رؤیای روشن
59 subscribers
5.66K photos
1.16K videos
13 files
8 links
《قُل بِفَضلِ اللهُ وَ بِرَحمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلیَفرَحوا
هُوَ خَیرُ مِمّا یَجمَعونَ》❤️🤌🏻



تشکر از انتخابتون با ماهمراه باشید.🌺🍃


لینک کانال

@Royayeroshan🍃
Download Telegram
وطن عشق من ..
هموطن جان من
وطن روح من
عز و ایمان من ....❤️🇮🇷
منم 😍🇮🇷
رفیق من 😍


به ابراهیم علیه‌السلام فکر می‌کنم،
به حرف‌هایش با آزر،
به روز بزرگِ شکستنِ بُت ها،
به حرف‌هایش با ستاره و ماه و خورشیدپرست‌ها،
به همرنگِ جماعت‌نشدن‌هایش آن هم در سِنّی که یک جوان بیشتر از هرچیز به مقبول بودن در اجتماع نیاز دارد،
به روزی که زن و فرزندش را در بیابان رها کرد و رفت،
به روزی که دستور رسید میوه‌ی دلش را، جوان دلبندش را قربانی کند،
ابراهیــم علیه‌السلام از عجیب‌ترین و بی‌تکرارترین پیغمبران‌ِخداست، از آنهایی که خدا؛ خیلی خاص دوستشان داشته است، آنقـدر خاص که در قرآن فرموده است:
و اتخذ الله ابراهیم خلیلا!
یعنی این ابراهیم که قصه‌اش را برایتان گفتم رفیقِ خودم است،
رفیق صمیمیِ خـودم است، آن قدر دوستش دارم که آخرین پیامبرم را هم از نسلِ او قـرار می‌دهم، آنقدر که ابراهیم خوب است می‌خواهم ژن ابراهیم را تا آخـرش برای بندگانِ خوبم حفظ کنم.
دارم به این فکر می‌کنم که چه شد ابراهیم علیه‌السلام آنقدر نور چشمی و رفیق فابریکِ خــدا شد؟
حالا اگر ما هم دلمان بخواهد نورچشمی و رفیق خدا باشیم باید چه کار کنیم؟
خدایا؛
من همانم که گاه خندانم،
و گاهی گریان.

گاه شکرگزارم،
و گاهی در حال گله کردن.

گاه بنده توام،
و گاهی بنده خویش؛

خدای همیشگی ‌ام،
من مبتلا به گاه و
بی‌گاه‌های همواره‌ام.
بیماری که همیشه به نسخه
طبیب خویش عمل نمی‌کند؛

اسیر خویشتنم؛
و گاه و بی‌گاه‌های اسارت گونه‌ام
مرا در برگرفته است؛

معبود آزاده‌ام
بندهای گاه‌ها و بی‌گاه‌های
زندان تنم را از هم جدا كن ؛

مرا به آغوش خویش دعوت كن
که تشنه ترینم به آن ؛

تمام این گاه و بی‌گاه‌های مدامم را، ببخش به حق بزرگی و مهربانیت.

«آمین یا رب‌العالمین»❤️
مشاهده کردن، واقعیت را تغییر می‌دهد.
پس با عشق مشاهده کن...😍
ما را نسیمِ خسته به اینجا رسانده است...
«گرد»یم و روی دامنِ صحرا نشسته‌ایم

لبخندِ مهربانِ علی علیه‌السلام، آرزویِ ماست
با شوقِ آن تبسمِ زیبا، نشسته‌ایم!💚


رؤیای روشن
«رونقی کان دین پیغمبر گرفت
از امیر مؤمنان حیدر گرفت»


برای عطار، امیرالمؤمنین نه فقط وصی پیامبر، که قلبِ تپندۀ قرآن و جانِ حقیقت بود؛ آن‌جا که گفت:


«قلب قرآن، قلبِ پر قرآن اوست
وال من والاه اندر شأن اوست»💚



غدیر در شعر عطار


🌺🌺عیدتون مبارک 🌺🌺
شاد بودن هنر است...


بشکفد بارِ دگر لاله‌ی رنگینِ مراد،
غنچه‌ی سرخِ فرو بسته‌ی دل باز شود.
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز، 
روز گاری که به سر آمده، آغاز شود.
روزگار دگری هست و بهارانِ دگر .

شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش 
که چو یک شکلکِ بی‌جان، شب و روز،
بی‌خبر از همه، خندان باشیم.
بی‌غمی عیب بزرگی است، که دور از ما باد!

کاشکی آینه‌ای بود درون بین که در او،
خویش را می‌دیدیم.
آنچه پنهان بود از آینه‌ها، می‌دیدیم.
می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد، 
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن. 
پیک پیروزی و امید شدن.

شاد بودن هنر است،
گر به شادی تو، دل‌های دگر باشد شاد.

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست.
هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پیوسته بجاست .
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.


زنده یاد دکتر ژاله اصفهانی
کشتی نوح نشد منتظر هیچ کسی!
این حسین کیست ؟
که با خود همه را خواهد برد...♡

جان فدایت یا حسین ♡
برسان سلام مارا
به رفو گران هجران

که هنوز پاره ی دل
دو سه بخیه کار دارد

شهریار 

(مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن
که هنوز وصلهٔ دل دو سه بخیه کار دارد)
حالا اگر باران هم ببارد
رد پای ما
پاک نخواهد شد...

زهرا💔
ای بادهای مُفرّحِ عصرِ سادگی
که از کوچه‌های محجوبِ کودکی‌ام
به شادی می‌گذشتید
کجا رفتند آن زنانِ شرم‌آیین
که در زیر یَشماق‌های رنگی‌
ترانه‌های محزون می‌سرودند؟

قاصدک‌ها می‌گویند
به راه‌های بی‌برگشت رفته‌اند
و در خیالِ نازکِ فرشتگان آرمیده‌اند.

ستاره‌ها می‌گویند
آنها را شقایق به‌دست دیدیم
که از کنار ما گذشتند وُ
ردّی از مهربانی به‌جا گذاشتند.

کاش من هم شقایقی می‌بودم!


مختاری
کنار پنجره فولادت ای امید وقرار
تمام بغض های گلویم چه خوب مآوا داشت

به استعاره بگویم که مهمان توأم
و میزبانیت انگار یک جهان تماشا داشت

من ایستاده ام اینجا، روبروی حرم
دو دست بر دل وچشمی که رو به دریا داشت

نقاره خوان توأم پس بکوب محکم تر
به روی قلب نزاری که از تو گرما داشت


زهرا💔

شما خیلی مهربونی امام رضا
شما خیلی رفیقی امام رضا ...♡
هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟
ای وطن خون تو از اروند می‌آید مگر؟
💔
هزار مرتبه از ریشه ،ریشه کن شده ام
اگر که خم نشدم تو استخوان منی ...

۰۵/۰۵/۰۵ کربلا❤️
به نجف رساندم امشب دل درد آشنا را
که به خاکبوست آرم نفس شکسته پارا
مدد از خدا گرفتم که بگویم از تو یارا
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا💚
یا حسین‌بن‌علی
خون گرمِ تو هنوز
از زمین می‌جوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمه‌ی خون می‌نوشد

سرِ حق بر نیزه‌ست
خیل آزادگی آواره صحرای ستم
از سیه‌کاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسین‌بن‌علی
همتت همره حق جویان باد!

هوشنگ ابتهاج



بیاد شهید حمیدرضا رجب زاده💔