کانال دکتر سعیدآژده شاعر، نویسنده، ژورنالیست
122 subscribers
1.9K photos
86 videos
25 files
582 links
کانال سعید آژده
Download Telegram
Forwarded from نخبگان
🔶 تحلیل رفتاری #کودک_مدیری که در #استانداری خواب مدیریت اقتصادی میبیند!

📝قابل توجه #دستگاه_های_امنیتی و #نظارتی_خوزستان

یک #هتاک_سیاسی در مجموعه استانداری منتقدانش را علنا تهدید و به انها فحش ناموسی میدهد!

🔘لزوم افراد با وجهه و باسوا در استانداری خوزستان و حذف بداخلاقان دلال در پیرامون صنایع

نخبگان: این کودک مدیر بازاری که سالها دور صنایع استان دلالی میکردند بشدت به عمارت دولت در استان آسیب وارد میکند
استاندار خوزستان پدری دلسوز و مهربان برای استان است و فردی است که هیچگاه اخلاق را فدای سیاست نکرده است ولی کودک مدیری که کمتر از چندماهی است پیرامون عمارت استانداری پرسه میزند بشدت دارای شخصیت بشدت ناسالم ، فاسد و آشوبگر است که در مدت کم حضورش در آنجا باعث اختلافات فعالان فرهنگی، هنری و اجتماعی مخصوصا اهالی رسانه شده است
وی به شدت به شکاف های قومیتی می افزاید و سبب گسل های عمیق اختلافات قومی مخصوصا بختیاری ها و استانداری شده است
اینروزها با هرکسی صحبت میشود از بی اخلاقی های فردی سخن میگویند که برای مودت بیشتر بین شمال خوزستان و استاندار آمده ولی عملا وجود ایشان سبب اختلافات بسیار عمیق بین مجموعه استانداری و دولت شده و همین تعداد باقیمانده مثل ما که مدافعان اخلاق دکتر موالی زاده هستیم نیز با رفتارهای مورچه وارگی و بدخلاقی سیاسی وی ناچاریم در رفتارمان با وی تجدید نظر کنیم

اگر استاندار خوزستان این کودک مدیر دلال که چهره و سابقه نامناسبی در استان دارد را کنار نزند در آینده این آسیب ها متوجه ایشان میشود
گفتنی است این شخصی به راحتی با شماره های ناشناس به منتقدان خویش زنگ زده و ضمن تهدید علنی در جامعه اسلامی به آنها فحش های رکیک ناموسی به آنها میدهد
این کودک مدیر متوهم که در مقیاس های هزار متری هم جرات روبرویی با دکتر شریعتی را ندارد در محافل خصوصی از بی احترامی به این چهره ملی استانی حرف میزند چرا که دکتر غلامرضا و دیگر استانداران و چهره های سیاسی از سوابق نامطلوب وی با خبر بوده و بشدت از وی اجتناب میکردند و بیشتر دلالی و فساد وی را پیرامون صنایع استان میدانند

کوتاه سخن اینکه اخلاق سیاسی اجتماعی بدیهی و ابتدایی ترین اصولی است که اگر کسی فاقد آن باشد مردم بشدت از آن احتراز و دوری میکنند و اکنون که نقابها از چهره این کودک مدیر افتاده است زمانش رسیده که استاندار وی را مثل بقیه بی اخلاقان سیاسی کنار بگذارد چرا که ما دکتر موالی زاده را به اخلاق و احترام میشناسیم.

📝 #دکتر_سعید_آژده مدیر مسئول نخبگان خوزستان
Forwarded from نخبگان
🛑آقای ‌#دکتر_مقداد_محمودی ‌#مدیر_عامل_توسعه_نیشکر_خوزستان آیا وقت آن نرسیده در روابط عمومی تغییر و تحول صورت گیرد/لزوم ارائه لیست افرادی که سمت هایی چون مشاوره یا عناوین دیگر دارند و ماهانه صدها میلیون اعتبار از این شرکت به جیب این افراد هدر میرود که سهم کارگران شریف نیشکر است

https://x.com/saeedazhdeh/status/2015957536139002251?t=eKxeJ4EAouoI_M9xvf8Iwg&s=19
Forwarded from نخبگان
جناب ‌#دکتر_نجار_مدیرعامل_بانک_ملی از تعهدت به فوتبال مطلعیم اما مسئول این سومدیریت سالهای اخیر در استقلال خوزستان بر عهده چه کسی است؟!
مسئول پرونده ‌#بوژویچ و ‌#بیفوما و قراردادهای ننگین با تعدادی بازیکن تا:از دست دادن ‌#حجت_احمدی گلزن این تیم در نیم فصل بعهده کیست؟
@ab_najarzadeh
https://x.com/saeedazhdeh/status/2015957536139002251?t=eKxeJ4EAouoI_M9xvf8Iwg&s=19
Forwarded from نخبگان
🛑آقای ‌#دکتر_مقداد_محمودی ‌#مدیر_عامل_توسعه_نیشکر_خوزستان آیا وقت آن نرسیده در روابط عمومی تغییر و تحول صورت گیرد/لزوم ارائه لیست افرادی که سمت هایی چون مشاوره یا عناوین دیگر دارند و ماهانه صدها میلیون اعتبار از این شرکت به جیب این افراد هدر میرود که سهم کارگران شریف نیشکر است

https://x.com/saeedazhdeh/status/2015957536139002251?t=eKxeJ4EAouoI_M9xvf8Iwg&s=19
Forwarded from minabaha
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آه ای عشق....

کدام دقیقه زودتر از من زیر پل عاشق
شده ای

که من پرنده به پرنده

این قلب را

رو به چشمانت

برای گفتن دوستت دارم پرانده ام....

#دکتر__سعید_آژده

🎀
@ghamkadehminaa2 🎀
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهت ڪه مے ڪنم

پلک مے گشایے به دیدنم

اے همه ے فصل هاے خدا و خلق

چگونه صدا ڪنم این عشق را؟

تا بداند ڪه من دیوانه ے نگاه  اوم..


#دڪتر_سعید_آژده
1
Forwarded from minabaha
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انکه به سایه می رود

از آفتاب می ترسد

به کجا بگریزم

من که خود آفتابی

در سایه توام..

#دکتر_سعیدآژده

🎀
@ghamkadehminaa2 🎀
⚫️ خداحافظ ای خسته از شب های بی تلالویی خاموش نخواهی ماند تو هرگز .........
♦️به : حبیب :خنیاگر خاطره های خوب فروردین هفده سالگی ام....

خداحافظ خنیاگر خاطره ها !من مثل همه نوجوانان دهه شصت یک طرف گوشمان صدای خمپاره و موشک بود و یک سوی دیگر پنهانی صدای تو را در خفقان شنیدن.....
"هنوزم تموم قصه هات جوونه"
پس بخوان دوباره خنیاگر خسته! خنیاگر خاطره ها......
صدای تو غم و بغض عجیبی را در خود پنهان داشت که وقتی تو را می شنیدیم بی امان اشک ،میهمان ناخواسته پلک هامان بود اکنون خسته تر از همیشه زود احساس پیری می کنم.....
حس می کنم دارم به پایان خودم نزدیک می شوم برای همین دستانم اینروزها شتاب عجیبی برای نوشتن گرفته اند..../اما هرگز متصور نبودم که روزی بخواهم مرثیه خوان خنیاگری شوم که حالا حالاها وقت خاموشی اش نبود.....

▪️آه...! چگونه بگویم که روزهای آغاز نوجوانی بودم و میلادم در فروردین هفده سالگی ام ،همیشه برایم بهترین طعم از بهاران عمرم را داشته است چرا که انگار آن سال ها تمام دنیا از آن من بود....سبکبال بودم و نفس هام شتاب پر تپشی داشتند و نبض هام مثل قلب گنجشکان برای عشق می زد.....
▪️بعدها دختری که دوستش می داشتم را به خدا قسم دادم که جز من شب ها به هیچ چشمی نیاندیشد....!
و او از من پرسید شب ها چه گوش می دهی ....و من هم با سری پایین از شرم /حیا در حضور عشق /اجازه ام نمی داد که چیزی بگویم و او بی درنگ یک کاست از آلبوم حبیب هدیه داد تا حبیب هر شب صدایش کنارم موسیقی عشق و عصیان باشد......
▪️و در تمام آن سال های نوجوانی این صدای حبیب بود که بخشی از اصلی ترین خاطرات عاشقانه های مرا تشکیل داده بود و ای بسا الهام بخش اشعار زیادی در من شده بود.......
سال ها قبل آن دخترک را در سانحه ای عجیب در جنگلی زمستانه و شبی که برف سنگینی می بارید معصومانه از دست دادم و اکنون این خبر خاموشی خنیاگر خوب خاطره های نوجوانی ام شب 22خرداد مرا غمگین تر از تمام سال ها کرد است......حالا بخواب.....نوبت من است تا برای تو کمی ترانه بخوانم.......بخواب....! بخواب ....!
▪️خنیاگر خاطره های نوجوانی من .....!تو بخشی از بهترین و ناب ترین خاطره های هنر صدا و موسیقی ایران منی.....
▪️صدای تو هرگز خاموش نخواهد ماند چرا که تنها صداست که می ماند و خاطره های خوب نوجوانی ما از خنیای تو :
🔻ای خسته از شب های بی تلالویی تو خاموش نخواهی ماند هرگز!

🖋 سعید آژده ساعت 50 دقیقه بامداد شنبه 22خرداد95
🔸مداد سفید لای جعبه مدادرنگیها....

🔻به یارمحمد اسدپور که سرود: (( اما تو ای کودک! مداد سپیدت چه نقشی دارد/ جز سپیدی که بر سپیدی کشیده میشود/ بی نقش و گیاه......))

🌫تازه ترین سروده سعید آژده


اینروزها حتی خودم را از یاد برده ام
خودم را از دست داده ام چشمانم را
برای همین به شب که می‌نگرم تاریک میگریم
سیاهی که در سیاهی بخود مینگرد
این بخت تیره کدام ماست که گریبان مرا گرفته؟!
سفیدی که روی سفیدی کشیده میشود
مداد سفید من است در جعبه مدادرنگی ام
که طرحی جز بیرنگی ندارد این تشنگی که گلویم را سخت فشرده و رهایم نمی‌کند
تقدیر ِ تیره ی کدام تب من بوده
که از حنجره ام پایین نمی خزد
این تردید که پشت تشنگی امانم را بریده
این تشنگی که از تردید تُرد چشمان تو خرابم کرده اکنون
تب پشت تب تمام مرا در خود فشرده
که چنین خشکیده ام برای تو کجایی

سیاهی که بر سیاهی می افتد آیا سهمی از سوختن این سعید بود که نام من است؟!
پس این که متضاد معنای من است
که سعد تنها ستاره ای است که از دور مرا مینگرد و میگرید.....


سفیدی که بر سفیدی کشیده میشود گوشه ای از قلب دردمند من است که بی گلایه و گناه همین گوشه گاهی مانده است حالا...
مثل همین مداد سفید اين زندگي که منم لای مدادهای رنگی که طرح روزهای مرا هیچ وقت زیبا  مطرح نکرد
گناه ِ نکرده کدام گمگشته ی شبم که گشت های مرا دید و باور نکرد ....
این اشک که لحن چشم مرا میداند و نگفت
آشوب‌ها همه از عشق بود و عشق که آتشم را   شعله تر آرامم نکرد هرگز آشفتگی چشمان تو!

❇️ #سعید_آژده سی ام شهریور ۱۴۰۴
تابستانی که دارد به پایان می‌رساند در اولین قطرات باران اهواز
⬜️شعری از #سعید_آژده

🔷️موشکهای "تام هاک" روی تابوت "یکصدوهشتم"

❇️برای کودکی که رفت و عروسکش ماند



موشک ها یکی یکی کنارم می افتند
می ترکند...
من سرم را می فشرم
کودکان می ترسند
گنجشکها فرار میکنند
پیرمردی دستش را به کمر می گیرد
زنی آبستن از ترس بچه اش سقط میشود

ما میان بمب ها ، باران را نمی بینیم
و کوه های سفید تیره میشوند

اینجا کودکان میناب ، مرگ را پرواز میکنند
با قامت های کوچک خونین
با عروسکی میان آوارها
با گُلی لای گیسویی که در سنگها گیر کرده است...
نگاه کن! نبضم نمی زند....
و کلمه روی کاغذ خونین است
و وطن دوباره درد می کشد

اینجا من مانده ام و جهانی که خاموش است
نه صدای باران را می شنوم
نه آواز گنجشکان را
تنها تابوت پشت تابوت
از کودکانی که به مدرسه رفتند و
هرگز باز نگشتند.....
از پشت عینک‌ها جهان شکل اندوه توست
که به گریه می آیی ...آی!
شکل تنفس ماهی دودی
وقتی که تُنگ شکسته باشد...
ما همه عینکهای اندوه بچشم زده ایم
برای همین دود شده ایم
در روزهایی که گریه دلیل دلهایمان بود

سعید آژده ۱۹مرداد۱۴۰۴ اهواز زیتون کارمندی
🔸مداد سفید لای جعبه مدادرنگیها....

🔻به یارمحمد اسدپور که سرود: (( اما تو ای کودک! مداد سپیدت چه نقشی دارد/ جز سپیدی که بر سپیدی کشیده میشود/ بی نقش و گیاه......))

🌫تازه ترین سروده سعید آژده


اینروزها حتی خودم را از یاد برده ام
خودم را از دست داده ام چشمانم را
برای همین به شب که می‌نگرم تاریک میگریم
سیاهی که در سیاهی بخود مینگرد
این بخت تیره کدام ماست که گریبان مرا گرفته؟!
سفیدی که روی سفیدی کشیده میشود
مداد سفید من است در جعبه مدادرنگی ام
که طرحی جز بیرنگی ندارد این تشنگی که گلویم را سخت فشرده و رهایم نمی‌کند
تقدیر ِ تیره ی کدام تب من بوده
که از حنجره ام پایین نمی خزد
این تردید که پشت تشنگی امانم را بریده
این تشنگی که از تردید تُرد چشمان تو خرابم کرده اکنون
تب پشت تب تمام مرا در خود فشرده
که چنین خشکیده ام برای تو کجایی

سیاهی که بر سیاهی می افتد آیا سهمی از سوختن این سعید بود که نام من است؟!
پس این که متضاد معنای من است
که سعد تنها ستاره ای است که از دور مرا مینگرد و میگرید.....


سفیدی که بر سفیدی کشیده میشود گوشه ای از قلب دردمند من است که بی گلایه و گناه همین گوشه گاهی مانده است حالا...
مثل همین مداد سفید اين زندگي که منم لای مدادهای رنگی که طرح روزهای مرا هیچ وقت زیبا  مطرح نکرد
گناه ِ نکرده کدام گمگشته ی شبم که گشت های مرا دید و باور نکرد ....
این اشک که لحن چشم مرا میداند و نگفت
آشوب‌ها همه از عشق بود و عشق که آتشم را   شعله تر آرامم نکرد هرگز آشفتگی چشمان تو!

❇️ #سعید_آژده سی ام شهریور ۱۴۰۴
تابستانی که دارد به پایان می‌رساند در اولین قطرات باران اهواز
🌐در حملات وحشیانه اسراییل به سعادت آباد تهران کودکی معصومانه به ساختمان روبرو پرتاب شده بود.....

در تجسم چشمان تو بودم
در تبسم لبهایت
ناگهان جنگ شد
و من معشوق خویش را
در سعادت آباد
کودکی شهید دیدم
که بسمت جاودانگی
پرتاب شده بود

بسمت رویاهای تاریکی
از بمب و آوار
من اکنون کیستم من؟!
که اینگونه با ملائکه
از مرگ می گذرم...

از تاریخ تبآلود یک وطن
که عاشقانه ایستاده است.....
از خورشید صبح
که طلوعش بنام ایران است.

🔷️سعید آژده ۲۸ اردی بهشت۱۴۰۵ اهواز
Forwarded from نخبگان
🌐در حملات وحشیانه اسراییل به سعادت آباد تهران کودکی معصومانه به ساختمان روبرو پرتاب شده بود.....

در تجسم چشمان تو بودم
در تبسم لبهایت
ناگهان جنگ شد
و من معشوق خویش را
در سعادت آباد
کودکی شهید دیدم
که بسمت جاودانگی
پرتاب شده بود

بسمت رویاهای تاریکی
از بمب و آوار
من اکنون کیستم من؟!
که اینگونه با ملائکه
از مرگ می گذرم...

از تاریخ تبآلود یک وطن
که عاشقانه ایستاده است.....
از خورشید صبح
که طلوعش بنام ایران است.

🔷️سعید آژده ۲۸ اردی بهشت۱۴۰۵ اهواز
در دشت های لالی
پرنده ای که منم
پرواز میکنم
بر" آب های سور"
آرام از التهاب خویش میگذرم
ابرهایی که می روند و می گریند

تردید میکنم من تردید که در تنگ شاه
پرنده ای که منم زخمی است
ایلی که می آید
ایلی که می رود
با نشان اساطیری و
ستارگانی بر دوش

از فراز قله های مه گرفته لالی
این منم که مبهوت از تکلم ماه
تمام شب را به کوچ صبح میدهم.

#سعید_آژده
۱۴ اردی بهشت۱۴۰۵ اهواز زیتون کارمندی
🔻صفه سر مسجد

▪️برای نورالله وقتی که در ساز می دمد


بر صفه های سرمسجد
این صدای نای کیست نورالله؟!
که بر گوش های تاریخ
آوای محزونی دارد....

در میعادگاه این ماه ؛
مسجدسلیمان ِ ماست
ایستاده بر ایستگاه ِ آواها
با نوای کوه های در کرنای زاگرس
که شاد از شیون ِ این شاهین است

بر صفه های سر مسجد
این صدای نای کیست نورالله؟!
که بهار بختیاری را
در بُنگ تو سبزتر میکند...

اینجا در میعادگاه مسجدسلیمان
با آواها اصالتِ ما، با موسیقیِ ماه
با ایلی که با تمام شادی ، غمگین است

در صفه های سر مسجد
باز هم تو بخوان نورالله
پرنده ی آوازخوان
در نفس های تو عشق
به رنگ ایلیاتی ِ من است.....


#سعید_آژده
۱۷ اردی بهشت۱۴۰۵
خبرگزاری ایسنا:

🔻یک فعال فرهنگی: حمایت از نخبگان خوزستان کم‌رنگ شده و باید احیا شود

🔘دکتر سعید آژده: کاهش حمایت‌های ساختاری از نخبگان استان، اظهار کرد: در گذشته ساز و کار نخبگان خوزستان نقش بسیار مهمی در تقویت استعدادهای جوان داشت اما امروز این نقش کم‌رنگ شده است.

متن کامل را در خبرگزاری ایسنا با لینک زیر دنبال کنید

isna.ir/xdVyRv