ساحتِ عشق=کتاب📚
88 subscribers
2.17K photos
922 videos
44 files
78 links
ما ز بالائیم و بالا میرویم...

#مولانا
Download Telegram
شازده کوچولو گفت:
بعضی کارا، بعضی حرفا
بدجور دل آدمو آشوب میکنه...
گل گفت: مثه چی؟
شازده کوچولو گفت: مثه وقتی که
میدونی دلم برات بی‌قراره و کاری نمیکنی...

👤#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
👏3🥰1
.

نیچه یک بار گفته تفاوت اصلی انسان و گاو این بود که گاو می‌دونست چطور وجود داشته باشه، چطور بدون بیم، در زمان مقدسِ اکنون، بدون سنگینی بار گذشته و بی‌خبر از وحشت‌ های آینده زندگی کنه.

ولی ما انسان‌های بدبخت چنان در تسخیر گذشته و آینده‌ایم که فقط می‌تونیم مدت کوتاهی در اکنون پرسه بزنیم. می‌دونین چرا تا این حد در حسرت روزهای طلایی کودکی هستیم؟ نیچه میگه چون روزهای کودکی روزهای بی‌خیالی بوده‌اند، روزهایی عاری از دلواپسی، روزهایی که هنوز آوار گذشته‌ها و خاطرات دردناک و محزون بر ما سنگینی نمی‌کرده‌اند...

این رو هم مثل بسیاری از اندیشه‌هاش، از آثار شوپنهاور غنیمت برده.

📒 درمان شوپنهاور
👤 #اروین_د_یالوم
🔃 #سپیده_حبیب
👍32👏1
اگر عظمت فرد دیگری را تحسین می کنید
آنچه می بینید عظمت خودتان است
اگر شما این عظمت و خصلت را نداشتیدنمی توانستید
این ویژگی را در دیگری تشخیص دهید و جذب آن شوید.

📕 عظمت خود را دریابید
✍🏻 #وین_دایر
ترجمه #محمدرضا_آل_یاسین
قسمت : دوم
👏3👍1
برترين داستان شش كلمه اى جهان به عنوان ''اندوه'' از آلیستر دانیل:

«هیچ حواسم نبود
دو فنجان ریختم...»
💜
4
«نامهٔ ویکتور هوگو به آدل فوشه»

عزيزترينم هنگامی که دو روح که مدتی مدید درمیان جماعت به دنبال هم بوده‌اند، سرانجام به‌هم میرسند. پیوندی پرشور و ناب همچون سرشت خودشان بر روی زمین شکل می‌گیرد و تا ابد در آسمان ادامه پیدا می‌کند. این پیوند همان عشق است، عشق راستین. مذهبی که معشوق را به مقام خدایی می‌رساند. معشوقی که سرچشمهٔ حیات‌اش از خودگذشتگی و اشتیاق است و نزد او بزرگ‌ترین از‌خودگذشتگی، شیرین‌ترین لذت است.
این همان عشقی است.
که تو!
در من زنده میکنی.

❤️نامه‌های عاشقانهٔ ویکتور هوگو
#ویکتور_هوگو 💜
2👍1🥰1
می‌دانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد، تا به من ثابت کند در تاریکی همهٔ ما شبیه یکدیگریم!

📕 مردی که می‌خندد
#ویکتور_هوگو ❤️
👍7👏2
عالمی را پرسیدند:
خوب بودن را کدام روز بهتر است؟
عالم فرمود:
یک روز قبل از مرگ
دیگران حیران شدند و گفتند:
ولی زمان مرگ را هیچکس نمیداند
عالم فرمود:
پس هر روز زندگی را روز آخر فکر کن
و خوب باش شاید فردایی نباشد!

📕 امثال‌وحکم
✍🏻 #علی_اکبر_دهخدا
👏3👌1
این کلمه‌ی وطن یک روز از بین می‌رود. آن وقت مردم به پشت سرشان، به ما نگاه می‌کنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سر چند تا خط روی نقشه همدیگر را می‌کشتیم، بعد می‌گویند اینها عجب احمقهایی بودند.


#جنگ_آخرالزمان
#ماریو_بارگاس_یوسا
#عبدالله_کوثری
#مطالعه
👏3👍1🔥1
نزار قبانی میگه هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، اون‌وقت بری و درد بکشم. هم می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم میره و پشیمون می‌شم. حالا تو بگو! «کیف احبک بلا الم، و کیف لااحبک بلا ندم». چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمون نشم.

❤️
5😢3🥰1
.

آرام گریه کن که در این شور بشنوی
فریادِ «یاحسینِ» یزید زمانه را

#محمدرضا_طاهری
👏6🔥4
اگر حقیقتا دوستش داری از همه‌چیز دنیا احساس بی‌نیازی خواهی کرد.
ص ۲۳۵



#گذر_از_رنجها
#آلکسی_تولستوی
#مترجم_سروژ_استپانیان
#نشر_توس
#جلد_یکم
چشم های تو
که مثل خون
در رگ های من دوید،
یک بار دیگر مرا
به زندگی
بازگرداند...

#احمدشاملو
👍3🤩2
زمانی شاملو در کنایه به سهراب و شعر معروف او "آب را گل نکنیم" گفته بود: وقتی انسان‌ها چنین در ویتنام قتل عام می‌شوند چگونه می‌شود شاعری نگران آب خوردن یک کبوتر باشد!
و سهراب در پاسخ گفته بود انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد،
همان انسانی است که به راحتی آدم هم می‌کشد...
👌75
همیشه فکر میکردم از عشق مُردن یک تعبیر شاعرانه است. آن روز بعدازظهر وقتی بی‌ گربه و بی او به خانه برگشتم برایم ثابت شده بود که مُردن از عشق نه‌ تنها ممکن است بلکه خود من پیر و بی‌ یار داشتم از عشق میمردم. امّا در عین حال فهمیدم که عکس آن‌هم حقیقت معتبری بود. لذت این غم را در دنیا با هیچ چیز عوض نمی‌کردم.

بیش از پانزده سال سعی کرده بودم اشعار لئوپاردی را ترجمه کنم و فقط آن روز بعدازظهر بود که عمق آنها را دریافتم:
وای بر من،
این عشق است،
این چنین خانمان برانداز.

✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📕 خاطرات روسپیان سودازدهٔ من 
4👍1
پاداشِ هر بار در آغوش کشیدنِ تو
انگار عذرخواهی دنیاست از من
منی که تمام دردها را
تحمل کرده‌ام.

#جمال_ثریا
👍1
خواستم بگويم چقدر چشمهايت شعرند دختر.
اما نگفتم.
از تيغ های كف دستم ترسيدم كه نوازشت كنم و خون سرخت گلهای سرخ را بی آبرو كند. "من ماشين توليد رنجم."

يك روز، به يك نفر نگاه ميكنی كه چشمهايش شعرند. اما دم نميزنی. از تيغ های كف دستت ميترسی. دوست داری بگويی حتی وقتی كنارت نشسته دلتنگش هستی، اما لال ميمانی.
آن روز، ياد من بيفت. ياد من بيفت و يك بوسه بچسبان روی كتفِ خشكِ بادِ آذرماه تا به من برساند.
بعد، به كلماتی كه نگفته ای شب بخير بگو. دراز بكش روی كاناپه، به سقف نگاه كن، و دردهای دلت را بشمار، و به رويای خيسِ كسی فكر كن كه سهم تو نشد، با چشمهايی كه شعر بود، با لبانی كه آتش بود، و با آغوشی كه تنها جزيره امنِ جهان بود.
شب بخير، پرنده كوچك.🕊

#حميدسليمی
4👍2🔥1👏1
و عشق زمانی اتفاقی می‌افتد که معشوق
به شما قطعه‌ای از روحتان را می‌بخشد که
هرگز نمی‌دانستید آن را گم کرده بودید...
#تورکوا_توتاسو
3👏1
.

هر رفتنی به سویِ تو برگشت می‌خورد
ما را به جُز طوافِ حریمت مَدار نیست

#حسین_منزوی
😍
🔥4