زندگی کاری باهام کرد که بفهمم
اگه گریه کرد، اگه به جون مامانش قسم خورد، اگه رمز همه چیزو داد بهم باز هم باورش نکنم.
اگه گریه کرد، اگه به جون مامانش قسم خورد، اگه رمز همه چیزو داد بهم باز هم باورش نکنم.
اگر میتوانستم زمان را به عقب برگردانم
هیچ چیز را درست نمیکردم
فقط آدمها را زودتر ترک میکردم؛
همان اولین باری که نشان دادند واقعاً چه کسانی هستند.
هیچ چیز را درست نمیکردم
فقط آدمها را زودتر ترک میکردم؛
همان اولین باری که نشان دادند واقعاً چه کسانی هستند.
سخت نگیر عزیزم، هر چقدر هم باکیفیت باشی، آدمها تو رو با کیفیت چشمهای خودشون میبینن.
انتقامى در كار نيست؛
چون تو روزى خانه من بودى
و من جايى را که زمانى در آن آرام گرفته ام را،
به آتش نمیکشم.
چون تو روزى خانه من بودى
و من جايى را که زمانى در آن آرام گرفته ام را،
به آتش نمیکشم.
یه وقتایی لازمه اونی که دوستت نداره رو رها کنی تا دنیا به وقتش بهت آدم بهتری رو ببخشه.
یه وقتایی مجبوری شکست بخوری تا دوباره بتونی شروع کنی.
یه وقتایی مجبوری سوگ رو بپذیری تا بتونی دوباره به زندگی برگردی.
یه وقتایی مجبوری تنهایی ادامه بدی چون بهای شناخت خودت، تنها بودنه.
یه وقتایی مجبوری تو اوج سیاهی شکر گزار باشی تا فراموش نکنی که خدا چقدر هواتو داشته.
یه وقت هایی باید سختترین تصمیم رو بگیری که بتونی دوباره رشد کنی.
-نیکتا.
یه وقتایی مجبوری شکست بخوری تا دوباره بتونی شروع کنی.
یه وقتایی مجبوری سوگ رو بپذیری تا بتونی دوباره به زندگی برگردی.
یه وقتایی مجبوری تنهایی ادامه بدی چون بهای شناخت خودت، تنها بودنه.
یه وقتایی مجبوری تو اوج سیاهی شکر گزار باشی تا فراموش نکنی که خدا چقدر هواتو داشته.
یه وقت هایی باید سختترین تصمیم رو بگیری که بتونی دوباره رشد کنی.
-نیکتا.
[ ماذا لَو عاداً معتذراً؟
[لا مکانً لهُ و لَو جاءً بثُقل الأرض نَدَماً]
- اگر عذر خواهانه برگشت چه؟
+حتی اگر به وزن زمین پشیمان باشد؛
دیگر جایی (نزد من) ندارد.
[لا مکانً لهُ و لَو جاءً بثُقل الأرض نَدَماً]
- اگر عذر خواهانه برگشت چه؟
+حتی اگر به وزن زمین پشیمان باشد؛
دیگر جایی (نزد من) ندارد.
گفت: خانهها در غیاب ساکنانشان خواهند مرد،
و سپس به قلبش اشاره کرد.
-محمود درویش.
و سپس به قلبش اشاره کرد.
-محمود درویش.