رفیق من 😍
به ابراهیم علیهالسلام فکر میکنم،
به حرفهایش با آزر،
به روز بزرگِ شکستنِ بُت ها،
به حرفهایش با ستاره و ماه و خورشیدپرستها،
به همرنگِ جماعتنشدنهایش آن هم در سِنّی که یک جوان بیشتر از هرچیز به مقبول بودن در اجتماع نیاز دارد،
به روزی که زن و فرزندش را در بیابان رها کرد و رفت،
به روزی که دستور رسید میوهی دلش را، جوان دلبندش را قربانی کند،
ابراهیــم علیهالسلام از عجیبترین و بیتکرارترین پیغمبرانِخداست، از آنهایی که خدا؛ خیلی خاص دوستشان داشته است، آنقـدر خاص که در قرآن فرموده است:
و اتخذ الله ابراهیم خلیلا!
یعنی این ابراهیم که قصهاش را برایتان گفتم رفیقِ خودم است،
رفیق صمیمیِ خـودم است، آن قدر دوستش دارم که آخرین پیامبرم را هم از نسلِ او قـرار میدهم، آنقدر که ابراهیم خوب است میخواهم ژن ابراهیم را تا آخـرش برای بندگانِ خوبم حفظ کنم.
دارم به این فکر میکنم که چه شد ابراهیم علیهالسلام آنقدر نور چشمی و رفیق فابریکِ خــدا شد؟
حالا اگر ما هم دلمان بخواهد نورچشمی و رفیق خدا باشیم باید چه کار کنیم؟
به ابراهیم علیهالسلام فکر میکنم،
به حرفهایش با آزر،
به روز بزرگِ شکستنِ بُت ها،
به حرفهایش با ستاره و ماه و خورشیدپرستها،
به همرنگِ جماعتنشدنهایش آن هم در سِنّی که یک جوان بیشتر از هرچیز به مقبول بودن در اجتماع نیاز دارد،
به روزی که زن و فرزندش را در بیابان رها کرد و رفت،
به روزی که دستور رسید میوهی دلش را، جوان دلبندش را قربانی کند،
ابراهیــم علیهالسلام از عجیبترین و بیتکرارترین پیغمبرانِخداست، از آنهایی که خدا؛ خیلی خاص دوستشان داشته است، آنقـدر خاص که در قرآن فرموده است:
و اتخذ الله ابراهیم خلیلا!
یعنی این ابراهیم که قصهاش را برایتان گفتم رفیقِ خودم است،
رفیق صمیمیِ خـودم است، آن قدر دوستش دارم که آخرین پیامبرم را هم از نسلِ او قـرار میدهم، آنقدر که ابراهیم خوب است میخواهم ژن ابراهیم را تا آخـرش برای بندگانِ خوبم حفظ کنم.
دارم به این فکر میکنم که چه شد ابراهیم علیهالسلام آنقدر نور چشمی و رفیق فابریکِ خــدا شد؟
حالا اگر ما هم دلمان بخواهد نورچشمی و رفیق خدا باشیم باید چه کار کنیم؟
خدایا؛
من همانم که گاه خندانم،
و گاهی گریان.
گاه شکرگزارم،
و گاهی در حال گله کردن.
گاه بنده توام،
و گاهی بنده خویش؛
خدای همیشگی ام،
من مبتلا به گاه و
بیگاههای هموارهام.
بیماری که همیشه به نسخه
طبیب خویش عمل نمیکند؛
اسیر خویشتنم؛
و گاه و بیگاههای اسارت گونهام
مرا در برگرفته است؛
معبود آزادهام
بندهای گاهها و بیگاههای
زندان تنم را از هم جدا كن ؛
مرا به آغوش خویش دعوت كن
که تشنه ترینم به آن ؛
تمام این گاه و بیگاههای مدامم را، ببخش به حق بزرگی و مهربانیت.
«آمین یا ربالعالمین»❤️
من همانم که گاه خندانم،
و گاهی گریان.
گاه شکرگزارم،
و گاهی در حال گله کردن.
گاه بنده توام،
و گاهی بنده خویش؛
خدای همیشگی ام،
من مبتلا به گاه و
بیگاههای هموارهام.
بیماری که همیشه به نسخه
طبیب خویش عمل نمیکند؛
اسیر خویشتنم؛
و گاه و بیگاههای اسارت گونهام
مرا در برگرفته است؛
معبود آزادهام
بندهای گاهها و بیگاههای
زندان تنم را از هم جدا كن ؛
مرا به آغوش خویش دعوت كن
که تشنه ترینم به آن ؛
تمام این گاه و بیگاههای مدامم را، ببخش به حق بزرگی و مهربانیت.
«آمین یا ربالعالمین»❤️
شاد بودن هنر است...
بشکفد بارِ دگر لالهی رنگینِ مراد،
غنچهی سرخِ فرو بستهی دل باز شود.
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز،
روز گاری که به سر آمده، آغاز شود.
روزگار دگری هست و بهارانِ دگر .
شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلکِ بیجان، شب و روز،
بیخبر از همه، خندان باشیم.
بیغمی عیب بزرگی است، که دور از ما باد!
کاشکی آینهای بود درون بین که در او،
خویش را میدیدیم.
آنچه پنهان بود از آینهها، میدیدیم.
میشدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد،
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن.
پیک پیروزی و امید شدن.
شاد بودن هنر است،
گر به شادی تو، دلهای دگر باشد شاد.
زندگی صحنهی یکتای هنرمندی ماست.
هر کسی نغمهی خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پیوسته بجاست .
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
زنده یاد دکتر ژاله اصفهانی
بشکفد بارِ دگر لالهی رنگینِ مراد،
غنچهی سرخِ فرو بستهی دل باز شود.
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز،
روز گاری که به سر آمده، آغاز شود.
روزگار دگری هست و بهارانِ دگر .
شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلکِ بیجان، شب و روز،
بیخبر از همه، خندان باشیم.
بیغمی عیب بزرگی است، که دور از ما باد!
کاشکی آینهای بود درون بین که در او،
خویش را میدیدیم.
آنچه پنهان بود از آینهها، میدیدیم.
میشدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد،
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن.
پیک پیروزی و امید شدن.
شاد بودن هنر است،
گر به شادی تو، دلهای دگر باشد شاد.
زندگی صحنهی یکتای هنرمندی ماست.
هر کسی نغمهی خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پیوسته بجاست .
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
زنده یاد دکتر ژاله اصفهانی
کشتی نوح نشد منتظر هیچ کسی!
این حسین کیست ؟
که با خود همه را خواهد برد...♡
جان فدایت یا حسین ♡
این حسین کیست ؟
که با خود همه را خواهد برد...♡
جان فدایت یا حسین ♡
ای بادهای مُفرّحِ عصرِ سادگی
که از کوچههای محجوبِ کودکیام
به شادی میگذشتید
کجا رفتند آن زنانِ شرمآیین
که در زیر یَشماقهای رنگی
ترانههای محزون میسرودند؟
قاصدکها میگویند
به راههای بیبرگشت رفتهاند
و در خیالِ نازکِ فرشتگان آرمیدهاند.
ستارهها میگویند
آنها را شقایق بهدست دیدیم
که از کنار ما گذشتند وُ
ردّی از مهربانی بهجا گذاشتند.
کاش من هم شقایقی میبودم!
مختاری
که از کوچههای محجوبِ کودکیام
به شادی میگذشتید
کجا رفتند آن زنانِ شرمآیین
که در زیر یَشماقهای رنگی
ترانههای محزون میسرودند؟
قاصدکها میگویند
به راههای بیبرگشت رفتهاند
و در خیالِ نازکِ فرشتگان آرمیدهاند.
ستارهها میگویند
آنها را شقایق بهدست دیدیم
که از کنار ما گذشتند وُ
ردّی از مهربانی بهجا گذاشتند.
کاش من هم شقایقی میبودم!
مختاری
کنار پنجره فولادت ای امید وقرار
تمام بغض های گلویم چه خوب مآوا داشت
به استعاره بگویم که مهمان توأم
و میزبانیت انگار یک جهان تماشا داشت
من ایستاده ام اینجا، روبروی حرم
دو دست بر دل وچشمی که رو به دریا داشت
نقاره خوان توأم پس بکوب محکم تر
به روی قلب نزاری که از تو گرما داشت
زهرا💔
شما خیلی مهربونی امام رضا
شما خیلی رفیقی امام رضا ...♡
تمام بغض های گلویم چه خوب مآوا داشت
به استعاره بگویم که مهمان توأم
و میزبانیت انگار یک جهان تماشا داشت
من ایستاده ام اینجا، روبروی حرم
دو دست بر دل وچشمی که رو به دریا داشت
نقاره خوان توأم پس بکوب محکم تر
به روی قلب نزاری که از تو گرما داشت
زهرا💔
شما خیلی مهربونی امام رضا
شما خیلی رفیقی امام رضا ...♡
یا حسینبنعلی
خون گرمِ تو هنوز
از زمین میجوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمهی خون مینوشد
سرِ حق بر نیزهست
خیل آزادگی آواره صحرای ستم
از سیهکاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسینبنعلی
همتت همره حق جویان باد!
هوشنگ ابتهاج
بیاد شهید حمیدرضا رجب زاده💔
خون گرمِ تو هنوز
از زمین میجوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمهی خون مینوشد
سرِ حق بر نیزهست
خیل آزادگی آواره صحرای ستم
از سیهکاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسینبنعلی
همتت همره حق جویان باد!
هوشنگ ابتهاج
بیاد شهید حمیدرضا رجب زاده💔