حقّا که تا کمالگرا بخواد کفش خوب پیدا کنه، عملگرا از خط پایان عبور کرده...
❤6🌚2
دولت صـبـآ
حقّا که تا کمالگرا بخواد کفش خوب پیدا کنه، عملگرا از خط پایان عبور کرده...
همچنین «تا مست بخواد توضیح بده که این پیراهن است افسار نیست، محتسب اونو به خانهٔ قاضی تحویل داده و برگشته»
❤5🌚2
❤7🌚2
الان یادم اومد تو مناظره رقیب رفت پشت تریبون گفت خانومها در مثال جای مناقشه نیست! منم به نوبت خودم رفتم تو جایگاه و گفتم احسنت آقایون، در مثال جای مناقشه نیست و در جایگاه مناظره، جای مغالطه!
چپ چپ نگاه میکردن...
چپ چپ نگاه میکردن...
❤7🌚1
آقای اسنپی به محض اینکه نشستم تو ماشین، سلام و احوالپرسی و سوال از مسیر رو با یه تکلم نصفه و ناکامل داد که متوجه شدم نمیتونن خوب صحبت کنن. ده دقیقه گذشت شروع کرد عینِ بلبل روون و راحت حرف زدن. یا خداوند بلند مرتبه!
🌚5🫡2
امشب به دعوت کافهکتابِ نول، مهمان گردهمایی مثنوی خوانی و مثنوی دانی بودم، «نی نامه» خوندم و وقتی میرسیدم به بیتِ
« هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش»
میرفتم به روزهایی که سرگرم و دستگرم جایی از دنیا بودم که دورم میکرد از لنگرگاهِ کشتی هایی که دلم میخواست روونهی دنیا کنم
من بودم و انتظار و ایستادگی رو صخره ها تا وقتی که برسه و بعد از سعدی اجازه میگرفتم که بخوندم « آمدی؟ وه که چه مشتاق و پریشان بودم...»
« هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش»
میرفتم به روزهایی که سرگرم و دستگرم جایی از دنیا بودم که دورم میکرد از لنگرگاهِ کشتی هایی که دلم میخواست روونهی دنیا کنم
من بودم و انتظار و ایستادگی رو صخره ها تا وقتی که برسه و بعد از سعدی اجازه میگرفتم که بخوندم « آمدی؟ وه که چه مشتاق و پریشان بودم...»
❤6🌚1
کمالگرایی رو دارم به نحوی میذارم کنار که یکهو از خودم میپرسم من دارم با دستای خودم با خودم چیکار میکنم؟
💔4🌚3
اما بهجاش برای مرتب کردن اتاق بسیار عملگرام!
کمد رو میریزم بیرون و برای برگردوندن وسیلهها سر جاش کمالگرا میشم.
کمد رو میریزم بیرون و برای برگردوندن وسیلهها سر جاش کمالگرا میشم.
🌚3❤1
باهم | او و دوستانش
@Bahmanbekesh
«اجازه نمیدم بشی یه بیروح، یه مرده
بلند شو خودم کولت میکنم تا خونه...»
بلند شو خودم کولت میکنم تا خونه...»
❤3🌚2
Forwarded from داروسازِ قصه گو✍️💊
دولت صـبـآ
صبح را بدون چای، شب کردیم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
عوضش آش داشتیم 😂🤌
🌚3
من صبح آش گرفتم برای بچههای گروه
تو هر نوبت که احساس میکردم باید چایی بخورم، آش رو میذاشتم رو میز =))
تو هر نوبت که احساس میکردم باید چایی بخورم، آش رو میذاشتم رو میز =))
💔4🌚2