سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
362 subscribers
8.05K photos
559 videos
183 files
3.33K links
اين كانال به منظور ارائه خدمات روانشناسى پيرامون سلامت،مهارت، نشاط و آرامش بعنوان 4 ضرورت مهم زندگى امروز تهيه شده است.
دکترمالک علیرضایی_دارای مجوز رسمی ازسازمان نظام روانشناسی و مشاوره.
شماره عضویت۲۴۰۸۱
شماره تماس
۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
Download Telegram
سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
Photo
روانشناسی «سمنا»برگزار میکند:

«نقشه راه مهارت های همسرداری»

آیا عشق برای ماندن کافی است؟ 🌿

همه ما در جستجوی آن آغوش امن هستیم؛ جایی که بدون ترس از قضاوت، خودمان باشیم. اما واقعیت این است که عشق، تنها شروع یک سفر است، نه مقصد نهایی. عشق شاید یک «اتفاق» باشد، اما صمیمیت، ثبات و آرامش در رابطه، یک«مهارت» است که باید آموخت.

ما در کارگاه ۱۰ جلسه‌ای «نقشه راه مهارت‌های همسری»، شما را از میان تلاطم‌ها و تعارضات روزمره، به سمت اوج صمیمیت و درک متقابل راهنمایی می‌کنیم.

🗺️ سفری ۱۰ مرحله‌ای برای:
🔹 تبدیل تعارض به فرصتی برای گفتگو
🔹 ساختن آغوشی امن و پایدار
🔹 یادگیری هنرِ بودن در کنار هم

بیایید یاد بگیریم چگونه عشق را از یک اتفاقِ گذرا، به یک مهارتِ ماندگار تبدیل کنیم.

◀️زمان بعداز تکمیل ظرفیت ثبت نام
◀️هزینه هرجلسه ۵۰۰هزارتومان.
◀️مدت دوره ۱۰ جلسه
◀️مدرس:دکترمالک علیرضایی« دکترای تخصصی روانشناسی»

◀️جهت ثبت نام به شماره ۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴ دررسانه بله پیام دهید!یا به لینک زیر مراجعه فرمایید!

ble.ir/join/B9N6UpRiYm
🆔 شناسه کانال:
https://ble.ir/Dr_alirezaii


۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
ورامین/بلوارباهنر/روبروی خیابان آزادگان/ساختمان پزشکان آسا/جنب داروخانه پیکامی/طبقه۴/واحد۹/کلینیک روانشناسی« دکترمالک علیرضایی»
🌱 از #معشوق_بودن تا #عاشق_شدن در زندگی زناشویی

زندگی همه‌ی ما با «معشوق بودن» آغاز می‌شود. در آغوش پدر و مادر، عشق یک‌طرفه و بی‌قید و شرط دریافت می‌کنیم. هیچ انتظاری از ما نمی‌رود و نیازهای‌مان بی‌آنکه ابراز کنیم، برآورده می‌شود.

🔸 اما بلوغ روانی در آنجاست که «عاشق شدن» را بیاموزیم؛ یعنی از مرحله‌ی دریافت محض عبور کنیم و وارد مرحله‌ی بخشیدن عشق شویم. در این مرحله است که می‌آموزیم به نیازهای دیگران توجه کنیم، میان این "گرفتن" و "دادن" تعادل برقرار کنیم و از خودشیفتگی کودکانه فاصله بگیریم.

🔸 در روابط زناشویی، اگر همچنان فقط در پی دریافت باشیم، اگر انتظار داشته باشیم همسرمان بی‌وقفه کاسه‌ی محبت و نیازهای ما را پر کند، اما خودمان در دهش عشق خساست به خرج دهیم؛ اگر ناکامی‌های کوچک را تاب نیاوریم و به قهر و فاصله و سکوت پناه ببریم، نشان می‌دهد هنوز در مرحله‌ی کودکی متوقف مانده‌ایم و بندناف خود را از مادرمان جدا نکرده‌ایم. اینجا دقیقاً همان جایی است که نیاز به مراقبت از خود و رابطه و بعبارتی "پوست‌اندازی عاطفی" داریم.

📌 پژوهش‌های دکتر جان گاتمن و همسرش دکتر جولی گاتمن نشان می‌دهد که زوج‌های موفق، به جای انتظار بی‌پایان برای دریافت عشق، خود دست به آفرینش عشق می‌زنند. آن‌ها «بانک عاطفی رابطه» را با سپرده‌گذاری‌های کوچک اما مداوم—مثل کلمات محبت‌آمیز، توجه، لمس، تشکر و قدردانی—پر می‌کنند. و همین سپرده‌های کوچک است که در روز مبادا به‌کارمان می‌آید و در لحظه‌های سخت، رابطه را از بحران نجات می‌دهد.

🔸 پس اگر می‌خواهیم رابطه‌ای بالنده داشته باشیم، بهتر است چند اصل بنیادین را فراموش نکنیم:

1⃣ عشق، جاده‌ای دوطرفه است؛ هرچه در آن بیشتر بکاریم، بیشتر برداشت می‌کنیم.

2⃣ ناکامی‌های کوچک طبیعی‌اند؛ تحمل آن‌ها بخشی از بلوغ زناشویی است.

3⃣ حتی یک «دوستت دارم»، یک نگاه مهربان یا یک در آغوش گرفتن، می‌تواند سرمایه‌ای بزرگ در بانک عاطفی باشد.

4⃣ همسران بالنده، هم نیازهای خود را می‌شناسند و هم به نیازهای یکدیگر پاسخگو هستند.

🔸 بلوغ عاطفی در زندگی مشترک، عبور از «معشوق صرف بودن» و ورود به «عاشق بودن» است؛ جایی که هم دریافت می‌کنیم و هم می‌بخشیم. و این همان جایی است که ازدواج، از یک قرارداد ساده، به یک رابطه‌ی غنی و بالنده تبدیل می‌شود.

و اما چند پرسش:

آیا شما در رابطه بیشتر انتظار دریافت عشق دارید یا در بخشیدن عشق هم پیش‌قدم می‌شوید؟
چه سپرده‌های کوچکی می‌توانید امروز در «بانک عاطفی» رابطه‌تان بیفزایید؟
در لحظه‌های ناکامی، واکنش شما قهر و فاصله گرفتن است یا گفت‌وگو و در آغوش گرفتن؟

👌برای ساختن و آگاهی بیشتر از "بانک عاطفی رابطه" پیشنهاد می‌کنم از#کارگاه ایجاد و حفظ و غنی سازی رابطه زناشویی#  بهره‌مند شوید

شاد و عاشق‌پیشه باشید 🌺

https://t.me/samna_psy
کانال تلگرامی👆

https://eitaa.com/joinchat/1635975433C30bd1cb5ff

لینگ گروه روانشناسی سمنا 👆
دکتر مالک علیرضایی
در رسانه ایتا

https://chat.whatsapp.com/GgwmdBYvJbA5c07v0ptSZk?mode=ac_c

گروه واتساپ👆گ
ارتباط مؤثر؛ سنگ‌بنای سلامت زناشویی

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های رضایت زناشویی، توانایی زوجین در برقراری ارتباط مؤثر با یکدیگر است. ارتباط مؤثر، فراتر از صرفاً حرف‌زدن است؛ این ارتباط شامل شنیدن فعال، درک متقابل، احترام به احساسات طرف مقابل و بازخورد سازنده می‌شود.

اصول بنیادین ارتباط مؤثر بین زوجین:

۱. شنیدن فعال
شنیدن فعال یعنی با دقت و بدون قضاوت، به حرف‌های همسر خود گوش دهید. این نوع گوش‌دادن با سر تکان‌دادن، برقراری تماس چشمی و تکرار یا خلاصه‌کردن آنچه گفته شده همراه است.
۲. بیان احساسات، نه اتهام‌ها
به‌جای جملاتی مثل «تو هیچ‌وقت به من توجه نمی‌کنی»، بهتر است بگوییم: «وقتی این کار رو می‌کنی، احساس می‌کنم نادیده گرفته می‌شم». استفاده از جملات «من احساس می‌کنم...» به‌جای «تو همیشه...» باعث کاهش دفاعی شدن طرف مقابل می‌شود.

۳. تنظیم زمان مناسب برای گفتگو
مسائل مهم را زمانی مطرح کنید که هر دو طرف آرامش دارند. صحبت در لحظات خشم، خستگی یا استرس شدید، احتمال حل مسئله را کاهش می‌دهد.

۴. توجه به زبان بدن
لحن صدا، حالت چهره و ژست بدن می‌تواند حتی بیش از کلمات، پیام شما را منتقل کند. ناسازگاری میان زبان بدن و کلام می‌تواند سوءتفاهم ایجاد کند.

۵. پرهیز از ذهن‌خوانی
گمانه‌زنی در مورد نیت‌های همسر، بدون گفتگو مستقیم، منجر به سوءتفاهم می‌شود. در ارتباط مؤثر، پرسش و شفاف‌سازی جای حدس و قضاوت را می‌گیرد.

جمع‌بندی:
ارتباط مؤثر، مهارتی آموختنی است و مانند هر مهارت دیگری، نیاز به تمرین، بازخورد و اصلاح دارد. زوج‌هایی که در مسیر رشد این مهارت‌ها گام برمی‌دارند، پایه‌ای محکم‌تر برای مواجهه با چالش‌های زندگی مشترک خواهند داشت.

#دکتر-مالک-علیرضایی-دکترای-تخصصی -روانشناسی
📞۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
☎️۳۶۲۸۳۰۳۲

#سمنا
🆔#تلگرام
@samna_psy
🆔#اینستا
https://www.instagram.com/p/Cay7lerM2LG/?utm_medium=copy_link
🆔#واتساپ
https://chat.whatsapp.com/Ds0zuGbPRMrKUjoFavLyWr

🆔بله

ble.ir/join/6XUmty442
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روانشناسی «سمنا»برگزار میکند:

«نقشه راه مهارت های همسرداری»

آیا عشق برای ماندن کافی است؟ 🌿

همه ما در جستجوی آن آغوش امن هستیم؛ جایی که بدون ترس از قضاوت، خودمان باشیم. اما واقعیت این است که عشق، تنها شروع یک سفر است، نه مقصد نهایی. عشق شاید یک «اتفاق» باشد، اما صمیمیت، ثبات و آرامش در رابطه، یک«مهارت» است که باید آموخت.

ما در کارگاه ۱۰ جلسه‌ای «نقشه راه مهارت‌های همسری»، شما را از میان تلاطم‌ها و تعارضات روزمره، به سمت اوج صمیمیت و درک متقابل راهنمایی می‌کنیم.

🗺️ سفری ۱۰ مرحله‌ای برای:
🔹 تبدیل تعارض به فرصتی برای گفتگو
🔹 ساختن آغوشی امن و پایدار
🔹 یادگیری هنرِ بودن در کنار هم

بیایید یاد بگیریم چگونه عشق را از یک اتفاقِ گذرا، به یک مهارتِ ماندگار تبدیل کنیم.

◀️زمان ۵شنبه ۱۱تیرماه
◀️ساعت ۱۵الی۱۶:۳۰
◀️هزینه هرجلسه ۵۰۰هزارتومان.
◀️مدت دوره ۱۰ جلسه
◀️مدرس:دکترمالک علیرضایی« دکترای تخصصی روانشناسی»

◀️جهت ثبت نام به شماره ۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴ دررسانه بله پیام دهید!یا به لینک زیر مراجعه فرمایید!

ble.ir/join/B9N6UpRiYm
🆔 شناسه کانال:
https://ble.ir/Dr_alirezaii


۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
#کارگاه نقشه راه عشق❤️امروز ساعت ۱۵
روانشناسی#سمنا

با شرکت در این کارگاه احساس می‌کنیم که این اموزش ها مستقیماً با زندگی ما حرف می‌زند.

چرا ماندن، گاهی سخت‌تر از رفتن است؟

تصور کنید در یک عصر آرام، روبروی پنجره نشسته‌اید. در ذهن شما، تصویری از زندگی‌تان می‌چرخد؛ زندگی‌ای که شاید در ظاهر همه چیز خوب است، اما در درون، انگار چیزی کدر و خاکستری شده است.

شاید شما هم مثل «مریم» باشید...
در این مثال ، ماشما را با شخصیتی به نام مریم آشنا می‌کنیم:

او زنی است که در میان تضادهای عمیق زندگی‌اش گیر افتاده؛ ازدواجی که دیگر آن شور و نشاط سابق را ندارد، اما او نمی‌داند چرا با وجود تمام این ناراحتی‌ها، همچنان به آن مسیر ادامه می‌دهد. او تنها نیست. مطمئنم او تنها زنی نیست که در تله‌ی «بایدها» و «مجبورها» گرفتار شده و با وجود بد بودن شرایط، به ریتمِ تکراری زندگی ادامه می‌دهد.

آیا این تصویر، بازتابی از دنیای شماست؟

- آیا احساس می‌کنید در روابطتان، به جای «انتخاب کردن»، فقط دارید «تحمل می‌کنید»؟

- آیا مدام در حال جنگ با محیط یا اطرافیانتان هستید تا فقط کمی آرامش پیدا کنید؟

- آیا احساس می‌کنید کنترل زندگی‌تان از دست رفته و فقط در واکنش به اتفاقات، زندگی می‌کنید؟

اگر پاسخ شما «بله» است، شاید وقت آن رسیده که نگاهتان را به «نیازها» تغییر دهید.

در این کارگاه یادمیگیرین ما فقط با مشکل روبرو نمی‌شویم، بلکه یاد می‌گیریم چگونه «انتخاب» کنیم.

نقشه راه همسرداری به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانیم از دنیای «ما مجبوریم» به دنیای «ما انتخاب می‌کنیم» قدم بگذاریم.

این کارگاه، نقشه راهی است برای کسانی که می‌خواهند بدانند چرا در موقعیت‌های دشوار گیر کرده‌اند و چگونه می‌توانند با تغییر رویکرد خود، واقعیت جدیدی برای زندگی‌شان بسازند.



◀️زمان ۵شنبه ۱۱تیرماه
◀️ساعت ۱۵الی۱۶:۳۰
◀️هزینه هرجلسه ۵۰۰هزارتومان.
◀️مدت دوره ۱۰ جلسه
◀️مدرس:دکترمالک علیرضایی« دکترای تخصصی روانشناسی»

◀️جهت ثبت نام به شماره ۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴ دررسانه بله پیام دهید!یا به لینک زیر مراجعه فرمایید!

ble.ir/join/B9N6UpRiYm
🆔 شناسه کانال:
https://ble.ir/Dr_alirezaii


۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
#سمنا-صدای-ذهن-نوجوان🌱
#از-ذهنت-بیرون-بیا-وزندگی-کن🌱

🌱 داستان اول: صدای توی سرم!

زنگ تفریح بود.
#آرمان روی نیمکت حیاط مدرسه نشسته بود و دفترش را ورق می‌زد.

امروز معلم علوم گفته بود: «هفته آینده هر کس دوست دارد، پروژه‌اش را جلوی کلاس ارائه کند.»
#آرمان از دیشب برای این پروژه وقت گذاشته بود. حتی چند بار جلوی آینه تمرین کرده بود.
دلش می‌خواست دستش را بالا ببرد.

اما درست همان لحظه، صدایی در ذهنش گفت:
«اگر وسط حرف زدنت همه بخندند، چی؟»
#آرمان مکث کرد.
صدای دیگری آرام‌تر ادامه داد:
«اگر یادت برود چه می‌خواستی بگویی...»
دست‌هایش خیس عرق شده بود.
«اصلاً تو برای این کار ساخته نشده‌ای.»

معلم دوباره پرسید:
«کسی داوطلب نیست؟»
چند دست بالا رفت.
#آرمان فقط به نیمکت روبه‌رو خیره شد.
چند دقیقه بعد، زنگ خورد.
وقتی از کلاس بیرون آمد، احساس آرامش می‌کرد.

حداقل مجبور نشده بود جلوی همه بایستد.
اما این آرامش فقط تا وقتی دوام داشت که از کنار تابلو اعلانات مدرسه رد شد.
اسم دوستانش را دید که قرار بود هفته آینده ارائه بدهند.

لبخند زد...
اما ته دلش چیزی سنگینی می‌کرد.
با خودش گفت:
«واقعاً خودم تصمیم گرفتم داوطلب نشوم...
یا فقط حرفِ آن صدایی را گوش کردم که همیشه توی سرم حرف می‌زند؟»

شاید عجیب باشد...
اما گاهی بلندترین صدایی که در زندگی ما شنیده می‌شود، صدایی است که هیچ‌کس جز خودمان آن را نمی‌شنود...

ادامه دارد...
لینک کانالهای روانشناسی «سمنا»دکترمالک علیرضایی.

بله
ble.ir/join/83wZ9E6tju

تلگرام
https://t.me/samna_psy

ایتا
https://eitaa.com/joinchat/1635975433C30bd1cb5ff

واتساپ
https://chat.whatsapp.com/GgwmdBYvJbA5c07v0ptSZk?mode=ac_c

اینستا
https://www.instagram.com/p/Cay7lerM2LG/?utm_medium=copy_link


۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
ورامین/بلوارباهنر/روبروی خیابان آزادگان/ساختمان پزشکان آسا/جنب داروخانه پیکامی/طبقه۴/واحد۹/کلینیک روانشناسی« دکترمالک علیرضایی»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
Photo
#روانشناسی#سمنا#برگزار#میکند:

🌱 کارگاه ۱۲ جلسه‌ای #فرزندپروری# آگاهانه

فرزندپروری آگاهانه یعنی به جای تربیت بر پایه تنبیه، تهدید، سرزنش یا واکنش‌های لحظه‌ای، با شناخت نیازهای رشدی فرزند و آگاهی از احساسات و رفتارهای خود، رابطه‌ای سالم، امن و مؤثر با او بسازیم.

👨‍👩‍👧‍👦 ویژه والدین کودکان و نوجوانان ۱ تا ۲۰ سال

در این کارگاه می‌آموزید:

چگونه بدون فریاد و تنبیه، رفتار فرزند را مدیریت کنیم. چگونه به نیازهای عاطفی فرزند پاسخ دهیم. راهکارهای افزایش عزت‌نفس و مسئولیت‌پذیری در فرزندان. مدیریت لجبازی، پرخاشگری، اضطراب و نافرمانی. مهارت گفت‌وگوی مؤثر با کودکان و نوجوانان. تعیین حد و مرزهای سالم همراه با حفظ صمیمیت. شناخت تأثیر رفتارها، باورها و هیجانات والدین بر فرزندان. تربیت فرزندانی مستقل، توانمند و دارای سلامت روان.

🌿 فرزندپروری آگاهانه فقط تغییر رفتار کودک نیست؛ بلکه سفری برای رشد والدین و ساختن رابطه‌ای عمیق‌تر، آرام‌تر و مؤثرتر با فرزندان است.

💫 اگر می‌خواهید به جای کنترل کردن، ارتباط برقرار کنید و به جای واکنش، آگاهانه پاسخ دهید، این کارگاه برای شماست.
◀️ مدرس:دکترمالک علیرضایی دکترای تخصصی روانشناسی
◀️زمان یکشنبه ها ساعت ۱۰:۱۵الی۱۲
◀️هزینه هر ۴جلسه دو میلیون تومان!

📥 **همین حالا برای اطلاعات بیشتردرپیام رسان بله پیام دهید:

۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴

لینک گروه ثبت نام🔽
ble.ir/join/BLsG67pHgM
🌱 داستان دوم: صدایی که همه‌چیز را می‌دانست!

تمام عصر، #آرمان به همان سؤال فکر می‌کرد.
«واقعاً خودم نخواستم ارائه بدهم... یا آن صدا برایم تصمیم گرفت؟»

شب، وقتی می‌خواست بخوابد، دوباره همان صدا آمد.
«تصمیم درستی گرفتی.»
#آرمان لبخند زد.
اما صدا ادامه داد:

«تو که بلد نیستی جلوی جمع حرف بزنی.»
چند لحظه بعد گفت:

«اصلاً اگر ارائه بدهی، آبرویت می‌رود.»
#آرمان به سقف اتاق خیره شد.
یک دفعه چیزی به ذهنش رسید.
با خودش گفت:

«عجب...»
«این صدا از کجا می‌داند هفته‌ی بعد چه اتفاقی می‌افتد؟»
سؤال عجیبی بود.

صدا انگار جواب داشت.
«چون همیشه همین‌طور می‌شود!»
آرمان کمی فکر کرد.
نه...
«همیشه»؟

یادش آمد سال گذشته، روزی که مسابقه فوتبال داشت، همین صدا گفته بود:
«گل می‌خوری...»
اما تیمشان برنده شده بود.

یادش آمد قبل از امتحان ریاضی هم همین صدا گفته بود:
«قبول نمی‌شوی...»

ولی نمره خوبی گرفته بود.
برای اولین بار، #آرمان با خودش گفت:

«شاید این صدا فقط... حدس می‌زند.»
همان لحظه، صدای ذهنش آرام‌تر شد.
نه اینکه ناپدید شود...

فقط دیگر مثل قبل، مطمئن به نظر نمی‌رسید.
آن شب، آرمان با یک سؤال تازه خوابید:
اگر قرار نباشد هر حرفی را که ذهنم می‌زند باور کنم، آن وقت چه می‌شود؟

ادامه دارد...

لینک کانالهای روانشناسی «سمنا»دکترمالک علیرضایی.

بله
ble.ir/join/83wZ9E6tju

تلگرام
https://t.me/samna_psy

ایتا
https://eitaa.com/joinchat/1635975433C30bd1cb5ff

واتساپ
https://chat.whatsapp.com/GgwmdBYvJbA5c07v0ptSZk?mode=ac_c

اینستا
https://www.instagram.com/p/Cay7lerM2LG/?utm_medium=copy_link


۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
ورامین/بلوارباهنر/روبروی خیابان آزادگان/ساختمان پزشکان آسا/جنب داروخانه پیکامی/طبقه۴/واحد۹/کلینیک روانشناسی« دکترمالک علیرضایی»۰
سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
🌱 داستان دوم: صدایی که همه‌چیز را می‌دانست! تمام عصر، #آرمان به همان سؤال فکر می‌کرد. «واقعاً خودم نخواستم ارائه بدهم... یا آن صدا برایم تصمیم گرفت؟» شب، وقتی می‌خواست بخوابد، دوباره همان صدا آمد. «تصمیم درستی گرفتی.» #آرمان لبخند زد. اما صدا ادامه داد:…
🌱 داستان سوم: اگر این صدا خاموش نشود...

صبح روز بعد، #آرمان تصمیم گرفت یک آزمایش انجام دهد.
با خودش گفت:

«امروز هر وقت آن صدا حرف زد، فقط گوش می‌کنم.»

زنگ اول، معلم ریاضی از او خواست مسئله‌ای را روی تخته حل کند.
همان صدا فوری پیدایش شد.
«بلد نیستی...»

#آرمان بلند شد.
دو قدم که برداشت، صدا دوباره گفت:
«الان اشتباه می‌کنی...»
گچ را برداشت.
«همه دارند نگاهت می‌کنند...»

#آرمان مسئله را نوشت.
وسط کار، یک لحظه مکث کرد.
«دیدی؟ گفتم که نمی‌توانی!»
اما این بار اتفاق عجیبی افتاد.
#آرمان زیر لب، طوری که فقط خودش بشنود، گفت:

«باز هم تو...»
نه با عصبانیت.
نه برای اینکه ساکتش کند.
فقط انگار متوجه شده بود که آن صدا دوباره آمده است.
مسئله را تا آخر نوشت.

وقتی سر جایش برگشت، فهمید جوابش درست بوده است.
زنگ تفریح، دوستش پرسید:

ـ استرس نداشتی؟
#آرمان خندید و گفت:
ـ چرا... خیلی هم داشتم.

کمی سکوت کرد و بعد آرام ادامه داد:
ـ فقط فهمیدم استرس داشتن، با انجام ندادن فرق دارد.

همان لحظه، صدای آشنا دوباره زمزمه کرد:
«این دفعه شانس آوردی...»

#آرمان لبخند زد.
با خودش فکر کرد:
«انگار این صدا هیچ‌وقت خسته نمی‌شود...»
و شاید برای اولین بار، این سؤال در ذهنش شکل گرفت:

اگر قرار نیست این صدا خاموش شود، آیا باز هم می‌توانم زندگی‌ای را که دوست دارم، زندگی کنم؟

با خودش گفت: جالبه تازگی‌ها دیگر با صدا نمی‌جنگم، فقط متوجه حضورش می‌شوم!

ادامه دارد...


لینک کانالهای روانشناسی «سمنا»دکترمالک علیرضایی.

بله
ble.ir/join/83wZ9E6tju

تلگرام
https://t.me/samna_psy

ایتا
https://eitaa.com/joinchat/1635975433C30bd1cb5ff

واتساپ
https://chat.whatsapp.com/GgwmdBYvJbA5c07v0ptSZk?mode=ac_c

اینستا
https://www.instagram.com/p/Cay7lerM2LG/?utm_medium=copy_link


۰۹۳۰۸۴۷۳۲۵۴
۰۲۱۳۶۲۸۳۰۳۲
ورامین/بلوارباهنر/روبروی خیابان آزادگان/ساختمان پزشکان آسا/جنب داروخانه پیکامی/طبقه۴/واحد۹/کلینیک روانشناسی« دکترمالک علیرضایی»
سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
Photo
#روانشناسی-سمنا-برگزار-میکند:
کارگاه ذهن‌آگاهی ویژه نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ سال
(۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای)
جلسه ۱: آشنایی با ذهن‌آگاهی
ذهن‌آگاهی چیست؟
زندگی در لحظه اکنون
تمرین تنفس آگاهانه
بازی و فعالیت گروهی
جلسه ۲: شناخت احساسات
آشنایی با هیجان‌ها
تشخیص احساسات در بدن
تمرین نام‌گذاری احساسات
دفترچه احساسات
جلسه ۳: مدیریت استرس و اضطراب
شناخت علائم استرس
تکنیک توقف و تنفس
تمرین آرام‌سازی ذهن
مقابله با نگرانی‌های روزمره
جلسه ۴: افزایش تمرکز
عوامل حواس‌پرتی
تمرین توجه به صداها و محیط
تقویت تمرکز در درس و امتحان
مدیتیشن کوتاه
جلسه ۵: خودآگاهی و اعتمادبه‌نفس
شناخت نقاط قوت
گفت‌وگوی مثبت با خود
پذیرش خود
تمرین قدردانی از خویشتن
جلسه ۶: ارتباط مؤثر با دیگران
گوش دادن آگاهانه
همدلی و درک دیگران
مدیریت تعارض‌ها
تمرین‌های گروهی
جلسه ۷: مدیریت افکار منفی
تفاوت فکر و واقعیت
مشاهده افکار بدون قضاوت
کاهش نشخوار ذهنی
تمرین رهاسازی افکار
جلسه ۸: جمع‌بندی و مهارت‌های زندگی
مرور آموخته‌ها
طراحی برنامه ذهن‌آگاهی روزانه
جشن موفقیت و ارائه گواهی
دریافت بازخورد
اهداف کارگاه
کاهش استرس و اضطراب
افزایش تمرکز و یادگیری
تقویت اعتمادبه‌نفس
مدیریت هیجانات
بهبود روابط اجتماعی
افزایش آرامش و تاب‌آوری
روش اجرا: بازی، گفت‌وگو، تمرین‌های عملی ذهن‌آگاهی، هنر، نوشتن و فعالیت‌های گروهی متناسب با نوجوانان. 🌱

مدرس:دکترمالک علیرضایی دکترای تخصصی روانشناسی
زمان یکشنبه ها ساعت ۱۱الی ۱۲:۳۰
هزینه هرجلسه ۵۰۰ هزارتومان
🔰جهت ثبت نام به لینک زیر مراجعه فرمایید🔽

ble.ir/join/AvRsgeUjZQ
سلام! صبح بخیر

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

https://t.me/samna_psy
سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
🌱 داستان سوم: اگر این صدا خاموش نشود... صبح روز بعد، #آرمان تصمیم گرفت یک آزمایش انجام دهد. با خودش گفت: «امروز هر وقت آن صدا حرف زد، فقط گوش می‌کنم.» زنگ اول، معلم ریاضی از او خواست مسئله‌ای را روی تخته حل کند. همان صدا فوری پیدایش شد. «بلد نیستی...»…
🌱 داستان پنجم: این بار از خودم پرسیدم...

چند روز بعد، معلم علوم وارد کلاس شد.
لبخندی زد و گفت:
ـ یادتان هست درباره ارائه‌ی هفته آینده صحبت کرده بودیم؟

هنوز چند نفر داوطلب لازم داریم.
کلاس ساکت شد.
صدای آشنا دوباره از راه رسید.
«سرت را پایین بینداز...»
#آرمان لبخند کمرنگی زد.
«باز هم تو آمدی...»

صدا ادامه داد:
«اگر اشتباه کنی، همه یادت می‌مانند.»
این بار، #آرمان با صدا بحث نکرد.
فقط یک سؤال از خودش پرسید.
نه از آن صدا...
از خودش.

«اگر نترسم، دوست دارم چه کار کنم؟»
چند لحظه سکوت...
پاسخ آرام‌آرام از دلش بیرون آمد.
«دوست دارم ارائه بدهم.»

همان لحظه، صدای ذهنش با عجله گفت:
«ولی می‌ترسی!»
#آرمان در دلش جواب داد:
«درست است...
می‌ترسم.»

دستش هنوز روی میز بود.
قلبش تند می‌زد.
ترس هنوز همان‌جا بود.
اما این بار، انگار ترس تنها کسی نبود که در کلاس نشسته بود.
یک آرزو هم آنجا بود...

آرزوی اینکه یک بار، خودش را امتحان کند.
#آرمان آرام دستش را بالا برد.
معلم با لبخند گفت:
ـ خیلی هم عالی، #آرمان!

تا زنگ آخر، صدای ذهنش هنوز غر می‌زد.
«اشتباه کردی...»
«پشیمان می‌شوی...»
اما #آرمان فقط لبخند می‌زد.

چون فهمیده بود...
گاهی شجاعت یعنی با وجود ترس، همان کاری را انجام بدهی که برایت مهم است.

ادامه دارد...


https://t.me/samna_psy
سمنا_دکترمالک علیرضایی_روانشناس
🌱 داستان پنجم: این بار از خودم پرسیدم... چند روز بعد، معلم علوم وارد کلاس شد. لبخندی زد و گفت: ـ یادتان هست درباره ارائه‌ی هفته آینده صحبت کرده بودیم؟ هنوز چند نفر داوطلب لازم داریم. کلاس ساکت شد. صدای آشنا دوباره از راه رسید. «سرت را پایین بینداز...»…
🌱 داستان ششم: همراه با ترس!

روز ارائه رسید.
از صبح، دلِ #آرمان آشوب بود.
چند بار تصمیم گرفت به معلم بگوید حالش خوب نیست.

شاید می‌توانست ارائه را به هفته بعد موکول کند.
همان موقع، صدای آشنا دوباره آمد.
«هنوز هم دیر نشده...»
«بگو مریضی.»

«هیچ‌کس هم نمی‌فهمد.»
#آرمان کیفش را روی نیمکت گذاشت و از پنجره به حیاط مدرسه خیره شد.
چند نفس عمیق کشید.
ناگهان چیزی به ذهنش رسید.

با خودش گفت:
«تو مثل یک مهمان ناخوانده‌ای...»
صدای ذهنش ساکت شد.
#آرمان آرام ادامه داد:
«من دعوتت نکرده‌ام...
اما حالا که آمده‌ای، نمی‌توانم جلوی آمدنت را هم بگیرم.»

صدای ذهن دوباره گفت:
«پس یعنی می‌خواهی با همین ترس بروی؟»
#آرمان لبخند زد.
«آره...
تو هم بیا.»
زنگ کلاس خورد.
اسم #آرمان را صدا زدند.
قلبش آن‌قدر تند می‌زد که فکر می‌کرد همه صدایش را می‌شنوند.
ترس، کنار او راه می‌رفت.
دست‌هایش هنوز کمی می‌لرزید.
اما این بار...

ترس جلوتر از او راه نمی‌رفت.
کنارش راه می‌رفت.
#آرمان شروع به صحبت کرد.
دو بار کلمه‌ای را فراموش کرد.
یک بار هم از روی برگه‌اش کمک گرفت.
اما وقتی ارائه تمام شد، کلاس برایش دست زد.
.
در راه بازگشت به نیمکت، صدای ذهن دوباره گفت:
«دیدی؟ می‌توانستی بهتر باشی.»
#آرمان آرام در دلش جواب داد:
«شاید...
اما امروز قرار نبود کامل باشم...
قرار بود فقط حاضر باشم.»

آن روز، #آرمان یک راز کوچک را کشف کرد:
بعضی مهمان‌ها هیچ‌وقت از خانه ذهن ما نمی‌روند؛ اما لازم هم نیست صاحب خانه شوند
.
ادامه دارد...
ble.ir/join/6XUmty4427

https://t.me/samna_psy