دوستان عزیز، اگر یه روز منو توی یکی از ایستگاههای اتوبوس سطح شهر دیدین که با حال و هوای یک قحطیزدهی تازهنجاتیافته دارم غذا میخورم، لطفاً تعجب نکنین.
این نتیجهی این هست که متاسفانه تو مدرسه نمیتونم چیزی بخورمممممم😵💫
بهطوری که به محض خروج از مدرسه، غریزهی بقا فعال میشه و هر ایستگاه اتوبوسی تبدیل میشه به رستوران پنجستارهی من 💔😁🫠
این نتیجهی این هست که متاسفانه تو مدرسه نمیتونم چیزی بخورمممممم😵💫
بهطوری که به محض خروج از مدرسه، غریزهی بقا فعال میشه و هر ایستگاه اتوبوسی تبدیل میشه به رستوران پنجستارهی من 💔😁🫠
به قول صائب تبریزی:
روزگارِ زندگانی را به غفلت مگذران
در بهاران مست و
در فصلِ خزان دیوانه شو
روزگارِ زندگانی را به غفلت مگذران
در بهاران مست و
در فصلِ خزان دیوانه شو
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم.
بیگناه و در عین حال خطاکار
نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانیام.
_ کـــافکا
بیگناه و در عین حال خطاکار
نه در یک سلول، بلکه در این شهر زندانیام.
_ کـــافکا
به شاگردام نگفته بودم که دقیقا چه روزی از هفته ورزش داریم و اونا هر روز تواین هوای گرم زیر لباس مدرسشون لباس ورزشی میپوشیدن؛ به امیدِ اینکه من بالاخره ببرمشون ورزش.
میدونی؛ انگار دلیل دَووم آوردن بچها تا آخر هفته، رسیدن به همین زنگ ورزشیه که دارن!
وخب ما آدم بزرگام دلیل میخوایم برای دَووم آوردن!
دلیل میخوایم برای ادامه دادن!
دلیل میخوایم برای جا نزدن!
دلیل میخوایم برای صبرکردن!
وخوشبخت اونیه که این دلیل رو پیدا کرده
میدونی؛ انگار دلیل دَووم آوردن بچها تا آخر هفته، رسیدن به همین زنگ ورزشیه که دارن!
وخب ما آدم بزرگام دلیل میخوایم برای دَووم آوردن!
دلیل میخوایم برای ادامه دادن!
دلیل میخوایم برای جا نزدن!
دلیل میخوایم برای صبرکردن!
وخوشبخت اونیه که این دلیل رو پیدا کرده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و پنجشنبهها بهانهست عزیز قلبم...
با گذشت یه سال، هنوز نتونستم با نبودنت کنار بیام.
هنوزم هر بار یکی رو میبینم که یه شباهتی به تو داره، قلبم یه جوری از جا کنده میشه و دلم میخواد همون لحظه بغلش کنم.
هنوزم هر بار یکی رو میبینم که یه شباهتی به تو داره، قلبم یه جوری از جا کنده میشه و دلم میخواد همون لحظه بغلش کنم.
نیاز نیست همهی ما اهداف بزرگی مثل تغییر دنیا داشته باشیم! کافیه قدمهای بزرگی برداریم برای خوب بودن، خوبی کردن، خوبیها رو دیدن... همین چیزها باعث میشه دنیا به اهداف بزرگی برسه
خب دوستان؛
امروز یه تصمیم جدید برای زندگیم گرفتم.
در یک لحظه از خودگذشتگیِ حماسی، داوطلب شدم که دو شیفت تو مدرسه بمونم! انگار که با آغوش باز به استقبالِ تمامِ فشارهای دنیا رفتم و دارم با یه لبخند ملیح، به بدبختیهای احتمالیم خوشآمد میگم. :)»
امروز یه تصمیم جدید برای زندگیم گرفتم.
در یک لحظه از خودگذشتگیِ حماسی، داوطلب شدم که دو شیفت تو مدرسه بمونم! انگار که با آغوش باز به استقبالِ تمامِ فشارهای دنیا رفتم و دارم با یه لبخند ملیح، به بدبختیهای احتمالیم خوشآمد میگم. :)»