دارم آخرین تلاش هایم را در بی جان ترین و بی اعتماد ترین حالت ممکنم برای زنده نگهداشتن احساساتم میکنم.
ولی من دیگه حتی حوصله این رو هم ندارم که بخوام یبار دیگه خودم رو به کسی معرفی کنم، بگم چیام کیام، حوصله دیت ندارم، حوصله قرارهای عاشقونه توی این کافه اون کافه ندارم، حوصله اعتماد کردن به آدم اشتباهی و غصه خوردن براش رو ندارم، حوصله تا صبح چت کردن و ذوق کردن ندارم، من حوصله خیلی چیزها رو ندارم.