سلام_ما
643 subscribers
630 photos
213 videos
1.32K links
⭐️ سلام_ما
«ایران را از یاد نبریم»

اينجا مكانيست جهت بيان دغدغه های يك كهنه سرباز جامانده ...

👈ارتباط با ادمین:
@a_eslami48
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قال الصاق عليه السلام : غَلاءُ السِّعرِ يُسِيءُ الخُلُقَ ، و يُذهِبُ الأمانَةَ ، و يُضجِرُ المَرءَ المُسلمَ .

📚میزان الحکمه ج۳، ص ۴۹۳.

♥️امام صادق عليه السلام :
گرانى نرخ، اخلاق را بد مى كند، امانتدارى را از بين مى برد و انسان مسلمان را بى قرار مى سازد.

#حدیث
#گرانی
#تورم


💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
3
🔴 عکسی بسیار جالب و عجیب از صدام
حسین و پیشخدمت مرموزش ولادیمیر
پوتین!!!


پوتین در آن سال‌ها برای سرویس مخفی
ک.گ.ب کار میکرد و جاسوس شوروی در
کاخ ریاست جمهوری عراق بود!!!


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2
قربان، ما به این دلایل نمی‌توانیم با آمریکایی‌ها بجنگیم!
✍🏻 عباس_اسلامی

ویل باردنوپر نویسنده کتاب «صدام زندانی درکاخ خودش» می‌گوید: وقتی صدام متوجه شد شجاع‌ترین و پر افتخارترین ژنرالش - رعدالحمدانی- فرمانده لشکرنخبه گارد ( مدینه منوره ریاست جمهوری) مخالف درگیری و جنگ با آمریکاست، با عصبانیت او را به دفتر کارش احضار کرد تا دلیل مخالفتش را بداند. الحمدانی به رغم همه خطراتی که جانش را تهدید می‌کرد به صدام گفت:« قربان شما هر دستور به ما بدهید ما چون همیشه اطاعت خواهیم کرد. اما من باید حقیقت را به شما بگویم: به نظر من این درگیری به شکست ما منجر خواهد شد» صدام که پشت میزش نشسته بود پرسید؛ چرا؟
حمدانی گفت: قربان، من توان نظامی خودمان را با توان نظامی آمریکایی‌ها مقایسه کردم و بر این اساس معتقدم قادر به شکست دادنشان نیستیم. صدام خواستار توضیح بیشتری شد.
الحمدانی گفت قربان اجازه می‌دهید از مدادهای روی میزتان برای توضیح نظراتم استفاده کنم؟ صدام اجازه داد. الحمدانی یکی از مدادها را برداشت و گفت فرض کنید این یک تانک روسی تی_هفتاد‌و‌دو است که پیشرفته‌ترین تانک ماست که از زمان جنگ با ایران به‌روز نشده. این تانک از یک تا پنج نمره‌اش یک‌ونیم است.
الحمدانی سپس مداد دیگری برداشت و گفت «این یک تانک ام_یک آمریکایی است که نمره‌اش پنج است.امریکایی‌ها بالای این تانک می‌توانند یک هلیکوپتر آپاچی مسلح به موشک‌های هل‌فایر به پرواز درآورند. این تأثیرگذاری‌شان را پنج برابر می‌کند. پس حالا آنها بیست‌و‌پنج هستند و ما همان یک‌و‌نیم!
حالا به این مداد توجه کنید، این یک هواپیمای جنگنده اف_شانزده است که آمریکایی‌ها می‌توانند بر فراز تانک‌ها و هلی‌کوپترهاشان به پرواز درآورند. حالا عدد تأثیرگذاری‌شان می‌شود هفتاد‌و‌پنج و ما هنوز همان یک‌و‌نیم هستیم!
امریکایی‌ها بالای اف_شانزده هایشان بمب‌افکن‌های بی_یک دارند و بر فراز بمب‌افکن‌هایشان ماهواره هایشان را دارند. حالا آن‌ها می‌شوند «صد‌و‌بیست‌وپنج» و ما هنوز همان یک‌ونیم هستیم!. قربان؛ بنا به همه‌ی این دلایل معتقدم جنگ با آمریکا به شکست ما منجر خواهد شد.
حال که این‌روزها؛ همه جا سخن از جنگ و درگیری با آمریکا است. باید دید ما الان با آمریکا چند - چند هستیم!!
📌 عقلانیت پاشنه اشیل هر نظامی است. در چنین وضعی نادیده گرفتن احتمال وقوع جنگ ساده اندیشانه است، چنین جنگی
اسلام شیعی را در منطقه منفعل و اسلام انقلابی را نابود خواهد کرد. همیشه سازش ، ضعف نیست گاه لجاجت وقلدری پایان کار است.


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2👍2
نظریۀ ولایت فقیه
✍🏻 عباس_اسلامی

سنت روحانیت شیعه تا پیش از انقلاب اسلامی، به‌دنبال تأسیس حکومت دینی نبود. روحانیت به‌عنوان صنفی مرکب از علمای دین (فقها، حکما، و عرفا) یا در کنار حکومت‌ها (مانند حکومت صفویه) بود یا رو در روی حکومت‌ها (مانند حکومت پهلوی).
نظریۀ ولایت فقیه در واقع تداوم سنت امامت در اندیشۀ شیعه بود که از آغاز بابی در فقه شیعه داشت که به فقیه به‌عنوان نایب عام امام زمان «عج» اجازۀ دخالت در احوال شخصیۀ برخی مومنان نیازمند و اعم از صغار و ایتام و مهجورین و ابن سبیل را می‌داد. پس از تأسیس حکومت شیعی سربداران خراسان و نیز صفویان، و نیاز جامعه به قانون و در غیبت حقوق مدرن، حاکمان برای تدوین قانون سراغ فقیهان رفتند و فقه نهاد قانون ساز بود. با همین منطق «حکومت قانون» در آن‌زمان «حکومت فقه» بود، چون مشروعیت حکومت‌ها در گذار از زورشمشیر به قانون نیاز داشت که فقه آن را در اختیار انسان مسلمان قرار می‌داد.
از این دوران به تدریج فقها به متحدان حکومت‌ها بدل شدند. چون می‌توانستند مشروعیت حکومت‌ها را امضاء یا از ایشان سلب کنند. این رابطه در صفویه به اوج خود رسید و با عرفان شیعه و تصوف صوفیه آمیخت و از سرپرستی فقیه به ولایت فقیه تبدیل شد.
سرانجام با غلبۀ «علمای اصولی» بر «علمای اخباری» در عصر قاجاریه از سوی «ملا احمد نراقی» نظریۀ ولایت فقیه طرح شد. او برای اولین بار موضوع ولایت فقیه را به صورت نسبتاً واضح و روشن مطرح کرد و جدی‌تر از همۀ اسلاف و اخلاف خود در توجیه و اثبات آن کوشید. ولایت فقها در اصل نظریه‌ای برای مهار قدرت خودکامه بود، نه نظریه‌ای برای قبضه‌ی قدرت. چیزی در طراز شمشیرِ «داموکلس» که خودکامگان را تهدید می‌نمود و از خودسری آن می‌کاست و شاهان به ناچار در هنگام تصمیم گیری، سایۀ این نظریه را بر بالای سر خود احساس می‌کردند. «نظریۀ نراقی در باره ولایت فقیه را باید به عنوان جزیی از مجموعۀ اصول و مبانی فکری و عملی او در صحنۀ سیاست و اجتماع در نظر گرفت. این طرح را برای علماء ارائه داد تا خود او و فقهای صالح آن را به صورت سلاحی بالای سر حُکّامِ ظالم نگاه دارند که آن‌ها حساب کار خودشان را بکنند، بدون آن‌که از این حربه و سلاح برای تشکیل حکومت استفاده شود. حُکّام ظالم را به وسیلۀ آن تهدید کنند تا آنان طوری عمل نمایند که به توسعۀ دامنۀ ظلم و فساد نینجامد و رضایت مردم و علماء حاصل شود و کاری نکنند که علماء با استناد به ولایت فقیه، حکومت را از چنگ آنان خارج کنند. »
نراقی معتقد است: «چنان‌چه همۀ قدرت در اختیار ما باشد و مسئولیت مفاسد و نابسامانی به گردن ما بیفتد. عامه نسبت به طبقۀ روحانی - که آن‌ها را مظهر اسلام و تشیع می‌دانند - بدبین می‌گردند و به تبعِ آن به اصل دین و مذهب بی‌اعتقاد می‌شوند• نراقی در ادامه می‌آورد: این که مردم در صحنۀ مبارزه با ظلم و فساد و استبداد به‌دنبال ما آمده‌اند، ما را به اشتباه نیندازد که تصور کنیم مردم حکومتِ ما را می‌خواهند؛ بله، در این‌جا مردم ما را به‌عنوان سخنگوی خود علیهِ دستگاه حاکم و علیه شرایط موجود پذیرفته‌اند و چون تصورشان این است که با همۀ معایب ما - ما به اقتضای مشاغل خاص خود - کمتر از دیگران چشم طمع به مناصب حکومتی داریم، به‌دنبال ما می‌آیند و اگر احساس کنند که در مسابقۀ ریاست طلبی ما هم شرکت داریم، آن‌گاه به ما به همان چشمی نگاه می‌کنند که به دیگر سیاست پیشگان و بلکه ما را از آنان غیر قابل اعتمادتر می‌شمارند، زیرا احساس می‌کنند که ما دین را وسیلۀ دست یابی به مناصب دنیوی قرار داده‌ایم!»
اما فقهای بزرگی مانند شیخ مرتضی انصاری، میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و میرزای نائینی هم‌چنان ترجیح می‌دادند از ولایت فقیه به حکومت فقیه تعبیه نکنند. آنان نقش مشروعیت آفرینی خویش را ازشاه به ملت در مشروطیت تغییر دادند. اما دیکتاتوری غیر دینی پهلوی به ظهور «آیت‌الله خمینی» انجامید که ولایت فقیه را به حکومت فقیه تبدیل کرد.


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2👍2
ﭘﺴﺮ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﮔﻔﺖ: ﺳﺎﻋﺖ ۵ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ .

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻡ و ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻡ. ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ، ﺳﺎﻋﺖ ۵:۳۰ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﻭﻡ!! ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ ۶:۰۰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!! ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟! ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﻢ! ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ: «ﺩﺭ ﺭﻭﺵ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﻘﺼﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ “ﺭﺍﺳﺖ” ﺑﮕﻮﯾﯽ!!» ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻧﻘﺺ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﺍﯾﻦ ﻫﺠﺪﻩ ﻣﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ باره ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ!! ﻣﺪﺕ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺍﺗﻮمبیل ﻣﯽ ﺭﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﻮﺩ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ!!
ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮیم
ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ۸۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﻢ!!

💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
6👍2
مگر نه آن است که هر دورانی اقتضایی دارد و چاره‌جوییِ خاصِّ خود را می‌طلبد؟ ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که دنیا نشانه‌های بحران از خود نشان می‌دهد.
بنابراین هر اقدامی که بتواند «آگاهی ملّی» را در مردم بیدار کند، باید از آن غافل نماند. ایران در طیّ تاریخِ خود بر سرِ بزنگاه‌های بحرانی، همین کار را کرده، هر کشوری قائمه‌هایی دارد که برای ادامه‌ی حیاتِ خود بر آنها تکیه می‌کند، قائمه‌ی ایران "فرهنگِ" اوست.
این فرهنگ واجد جنبه‌های مثبتی است که باید آنها را به کمک گرفت، و در مقابل جنبه‌های منفیِ آن را به کنار نهاد. انسان بر حسب ذات خود، "خیرِ" خود را می‌خواهد، ملّت‌ها نیز چنین‌اَند؛ منتها باید بدانند که «خیر» کدام است و «ناخیـر» کدام. اگر قبول داریم که در این دوران حسّاس باید از جنبه‌های مثبتِ فرهنگِ خود کمک بگیریم، در صدرِ پاسدارانِ این فرهنگ می‌رسیم به «ابوالقاسم فردوسی».
وقتی گفته می‌شود فرهنگ، منظور همان عاملِ نگهبان و هشدار دهنده است که قومی را در راهِ مستقیم به جلو می‌راند، و یا او را از لغزش باز می‌دارد. همان است که فردوسی آن را با کلمه‌ی خِرَد به کار می‌برد:
خرد رهنمای و خرد دلگشای
  خرد دست گیرد به هر دو سرای

خودِ شاهنامه سراپا «کتابِ خرد» است، نه کتابِ جنگ؛ زیرا اگر خرد به کار برده می‌شد؛ جنگ اتّفاق نمی‌افتاد. در این کتاب خوبی و بدی رودررو قرار می‌گیرند، و خوشبختانه سرانجام کار به پیروزیِ خوبی خاتمه می‌یابد و قومِ گناهکار به مجازات می‌رسد، به این سبب گفته‌اند «شاهنامه آخرش خوش است».
جنگِ شاهنامه نمودارِ كلّ مسئله‌ی جهانی است، در هر زمان و هر سرزمین، یعنی جنگِ خوبی با بدی.

دکتر اسلامی ندوشن


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2
🔶️سریال فتنه‌انگیز عراقی در انتظار ماه رمضان

سال‌ها می‌شود که ماه رمضان در کشورهای عربی، به جشنواره‌ای از سریال‌های هنجارشکن و ضدفرهنگی تبدیل شده است. امارات ومصر در تولید سریال‌های نامناسب برای جوانان ونوجوانان پیشتاز بوده و کشورهای دیگر همانند عربستان سعودی با ساخت سریالی در ستایش معاویه و دیگر شخصیت‌های تاریخی چالش‌برانگیز درصدد تطهیر چهره‌ی آنان برآمده‌اند. و نیز با ترجمه‌ و دوبله‌ی آثار اروتیک آمریکایی، شب افطار بینندگان را به سحر گره زده‌اند.

حال گویا عراق نیز به این جرگه پیوسته و سریالی عجیب را تقدیم بینندگان خواهد کرد. سریال حمدیه.

ماجرای دختری سُنی مذهب از جنوب عراق که در مقام آوارگی به بغداد و منطقه کاظمین می‌آید و در حرم امام کاظم علیه‌السلام، با یک "جوان ایرانی" آشنا و سپس دوست شده و وارد رابطه‌ی نامشروع می‌شود و فرزندی به دنیا آورده و نامش را مهدی می‌نهد! سریالی با نهفتگی ستیزه با تشیع و ایران و تلاش برای برانگیختن روحیه‌ی غیرت و تنفر در میان اهل‌سنت عراق.

بایستی دید که این بسترسازی‌های اجتماعی به کجا خواهد انجامید؟

گفته شده نویسنده سریال، بعثی و تحت پیگرد بوده است

💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
2👍1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نگاه اول منظم راه رفتن گوسفندها، آدم را به تعجب می‌اندازد. اما در نگاه بادقت دوباره، متوجه می‌شویم که راه رفتن آنان از روی فهم و دانایی آنها نیست. به شیار زیر پایشان توجه کنید؛ گوسفندها چاره‌ای ندارند و برای راحتی مجبورند در این شیارها راه بروند.
درواقع، زیرساخت و سیستم موجود، راه رفتن گوسفندان را منظم کرده است.

آنچه باعث سلامت و نظم است، "امر و نهی" نیست. داغ و درفش نیست، بلکه نتیجه‌ی سیستم است.
در فقدانِ سیستم سالم، همه می‌توانند فاسد شوند. درچنین شرایطی، مدیر خوب و بد ندارد. هرکس بیاید، خوب هم که باشد، احتمال بد شدنش فراوان است.

💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
4👍1
همه‌چیز را همگان دانند!

این گفته به بزرگمهر حکیم منسوب است که در زمان خسرو انوشیروان زندگی می‌کرد، و نماینده‌ی حکمت و فرزانگی دورانِ خود شناخته شده است. در آن زمان البتّه مجلس و انجمن و شورا وجود نداشت که "همگان" از طریقِ آن احساسِ خود را بیان کنند، پس چگونه نظر آنان می‌توانست در کشور بازتابانده شود؟ ناگزیر باید چنین تعبیر کرد که یک "وجدان کلّیِ جمعی" وجود داشته است که سردمداران می‌بایست نسبت به آن حسّاس بمانند و آن را به حساب آورند. منظور از "وجدان کلّی جمعی" کلّ دریافت‌ها، انتظارها و آرزوهای مردم است که از پایین به جانبِ طبقه‌ی حاکم متصاعد می‌شود. اگر این جریان به طور طبیعی باقی می‌ماند، حُسن رابطه و تعادلی میان عامّه‌ی مردم و حکومت حفظ می‌گردید، و حکومت می‌توانست به آرامی بر سر کار بماند، وگرنه آشوب و انقراض بود.

دکتر محمّد‌علی‌اسلامی نُدوشن

💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
3👍1
برگی از تاریخ

از خائن ترین نخست وزیران تاریخ ایران حاج اِبراهیم کلانتر که از بزرگان شیراز بود و در حکومت زندیه مراحل ترقی را طی کرد و از آنجا که چندین کلانتری شیراز را به عهده داشت، به حاجی ابراهیم خان کلانتر مشهور شد.

او هنگام حمله آغا محمدخان به شیراز به لطفعلی خان خیانت کرد و دروازه شهر را هنگام برگشت از جنگ بر روی او بست در حالی که اکثریت سپاهیان لطفعلی خان در شیراز بسر می بردند!

کلانتر به دلیل خوش خدمتی به خونخوار قجر آغا محمد خان توانست در پست
های حکومتی  در سراسر ایران اقوام خود را بگمارد  او در دوران فتحعلی شاه به تدریج بر میزان نفوذ و اقتدار خود افزود و فرزندان و بستگانش را بر ولایات دور و نزدیک کشور حاکم کرد. اما همین قدرت زیاد باعث بدگمانی شاه قاجار نسبت به او شد و سرانجامی شومی برایش رقم زد، طوری که به بدترین شکل ممکن کشته شد.

💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
👍32
🖊 در دینداری تقلیدی هیچ خیری نیست.

✍️ بهروز مرادی


برادرم ۳۱ سال است که ساکن هلند است. همسرش هلندی است. آنها دو دختر ۱۲ و ۱۵ ساله دارند که فارسی را به سختی صحبت می کنند. امروز با آنها صحبت کردم. هر دو دخترشان روزه بودند. جای شگفتی بسیار دارد، چرا که نه همسر برادرم گرایش مذهبی دارد و نه برادرم کوچکترین تعلیمات مذهبی به دخترانش داده است. از برادرم پرسیدم دخترها چگونه گرایش مذهبی پیدا کرده اند؟ او گفت:
«آنها را کاملن آزاد گذاشته ام تا در آزادی حقیقت را پیدا کنند. از من در مورد روزه ی ماه رمضان پرسیدند و من کمی برای آنها فلسفه ی روزه را توضیح دادم. ضمن اینکه یک همسایه ی مراکشی داریم که خانواده ی بسیار شریف و مؤمنی هستند و با ما رابطه دارند و محبت خالصانه و عشق نثار دخترهایم می کنند.»

بدینگونه بود که راز گرایش به دین این دو دختر از پرده برون افتاد. آزادی و عشق است که آگاهی می آفریند و دینداری آگاهانه از سر عشق است که اصالت دارد. با خود می گویم: ای کاش جبر و تحمیل و مجبور کردن ها به رعایت مظاهر دینداری از این جامعه رخت بر بندد تا دینداری آگاهانه و عاشقانه مجال ظهور یابد، تا ریا و سالوس تشویق نشود و جنایت و فساد و فاجعه از همراه کردن دین با خود بی نیاز شوند و دین نیز از ریاکاران و پلیدان و جاهلان و خرافه پرستان رهایی یابد. ای کاش دین از اسارت تحمیل و اجبار رها شود تا فرصت مناسبی برای فتح دلها بیاید که: تنها دینداری آگاهانه و آزادانه است که ارزش دارد و در دینداری جاهلانه و اجباری و تقلیدی هیچ خیری نیست.


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
👍43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟢 ایران از پای نمی‌اُفتد، می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد.
هزاران هزار صدا در خرابه‌هایِ تو پیچید که: «دیوان آمد، دیوان آمد!» این صدا در خرابه‌هایِ دیگر نیز پیچیده‌ است و گوشِ روزگار با آن آشناست؛ ولی دیوان می‌آیند و می‌روند، غولان می‌آیند و می‌روند، دوالپایان پاورچین پاورچین می‌گذرند، و آن روندهٔ بزرگ که ایران نام دارد، می‌مانَد.


✍🏻 محمد‌علی اسلامی


💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶️ یک فریم از آزادی عراق

نفربر اشغال‌گران
(آمریکائی) عراق که در خیابان‌های این کشور دور می‌زند ، خودروی یک شهروند عراقی را زیر می‌گیرد و سپس به آسانی منطقه‌ را ترک می‌کند.

گزارش‌های متعددی از زیرگرفتن خودروهای عراقی که منتهی به کشته‌شدن عراقیان شده، در آرشیو اقدامات جنایت‌بار اشغال‌گران عراق موجود است.



💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الگوی تغییر و تحول توسعه دو مسیر دارد:


جامعه محور و نخبه محور

✔️ تجربه تاریخی نشان می‌دهد جز موارد محدودی، اغلب کشورها از طریق نخبگان تحول یافته‌اند؛ اما در هر دو مسیر، عنصر تعیین‌کننده افزایش آگاهی، مطالعه، سازمان‌یافتگی و پذیرش فرآیند بلندمدت تغییر است.

✔️تغییر، آرزوی مشترک همه‌ی ماست.
اما تاریخ یک واقعیت ساده را نشان می‌دهد:
تغییر یا از مسیر جامعه می‌آید، یا از مسیر نخبگان.مسیر جامعه، آگاهانه‌تر و عمیق‌تر است؛
اما آهسته و زمان‌بر. مسیر نخبگان، سریع‌تر است؛ اما وابسته به سطح فهم، دانش و مسئولیت‌پذیری آن‌ها.

✔️در هر دو حالت، یک چیز مشترک است:
بدون دانش و بدون تشکل، تغییر پایدار شکل نمی‌گیرد.شاید مهم‌ترین دعوت این ویدئو همین باشد: به جای انتظار تغییر فوری، وارد «صبر تاریخی» شویم.بخوانیم، بیاموزیم، و شبکه‌های فکری و حرفه‌ای بسازیم.توسعه، حادثه نیست؛ فرآیند است.

💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
2👍2
[صدام] چند سال پیش در انتخابات سراسری، نود ‌و نُه و نیم درصد رأی موافق به دست آورد و همین خود یک نمونه است بر اینکه بعضی از انتخابات‌ها در دنیای امروز چه مفهومی می‌توانند داشته باشند.
با این حال، سرنوشت صدام می‌نماید که بازخواستِ روزگار، چندان هم بیکار نمی‌نشیند. همین شصت ساله‌ی اخیر کسانی که ناظر این دوران بوده‌اند، به چشم خود دیده‌اند آنچه را که باید دید؛ هیتلر، پینوشه، میلسویچ، و صدام؛
همان کسانی که مردم برای او شوریده‌وار دست می‌زدند، او را بر سرِ دست بلند می‌کردند، چون روزگار برگشت، مجسمه‌اش را به زیر افکندند و بر مرگش پایکوبی کردند.
در حالی که آن زمان هم اَعمالِ او از چشمِ هیچ‌کس پنهان نبوده، با این فرق که آن زمان پوششِ قدرت بر خود داشته و اکنون پرده بر افتاده. آیا تا بدین پایه زور می‌تواند حقیقت را بپوشاند؟
چرا صدام به این روز افتاد؟
زیرا پشت به مردمِ خود و وجدانِ انسانیّت کرد. اینجاست که باید گفت دستِ روزگار بالاترین دست می‌شود، و هر عملی سرانجام پاداشِ خود را می‌یابد؛

لطفِ حق با تو مداراها کند
چونکه از حد بگذرد رسوا کند
مولانا

جنگ‌ها به کنار، آن‌همه کشتار، آن‌همه دربدری و اختناق در داخلِ کشور، چگونه می‌توانست بی‌پاداش بماند؟
جنایت از حدّی که گذشت، کلّ بشریّت را می‌پوشاند.
گردشِ ایّام برای خود حساب و کتابی دارد. لااقل دانه درشت‌ها را بی‌کیفر نمی‌گذارد.

دکتر محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2👍1
داستان ترکمنچای

‎ترکمنچای در میانه جاده تبریز-زنجان است؛

جایی در دامنه جنوبی کوه‌های بزقوش که ۱۹۸ سال پیش شاهد مذاکرات ایران قجر و روسیه تزاری بود؛ مذاکراتی که به ‎عهدنامه ترکمنچای انجامید. اینجا پایان شکست ایران از روسیه بود؛ اما به نقطه آغازی در سرنوشت کشور تبدیل شد.

‏۱۴ سال پیش از این، ایران ولایات قره‌باغ، گنجه، شکی، شروان، قوبا، دربند، بادکوبه (باکو)، داغستان، گرجستان شرقی (کاختی و کارتلی)، گرجستان غربی (آبخاز، سامگرلو، گوریا و ایمرتی) و شمال تالش را طی ‎عهدنامه گلستان به روسیه تزاری واگذار کرده بود. سایه جنگ اما هنوز بر سپهر کشور آشکار بود.

‏مرزها مشخص نبود؛ قشون روس مرتب به گوگچه و قبان دست‌اندازی می‌کرد؛ در دربار الهیارخان ‎آصف‌الدوله و عبدالله خان امین الدوله حامی جنگ بودند. علما به رهبری سید محمد مجاهد فریاد «وا اسلاما» سر دادند چه نشسته‌اید که مسلمانان زیر دست کفارند. پس فتوای وجوب جهاد صادر شد. معرکه‌ای درگرفت!

‏در کشور هنوز ندای خردی به گوش می‌رسید. ‎قائم‌مقام که می‌دانست روس چشم به اراضی شمال ارس دارد، از سیاست پدرش که ‎صلح خصمانه بود پیروی می‌کرد و در سلطانیه به ‎فتحعلی‌شاه هشدار داد: «عقل حکم می‌کند آنکه ۶ کرور عایدی و مالیات سالانه دارد با آنکه ۶۰۰ کرور مالیات سالانه دارد درنیاویزد!»

جیره خواران ریاکار اما شماتتش کردند که به شهنشاه جسارت کرده. فردای آن حکم تکفیرش در تبریز را پخش کرده، به خانه‌اش هجوم آورده و آن را تخریب نمودند. سرانجامِ یگانه فردی که ‎روندهای ژئوپلیتیکی زمانه را تا حدودی می‌شناخت تبعید به خراسان بود. این واپسین ضربه بر جنازه خِرَد سیاسی بود!

پس کار به جنگ کشیده شد؛ جنگ با امپراتوری بزرگی که ترکان عثمانی را به اشارتی خُرد کرده و یک دهه پیش از آن فرانسه ناپلئون را شکست داده و ارتشش در پاریس رژه پیروزی رفته بود. انتقام و احساسات مذهبی اما بر خرد چیره گشته بود. غافل از آنکه ‎ژئوپلیتیک بر اسبِ چموشِ احساسات افسار می‌زند!

ارتش ایران از غافلگیری روس سود جسته، پیروزی‌های نخستین بدست آورده و  بیشتر شهرهای از دست رفته را از یوغ بیگانه آزاد کرد. اما علیرغم دلاوری‌های شاهزاده ‎عباس میرزا و سردارانش، حسین خان قزوینی (سردار ایروان) و اسماعیل خان دامغانی، در برابر ارتش مدرن روس در ‎جنگ گنجه شکست سخت خورد.

جنگ با روس دگربار ‎«تنهایی در بزنگاه» کشور را نشان داد. پیش از این، فرانسه در ‎عهدنامه فینکنشتاین وعده یاری داده بود و اندکی بعد، بریتانیا در عهدنامه مجمل و ‎عهدنامه مفصل قول کمک داده بود. همگی اما حرف بود و ایران تنها ماند. خیانت متعصبین تندرو نیز در این خاکِ خائن‌پرور عیان بود!

چون ‎ایوان پاسکوویچ به تبریز تاخت، ‎میر فتاح که خود از فتوادهندگان پرشور جهاد بود، به پیشوازش برآمده و بر رئوس منابر، زبان به دعای دوام امپراطور روس برگشوده و مقلدینش انبارهای آذوقه زرادخانه را تحویل روسها دادند. بعدها به پاس خدماتش شهروند روس و چندی رئیس علمای مسلمان قفقاز گشت!

پاسکوویچ تهدید کرد چنانچه تا ۵ روز صلح نشود عازم تهران می‌شود. شاه ‎ قائم‌مقام را از خراسان خواسته، دلجویی کرده و به آذربایجان روانه نمود. وزیر با کیاست توانست ارتش روس را به آن سوی ارس بازگرداند. از معدود مواقعی بود که ‎دیپلماسی توانست از پیامدهای ننگین شکستِ ‎میدان اندکی بکاهد!

در عهدنامه‌ای به خط قائم‌مقام که بیش از ۳۰ بار از نام «ایران» نام برده شده بود، دربار مجبور به دست شستن از خانات ایروان و نخجوان و بخشی از شمال تالشان گشت. بدین ترتیب، همه سرزمین‌های ایرانی شمال ارس به روسیه تزاری واگذاشته شد. افزون بر این، ۲۰ میلیون روبل غرامت به کشور تحمیل گشت!

شدتِ خفت در ازدست‌دادن ۱۷ شهر قفقاز اما بحدی بود که بر ارکان نظام قجر لرزه آورد. «شکست» در جنگ پیش‌درآمد «بحران» شد؛ بحرانی که مشروعیت نظام را به «پرسش» کشید؛ پرسشی که «پاسخ» را در ‎قوی‌شدن دید. از آنجا که شکست در حوزه نظامی بود، نمود پاسخ نیز تنها در پیشرفت نظامی دیده شد؛ تاکنون!

ریشه تکاپوی تاریخی برای ‎«قوی شدن» را در ‎«سردرد ژئوپلیتیک» (geopolitical headache) برآمده از ترکمنچای ببینید!

انقلاب مشروطه فرزند ترکمنچای بود و رخدادهای پس از آن، از پهلوی تا انقلاب اسلامی و اکنون، نیز!

امروز، سالروز ‎عهدنامه ترکمنچای بود؛ ترکمنچای اما تا به امروز، هر روز، بر جان و جهان ایرانیان سایه فکنده!

دکتر آرش رییسی نژاد

💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
5
مسئولیت اخلاقی در شرایط پیشا-جنگ

۱. هدف این نوشته، تأملی خونسرد در مفهوم جنگ است. بی‌رحمانه دندان بر جگر می‌فشارم و مسئولانه می‌کوشم با همه مخالفان و موافقانِ جنگ بر پایه «اصل همدلی» مواجه شوم. به‌نظرم این دست تأملات می‌تواند گفت‌وگو را شفاف‌تر کند و از فروکاستن مخالف به «خائن»، «بی‌وطن» یا «خون‌شو» جلوگیری نماید.

۲. جنگ، به خودیِ خود، مفهومی خشن و منفی است. جنگ وضعیتی است که در آن حرمت جان انسان نسبی می‌شود. در جنگ جان انسان در وضعیت تعلیق قرار می‌گیرد. اگر در زندگی عادی، کشتن «جرم» است؛ در جنگ، کشتن می‌تواند به «وظیفه» تبدیل شود. در جنگ مرگ به ابزار سیاست بدل می‌گردد و انسان‌ها از «فرد» به «نیرو» تقلیل می‌یابند.

۳. وقتی با انسان‌های عاقل گفت‌وگو می‌کنیم، باید بپذیریم که -تقریباً!- هیچ‌کس با «مفهوم جنگ» موافق نیست. یعنی در گفت‌وگوهای مخالفان و‌موافقان، مسئله اصلی این نیست که جنگ خوب است یا بد؛ بلکه این است که «آیا راه دیگری باقی مانده است یا نه؟»

۴. نقطه مرکزی بحث «جان انسان» است؛ همان عنصری که هم دلیل آغاز جنگ دانسته می‌شود و هم دلیل مخالفت با آن. این تناقضی تراژیک است: جنگ معمولاً با این استدلال آغاز می‌شود که «برای حفظ جان مردم می‌جنگیم»، اما نتیجه آن اغلب مرگ همان مردم، تخریب نسل‌ها و آسیب‌های روانی طولانی‌مدت است. این پارادوکس اخلاقیِ جنگ است: برای حفظ زندگی‌ها آغاز می‌شود، اما زندگی‌هایی را نابود می‌کند.

۵. جنگ اعم از دفاع است یا حمله. یعنی مفهوم جنگ در برابر «دفاع مشروع» قرار نمی‌گیرد؛ بلکه دفاع مشروع یکی از انواع جنگ است، همان‌گونه که تجاوز  نیز گونه‌ای دیگر از آن است.

۶. مفاهیم را به کمک اضدادشان می‌شود شناخت. برای فهم بهتر «جنگ»، می‌توان آن را در برابر مفهوم «صلح/آشتی» قرار داد. در این صورت، جنگ مفهومی کاملاً ویرانگر، منفی و سیاه است. اما اگر جنگ را در برابر «نابودی» قرار دهیم ـ یعنی آن را راهی برای حفظ بقا بدانیم ـ دیگر مفهومی مطلقاً سیاه نخواهد بود. یعنی جنگ اگرچه «خوب» نیست؛ اما از «تسلیم در برابر نابودی» بهتر است و چه بسا مشروع و حتی ارزشمند!

۷. بسیاری از جنگ‌ها با این روایت آغاز می‌شوند که «اگر نجنگیم نابود می‌شویم»؛ حال آن‌که آنچه در معرض خطر است، لزوماً نابودی واقعی یک ملت نیست، بلکه ممکن است تغییر سیاسی، از دست رفتن قدرت، تهدید ایدئولوژیک یا رقابت ژئوپولیتیک باشد. در این نقطه است که مفهوم «نابودی» دستکاری می‌شود.

۸. مخالفان جنگ دلایل محکمی برای مخالفت دارند. آن‌ها می‌گویند: جنگ حتی اگر راه گریز از «نابودی» باشد، از کجا معلوم که مفهوم «نابودی» دستکاری نشده باشد. از نظر آن‌ها: هزینه انسانی جنگ عظیم است از جمله مرگ کودکان، معلولیت، آوارگی و آسیب‌های روانی نسل‌ها. جنگ ویرانی اقتصادی به‌بار می‌آورد و با تخریب زیرساخت‌ها سال‌ها توسعه را عقب می‌اندازد. بر اثر جنگ خشونت عادی می‌شود و وقتی خشونت مشروعیت یابد، اثر آن در درون جامعه باقی می‌ماند. و سرانجام: پیامدهای جنگ پیش‌بینی‌ناپذیرند؛ بسیاری از جنگ‌ها با هدفی محدود آغاز می‌شوند اما گسترده و غیرقابل کنترل می‌گردند.

۹. هر دو گروه موافق و مخالف به تجربه‌های تاریخی استناد می‌کنند که به‌زعم آنان نظریه‌شان را تأیید می‌کند. به‌نظر سست‌ترین دلایل همین شواهد تاریخی‌اند چون متناقض‌نماست و در دست مخالف و‌ موافق بسیار است. علاوه بر آن استناد تاریخی همیشه تعیین‌کننده نیست، زیرا هر جنگ، هر جغرافیا، هر حکومت و هر فرهنگ، شرایط خاص خود را دارد. و سرانجام قیاس‌های تاریخی ناقص، دشوار و گاه مع‌الفارق و عملاً ناممکن‌اند.

۱۰. شاید مهم‌ترین وظیفه ما در این بحث، دقت در واژه‌ها و پرهیز از ساده‌سازی باشد. پیش از آن‌که به موافقت یا مخالفت قطعی با «جنگ» برسیم، باید بپرسیم: دقیقاً از چه چیزی دفاع می‌کنیم؟ چه چیزی را «نابودی» می‌نامیم؟ هزینه انسانی جنگ را تا کجا موجه می‌دانیم؟ آیا حاضریم یکی از کسانی باشیم که هزینه انسانی آن‌را تامین‌ می‌کند؟ آیا جنگ احتمال بقا را افزایش می‌دهد یا صرفاً شکل نابودی را تغییر می‌دهد؟
اگر این پرسش‌ها با اندکی صداقت و انصاف طرح شوند، شاید گفت‌وگو جایگزین اتهام شود و فهم جایگزین نفرت.


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2
‍ نه بلند به جنگ
عباس اسلامی

این روزها که جنگ بر سر مردم و کشور عزیز ایران سایه افکنده، و برخی هم نادانسته بر طبل جنگ می‌کوبند. و از عواقب این جنگ چه می‌دانند؟!!!

حمله آمریکا به ایران ویرانی عظیم به بار می‌آورد که تا دهه‌ها بازسازی نمی‌شود. توسعه و دموکراسی هم به بار نمی‌آورد. اگر به هدفشان برسند نظم فرومی‌پاشد و خشونت سر برمی‌آورد؛ اگر نرسند ویرانی می‌ماند و تداوم وخیم‌تر وضع فعلی، هر دو نکبت.

ترامپ هم همین را گفته، سربسته! شر در راه است. دور باد.

از فریاد کشیدن
#نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.

رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست. نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمی‌شود، بدتر خواهد شد.

#نه_بجنگ_را_بلند_فریاد_بزنیم

💎کانال سلام_ما
🆔
https://t.me/salame_ma
2👍1
🟢 سحرهای آن روزها

تفاوتی که در رمضان از این حیث(غذا) پدید می‌آمد آن بود که لااقل در سحر یک غذای پختنی بود. آخر شب، دیگ را می‌گذاشتند که برای سحر آماده بشود. ما نیز مانند کسان دیگری که در دِه ساعت داشتند (و تعداد آنها در تمام کبوده بیش از پانزده نبود.) ساعت خانه را کوک می‌کردیم. مادرم و معصومه، سحر بلند از خواب برمی‌خاستند. من نیز با آن‌که خواب‌آلوده بودم دوست می‌داشتم که بیدار شوم. صدای مناجات از گلدستۀ دِه بلند بود. بعضی کسان دیگر نیز تک و توک از پشت‌بام‌های خود چیزهایی به صدای بلند می‌خواندند. آب جوش و چای بود و آنگاه سحری، که من در خوردن سحری شرکت مختصری داشتم.

مادرم باز قسمت عمدۀ وقت خود را به دعا می‌گذراند. درست برخلاف آن زاهدی که در گلستان وصفش آمده، نماز و دعا را طولانی می‌کرد و خوردن را کوتاه.

صدای تیر اوّل که می‌آمد می‌بایست در خوردن عجله کرد و با شنیدن صدای تیر دوّم متوقّف ماند. این همّت دو سه جوان داش‌مشدی دِه بود که ساعت بغلی داشتند و ساعات شامگاه و صبحگاه را که آغاز افطار و پایان سحری بود با صدای تیر اعلام می‌کردند؛ از آن سر پرهایی که کهنه و باروت توی آن می‌انباشتند و فقط صدا داشت.

هر چند برای بچّه، بیدار شدن کار آسانی نبود ولی سحر روحانیتی داشت. مادرم پس از اتمام مراسم سحری برای نماز صبح به مسجد می‌رفت. میل داشت که مرا هم با خود ببرد و من نیز گاه‌به‌گاه او را همراهی می‌کردم.

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن


💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
2
📝📝📝تیرها کمانه کرده است

✍️گفت‌وگوی سعید حجاریان با خبرگزاری تابناک درباره علل و پیامدهای اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، ۵ اسفند ۱۴۰۴


📍چکیده

عده‌ای در حاکمیت می‌گویند می‌خواهیم فضاهایی را برای تجمع و اعتراض و ابراز وجود در اختیار معترضان قرار دهیم. تصور کنید جمعیت معترضی را که شماره ملی‌ و تلفن‌شان را در سامانه‌ای که من آن را «سامانه ملی اعتراضات» می‌نامم، ثبت کنند و بعد در یک نقطه مشخص جمع شوند! نتیجه حیرت‌انگیز خواهد بود و این نشان می‌دهد تجویزکننده‌های چنین ایده‌هایی پای‌شان روی زمین سیاست نیست

من مخالف فحاشی هستم اما به‌ شما بگویم در شرایط فعلی ایراد را متوجه جوانی که کلمات رکیک به‌کار می‌برد، نمی‌دانم. به اعتقاد من پروژه‌هایی که طی سال‌ها با هسته اخلاق فردی، حقوق شهروندی و دموکراسی‌خواهی در ایران شکل گرفتند، همگی به تیر غیب دچار شده‌اند

یک نیروی سیاسی- فارغ از عنوانی که دارد- حتماً باید روشن و صریح مرزبندی داشته باشد و پیوسته مرزهای‌اش را به‌روز کند. این مرزها فراوان هستند و لزوماً به اعتراضات اخیر مربوط نمی‌شوند. اجمالاً من معتقدم یک نیروی سیاسی در موازنه میان جامعه و حاکمیت باید نگاه‌اش به سوی جامعه باشد

ما نباید همه‌چیز را به چند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگ‌شده‌ی افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریست‌هایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کرده‌اند، که تروریست‌ها آمده‌اند و کشته‌اند و رفته‌اند. این‌جا نقطه فاصله‌گذاری من است حتی با برخی اصلا‌ح‌طلبان سابق! به قول آن ظریفِ نکته‌سنج باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم!

باید توجه کنیم جنگ روانی- که لقلقه زبان‌هاست- با توجه به برخی اقدامات غیرعقلانی اثرگذاری‌اش بیشتر خواهد شد. مثلاً هنوز تکلیف آن جنگنده اف-۳۵ و خلبان زن مشخص نشده است و این قبیل محتواها باعث می‌شود هیمنه دستگاه رسانه فروبریزد. لذا باید توجه کرد صحبت مکرر از جنگ روانی تبعاتی دارد که از جمله آن برجسته شدن ناکارآمدی‌هاست

مهندس بازرگان زمانی گفت، «آن نخست‌وزیری که باید برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد برای لای جرز خوب است. مگر من هویدا هستم و یا امام، محمدرضا شاه که آب خوردن را اجازه بگیریم؟! اگر بنا باشد نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع مورد اعتماد نباشند و تشخیص ندهند که وقتی با یک وزیر ملاقات می‌کنند چه باید بگویند آن‌ها را نباید نگه داشت!» می‌خواهم بگویم مسئله ابتکار عمل هنوز حل‌ناشده باقی مانده است

زمانی‌که صداوسیمای یک شهر مورد حمله واقع می‌شود و خسارت جدی می‌بیند، حتماً مسأله تولیدات استانی نیست بلکه بحث بر سر نمادهاست؛ یعنی جماعتی در شهرستان‌ها صداوسیما را نماد وضع موجود می‌دانند

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۲ بخشی از مخالفت خود با سیاست‌های دولت سازندگی را با رأی به آقای احمد توکلی نشان داده است اما این امکان به‌تدریج سلب و از انتخابات مردم‌زدایی شد. یعنی بخشی از مردم فاعلیت خود را از دست دادند و تخیّل تغییر فضا نزد آن‌ها از بین رفت. نتیجه این‌که به‌گمانم اگر امروز نظرسنجی مطمئنی صورت بگیرد، حتماً درصد قابل‌ تأملی از حمله خارجی دفاع خواهند کرد

کمیته حقیقت‌یاب داخلی شاید در دعواهای عشیره‌ای کارساز باشد، اما فراتر از آن خیر؛ حتی تجربیات پرونده قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانشگاه تهران هم نشان داد، ساختار حقیقت‌یابی ایران فشل است و در نقطه‌‌ای به صخره‌های ستبر برخورد می‌کند!

متن کامل را اینجا بخوانید

💎کانال سلام_ما
🆔 https://t.me/salame_ma
3