هم چو نی
مینالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل .
من که با هر داغ پیدا ساختم ،
سوختم از داغ نا پیدای دل .
هم چو موجم
یک نفس آرام نیست ،
بس که طوفان زا بود دریای دل ! . . .
#رهی_معیری
مینالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل .
من که با هر داغ پیدا ساختم ،
سوختم از داغ نا پیدای دل .
هم چو موجم
یک نفس آرام نیست ،
بس که طوفان زا بود دریای دل ! . . .
#رهی_معیری
بنگر به نسترن ها
بر شانه های دیوار
خواب بنفشگان را
با نغمه ای در آمیز
و اشراق صبحدم را
در شعر جویباران
از بودن و سرودن
تفسیرِ آشنا کن .
بیداری زمان را
بامن بخوان به فریاد
ور مرد خواب و خفتی
" رو سر بنه به بالین ،
تنها مرا رها کن "
#استادشفیعی_کدکنی
بر شانه های دیوار
خواب بنفشگان را
با نغمه ای در آمیز
و اشراق صبحدم را
در شعر جویباران
از بودن و سرودن
تفسیرِ آشنا کن .
بیداری زمان را
بامن بخوان به فریاد
ور مرد خواب و خفتی
" رو سر بنه به بالین ،
تنها مرا رها کن "
#استادشفیعی_کدکنی
نه ، دل مفتون دلبندی
نه ، جان مدهوش دلخواهی
نه ، بر مژگان من اشکی
نه ، بر لب های من آهی
نه ، جان بی نصیبم را
پیامی از دلارامی ! . . .
#رهی_معیری
نه ، دل مفتون دلبندی
نه ، جان مدهوش دلخواهی
نه ، بر مژگان من اشکی
نه ، بر لب های من آهی
نه ، جان بی نصیبم را
پیامی از دلارامی ! . . .
#رهی_معیری
چه دیر آمدی !
حالایِ صدهزار سالهی من !
من این نیستم که بودهام
او که من بود آن همه سال
رفته زیر سایهیِ آن بیدِ بینشان
مُرده ست . . .
#سیدعلی_صالحی
حالایِ صدهزار سالهی من !
من این نیستم که بودهام
او که من بود آن همه سال
رفته زیر سایهیِ آن بیدِ بینشان
مُرده ست . . .
#سیدعلی_صالحی
میتوانم که ببُرّم ز همه خلق ،
ولیک !
از تو ای جان جهان ،
من نفسی نتوانم . . .
#سلطان_علاءالدولهی_سمنانی
ولیک !
از تو ای جان جهان ،
من نفسی نتوانم . . .
#سلطان_علاءالدولهی_سمنانی
جای تو خالی ست
در دریغِ نامکرّری
که به پایان رسیدن را فریاد
می کنند ،
جای تو خالی ست
در هر آن نا کجایی که منم . . .
#حمیدمصدق
در دریغِ نامکرّری
که به پایان رسیدن را فریاد
می کنند ،
جای تو خالی ست
در هر آن نا کجایی که منم . . .
#حمیدمصدق
دوستت دارم
کلمات کوچکتر از آنند
که آينهبينِ من شوند .
دوستت دارم
روياها آسانتر از آنند
که آرامشِ مرا به خانه بياورند .
دوستت دارم
حقيقتیست :
شعرهای اين هم سادهتر از باران نيز
برای بیقراریِ من .
وطن نمیشوند
من از اين همه آوازِ آلوده میترسم
ديگر نامت را به زبان نخواهم آورد . . .
#سیدعلی_صالحی
کلمات کوچکتر از آنند
که آينهبينِ من شوند .
دوستت دارم
روياها آسانتر از آنند
که آرامشِ مرا به خانه بياورند .
دوستت دارم
حقيقتیست :
شعرهای اين هم سادهتر از باران نيز
برای بیقراریِ من .
وطن نمیشوند
من از اين همه آوازِ آلوده میترسم
ديگر نامت را به زبان نخواهم آورد . . .
#سیدعلی_صالحی
یه جایی می فهمی قرار نیست
برای همه چیز بجنگی
بعضی چیزها رو باید رها کنی
تا دوباره خودت را بسازی
# دیالوگ
برای همه چیز بجنگی
بعضی چیزها رو باید رها کنی
تا دوباره خودت را بسازی
# دیالوگ