادعا اشتباه باشد، چه چیزی میتواند اشتباه بودنش را نشان دهد؟»
گاهی بهترین کاری که برای نزدیکشدن به حقیقت میتوانیم انجام دهیم، این است که کمی دیرتر قانع شویم.
https://www.instagram.com/reel/DceMdCeMTWH/?igsi=dnBqbjMzZnIzNWtv
@zehnnaghad
تا حالا شده چیزی رو بشنوید و بلافاصله با خودتون بگید: «درسته!»
اما یک سؤال مهم وجود داره:
چرا فکر میکنیم هر چیزی که برایمان آشنا، منطقی یا قانعکننده به نظر میرسد، حتماً درست است؟
ذهن ما همیشه دنبال حقیقت نیست؛ خیلی وقتها دنبال یک پاسخ سریع و راحت است.
مثلاً اگر کسی با اعتمادبهنفس زیاد بگوید: «این روش قطعاً جواب میدهد»، ممکن است ناخودآگاه حرفش را معتبرتر از چیزی بدانیم که یک فرد مردد بیان میکند.
در حالی که اعتمادبهنفس، جای شواهد را نمیگیرد.
تفکر نقادانه یعنی قبل از اینکه یک ادعا را بپذیریم، چند لحظه مکث کنیم و بپرسیم:
«چه شواهدی برای این ادعا وجود دارد؟»
«آیا شواهد مخالفی هم هست؟»
و مهمتر از همه:
«اگر این ادعا اشتباه باشد، چه چیزی میتواند اشتباه بودنش را نشان دهد؟»
گاهی بهترین کاری که برای نزدیکشدن به حقیقت میتوانیم انجام دهیم، این است که کمی دیرتر قانع شویم.
https://www.instagram.com/reel/DceMdCeMTWH/?igsi=dnBqbjMzZnIzNWtv
@zehnnaghad
🫀رسوب کلسیم در رگهای قلب به جمعشدن کلسیم در دیوارهٔ رگهایی گفته میشود که خون را به قلب میرسانند.
این رسوبات معمولاً در نتیجهٔ تصلب شرایین (آترواسکلروز) به وجود میآیند. در این بیماری، کلسترول، سلولهای التهابی و مواد دیگر در دیوارهٔ رگها جمع میشوند. با گذشت زمان، این پلاکها سفت شده و کلسیمی میشوند و به همین دلیل تشخیص آنها آسانتر میشود. خودِ رسوب کلسیم همیشه به معنای بستهشدن رگ نیست، اما میتواند نشانهٔ مهمی از وجود یا پیشرفت بیماری رگهای قلب باشد.
بیشتر افرادی که در رگهای قلبشان کلسیم جمع شده است، در ابتدا هیچ علامتی ندارند؛ به همین دلیل گاهی به آن یک هشدار خاموش گفته میشود.
دکترها میتوانند این رسوبات را با یک نوع سیتیاسکن تخصصی قلب به نام اسکن کلسیم عروق کرونر تشخیص دهند. مقدار کلسیم با عددی به نام امتیاز کلسیم (Calcium Score) اندازهگیری میشود. هرچه این امتیاز بالاتر باشد، معمولاً میزان تصلب شرایین بیشتر و خطر حملهٔ قلبی و سایر مشکلات قلبی-عروقی در آینده نیز بیشتر است.
تشخیص زودهنگام رسوب کلسیم در رگهای قلب به پزشکان کمک میکند افرادی را که خطر بیماری قلبی در آنها بیشتر است، پیش از بروز علائم شناسایی کنند. بر اساس این اطلاعات، میتوان تغییرات در سبک زندگی و در صورت نیاز درمانهای پزشکی را برای کندکردن پیشرفت بیماری و کاهش خطر عوارض جدی قلبی آغاز کرد.
✍:علی روستایی
https://www.heart.org/en/health-topics/heart-attack/diagnosing-a-heart-attack/cac-test?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
این رسوبات معمولاً در نتیجهٔ تصلب شرایین (آترواسکلروز) به وجود میآیند. در این بیماری، کلسترول، سلولهای التهابی و مواد دیگر در دیوارهٔ رگها جمع میشوند. با گذشت زمان، این پلاکها سفت شده و کلسیمی میشوند و به همین دلیل تشخیص آنها آسانتر میشود. خودِ رسوب کلسیم همیشه به معنای بستهشدن رگ نیست، اما میتواند نشانهٔ مهمی از وجود یا پیشرفت بیماری رگهای قلب باشد.
بیشتر افرادی که در رگهای قلبشان کلسیم جمع شده است، در ابتدا هیچ علامتی ندارند؛ به همین دلیل گاهی به آن یک هشدار خاموش گفته میشود.
دکترها میتوانند این رسوبات را با یک نوع سیتیاسکن تخصصی قلب به نام اسکن کلسیم عروق کرونر تشخیص دهند. مقدار کلسیم با عددی به نام امتیاز کلسیم (Calcium Score) اندازهگیری میشود. هرچه این امتیاز بالاتر باشد، معمولاً میزان تصلب شرایین بیشتر و خطر حملهٔ قلبی و سایر مشکلات قلبی-عروقی در آینده نیز بیشتر است.
تشخیص زودهنگام رسوب کلسیم در رگهای قلب به پزشکان کمک میکند افرادی را که خطر بیماری قلبی در آنها بیشتر است، پیش از بروز علائم شناسایی کنند. بر اساس این اطلاعات، میتوان تغییرات در سبک زندگی و در صورت نیاز درمانهای پزشکی را برای کندکردن پیشرفت بیماری و کاهش خطر عوارض جدی قلبی آغاز کرد.
✍:علی روستایی
https://www.heart.org/en/health-topics/heart-attack/diagnosing-a-heart-attack/cac-test?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
www.heart.org
Coronary Artery Calcium Test
What is a Coronary Artery Calcium Test.
🧄 سیر میتونه پشهها رو بکشه!!
دانشمندان در ابتدا قصد نداشتند یک روش برای کنترل پشهها پیدا کنند، اما هنگام بررسی تأثیر میوهها و سبزیجات مختلف بر رفتار حشرات، به یک کشف غیرمنتظره رسیدند.
آنها دریافتند که سیر تقریباً بهطور کامل از جفتگیری پشهها و چند نوع مگس میوه جلوگیری میکند. پژوهشگران این اثر را به یک ماده طبیعی حاوی گوگرد به نام دیآلیل دیسولفاید (Diallyl disulfide) نسبت دادند؛ همان مادهای که بوی و مزهٔ خاص سیر را ایجاد میکند.
این یافته نشان میدهد که سیر دارای موادی است که میتوانند رفتار طبیعی تولیدمثل بعضی حشرات را مختل کنند.
آزمایشهای بیشتر نشان داد که این اثر بیشتر از طریق چشیدن سیر، نه بوییدن آن ایجاد میشود. وقتی حشرات فقط بوی سیر را احساس میکردند، بیشترشان همچنان بهطور عادی جفتگیری میکردند. اما وقتی سیر را میچشیدند، رفتار جفتگیری بهشدت کاهش مییافت و حشرات ماده نیز تخمهای بسیار کمتری میگذاشتند.
پژوهشگران دریافتند که ماده موجود در سیر یک گیرنده حسی به نام TrpA1 را در اندام چشایی حشرات فعال میکند. این کار پیامهای عصبی مرتبط با تولیدمثل را مختل میسازد.
این کشف ممکن است در آینده به تولید روشهای سازگارتر با محیط زیست برای کنترول پشهها کمک کند؛ بهویژه پشههایی که بیماریهایی مانند تب دِنگی، مالاریا و زیکا را انتقال میدهند.
البته هنوز تحقیقات بیشتری لازم است تا مشخص شود آیا این روش در خارج از آزمایشگاه نیز مؤثر و عملی است یا خیر. اما در آینده ممکن است بتواند نیاز به حشرهکشهای شیمیایی را کاهش دهد و امکان هدفگیری دقیقتر حشرات زیانآور را فراهم کند.
✍:علی روستایی
Cell, 2026, 189: 3623–3635.e10
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41999745/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
دانشمندان در ابتدا قصد نداشتند یک روش برای کنترل پشهها پیدا کنند، اما هنگام بررسی تأثیر میوهها و سبزیجات مختلف بر رفتار حشرات، به یک کشف غیرمنتظره رسیدند.
آنها دریافتند که سیر تقریباً بهطور کامل از جفتگیری پشهها و چند نوع مگس میوه جلوگیری میکند. پژوهشگران این اثر را به یک ماده طبیعی حاوی گوگرد به نام دیآلیل دیسولفاید (Diallyl disulfide) نسبت دادند؛ همان مادهای که بوی و مزهٔ خاص سیر را ایجاد میکند.
این یافته نشان میدهد که سیر دارای موادی است که میتوانند رفتار طبیعی تولیدمثل بعضی حشرات را مختل کنند.
آزمایشهای بیشتر نشان داد که این اثر بیشتر از طریق چشیدن سیر، نه بوییدن آن ایجاد میشود. وقتی حشرات فقط بوی سیر را احساس میکردند، بیشترشان همچنان بهطور عادی جفتگیری میکردند. اما وقتی سیر را میچشیدند، رفتار جفتگیری بهشدت کاهش مییافت و حشرات ماده نیز تخمهای بسیار کمتری میگذاشتند.
پژوهشگران دریافتند که ماده موجود در سیر یک گیرنده حسی به نام TrpA1 را در اندام چشایی حشرات فعال میکند. این کار پیامهای عصبی مرتبط با تولیدمثل را مختل میسازد.
این کشف ممکن است در آینده به تولید روشهای سازگارتر با محیط زیست برای کنترول پشهها کمک کند؛ بهویژه پشههایی که بیماریهایی مانند تب دِنگی، مالاریا و زیکا را انتقال میدهند.
البته هنوز تحقیقات بیشتری لازم است تا مشخص شود آیا این روش در خارج از آزمایشگاه نیز مؤثر و عملی است یا خیر. اما در آینده ممکن است بتواند نیاز به حشرهکشهای شیمیایی را کاهش دهد و امکان هدفگیری دقیقتر حشرات زیانآور را فراهم کند.
✍:علی روستایی
Cell, 2026, 189: 3623–3635.e10
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41999745/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
⭕️ در بیهوشی خواب دیدن
پژوهشگران یک روش ساده برای بیهوشی پیدا کردهاند که میتواند احتمال خواب دیدن هنگام بیهوشی عمومی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
این روش چند مرحله دارد: آمادهسازی بیمار پیش از جراحی، استفاده از داروی بیهوشی پروپوفول (Propofol) در هنگام بیدار شدن، بررسی فعالیت مغز با دستگاه الکتروانسفالوگرام (EEG)، کاهش تحریک و مزاحمتهای محیطی حدود ۱۰ دقیقه پیش از بیدار شدن بیمار، و پرسیدن درباره خوابهایی که دیده است بلافاصله پس از بههوش آمدن.
در این پژوهش، وقتی تمام این مراحل رعایت شد، تعداد بسیار بیشتری از بیماران گفتند که در جریان بیهوشی خواب دیدهاند. تقریباً همه این خوابها نیز خوشایند گزارش شدند.
دانشمندان فکر میکنند خواب دیدن در زمانی اتفاق میافتد که مغز بهتدریج از حالت بیهوشی به حالت هوشیاری کامل برمیگردد. در این مرحله، شبکههای مغزی مربوط به حافظه، تخیل و احساسات دوباره فعال میشوند، در حالی که فرد هنوز کاملاً بیدار نشده است.
یک محیط آرام در هنگام بیدار شدن ممکن است به این شبکههای مغزی کمک کند تا تجربههای خواب واضحتر و قابلیادآوریتری ایجاد کنند.
پژوهشگران اکنون بررسی میکنند که آیا خوابهای مثبت هنگام بیهوشی میتوانند اضطراب بیمار را کاهش دهند، وضعیت روحی او را بهتر کنند و تجربه جراحی را کماسترستر سازند یا خیر.
این یافتهها همچنین اطلاعات تازهای درباره چگونگی بازگشت مغز از بیهوشی به هوشیاری ارائه میکنند و فرصت جالبی برای مطالعه یکی از پیچیدهترین مراحل فعالیت مغز انسان به وجود آوردهاند.
✍:علی روستایی
DOI: 10.1097/ALN.0000000000005968
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41632715/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
پژوهشگران یک روش ساده برای بیهوشی پیدا کردهاند که میتواند احتمال خواب دیدن هنگام بیهوشی عمومی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
این روش چند مرحله دارد: آمادهسازی بیمار پیش از جراحی، استفاده از داروی بیهوشی پروپوفول (Propofol) در هنگام بیدار شدن، بررسی فعالیت مغز با دستگاه الکتروانسفالوگرام (EEG)، کاهش تحریک و مزاحمتهای محیطی حدود ۱۰ دقیقه پیش از بیدار شدن بیمار، و پرسیدن درباره خوابهایی که دیده است بلافاصله پس از بههوش آمدن.
در این پژوهش، وقتی تمام این مراحل رعایت شد، تعداد بسیار بیشتری از بیماران گفتند که در جریان بیهوشی خواب دیدهاند. تقریباً همه این خوابها نیز خوشایند گزارش شدند.
دانشمندان فکر میکنند خواب دیدن در زمانی اتفاق میافتد که مغز بهتدریج از حالت بیهوشی به حالت هوشیاری کامل برمیگردد. در این مرحله، شبکههای مغزی مربوط به حافظه، تخیل و احساسات دوباره فعال میشوند، در حالی که فرد هنوز کاملاً بیدار نشده است.
یک محیط آرام در هنگام بیدار شدن ممکن است به این شبکههای مغزی کمک کند تا تجربههای خواب واضحتر و قابلیادآوریتری ایجاد کنند.
پژوهشگران اکنون بررسی میکنند که آیا خوابهای مثبت هنگام بیهوشی میتوانند اضطراب بیمار را کاهش دهند، وضعیت روحی او را بهتر کنند و تجربه جراحی را کماسترستر سازند یا خیر.
این یافتهها همچنین اطلاعات تازهای درباره چگونگی بازگشت مغز از بیهوشی به هوشیاری ارائه میکنند و فرصت جالبی برای مطالعه یکی از پیچیدهترین مراحل فعالیت مغز انسان به وجود آوردهاند.
✍:علی روستایی
DOI: 10.1097/ALN.0000000000005968
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41632715/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
🌡️ کپسول قابلبلع برای پایش دمای داخلی بدن
پژوهشگران یک حسگر بسیار کوچک و قابلبلع ساختهاند که میتواند دمای داخلی بدن را از داخل دستگاه گوارش اندازهگیری و ثبت کند.
این فناوری میتواند نسبت به دماسنجهای پوستی، تصویر دقیقتری از تغییرات دمای داخلی بدن ارائه دهد؛ زیرا اندازهگیری آن مستقیماً در داخل بدن انجام میشود و کمتر تحتتأثیر شرایط محیطی قرار میگیرد.
این دستگاه بسیار کوچک است و درون آن یک حسگر دما، تراشهٔ الکترونیکی، باتری و سامانهٔ ارتباط بیسیم قرار دارد. دادههای دما میتوانند از طریق ارتباط بیسیم به یک گیرندهٔ خارجی منتقل شوند.
در آزمایشهای حیوانی، این حسگر توانست برای چند روز در دستگاه گوارش باقی بماند و دمای داخلی را پایش کند. در یک آزمایش روی خوک، دستگاه حدود ۳ روز در معده و حدود ۱ روز در رودهٔ باریک باقی ماند و سپس از طریق دستگاه گوارش دفع شد.
نکتهٔ مهم این است که این فناوری هنوز آزمایشی و پیشبالینی است و آزمایشهای انسانی برای ارزیابی ایمنی و کارایی آن ضروری است.
اگر در آینده این فناوری در انسان ایمن و دقیق بودن خود را ثابت کند، میتواند برای پایش طولانیمدت دمای بدن، بررسی عفونت و التهاب و نظارت بر وضعیت بیماران کاربرد داشته باشد.
✍:علی روستایی
Nature
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
پژوهشگران یک حسگر بسیار کوچک و قابلبلع ساختهاند که میتواند دمای داخلی بدن را از داخل دستگاه گوارش اندازهگیری و ثبت کند.
این فناوری میتواند نسبت به دماسنجهای پوستی، تصویر دقیقتری از تغییرات دمای داخلی بدن ارائه دهد؛ زیرا اندازهگیری آن مستقیماً در داخل بدن انجام میشود و کمتر تحتتأثیر شرایط محیطی قرار میگیرد.
این دستگاه بسیار کوچک است و درون آن یک حسگر دما، تراشهٔ الکترونیکی، باتری و سامانهٔ ارتباط بیسیم قرار دارد. دادههای دما میتوانند از طریق ارتباط بیسیم به یک گیرندهٔ خارجی منتقل شوند.
در آزمایشهای حیوانی، این حسگر توانست برای چند روز در دستگاه گوارش باقی بماند و دمای داخلی را پایش کند. در یک آزمایش روی خوک، دستگاه حدود ۳ روز در معده و حدود ۱ روز در رودهٔ باریک باقی ماند و سپس از طریق دستگاه گوارش دفع شد.
نکتهٔ مهم این است که این فناوری هنوز آزمایشی و پیشبالینی است و آزمایشهای انسانی برای ارزیابی ایمنی و کارایی آن ضروری است.
اگر در آینده این فناوری در انسان ایمن و دقیق بودن خود را ثابت کند، میتواند برای پایش طولانیمدت دمای بدن، بررسی عفونت و التهاب و نظارت بر وضعیت بیماران کاربرد داشته باشد.
✍:علی روستایی
Nature
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Nature
A miniaturized ingestible temperature sensor for continuous internal monitoring
Nature Electronics - An ingestible device that integrates a low-power integrated circuit, an antenna for wireless backscatter communication and a coin-cell battery measures just 6 mm in...
مغز، پیش از شروع یک رفتار اجتماعی آماده میشود 🧠🐟
هر رفتار اجتماعی با یک تعامل آغاز نمیشود؛ گاهی مغز پیش از آنکه بدن حرکت کند، الگوی مشخصی از فعالیت را شکل میدهد.
پژوهش جدیدی روی ماهی زبرا (Zebrafish) نشان میدهد که چند ثانیه پیش از آنکه ماهی به سوی ماهی دیگری شنا کند، الگوی مشخصی از فعالیت در مغز آن ظاهر میشود.
پژوهشگران با بررسی فعالیت هزاران نورون دریافتند که این الگو تنها به یک ناحیه از مغز محدود نیست و چندین بخش مغز بهصورت هماهنگ در آن مشارکت دارند.
در این میان، فعالیت در بخشی از مغز به نام پالیوم (Pallium) افزایش پیدا میکرد، در حالی که فعالیت برخی جمعیتهای عصبی در بخشهای دیگر مغز کاهش مییافت.
جالبتر اینکه قدرت این الگوی فعالیت عصبی با میزان رفتار اجتماعی ماهی ارتباط داشت؛ یعنی ماهیهایی که این الگوی عصبی در آنها قویتر بود، رفتار نزدیکشدن اجتماعی بیشتری نشان میدادند.
این یافتهها نشان میدهد که مغز ممکن است پیش از شروع یک رفتار اجتماعی، خود را برای آن آماده و سازماندهی کند و این آمادگی در شبکهای از نواحی مغزی شکل بگیرد، نه فقط در یک بخش خاص.
البته این پژوهش روی ماهی زبرا انجام شده و نمیتوان نتایج آن را مستقیماً به انسان تعمیم داد. با این حال، از آنجا که بسیاری از سازوکارهای پایهٔ عصبی در مهرهداران در طول تکامل حفظ شدهاند، این یافته میتواند به دانشمندان در درک بهتر چگونگی شکلگیری رفتار اجتماعی و تبدیل فعالیت مغز به رفتار کمک کند.
در واقع، مغز ممکن است چند ثانیه پیش از آنکه حرکت را ببینیم، نشانههایی از رفتار بعدی را در خود نشان داده باشد. 🧠
✍:علی روستایی
https://www.nature.com/articles/s41467-026-71666-8?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
هر رفتار اجتماعی با یک تعامل آغاز نمیشود؛ گاهی مغز پیش از آنکه بدن حرکت کند، الگوی مشخصی از فعالیت را شکل میدهد.
پژوهش جدیدی روی ماهی زبرا (Zebrafish) نشان میدهد که چند ثانیه پیش از آنکه ماهی به سوی ماهی دیگری شنا کند، الگوی مشخصی از فعالیت در مغز آن ظاهر میشود.
پژوهشگران با بررسی فعالیت هزاران نورون دریافتند که این الگو تنها به یک ناحیه از مغز محدود نیست و چندین بخش مغز بهصورت هماهنگ در آن مشارکت دارند.
در این میان، فعالیت در بخشی از مغز به نام پالیوم (Pallium) افزایش پیدا میکرد، در حالی که فعالیت برخی جمعیتهای عصبی در بخشهای دیگر مغز کاهش مییافت.
جالبتر اینکه قدرت این الگوی فعالیت عصبی با میزان رفتار اجتماعی ماهی ارتباط داشت؛ یعنی ماهیهایی که این الگوی عصبی در آنها قویتر بود، رفتار نزدیکشدن اجتماعی بیشتری نشان میدادند.
این یافتهها نشان میدهد که مغز ممکن است پیش از شروع یک رفتار اجتماعی، خود را برای آن آماده و سازماندهی کند و این آمادگی در شبکهای از نواحی مغزی شکل بگیرد، نه فقط در یک بخش خاص.
البته این پژوهش روی ماهی زبرا انجام شده و نمیتوان نتایج آن را مستقیماً به انسان تعمیم داد. با این حال، از آنجا که بسیاری از سازوکارهای پایهٔ عصبی در مهرهداران در طول تکامل حفظ شدهاند، این یافته میتواند به دانشمندان در درک بهتر چگونگی شکلگیری رفتار اجتماعی و تبدیل فعالیت مغز به رفتار کمک کند.
در واقع، مغز ممکن است چند ثانیه پیش از آنکه حرکت را ببینیم، نشانههایی از رفتار بعدی را در خود نشان داده باشد. 🧠
✍:علی روستایی
https://www.nature.com/articles/s41467-026-71666-8?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Nature
Distinct distributed neural dynamics predict pallium-dependent social approach
Nature Communications - How the brain converts social cues into movements toward others remains unclear. Here the authors show that zebrafish social approach is predicted by coordinated activity...
⚡ آیا برق واقعاً وزن دارد؟ حقیقت شگفتانگیز پشت انرژی و باتری 🔋
شاید عجیب به نظر برسد، اما از دیدگاه فیزیک، انرژی ذخیرهشده در یک سیستم به جرم آن کمک میکند. با این حال، جملهی «برق خودش وزن دارد» کمی سادهسازی است و بهتر است موضوع را دقیقتر بیان کنیم.
⚛️ ۱. آیا جریان برق از ذرات دارای جرم تشکیل شده است؟
در سیمهای فلزی، جریان الکتریکی با حرکت جهتدار الکترونها مرتبط است. هر الکترون جرم بسیار کوچکی دارد:
جرم الکترون ≈ ۹٫۱۱ × ۱۰⁻³¹ کیلوگرم
اما یک نکته مهم وجود دارد: در یک مدار معمولی، الکترونها از صفر شروع نمیکنند که ناگهان وارد سیم شوند؛ سیم از قبل پر از الکترونهای آزاد است و میدان الکتریکی باعث حرکت جهتدار آنها میشود.
بنابراین، بهتر است نگوییم «برق یک ماده جدید و سنگین است»؛ بلکه جریان برق حاصل حرکت بارهای الکتریکی در یک سامانه است.
🔋 ۲. چرا باتری شارژشده اندکی سنگینتر است؟
اینجا پای رابطه معروف اینشتین به میان میآید:
E = mc²
این رابطه نشان میدهد که انرژی و جرم به هم مرتبطاند. وقتی باتری شارژ میشود، انرژی به صورت انرژی شیمیایی ذخیرهشده در آن قرار میگیرد.
در نتیجه، اگر یک باتری کاملاً شارژشده و همان باتری در حالت کاملاً تخلیهشده را در شرایط یکسان مقایسه کنیم، جرم حالت شارژشده اندکی بیشتر است.
اما این تفاوت فوقالعاده کوچک است.
برای مثال، اگر یک باتری حدود ۱۰۰ واتساعت انرژی ذخیره کند، افزایش جرم متناظر با این انرژی تقریباً:
۴ × ۱۰⁻¹² گرم
یعنی حدود ۴ نانوگرم است؛ مقداری بسیار کوچک که در زندگی روزمره اصلاً قابل احساس نیست.
⚡ ۳. پس برق خانه چطور؟
برق شهری معمولاً جریان متناوب (AC) است. در این حالت، الکترونها عمدتاً در اطراف موقعیت خود نوسان میکنند و مانند جریان آب از نیروگاه تا خانه حرکت نمیکنند.
انرژی الکتریکی نیز از طریق میدان الکترومغناطیسی در مدار منتقل میشود.
بنابراین این تصور که «برق خانه از یک نیروگاه میآید و الکترونهای همان نیروگاه وارد لامپ خانه میشوند» دقیق نیست.
💡 ۴. آیا خودِ انرژی وزن دارد؟
در زبان دقیق فیزیک، بهتر است بگوییم:
هر سامانهای که انرژی بیشتری داشته باشد، در شرایط مناسب جرم سکون بیشتری دارد.
این موضوع فقط درباره باتری نیست. برای مثال، یک فنر فشرده، نسبت به همان فنر در حالت آزاد، انرژی بیشتری ذخیره کرده و در اصل جرم بسیار اندکی بیشتری دارد.
حتی یک جسم گرم نیز نسبت به همان جسم در حالت سرد، به دلیل انرژی حرارتی بیشتر، جرم بسیار اندکی بیشتری دارد.
🧠 یک نکته مهم درباره «وزن»
در گفتار روزمره میگوییم «وزن بیشتر»، اما در فیزیک جرم و وزن یکسان نیستند.
🔹 جرم: مقدار ماده/اینرسی جسم است و با کیلوگرم اندازهگیری میشود.
🔹 وزن: نیروی گرانشی وارد بر جسم است و با نیوتن اندازهگیری میشود.
بنابراین عبارت دقیقتر این است که:
باتری شارژشده جرم بیشتری دارد و در یک میدان گرانشی مشخص، وزن آن نیز اندکی بیشتر خواهد بود.
🤯 نتیجه جالب
هر بار که باتری گوشی را شارژ میکنید، انرژی را در آن ذخیره میکنید و مطابق رابطه جرم–انرژی، جرم باتری به اندازهای فوقالعاده ناچیز افزایش مییابد.
اما نکته اصلی این است:
📌 «برق وزن دارد» یک عبارت عامیانه و سادهشده است؛ واقعیت علمی دقیقتر این است که انرژی ذخیرهشده به جرم سامانه اضافه میکند.
🌍 فیزیک نشان میدهد حتی انرژیهایی که نمیتوانیم ببینیم یا لمس کنیم، میتوانند در بنیادیترین سطح، با جرم ارتباط داشته باشند.
💬 آیا تا امروز میدانستید شارژ کردن باتری میتواند جرم آن را اندکی افزایش دهد؟
#فیزیک #علم #برق #باتری #انرژی #اینشتین
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
شاید عجیب به نظر برسد، اما از دیدگاه فیزیک، انرژی ذخیرهشده در یک سیستم به جرم آن کمک میکند. با این حال، جملهی «برق خودش وزن دارد» کمی سادهسازی است و بهتر است موضوع را دقیقتر بیان کنیم.
⚛️ ۱. آیا جریان برق از ذرات دارای جرم تشکیل شده است؟
در سیمهای فلزی، جریان الکتریکی با حرکت جهتدار الکترونها مرتبط است. هر الکترون جرم بسیار کوچکی دارد:
جرم الکترون ≈ ۹٫۱۱ × ۱۰⁻³¹ کیلوگرم
اما یک نکته مهم وجود دارد: در یک مدار معمولی، الکترونها از صفر شروع نمیکنند که ناگهان وارد سیم شوند؛ سیم از قبل پر از الکترونهای آزاد است و میدان الکتریکی باعث حرکت جهتدار آنها میشود.
بنابراین، بهتر است نگوییم «برق یک ماده جدید و سنگین است»؛ بلکه جریان برق حاصل حرکت بارهای الکتریکی در یک سامانه است.
🔋 ۲. چرا باتری شارژشده اندکی سنگینتر است؟
اینجا پای رابطه معروف اینشتین به میان میآید:
E = mc²
این رابطه نشان میدهد که انرژی و جرم به هم مرتبطاند. وقتی باتری شارژ میشود، انرژی به صورت انرژی شیمیایی ذخیرهشده در آن قرار میگیرد.
در نتیجه، اگر یک باتری کاملاً شارژشده و همان باتری در حالت کاملاً تخلیهشده را در شرایط یکسان مقایسه کنیم، جرم حالت شارژشده اندکی بیشتر است.
اما این تفاوت فوقالعاده کوچک است.
برای مثال، اگر یک باتری حدود ۱۰۰ واتساعت انرژی ذخیره کند، افزایش جرم متناظر با این انرژی تقریباً:
۴ × ۱۰⁻¹² گرم
یعنی حدود ۴ نانوگرم است؛ مقداری بسیار کوچک که در زندگی روزمره اصلاً قابل احساس نیست.
⚡ ۳. پس برق خانه چطور؟
برق شهری معمولاً جریان متناوب (AC) است. در این حالت، الکترونها عمدتاً در اطراف موقعیت خود نوسان میکنند و مانند جریان آب از نیروگاه تا خانه حرکت نمیکنند.
انرژی الکتریکی نیز از طریق میدان الکترومغناطیسی در مدار منتقل میشود.
بنابراین این تصور که «برق خانه از یک نیروگاه میآید و الکترونهای همان نیروگاه وارد لامپ خانه میشوند» دقیق نیست.
💡 ۴. آیا خودِ انرژی وزن دارد؟
در زبان دقیق فیزیک، بهتر است بگوییم:
هر سامانهای که انرژی بیشتری داشته باشد، در شرایط مناسب جرم سکون بیشتری دارد.
این موضوع فقط درباره باتری نیست. برای مثال، یک فنر فشرده، نسبت به همان فنر در حالت آزاد، انرژی بیشتری ذخیره کرده و در اصل جرم بسیار اندکی بیشتری دارد.
حتی یک جسم گرم نیز نسبت به همان جسم در حالت سرد، به دلیل انرژی حرارتی بیشتر، جرم بسیار اندکی بیشتری دارد.
🧠 یک نکته مهم درباره «وزن»
در گفتار روزمره میگوییم «وزن بیشتر»، اما در فیزیک جرم و وزن یکسان نیستند.
🔹 جرم: مقدار ماده/اینرسی جسم است و با کیلوگرم اندازهگیری میشود.
🔹 وزن: نیروی گرانشی وارد بر جسم است و با نیوتن اندازهگیری میشود.
بنابراین عبارت دقیقتر این است که:
باتری شارژشده جرم بیشتری دارد و در یک میدان گرانشی مشخص، وزن آن نیز اندکی بیشتر خواهد بود.
🤯 نتیجه جالب
هر بار که باتری گوشی را شارژ میکنید، انرژی را در آن ذخیره میکنید و مطابق رابطه جرم–انرژی، جرم باتری به اندازهای فوقالعاده ناچیز افزایش مییابد.
اما نکته اصلی این است:
📌 «برق وزن دارد» یک عبارت عامیانه و سادهشده است؛ واقعیت علمی دقیقتر این است که انرژی ذخیرهشده به جرم سامانه اضافه میکند.
🌍 فیزیک نشان میدهد حتی انرژیهایی که نمیتوانیم ببینیم یا لمس کنیم، میتوانند در بنیادیترین سطح، با جرم ارتباط داشته باشند.
💬 آیا تا امروز میدانستید شارژ کردن باتری میتواند جرم آن را اندکی افزایش دهد؟
#فیزیک #علم #برق #باتری #انرژی #اینشتین
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
⏰ مخترع ساعت کیست؟ داستان شگفتانگیز پیدایش ساعت از خورشید تا ساعت هوشمند
آیا تا به حال فکر کردهاید اولین ساعت را چه کسی ساخت؟
پاسخ جالب این است که ساعت یک مخترع واحد ندارد؛ انسانها طی هزاران سال ابزارهای مختلفی برای اندازهگیری زمان ساختند و سرانجام در قرون وسطی، ساعت مکانیکی شکل گرفت.
☀️ ۱. نخستین ساعتها؛ پیش از چرخدندهها
هزاران سال پیش، انسان برای تشخیص زمان به طبیعت نگاه میکرد؛ حرکت خورشید، ماه و ستارگان مهمترین نشانههای گذر زمان بودند.
حدود ۵۰۰۰ سال پیش، مصریان باستان از ساعتهای آفتابی برای اندازهگیری زمان استفاده میکردند. بعدها ساعتهای آبی نیز ساخته شدند؛ در این وسیله، مقدار جریان آب برای مشخص کردن گذشت زمان استفاده میشد.
💧 ۲. ساعت آبی؛ یک فناوری بسیار قدیمی
ساعتهای آبی در تمدنهای باستانی بسیار پیشرفته بودند. در این سیستم، آب با سرعت مشخص وارد یا خارج میشد و سطح آب نشان میداد چه مقدار زمان گذشته است.
این فناوری بعدها در تمدنهای مختلف توسعه پیدا کرد و حتی نمونههای بسیار پیچیدهای از ساعتهای آبی در جهان اسلام ساخته شد.
⚙️ ۳. تولد ساعت مکانیکی
نقطه عطف تاریخ ساعت، اواخر قرن سیزدهم میلادی، حدود سالهای ۱۲۷۰ تا ۱۳۰۰ بود.
نخستین ساعتهای مکانیکی شناختهشده در اروپا، بهویژه در مناطق شمال ایتالیا و جنوب آلمان، ظاهر شدند. این ساعتها با وزنه، چرخدنده و سازوکاری به نام اسکیپمنت (Escapement) کار میکردند.
اما نکته مهم:
❌ نام مخترع دقیق اولین ساعت مکانیکی مشخص نیست.
بنابراین نسبت دادن اختراع ساعت مکانیکی به یک فرد خاص، از نظر تاریخی دقیق نیست. این فناوری حاصل تلاش و پیشرفت تدریجی چندین نسل از سازندگان و مهندسان بود.
🔔 ۴. اولین ساعتهای مکانیکی حتی صفحه و عقربه نداشتند!
شاید جالب باشد بدانید ساعتهای مکانیکی اولیه شبیه ساعتهای امروزی نبودند.
آنها بیشتر برای زنگ زدن در ساعتهای مشخص ساخته میشدند؛ برای مثال در کلیساها و صومعهها تا زمان نماز و فعالیتهای روزانه را اعلام کنند.
به همین دلیل، ریشه واژه انگلیسی Clock نیز با واژه لاتین clocca به معنای «زنگ» ارتباط دارد.
🕰️ ۵. چه کسی ساعت را دقیقتر کرد؟
در قرن چهاردهم، ساعتسازی پیشرفت زیادی کرد. یکی از چهرههای برجسته این دوره جووانی دِ دونْدی (Giovanni de’ Dondi) بود که در حدود سال ۱۳۵۰ یک دستگاه نجومی بسیار پیچیده ساخت که حرکت اجرام آسمانی را نیز نمایش میداد.
⏱️ ۶. از ساعت مکانیکی تا ساعت امروزی
بعدها فناوری ساعتسازی بهسرعت پیشرفت کرد:
ساعت آفتابی → ساعت آبی → ساعت مکانیکی → ساعت فنری → ساعت آونگی → ساعت کوارتز → ساعت اتمی → ساعت هوشمند
در سال ۱۶۵۷، کریستیان هویگنس نخستین ساعت آونگی عملی را توسعه داد و دقت ساعتها جهش بزرگی پیدا کرد.
🤯 یک حقیقت جالب
اولین ساعتهای مکانیکی برای استفاده شخصی ساخته نشده بودند؛ آنها ماشینهای بزرگ و گرانقیمتی بودند که بیشتر در برجها، کلیساها و مکانهای عمومی قرار میگرفتند.
قرنها طول کشید تا ساعت به وسیلهای کوچک تبدیل شود که امروز میتوانیم آن را روی مچ دست خود ببندیم.
📌 نتیجه
پس اگر بپرسیم:
«مخترع ساعت چه کسی بود؟»
پاسخ علمی این است:
👉 یک نفر مشخص مخترع ساعت نیست.
اندازهگیری زمان هزاران سال قدمت دارد و ساعت مکانیکی در اروپا در اواخر قرن سیزدهم بهتدریج شکل گرفت.
⏳ از سایهای که خورشید روی سنگ میانداخت تا ساعتهای اتمی فوقالعاده دقیق امروزی، تاریخ ساعت در حقیقت داستان تلاش انسان برای اندازهگیری یکی از مرموزترین پدیدههای جهان؛ زمان است.
#ساعت #تاریخ #علم #اختراعات #تکنولوژی #ساعت_مکانیکی
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
آیا تا به حال فکر کردهاید اولین ساعت را چه کسی ساخت؟
پاسخ جالب این است که ساعت یک مخترع واحد ندارد؛ انسانها طی هزاران سال ابزارهای مختلفی برای اندازهگیری زمان ساختند و سرانجام در قرون وسطی، ساعت مکانیکی شکل گرفت.
☀️ ۱. نخستین ساعتها؛ پیش از چرخدندهها
هزاران سال پیش، انسان برای تشخیص زمان به طبیعت نگاه میکرد؛ حرکت خورشید، ماه و ستارگان مهمترین نشانههای گذر زمان بودند.
حدود ۵۰۰۰ سال پیش، مصریان باستان از ساعتهای آفتابی برای اندازهگیری زمان استفاده میکردند. بعدها ساعتهای آبی نیز ساخته شدند؛ در این وسیله، مقدار جریان آب برای مشخص کردن گذشت زمان استفاده میشد.
💧 ۲. ساعت آبی؛ یک فناوری بسیار قدیمی
ساعتهای آبی در تمدنهای باستانی بسیار پیشرفته بودند. در این سیستم، آب با سرعت مشخص وارد یا خارج میشد و سطح آب نشان میداد چه مقدار زمان گذشته است.
این فناوری بعدها در تمدنهای مختلف توسعه پیدا کرد و حتی نمونههای بسیار پیچیدهای از ساعتهای آبی در جهان اسلام ساخته شد.
⚙️ ۳. تولد ساعت مکانیکی
نقطه عطف تاریخ ساعت، اواخر قرن سیزدهم میلادی، حدود سالهای ۱۲۷۰ تا ۱۳۰۰ بود.
نخستین ساعتهای مکانیکی شناختهشده در اروپا، بهویژه در مناطق شمال ایتالیا و جنوب آلمان، ظاهر شدند. این ساعتها با وزنه، چرخدنده و سازوکاری به نام اسکیپمنت (Escapement) کار میکردند.
اما نکته مهم:
❌ نام مخترع دقیق اولین ساعت مکانیکی مشخص نیست.
بنابراین نسبت دادن اختراع ساعت مکانیکی به یک فرد خاص، از نظر تاریخی دقیق نیست. این فناوری حاصل تلاش و پیشرفت تدریجی چندین نسل از سازندگان و مهندسان بود.
🔔 ۴. اولین ساعتهای مکانیکی حتی صفحه و عقربه نداشتند!
شاید جالب باشد بدانید ساعتهای مکانیکی اولیه شبیه ساعتهای امروزی نبودند.
آنها بیشتر برای زنگ زدن در ساعتهای مشخص ساخته میشدند؛ برای مثال در کلیساها و صومعهها تا زمان نماز و فعالیتهای روزانه را اعلام کنند.
به همین دلیل، ریشه واژه انگلیسی Clock نیز با واژه لاتین clocca به معنای «زنگ» ارتباط دارد.
🕰️ ۵. چه کسی ساعت را دقیقتر کرد؟
در قرن چهاردهم، ساعتسازی پیشرفت زیادی کرد. یکی از چهرههای برجسته این دوره جووانی دِ دونْدی (Giovanni de’ Dondi) بود که در حدود سال ۱۳۵۰ یک دستگاه نجومی بسیار پیچیده ساخت که حرکت اجرام آسمانی را نیز نمایش میداد.
⏱️ ۶. از ساعت مکانیکی تا ساعت امروزی
بعدها فناوری ساعتسازی بهسرعت پیشرفت کرد:
ساعت آفتابی → ساعت آبی → ساعت مکانیکی → ساعت فنری → ساعت آونگی → ساعت کوارتز → ساعت اتمی → ساعت هوشمند
در سال ۱۶۵۷، کریستیان هویگنس نخستین ساعت آونگی عملی را توسعه داد و دقت ساعتها جهش بزرگی پیدا کرد.
🤯 یک حقیقت جالب
اولین ساعتهای مکانیکی برای استفاده شخصی ساخته نشده بودند؛ آنها ماشینهای بزرگ و گرانقیمتی بودند که بیشتر در برجها، کلیساها و مکانهای عمومی قرار میگرفتند.
قرنها طول کشید تا ساعت به وسیلهای کوچک تبدیل شود که امروز میتوانیم آن را روی مچ دست خود ببندیم.
📌 نتیجه
پس اگر بپرسیم:
«مخترع ساعت چه کسی بود؟»
پاسخ علمی این است:
👉 یک نفر مشخص مخترع ساعت نیست.
اندازهگیری زمان هزاران سال قدمت دارد و ساعت مکانیکی در اروپا در اواخر قرن سیزدهم بهتدریج شکل گرفت.
⏳ از سایهای که خورشید روی سنگ میانداخت تا ساعتهای اتمی فوقالعاده دقیق امروزی، تاریخ ساعت در حقیقت داستان تلاش انسان برای اندازهگیری یکی از مرموزترین پدیدههای جهان؛ زمان است.
#ساعت #تاریخ #علم #اختراعات #تکنولوژی #ساعت_مکانیکی
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
⭕️ پوست بدن ما همیشه در حال نو شدن است
پوست انسان بهطور مداوم سلولهای قدیمی خود را از دست میدهد و سلولهای جدید جای آنها را میگیرند. به این فرایند نوسازی سلولی پوست یا Skin Cell Turnover گفته میشود.
سلولهای جدید پوست، بهویژه کراتینوسیتها، در عمیقترین بخش اپیدرم، یعنی لایهٔ بازال، ساخته میشوند. این سلولها بهتدریج به سمت سطح پوست حرکت میکنند و در مسیر، تغییر شکل میدهند و مقدار زیادی کراتین، پروتئینی مقاوم و محافظ، در خود تجمع میدهند.
در مراحل پایانی این فرایند، سلولها هسته و بیشتر اندامکهای خود را از دست میدهند و به سلولهای شاخیشدهٔ لایهٔ بیرونی پوست تبدیل میشوند. این سلولها در نهایت بهصورت طبیعی و نامحسوس از سطح پوست جدا میشوند و سلولهای جدید جای آنها را میگیرند.
در پوست سالم، این چرخه معمولاً حدود یک ماه طول میکشد؛ البته سرعت آن با افزایش سن و بسته به ناحیهٔ بدن تغییر میکند.
برآورد شده است که بهطور متوسط حدود ۳۰ هزار سلول پوست در هر دقیقه از سطح بدن جدا میشود. بنابراین، ریزش سلولهای پوست فرایندی دائمی است که معمولاً حتی متوجه آن نمیشویم.
این نوسازی مداوم برای حفظ سد دفاعی پوست اهمیت زیادی دارد. سد پوستی به محافظت از بدن در برابر عوامل محیطی و میکروبها کمک میکند و همچنین نقش مهمی در جلوگیری از از دست رفتن آب بدن دارد.
ریزش سلولهای سطحی همچنین به حذف تدریجی سلولهای فرسوده و برخی مواد و میکروارگانیسمهای موجود روی سطح پوست کمک میکند و در کنار سایر سازوکارهای دفاعی پوست، به حفظ سلامت اپیدرم کمک میکند.
این نوع نوسازی سلولی فقط مختص انسان نیست و در بسیاری از جانوران نیز وجود دارد، هرچند سرعت و نحوهٔ آن در گونههای مختلف متفاوت است.
پس چیزی که ممکن است فقط «ریختن سلولهای مردهٔ پوست» به نظر برسد، در واقع بخشی از یک فرایند پیچیده و مداوم برای حفظ و بازسازی سد دفاعی پوست است.
https://www.skincancer.org/blog/10-surprising-things-about-your-skin/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
پوست انسان بهطور مداوم سلولهای قدیمی خود را از دست میدهد و سلولهای جدید جای آنها را میگیرند. به این فرایند نوسازی سلولی پوست یا Skin Cell Turnover گفته میشود.
سلولهای جدید پوست، بهویژه کراتینوسیتها، در عمیقترین بخش اپیدرم، یعنی لایهٔ بازال، ساخته میشوند. این سلولها بهتدریج به سمت سطح پوست حرکت میکنند و در مسیر، تغییر شکل میدهند و مقدار زیادی کراتین، پروتئینی مقاوم و محافظ، در خود تجمع میدهند.
در مراحل پایانی این فرایند، سلولها هسته و بیشتر اندامکهای خود را از دست میدهند و به سلولهای شاخیشدهٔ لایهٔ بیرونی پوست تبدیل میشوند. این سلولها در نهایت بهصورت طبیعی و نامحسوس از سطح پوست جدا میشوند و سلولهای جدید جای آنها را میگیرند.
در پوست سالم، این چرخه معمولاً حدود یک ماه طول میکشد؛ البته سرعت آن با افزایش سن و بسته به ناحیهٔ بدن تغییر میکند.
برآورد شده است که بهطور متوسط حدود ۳۰ هزار سلول پوست در هر دقیقه از سطح بدن جدا میشود. بنابراین، ریزش سلولهای پوست فرایندی دائمی است که معمولاً حتی متوجه آن نمیشویم.
این نوسازی مداوم برای حفظ سد دفاعی پوست اهمیت زیادی دارد. سد پوستی به محافظت از بدن در برابر عوامل محیطی و میکروبها کمک میکند و همچنین نقش مهمی در جلوگیری از از دست رفتن آب بدن دارد.
ریزش سلولهای سطحی همچنین به حذف تدریجی سلولهای فرسوده و برخی مواد و میکروارگانیسمهای موجود روی سطح پوست کمک میکند و در کنار سایر سازوکارهای دفاعی پوست، به حفظ سلامت اپیدرم کمک میکند.
این نوع نوسازی سلولی فقط مختص انسان نیست و در بسیاری از جانوران نیز وجود دارد، هرچند سرعت و نحوهٔ آن در گونههای مختلف متفاوت است.
پس چیزی که ممکن است فقط «ریختن سلولهای مردهٔ پوست» به نظر برسد، در واقع بخشی از یک فرایند پیچیده و مداوم برای حفظ و بازسازی سد دفاعی پوست است.
https://www.skincancer.org/blog/10-surprising-things-about-your-skin/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
The Skin Cancer Foundation
10 Surprising Things About Your Skin - The Skin Cancer Foundation
Did you know your skin has a metabolism, a microbiome and it can repair some of its damage? Learn more fun facts about your skin here.
#نقل_قول
ولتر (فرانسوا ماری آروئه)، نویسنده، فیلسوف و متفکر برجسته عصر روشنگری فرانسه بود که در سال ۱۶۹۴ در پاریس به دنیا آمد. او یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فکری قرن هجدهم اروپا به شمار میرود و آثارش در زمینههای فلسفه، ادبیات، تاریخ و نمایشنامهنویسی گسترهی وسیعی را دربرمیگیرد.
ولتر با شجاعتی کمنظیر، نهاد کلیسای کاتولیک و قدرت روحانیت را بهشدت نقد میکرد و آن را عامل خرافهپرستی، تعصب و سرکوب آزادی اندیشه میدانست.
شعار معروف او «این رذیله را نابود کنید» (Écrasez l’infâme) اشارهای صریح به مخالفتش با تعصب مذهبی و سوءاستفاده نهادهای دینی از قدرت بود. او همچنین از آزادی بیان، تساهل مذهبی و جدایی دین از حکومت دفاع میکرد و در دفاع از قربانیان بیعدالتی مذهبی، مانند پرونده ژان کالاس (پروتستان بیگناهی که در ۱۷۶۲ اعدام شد)، فعالانه وارد میدان شد.
اثر معروف او «کاندید» نیز با طنزی گزنده به نقد خوشبینی فلسفی و ریاکاری مذهبی میپردازد. ولتر در سال ۱۷۷۸ درگذشت، اما میراث فکریاش در شکلگیری اندیشههای سکولار و حقوق بشر مدرن نقشی ماندگار داشت.
#ولتر
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
ولتر (فرانسوا ماری آروئه)، نویسنده، فیلسوف و متفکر برجسته عصر روشنگری فرانسه بود که در سال ۱۶۹۴ در پاریس به دنیا آمد. او یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فکری قرن هجدهم اروپا به شمار میرود و آثارش در زمینههای فلسفه، ادبیات، تاریخ و نمایشنامهنویسی گسترهی وسیعی را دربرمیگیرد.
ولتر با شجاعتی کمنظیر، نهاد کلیسای کاتولیک و قدرت روحانیت را بهشدت نقد میکرد و آن را عامل خرافهپرستی، تعصب و سرکوب آزادی اندیشه میدانست.
شعار معروف او «این رذیله را نابود کنید» (Écrasez l’infâme) اشارهای صریح به مخالفتش با تعصب مذهبی و سوءاستفاده نهادهای دینی از قدرت بود. او همچنین از آزادی بیان، تساهل مذهبی و جدایی دین از حکومت دفاع میکرد و در دفاع از قربانیان بیعدالتی مذهبی، مانند پرونده ژان کالاس (پروتستان بیگناهی که در ۱۷۶۲ اعدام شد)، فعالانه وارد میدان شد.
اثر معروف او «کاندید» نیز با طنزی گزنده به نقد خوشبینی فلسفی و ریاکاری مذهبی میپردازد. ولتر در سال ۱۷۷۸ درگذشت، اما میراث فکریاش در شکلگیری اندیشههای سکولار و حقوق بشر مدرن نقشی ماندگار داشت.
#ولتر
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
🦖 دایناسوری چهاربال که احتمالاً پرندگان نخستین را شکار میکرد!
در شمالغرب چین، در سازند شیائوگو، بیش از ۱۰۰ فسیل از پرندگان اولیهٔ دورهٔ کرتاسه پیدا شده است. در میان این فسیلها، مجموعههایی از استخوانهای خردشدهٔ پرندگان نیز دیده میشود؛ بقایایی که از نظر شکل، شباهتهایی با بقایای شکارشده و بازگرداندهشده توسط برخی پرندگان شکاری امروزی دارند.
اکنون پژوهشگران یک قطعهٔ فسیلی مرموز را شناسایی کردهاند که ممکن است سرنخ مهمی دربارهٔ عامل این شکارها باشد.
این فسیل متعلق به گونهای تازهشناساییشده به نام Jian changmaensis است؛ یک دایناسور گوشتخوار از خانوادهٔ Dromaeosauridae و زیرخانوادهٔ Microraptorinae که حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش زندگی میکرده است. این جانور از خویشاوندان نزدیک Microraptor و از نخستین دایناسورهای غیرپرندهای است که در این منطقه شناسایی شدهاند.
فسیل کشفشده فقط شامل کمربند شانهای و بخشهایی از اندام جلویی است؛ بنابراین بسیاری از ویژگیهای ظاهری آن مستقیماً حفظ نشدهاند. پژوهشگران با مقایسهٔ آن با میکروراپتورینهای نزدیک، احتمال میدهند که Jian نیز مانند آنها پرهای بلندی روی اندامهای جلویی و عقبی داشته و ساختاری شبیه «چهار بال» ایجاد میکرده است.
به نظر میرسد این دایناسور برای پرواز فعال و طولانیمدت مانند پرندگان امروزی سازگاری نداشته، اما احتمالاً میتوانسته از ارتفاعی به ارتفاع دیگر سر بخورد؛ چیزی شبیه شیوهٔ حرکت سنجابهای پرنده.
پژوهشگران همچنین پیشنهاد کردهاند که Jian changmaensis ممکن است یکی از شکارچیان پرندگان موجود در این اکوسیستم بوده باشد و حتی احتمال دادهاند که در ایجاد برخی از مجموعههای استخوانهای خردشدهٔ پرندگان نقش داشته باشد.
اما این بخش هنوز فرضیه است و مستقیماً اثبات نشده است؛ زیرا فسیلی از خودِ Jian در حال شکار پرنده یا همراه با بقایای یک شکار مشخص پیدا نشده است.
این کشف در هر صورت تصویری جالب از اکوسیستمهای حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش ارائه میدهد؛ زمانی که پرندگان اولیه در کنار دایناسورهای پردار و شکارچیانی مانند میکروراپتورینها زندگی میکردند.
✍:علی روستایی
https://www.sci.news/paleontology/jian-changmaensis-14819.html?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
در شمالغرب چین، در سازند شیائوگو، بیش از ۱۰۰ فسیل از پرندگان اولیهٔ دورهٔ کرتاسه پیدا شده است. در میان این فسیلها، مجموعههایی از استخوانهای خردشدهٔ پرندگان نیز دیده میشود؛ بقایایی که از نظر شکل، شباهتهایی با بقایای شکارشده و بازگرداندهشده توسط برخی پرندگان شکاری امروزی دارند.
اکنون پژوهشگران یک قطعهٔ فسیلی مرموز را شناسایی کردهاند که ممکن است سرنخ مهمی دربارهٔ عامل این شکارها باشد.
این فسیل متعلق به گونهای تازهشناساییشده به نام Jian changmaensis است؛ یک دایناسور گوشتخوار از خانوادهٔ Dromaeosauridae و زیرخانوادهٔ Microraptorinae که حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش زندگی میکرده است. این جانور از خویشاوندان نزدیک Microraptor و از نخستین دایناسورهای غیرپرندهای است که در این منطقه شناسایی شدهاند.
فسیل کشفشده فقط شامل کمربند شانهای و بخشهایی از اندام جلویی است؛ بنابراین بسیاری از ویژگیهای ظاهری آن مستقیماً حفظ نشدهاند. پژوهشگران با مقایسهٔ آن با میکروراپتورینهای نزدیک، احتمال میدهند که Jian نیز مانند آنها پرهای بلندی روی اندامهای جلویی و عقبی داشته و ساختاری شبیه «چهار بال» ایجاد میکرده است.
به نظر میرسد این دایناسور برای پرواز فعال و طولانیمدت مانند پرندگان امروزی سازگاری نداشته، اما احتمالاً میتوانسته از ارتفاعی به ارتفاع دیگر سر بخورد؛ چیزی شبیه شیوهٔ حرکت سنجابهای پرنده.
پژوهشگران همچنین پیشنهاد کردهاند که Jian changmaensis ممکن است یکی از شکارچیان پرندگان موجود در این اکوسیستم بوده باشد و حتی احتمال دادهاند که در ایجاد برخی از مجموعههای استخوانهای خردشدهٔ پرندگان نقش داشته باشد.
اما این بخش هنوز فرضیه است و مستقیماً اثبات نشده است؛ زیرا فسیلی از خودِ Jian در حال شکار پرنده یا همراه با بقایای یک شکار مشخص پیدا نشده است.
این کشف در هر صورت تصویری جالب از اکوسیستمهای حدود ۱۲۰ میلیون سال پیش ارائه میدهد؛ زمانی که پرندگان اولیه در کنار دایناسورهای پردار و شکارچیانی مانند میکروراپتورینها زندگی میکردند.
✍:علی روستایی
https://www.sci.news/paleontology/jian-changmaensis-14819.html?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Sci.News
New Microraptorine Dinosaur Discovered in China
Jian changmaensis is the first non-avian dinosaur found at a paleontological site that has yielded more than 100 specimens of Early Cretaceous birds.
🧬 آیا «اطلاعات» یکی از کلیدهای فهم حیات است؟
یکی از پرسشهای بنیادی زیستشناسی این است که چگونه موجودات زنده میتوانند در میان تغییرات دائمی محیط، ساختار و سازمانیافتگی خود را حفظ کنند، رشد کنند، آسیبهایشان را ترمیم کنند و خود را با شرایط جدید سازگار سازند.
یکی از دیدگاههای مهم در زیستشناسی و فیزیکِ حیات این است که پردازش اطلاعات نقش اساسی در این تواناییها دارد.
سلولهای زنده دائماً از محیط و وضعیت درونی خود اطلاعات دریافت میکنند: غلظت مواد غذایی، وجود مواد سمی، دما، pH، مولکولهای پیامرسان و تغییرات دیگر.
سپس شبکههای پیچیدهٔ مولکولی این سیگنالها را پردازش میکنند و بر اساس آنها فعالیت سلول را تغییر میدهند؛ برای مثال، متابولیسم را تنظیم میکنند، حرکت میکنند، به استرس پاسخ میدهند یا فرایندهای ترمیمی را فعال میکنند.
از این دیدگاه، حیات فقط مجموعهای از واکنشهای شیمیایی نیست؛ بلکه سیستمی است که انرژی دریافت میکند، اطلاعات را ذخیره و پردازش میکند و بر اساس آن واکنش نشان میدهد.
البته این به معنای آن نیست که «اطلاعات» جای قوانین فیزیک و شیمی را میگیرد. برعکس، پردازش اطلاعات خود در بستر همان قوانین فیزیکی و شیمیایی انجام میشود. پژوهشهای مختلف نیز نشان میدهند که اطلاعاتپردازی را میتوان در سطوح مختلف حیات، از شبکههای مولکولی و سلولی تا دستگاه عصبی، بررسی کرد.
این نگاه میتواند در پرسشهایی مانند منشأ حیات، سازوکار سازگاری و طراحی سلولهای مصنوعی مفید باشد؛ هرچند هنوز نمیتوان گفت که یک «اصل اطلاعاتی» بهتنهایی تفاوت میان حیات و مادهٔ غیرزنده را توضیح داده است.
در واقع، یکی از پرسشهای بزرگ علم همچنان باقی است:
چگونه مجموعهای از ماده، انرژی و اطلاعات میتواند به سیستمی تبدیل شود که خود را حفظ، تنظیم و تکثیر میکند؟
✍:علی روستایی
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.aec9325?utm_source=chatgpt.com
یکی از پرسشهای بنیادی زیستشناسی این است که چگونه موجودات زنده میتوانند در میان تغییرات دائمی محیط، ساختار و سازمانیافتگی خود را حفظ کنند، رشد کنند، آسیبهایشان را ترمیم کنند و خود را با شرایط جدید سازگار سازند.
یکی از دیدگاههای مهم در زیستشناسی و فیزیکِ حیات این است که پردازش اطلاعات نقش اساسی در این تواناییها دارد.
سلولهای زنده دائماً از محیط و وضعیت درونی خود اطلاعات دریافت میکنند: غلظت مواد غذایی، وجود مواد سمی، دما، pH، مولکولهای پیامرسان و تغییرات دیگر.
سپس شبکههای پیچیدهٔ مولکولی این سیگنالها را پردازش میکنند و بر اساس آنها فعالیت سلول را تغییر میدهند؛ برای مثال، متابولیسم را تنظیم میکنند، حرکت میکنند، به استرس پاسخ میدهند یا فرایندهای ترمیمی را فعال میکنند.
از این دیدگاه، حیات فقط مجموعهای از واکنشهای شیمیایی نیست؛ بلکه سیستمی است که انرژی دریافت میکند، اطلاعات را ذخیره و پردازش میکند و بر اساس آن واکنش نشان میدهد.
البته این به معنای آن نیست که «اطلاعات» جای قوانین فیزیک و شیمی را میگیرد. برعکس، پردازش اطلاعات خود در بستر همان قوانین فیزیکی و شیمیایی انجام میشود. پژوهشهای مختلف نیز نشان میدهند که اطلاعاتپردازی را میتوان در سطوح مختلف حیات، از شبکههای مولکولی و سلولی تا دستگاه عصبی، بررسی کرد.
این نگاه میتواند در پرسشهایی مانند منشأ حیات، سازوکار سازگاری و طراحی سلولهای مصنوعی مفید باشد؛ هرچند هنوز نمیتوان گفت که یک «اصل اطلاعاتی» بهتنهایی تفاوت میان حیات و مادهٔ غیرزنده را توضیح داده است.
در واقع، یکی از پرسشهای بزرگ علم همچنان باقی است:
چگونه مجموعهای از ماده، انرژی و اطلاعات میتواند به سیستمی تبدیل شود که خود را حفظ، تنظیم و تکثیر میکند؟
✍:علی روستایی
https://www.science.org/doi/10.1126/sciadv.aec9325?utm_source=chatgpt.com
Science Advances
Dynamic breaking of mirror symmetry in spin-dependent electron transport through chiral media causes enantiomeric excesses
Spin-dependent electron transport through chiral system is enantiospecific and may provide explanation for homochirality in life.
ادامه...
پژوهشگران یک سامانهٔ «تخم مصنوعی» ساختهاند که به جنین پرندگان اجازه میدهد خارج از تخم طبیعی رشد کند؛ فناوریای که میتواند در آینده برای پژوهشهای جنینی، حفاظت از برخی گونههای نادر و حتی پروژههای بازگردانی پرندگان منقرضشده کاربرد داشته باشد.
برخلاف پستانداران، جنین پرندگان درون تخم رشد میکند و همین موضوع ایجاد نسخههای مهندسیشده یا بازسازیشده از پرندگان را با چالش بزرگی روبهرو میکند. یکی از مشکلات اصلی این است که جنین برای رشد به محیطی نیاز دارد که هم تبادل مناسب اکسیژن و دیاکسیدکربن را امکانپذیر کند و هم رطوبت، دما و شرایط فیزیکی مناسب را حفظ کند.
شرکت زیستفناوری Colossal Biosciences یک سامانهٔ مصنوعی طراحی کرده که شامل ساختاری مشبک و ساختهشده با چاپ سهبعدی، بههمراه یک غشای سیلیکونی نیمهتراواست. این ساختار تلاش میکند برخی از عملکردهای مهم پوستهٔ تخم طبیعی، از جمله تبادل گازها و حفظ محیط مناسب برای رشد جنین، را شبیهسازی کند.
در آزمایشهای این شرکت، جنینهای مرغ در این سامانه رشد کردند و ۲۶ جوجهٔ سالم از آن بیرون آمدند؛ دستاوردی که نشان میدهد میتوان رشد کامل جنین پرنده را بدون پوستهٔ طبیعی امکانپذیر کرد.
اهمیت این فناوری فقط به مرغها محدود نمیشود. پژوهشگران امیدوارند در آینده بتوانند سامانههایی با اندازههای متفاوت بسازند تا برای گونههایی که تخمهای بسیار بزرگ یا ویژگیهای تولیدمثلی متفاوتی دارند نیز مورد استفاده قرار گیرد.
این موضوع بهویژه برای پروژههای مرتبط با پرندگان منقرضشده اهمیت دارد. برای مثال، تخمهای موآی غولپیکر بسیار بزرگتر از تخم پرندگان امروزی بودهاند و هیچ پرندهٔ زندهای نمیتواند بهعنوان مادر جانشین، جنین چنین تخمی را در تخم طبیعی خود پرورش دهد.
بااینحال، نباید این دستاورد را به معنای «بازگرداندن دودو یا موآ» دانست. هنوز هیچ پرندهٔ منقرضشدهای با این فناوری ایجاد نشده است و موانع ژنتیکی، زیستی و تولیدمثلی بسیار دیگری نیز وجود دارند.
بنابراین، دستاورد فعلی را بهتر است اثبات یک فناوری جدید برای رشد خارج از تخم طبیعی بدانیم؛ فناوریای که ممکن است در آینده به پژوهشهای رشد جنینی، حفاظت از گونههای در معرض خطر و شاید پروژههای بازگردانی برخی پرندگان منقرضشده کمک کند.
✍:علی روستایی
#تکامل #فرگشت #تخم_مرغ
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
پژوهشگران یک سامانهٔ «تخم مصنوعی» ساختهاند که به جنین پرندگان اجازه میدهد خارج از تخم طبیعی رشد کند؛ فناوریای که میتواند در آینده برای پژوهشهای جنینی، حفاظت از برخی گونههای نادر و حتی پروژههای بازگردانی پرندگان منقرضشده کاربرد داشته باشد.
برخلاف پستانداران، جنین پرندگان درون تخم رشد میکند و همین موضوع ایجاد نسخههای مهندسیشده یا بازسازیشده از پرندگان را با چالش بزرگی روبهرو میکند. یکی از مشکلات اصلی این است که جنین برای رشد به محیطی نیاز دارد که هم تبادل مناسب اکسیژن و دیاکسیدکربن را امکانپذیر کند و هم رطوبت، دما و شرایط فیزیکی مناسب را حفظ کند.
شرکت زیستفناوری Colossal Biosciences یک سامانهٔ مصنوعی طراحی کرده که شامل ساختاری مشبک و ساختهشده با چاپ سهبعدی، بههمراه یک غشای سیلیکونی نیمهتراواست. این ساختار تلاش میکند برخی از عملکردهای مهم پوستهٔ تخم طبیعی، از جمله تبادل گازها و حفظ محیط مناسب برای رشد جنین، را شبیهسازی کند.
در آزمایشهای این شرکت، جنینهای مرغ در این سامانه رشد کردند و ۲۶ جوجهٔ سالم از آن بیرون آمدند؛ دستاوردی که نشان میدهد میتوان رشد کامل جنین پرنده را بدون پوستهٔ طبیعی امکانپذیر کرد.
اهمیت این فناوری فقط به مرغها محدود نمیشود. پژوهشگران امیدوارند در آینده بتوانند سامانههایی با اندازههای متفاوت بسازند تا برای گونههایی که تخمهای بسیار بزرگ یا ویژگیهای تولیدمثلی متفاوتی دارند نیز مورد استفاده قرار گیرد.
این موضوع بهویژه برای پروژههای مرتبط با پرندگان منقرضشده اهمیت دارد. برای مثال، تخمهای موآی غولپیکر بسیار بزرگتر از تخم پرندگان امروزی بودهاند و هیچ پرندهٔ زندهای نمیتواند بهعنوان مادر جانشین، جنین چنین تخمی را در تخم طبیعی خود پرورش دهد.
بااینحال، نباید این دستاورد را به معنای «بازگرداندن دودو یا موآ» دانست. هنوز هیچ پرندهٔ منقرضشدهای با این فناوری ایجاد نشده است و موانع ژنتیکی، زیستی و تولیدمثلی بسیار دیگری نیز وجود دارند.
بنابراین، دستاورد فعلی را بهتر است اثبات یک فناوری جدید برای رشد خارج از تخم طبیعی بدانیم؛ فناوریای که ممکن است در آینده به پژوهشهای رشد جنینی، حفاظت از گونههای در معرض خطر و شاید پروژههای بازگردانی برخی پرندگان منقرضشده کمک کند.
✍:علی روستایی
#تکامل #فرگشت #تخم_مرغ
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
ادامه....
مریخ جوی بسیار رقیق، محیطی فوقالعاده خشک و دماهایی بسیار پایین دارد. فشار جو این سیاره کمتر از یک درصد فشار جو زمین است و سطح آن بهشدت خشککننده است. چنین شرایطی میتواند فرایندهای زیستی و میکروبیِ تجزیه را بهشدت محدود کند.
اگر بدن انسان در معرض مستقیم محیط مریخ قرار گیرد، احتمالاً بخش مهمی از آب بافتهای آن از دست میرود و سرما و خشکی، فعالیت بسیاری از میکروبهای تجزیهکننده را محدود میکنند. بنابراین برخلاف شرایط معمول روی زمین، تجزیهٔ سریع و طبیعی جسد بعید است و خشکشدن و حفظ بقایای بدن میتواند نقش مهمتری پیدا کند.
بااینحال، این به معنای «توقف کامل همهٔ فعالیتهای میکروبی» نیست. برخی میکروارگانیسمهای زمینی میتوانند در شرایط بسیار خشک، سرد و پرتوزای شبیه مریخ زنده بمانند؛ هرچند زندهماندن با رشد و تکثیر فعال تفاوت دارد.
موضوع مهم دیگر، حفاظت سیارهای است. انسانها و تجهیزاتشان ناگزیر مقدار زیادی میکروب زمینی را با خود به مریخ میبرند. به همین دلیل، جلوگیری از انتقال و انتشار میکروارگانیسمهای زمینی در محیط مریخ یکی از مسائل مهم در برنامهریزی مأموریتهای انسانی آینده است.
دفن جسد در خاک مریخ نیز الزاماً شبیه دفن روی زمین نخواهد بود؛ زیرا شرایط محیطی مریخ اجازه نمیدهد فرایندهای معمول تجزیه با همان سرعت و سازوکارهای زمینی انجام شوند.
سوزاندن جسد نیز به انرژی، سوخت و یک سامانهٔ کنترلشده نیاز دارد و در یک پایگاه مریخی، منابعی مانند اکسیژن و سوخت بسیار ارزشمند خواهند بود. به همین دلیل، روشهای دیگری مانند نگهداری کنترلشده، بازگرداندن بقایا یا حتی پردازش زیستی در سامانههای بسته ممکن است در آینده مورد بررسی قرار گیرند.
هنوز هیچ پروتکل نهایی و پذیرفتهشدهای برای مدیریت مرگ انسان روی مریخ وجود ندارد. اما اگر روزی انسانها بهطور دائم در مریخ زندگی کنند، مسئلهٔ مرگ و نحوهٔ مدیریت بقایای انسانی نیز مانند آب، غذا، زباله و منابع انرژی به بخشی از مهندسی زندگی در این سیاره تبدیل خواهد شد.
شاید یکی از پرسشهای کمتر دیدهشدهٔ آیندهٔ بشر در مریخ همین باشد:
اگر نخستین انسان روی مریخ بمیرد، با بدن او چه خواهیم کرد؟
✍:علی روستایی
https://webpreneurships.com/scientists-studied-what-would-happen-if-you-die-on-mars-and-their-findings-are-dark-and-fascinating/?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
مریخ جوی بسیار رقیق، محیطی فوقالعاده خشک و دماهایی بسیار پایین دارد. فشار جو این سیاره کمتر از یک درصد فشار جو زمین است و سطح آن بهشدت خشککننده است. چنین شرایطی میتواند فرایندهای زیستی و میکروبیِ تجزیه را بهشدت محدود کند.
اگر بدن انسان در معرض مستقیم محیط مریخ قرار گیرد، احتمالاً بخش مهمی از آب بافتهای آن از دست میرود و سرما و خشکی، فعالیت بسیاری از میکروبهای تجزیهکننده را محدود میکنند. بنابراین برخلاف شرایط معمول روی زمین، تجزیهٔ سریع و طبیعی جسد بعید است و خشکشدن و حفظ بقایای بدن میتواند نقش مهمتری پیدا کند.
بااینحال، این به معنای «توقف کامل همهٔ فعالیتهای میکروبی» نیست. برخی میکروارگانیسمهای زمینی میتوانند در شرایط بسیار خشک، سرد و پرتوزای شبیه مریخ زنده بمانند؛ هرچند زندهماندن با رشد و تکثیر فعال تفاوت دارد.
موضوع مهم دیگر، حفاظت سیارهای است. انسانها و تجهیزاتشان ناگزیر مقدار زیادی میکروب زمینی را با خود به مریخ میبرند. به همین دلیل، جلوگیری از انتقال و انتشار میکروارگانیسمهای زمینی در محیط مریخ یکی از مسائل مهم در برنامهریزی مأموریتهای انسانی آینده است.
دفن جسد در خاک مریخ نیز الزاماً شبیه دفن روی زمین نخواهد بود؛ زیرا شرایط محیطی مریخ اجازه نمیدهد فرایندهای معمول تجزیه با همان سرعت و سازوکارهای زمینی انجام شوند.
سوزاندن جسد نیز به انرژی، سوخت و یک سامانهٔ کنترلشده نیاز دارد و در یک پایگاه مریخی، منابعی مانند اکسیژن و سوخت بسیار ارزشمند خواهند بود. به همین دلیل، روشهای دیگری مانند نگهداری کنترلشده، بازگرداندن بقایا یا حتی پردازش زیستی در سامانههای بسته ممکن است در آینده مورد بررسی قرار گیرند.
هنوز هیچ پروتکل نهایی و پذیرفتهشدهای برای مدیریت مرگ انسان روی مریخ وجود ندارد. اما اگر روزی انسانها بهطور دائم در مریخ زندگی کنند، مسئلهٔ مرگ و نحوهٔ مدیریت بقایای انسانی نیز مانند آب، غذا، زباله و منابع انرژی به بخشی از مهندسی زندگی در این سیاره تبدیل خواهد شد.
شاید یکی از پرسشهای کمتر دیدهشدهٔ آیندهٔ بشر در مریخ همین باشد:
اگر نخستین انسان روی مریخ بمیرد، با بدن او چه خواهیم کرد؟
✍:علی روستایی
https://webpreneurships.com/scientists-studied-what-would-happen-if-you-die-on-mars-and-their-findings-are-dark-and-fascinating/?utm_source=chatgpt.com
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Webpreneurships
Scientists Studied What Would Happen If You Die on Mars — And Their Findings Are Dark and Fascinating
It may be an unsettling topic, but scientists have explored what would happen to a human body on Mars. This is an important discussion, especially if humanity
#نقل_قول
«حقیقت تلخ ماجرا این است که بیشتر شرارتها به دست کسانی انجام میشوند که هرگز تصمیم نگرفتهاند خوب یا بد باشند، یا کار خوب یا بد انجام دهند.»
هانا آرنت و «ابتذال شر»
آرنت در بررسی محاکمهٔ آدولف آیشمن به نکتهای تکاندهنده رسید: شرارت همیشه از انسانهایی هیولاصفت و تشنهٔ خون سرچشمه نمیگیرد؛ گاهی انسانهای ظاهراً عادی، از طریق بیفکری، اطاعت بیچونوچرا و ناتوانی در قضاوت مستقل، در انجام اعمال هولناک مشارکت میکنند.
از نگاه آرنت، اندیشیدن فقط حل مسئله نیست؛ یعنی توانایی مکث کردن، پرسیدن، قضاوت کردن و دیدن پیامدهای اعمال خود از منظر دیگران.
خطرناک است وقتی انسان دیگر خودش فکر نمیکند و فقط از جریان، قواعد یا صاحبان قدرت پیروی میکند.
#هانا_آرنت
https://www.instagram.com/reel/DcrSK74sq9P/?igsi=MXB5bzNpMHV5ZTh6
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
«حقیقت تلخ ماجرا این است که بیشتر شرارتها به دست کسانی انجام میشوند که هرگز تصمیم نگرفتهاند خوب یا بد باشند، یا کار خوب یا بد انجام دهند.»
هانا آرنت و «ابتذال شر»
آرنت در بررسی محاکمهٔ آدولف آیشمن به نکتهای تکاندهنده رسید: شرارت همیشه از انسانهایی هیولاصفت و تشنهٔ خون سرچشمه نمیگیرد؛ گاهی انسانهای ظاهراً عادی، از طریق بیفکری، اطاعت بیچونوچرا و ناتوانی در قضاوت مستقل، در انجام اعمال هولناک مشارکت میکنند.
از نگاه آرنت، اندیشیدن فقط حل مسئله نیست؛ یعنی توانایی مکث کردن، پرسیدن، قضاوت کردن و دیدن پیامدهای اعمال خود از منظر دیگران.
خطرناک است وقتی انسان دیگر خودش فکر نمیکند و فقط از جریان، قواعد یا صاحبان قدرت پیروی میکند.
#هانا_آرنت
https://www.instagram.com/reel/DcrSK74sq9P/?igsi=MXB5bzNpMHV5ZTh6
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
🦴 کاشتنی آزمایشی که میتواند به بازسازی استخوانهای از دسترفته کمک کند
پژوهشگران یک گرافت غضروفی مهندسیشده و بدون سلول ساختهاند که در آزمایشهای حیوانی توانسته به بازسازی بخشهای بزرگی از استخوانِ از دسترفته کمک کند؛ بدون آنکه سلول زندهای در خودِ گرافت وجود داشته باشد.
این فناوری قرار نیست مستقیماً «استخوان آماده» را به بدن اضافه کند. در عوض، گرافت غضروفی مانند یک داربست زیستی عمل میکند و محیطی فراهم میسازد که به بدن کمک میکند فرایند طبیعی استخوانسازی را آغاز و هدایت کند.
پژوهشگران ابتدا سلولهای غضروف را از بافت مهندسیشده حذف میکنند، اما ساختار ماتریکس خارجسلولی و برخی مولکولهای زیستی مؤثر در استخوانسازی باقی میمانند. این مواد میتوانند سلولهای بدن را به سمت ناحیهٔ آسیبدیده جذب کرده و فرایند تشکیل استخوان جدید را تحریک کنند.
در آزمایشهای حیوانی، این گرافت توانسته نقصهای بزرگ و بحرانی استخوان را ترمیم کند و به بازسازی استخوانی با ویژگیهای ساختاری و مکانیکی مناسب کمک کند.
یکی از مزیتهای بالقوهٔ این روش آن است که چون گرافت فاقد سلول زندهٔ اهداکننده است، میتواند نسبت به برخی روشهای مبتنی بر سلول، خطر واکنشهای ایمنی را کاهش دهد. همچنین در صورت توسعهٔ بیشتر، امکان تولید و نگهداری آن بهعنوان یک محصول آمادهٔ استفاده وجود دارد.
روشهای فعلی بازسازی استخوان، ازجمله پیوند استخوان از بدن خود بیمار، گاهی به جراحی اضافی نیاز دارند و با محدودیتهایی مانند درد، عوارض محل برداشت و مقدار محدود بافت قابل برداشت همراهاند.
با این حال، یک نکتهٔ مهم وجود دارد: این فناوری هنوز در مرحلهٔ پیشبالینی است. نتایج امیدوارکنندهٔ آن تاکنون در مدلهای حیوانی به دست آمدهاند و هنوز مشخص نیست که همین میزان موفقیت در انسان نیز حاصل شود. بنابراین، کاربرد آن برای درمان شکستگیهای شدید، نقصهای استخوانی ناشی از سرطان یا عفونت و سایر بیماریها هنوز نیازمند آزمایشهای بالینی و تأیید ایمنی و اثربخشی در انسان است.
هدف نهایی این فناوری ساخت یک «استخوان آماده» نیست؛ بلکه ایجاد یک داربست زیستی هوشمند است که به بدن خود انسان کمک کند استخوان از دسترفته را دوباره بسازد.
✍:علی روستایی
📄 مقاله پژوهشی: PMID 41512032
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41512032/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
پژوهشگران یک گرافت غضروفی مهندسیشده و بدون سلول ساختهاند که در آزمایشهای حیوانی توانسته به بازسازی بخشهای بزرگی از استخوانِ از دسترفته کمک کند؛ بدون آنکه سلول زندهای در خودِ گرافت وجود داشته باشد.
این فناوری قرار نیست مستقیماً «استخوان آماده» را به بدن اضافه کند. در عوض، گرافت غضروفی مانند یک داربست زیستی عمل میکند و محیطی فراهم میسازد که به بدن کمک میکند فرایند طبیعی استخوانسازی را آغاز و هدایت کند.
پژوهشگران ابتدا سلولهای غضروف را از بافت مهندسیشده حذف میکنند، اما ساختار ماتریکس خارجسلولی و برخی مولکولهای زیستی مؤثر در استخوانسازی باقی میمانند. این مواد میتوانند سلولهای بدن را به سمت ناحیهٔ آسیبدیده جذب کرده و فرایند تشکیل استخوان جدید را تحریک کنند.
در آزمایشهای حیوانی، این گرافت توانسته نقصهای بزرگ و بحرانی استخوان را ترمیم کند و به بازسازی استخوانی با ویژگیهای ساختاری و مکانیکی مناسب کمک کند.
یکی از مزیتهای بالقوهٔ این روش آن است که چون گرافت فاقد سلول زندهٔ اهداکننده است، میتواند نسبت به برخی روشهای مبتنی بر سلول، خطر واکنشهای ایمنی را کاهش دهد. همچنین در صورت توسعهٔ بیشتر، امکان تولید و نگهداری آن بهعنوان یک محصول آمادهٔ استفاده وجود دارد.
روشهای فعلی بازسازی استخوان، ازجمله پیوند استخوان از بدن خود بیمار، گاهی به جراحی اضافی نیاز دارند و با محدودیتهایی مانند درد، عوارض محل برداشت و مقدار محدود بافت قابل برداشت همراهاند.
با این حال، یک نکتهٔ مهم وجود دارد: این فناوری هنوز در مرحلهٔ پیشبالینی است. نتایج امیدوارکنندهٔ آن تاکنون در مدلهای حیوانی به دست آمدهاند و هنوز مشخص نیست که همین میزان موفقیت در انسان نیز حاصل شود. بنابراین، کاربرد آن برای درمان شکستگیهای شدید، نقصهای استخوانی ناشی از سرطان یا عفونت و سایر بیماریها هنوز نیازمند آزمایشهای بالینی و تأیید ایمنی و اثربخشی در انسان است.
هدف نهایی این فناوری ساخت یک «استخوان آماده» نیست؛ بلکه ایجاد یک داربست زیستی هوشمند است که به بدن خود انسان کمک کند استخوان از دسترفته را دوباره بسازد.
✍:علی روستایی
📄 مقاله پژوهشی: PMID 41512032
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/41512032/
┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates