مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
109 subscribers
11K photos
2.61K videos
1.77K files
4.89K links
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Download Telegram
💐چگونه قطره تواند محیط دریا شد؟
زراه فکر، رسیدن به "ذات" ممکن نیست !📜
جناب صائب (ره)
»»»«««
کشف ذات🗞
غریق عشق و هوس را حیات ممکن نیست
نیار صحبت لنگر ، ثبات ممکن نیست

سماع شوق غزل روبروی چشمانت
بدون رقص قلم در دوات ممکن نیست!

غریو وصله ی پیراهنش ،بلند آواست
برای رند خریدن صفات، ممکن نیست

به جام جم چه نیازی؟ چو خط جورش را
فضول جرعه به شرط حیات ، ممکن نیست!

تمام عمر به جبری که در سرشتم بود
نگفته ام که تورا سیئات ممکن نیست -

گناه چشم تورا هم به جان خریدارم
نگو نگاه دوباره ، برات ممکن نیست !

فقط خدای من از ذهن بوسه ام دور است!
چرا که آینه را کشف ذات ، ممکن نیست .📚
سید علی اصغرموسوی
قم-1397/12/12
#سعا #صائب 🍎
#saapoem
@saapoem
@saapen
فرصت عاشقی
عاشق شده دلم، دنبال فرصت است
خوش آمدی بیا، معشوقه رحمت است
سهم منی عزیز، هر جا نهان شوی
اسرار خانه‌ی دل، جای قسمت است
خواهی بیا ببُر، خواهی بیا ببَر
ناموس عشق من، رگ‌های غیرت است
هر جا روی برو، دارم هوای تو
خلوت‌سرای دل جای محبت است
ای شور مشتری، ای جلوه‌ی پری
از من تو بهتری! کی جای صحبت است؟!
1383
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
گل تاک
تاکم، ولی سرشت من از طینت گُل است
پاکم، ولی طبیعتم آلوده‌ی مُل است
جاری نشد حیات، مگر در مسیر عشق
رگ‌هایم آبگینه‌ی اسرار الکل است
مستی مدام پرده‌دری می‌کند ز غیب
در استخوان مرده اگر بانگ غلغل است
بستی مرا که نوبت مستی، تمام شد!
پنداشتی که راه مناسب، تقابل است
تاکم، که تار و پود من از مِی ‌سرشته اند
مستی مدام جای تقابل، به غلغل است
گل می‌کند هنوز، مرا کلک در غزل
آشفته‌ی خیالِ همان بسته کاکل است
هزگز نگشت مانع پیوندمان، هبوط
در دل هنوز، عطر ملاقات آن گل است
من شرمناکِ مستی و او شرمناکِ ناز
من تاک قد خمیده و او تاج سُنبل است
1386

قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
جام بهار
رقص طلوع آینه در جام‌تان، کجاست؟
اوج سماع چلچله بر بام‌تان، کجاست؟
صبح است، آی پنجره‌ها، چشم واکنید
تصویر ناز نافله در جام‌تان کجاست؟
اینک بدون فاصله خورشید می‌دمد
اشراق شاعرانه‌ی الهام‌تان، کجاست؟
باید سلام کرد به فصلی که می‌رسد
لبخند عاشقانه‌ی آرام‌تان کجاست؟
*
عمری در انتظار، ولی خفته در غبار
اینک، بهار و هلهله، پس کامتان کجاست؟!
1378
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
شبانگاهان گیسوها
ندیدی، عشق با چشمان زیبایش تصادف کرد؟!
همین که دید ناراحت شد، اظهار تأسف کرد
عجب چشمان زیبایی! بدون باده مست مست؟!
دلش می‌خواست آسان بگذرد، اما توقف کرد.
کجایی محتسب ،حتی میان این همه آدم
پری روی بهشتی، صاف و بی پرده تخلف کرد؟!
*
کجایی عشق؟ دیدی که شبانگاهان گیسوها
دوباره قصر خورشید فسونگر را تصرف کرد
تو از طرز نگاه او چنان فریاد می‌کردی؟!
خودم دیدم به صدها محتسب، مِی‌ را تعارف کرد
همیشه از تو می‌لافد، ولی با دیگری گرم است
پریشان موی، رندی که شبی بنیان، تصوّف کرد
*
پری روی بهشتی مست بود، آن روز، ای صوفی!
به نام عشق گندم را جوید و بر زمین تف کرد
همیشه عشق می‌خواهد که حق با او، فقط باشد
نمی داند که از بیچارگی آدم، تکلف کرد!
1379
قم/سیدعلی اصغرموسوی/#سیدعلی_اصغر_موسوی /#saapoem
مرا مهر نگاهت می کشاند سمت دیدن !
کبوتر می نشیند نرم و راحت گوشه ی بام
(بیتی از یک غزل )
سیدعلی اصغرموسوی /خرداد93
http://telegram.me/saapen
💐شانه به شانه
هر چه در این حوالی غم، هست، مال من
حتی دلی که یک‌سره بشکست مال من
امشب میان آینه‌ها، رقص، مال تو
زانوی غم به کوچه بن بست، مال من
فانوس من، تبلور خورشید، مال تو
ابری‌ترین زمینه ی یک‍‍‌‌‌‌‌دست، مال من
گیسوی موج موج پر از شانه، مال تو
شانه به شانه هر چه غبار است، مال من
هر جا نفس به آینه پیوست، مال تو
هر جا قفس به خاطره پیوست، مال من
اصلاً همین غزل، گل و لبخند،مال تو
هر چه در این توالی غم هست، مال من! سیدعلی اصغرموسوی قم- 1381 http://telegram.me/saapen
روح آزاد
سبک ترین پر کاهم، که می برد بادم
به ناکجای زمان، یا به کام بیدادم!
چنان حقیرم و کوچک، کسی نمی بیند
نه غوطه خوردنِ نرمم، نه اوج فریادم
ورق، ورق همه جا، خاطرات من پخش است
همیشه مثل خزان بوده، روح آزادم
چرا تلنگر دستی، مرا کند ویران
حباب بوده، مگر خشت سست بنیادم؟!
خرابه ام، که نشانه ز رنج دوران است
مگر که دستِ تو خواهد، دوباره آبادم
**
حریف موی سپیدم، به سایه بنشان ام
که من دوباره به یاد حضورت افتادم
همیشه شوق تو شد، توشه‌ی قلم، ورنه!
سروده‌های خودم را به آب می دادم 🌾 🌹
سیدعلی اصغرموسوی (سعا)
قم/1374
@saapoem
https://t.me/saapen/
عذاب خانگی💔

نشد مجال شکفتن، که گفت جان بکّن!
دل از خیال تمایل به این و آن بکّن

به داغ همنفسی سوختم که گوید: آی!
بیا به خاطرمن، دل از این جهان بکّن

چقدر تلخ! زمانه به کام من آمد
عذاب خانگی ام پیش رو: که جان بکّن!

به همزبانی من گنگ شد زبان جهان
یکی نگفت: بیا میوهٔ دهان بکّن!

همین که نوبت من شد، خدای ناز و نیاز🌹
به مهر گفت : بیا خاطر از زنان بکّن! 🦋😊
سیدعلی اصغرموسوی
قم /1394
#saapoem
@saapoem
@saapoet
http://telegram.me/saapen
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
طلع العشق من ورای حجاب🍎
وفتحوا العين یا اولوالباب 🌹✅
@saapoem
@saapoet
Forwarded from Deleted Account
🌹🦋🌹آسمان پر از فرشته است
و زمین، پر از یار🌹❤️🌹
@saapoem
رواق پر از رویا
شب است و خانه‌ی دل روشن، به چلچراغ غمت امشب
سراغ من که نمی آیی، بیا، سراغ غمت امشب
بیا کنار دلم بنشین، بیا ستاره تماشا کن،
بیا ببین که چه بارانی ست، هوای باغ غمت امشب
صدای سبز تو خنیاگر، نوید بخش بهارم بود
بهانه کرده زمستان را، چرا کلاغ غمت امشب
جبین داغ و عرق‌ریزم، سراغ دست تو می گیرد
کنون که آب شده چون شمع، به درد و داغ غمت، امشب
**
عروس جشن شبانگاهان، بیا که حجله‌ی تنهایی
پر از تبسم رویا شد، به چلچراغ غمت امشب
1374

http://telegram.me/saapen
🦋🦋🦋
شب خسته🕯🌜

با دلم، امشب بیا آیینه باش و گفتگو کن
جایگاهت را درون عمق چشمم، جستجو کن
اشک من، ای بهترین آیینه‌ی اندوه‌هایم
دست این تنهاترین را، در سکوت خانه رو کن!
دل‌شکسته از تمام لحظه‌های خسته هستم
یادی از شب‌های «حافظ»، یادی از جام و سبو کن
خسته ام از زندگی در عرصه‌ی نامردمی‌ها
در ردیف هر ترانه، فکر این بغض و گلو کن!
در تمام واقعیت‌ها، ندیدم رنگ شادی
با نگاه آینه، رنگین کمان، گل، رو به رو کن!
🌹🌈🕯
سيدعلی اصغرموسوی
قم /1378
@saapoem
@saapoet

🦋🦋🦋🦋🦋
حجم تنگ سبو🌷


گفتم: نگفتی برایش، از هر چه باید بگویی
شاید نگیرد از این پس، بغضی سراغ گلویی
از سوز اشکی که داری، در ماورای نگاهت
خواندم تمام غمت را، بی آن که حرفی بگویی!
گفتم برایت همیشه، از عشق و عاشق کُشی‌ها
رفتی به راهی که دارد، هر لحظه دامی به سویی
بر چشم دریایی عشق، هر کس به نوعی اسیر است
مهتاب، شاید نمیرد، در حجم تنگ سبویی؟!
اما، برای تو هر شب، فردای روشن محال است؟!
تا با خیال لطیفش، همواره در گفتگویی❤️🌹
سیدعلی اصغرموسوی
قم /1378
@saapoem
@saapoet
شب است و خانه‌ی دل روشن، به چلچراغ غمت امشب
سراغ من که نمی آیی، بیا، سراغ غمت امشب
بیا کنار دلم بنشین، بیا ستاره تماشا کن،
بیا ببین که چه بارانی ست، هوای باغ غمت امشب! @saapoem
تار ابریشم📜
به گیسوی ساحل، اگر دل ببستم
شبی من کنار نگاهت نشستم
کنارم نشستی، که مهتاب و دریا
ز شور تماشا، کند مست مستم
قشنگی، لطیفی، پر از شعر و شوری
تورا جا‌ی دریا، اگر می پرستم
شکستی دلم را به موج نگاهی
نگفتم که هستی، نگفتی که هستم!
تو رفتی دوباره به آن سوی غربت
فقط تار ابریشمی، مانده دستم🥀
سید علی اصغرموسوی (سعا)
قم/1377
@saapoem
https://t.me/saapen