دولت صـبـآ
337 subscribers
445 photos
51 videos
133 links
- دانشجوی تلویزیون‌ام، میدونم چه فیلمی‌ان :))
- مجری‌پیشه‌یِ قلم ریشه!🎙️
.
.
.
صندوقِ دولت صبا📬
https://t.me/SendHarfBot?start=e450f74c13c0
Download Telegram
حقّا که تا کمالگرا بخواد کفش خوب پیدا کنه، عملگرا از خط پایان عبور کرده‌...
❤6🌚2
دولت صـبـآ
حقّا که تا کمالگرا بخواد کفش خوب پیدا کنه، عملگرا از خط پایان عبور کرده‌...
همچنین «تا مست بخواد توضیح بده که این پیراهن است افسار نیست، محتسب اونو به خانهٔ قاضی تحویل داده و برگشته»
❤5🌚2
پیمانه ام دارد پر میشود
و بجای چک چک
صدا می‌دهد
صبر، صبر...
پیمانه را در بغل گرفته‌ام.
#صبا
❤7🌚2
«پنجره»
❤6🌚3
- راهِ در دسترس و مطلوب؟
- یا راه دور اما آرمانی و باکیفیت؟
🌚2
#پیام_پیامرسان
‌
راهی که به نتیجه برسه :»
🤝4🌚1
الان یادم اومد تو مناظره رقیب رفت پشت تریبون گفت خانومها در مثال جای مناقشه نیست! منم به نوبت خودم رفتم تو جایگاه و گفتم احسنت آقایون، در مثال جای مناقشه نیست و در جایگاه مناظره، جای مغالطه!
چپ چپ نگاه میکردن...
❤7🌚1
آقای اسنپی به محض اینکه نشستم تو ماشین، سلام و احوالپرسی و سوال از مسیر رو با یه تکلم نصفه و ناکامل داد که متوجه شدم نمیتونن خوب صحبت کنن. ده دقیقه گذشت شروع کرد عینِ بلبل روون و راحت حرف زدن. یا خداوند بلند مرتبه!
🌚5🫡2
امشب به دعوت کافه‌کتابِ نول، مهمان گردهمایی مثنوی خوانی و مثنوی دانی بودم، «نی نامه» خوندم و وقتی می‌رسیدم به بیتِ
« هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش»
میرفتم به روزهایی که سرگرم و دست‌گرم جایی از دنیا بودم که دورم می‌کرد از لنگرگاهِ کشتی هایی که دلم میخواست روونه‌ی دنیا کنم
من بودم و انتظار و ایستادگی رو صخره ها تا وقتی که برسه و بعد از سعدی اجازه می‌گرفتم که بخوندم « آمدی؟ وه که چه مشتاق و پریشان بودم...»
❤6🌚1
کمالگرایی رو دارم به نحوی میذارم کنار که یکهو از خودم می‌پرسم من دارم با دستای خودم با خودم چیکار میکنم؟
💔4🌚3
اما به‌جاش برای مرتب کردن اتاق بسیار عمل‌گرام!
کمد رو میریزم بیرون و برای برگردوندن وسیله‌ها سر جاش کمالگرا میشم.
🌚3❤1
رحمت به روح سعدی که گفت
جمع نمیشود دگر، آنچه تو می‌پراکنی...
🌚4💔1
چه کار سختیه زندگی!
💔6🤝2🌚1
باهم | او و دوستانش
@Bahmanbekesh
«اجازه نمیدم بشی یه بی‌روح، یه مرده
بلند شو خودم کولت میکنم تا خونه...»
❤3🌚2
چون که:
🌚4
زاویه دید مهمه!
🌚5❤2
صبح را بدون چای، شب کردیم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
❤3🌚3
من صبح آش گرفتم برای بچه‌های گروه
تو هر نوبت که احساس میکردم باید چایی بخورم، آش رو میذاشتم رو میز =))
💔4🌚2