Forwarded from 🪞کرانه ی ادبیات کلاسیک🪞
«قربانت گردم
تا کنون دو سه کاغذ فرستادم که بدون جواب مانده شاید مُردی؛
خدا بیامرزدت!»
تا کنون دو سه کاغذ فرستادم که بدون جواب مانده شاید مُردی؛
خدا بیامرزدت!»
از میان نامه های صادق هدایت
😁29💔13❤4👍1
آنها هفتاد خط توهین برای من نوشتند. تنها چیزی که اذیتم کرد غلطهای املایی شان بود.
فئودور داستایفسکی
😁30❤18👍6
❤23💔7
Forwarded from 🪞کرانه ی ادبیات کلاسیک🪞
آه از این حس گم کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینهی خود دارم. اغلب میاندیشم، اگر که میشد یکبار، تنها یکبار او را بر قلب خود بفشارم، تمامی این کمبود از میان میرفت.
@Roomrosea
گوته
@Roomrosea
💔17❤6
گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود؛
با غم آنها که برای ما جان داده اند چه باید کرد؟
با غم آنها که برای ما جان داده اند چه باید کرد؟
ناشناس💔48
«چه بسا مرگ تنها با توقف نبض حاصل نشود، زیرا انتظار، مرگ است. دلزدگی، مرگ است. نومیدی، مرگ است و تاریکی آینده نامعلوم هم در حکم مرگ است.»
غسان کنفانی
❤15💔7👍3
در ظاهر روی پاهایم ایستادهام، گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم، اما حقیقت این است که خسته هستم، میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم...
@Roomrosea
فروغ فرخزاد
@Roomrosea
👍14❤5💔3😢2
از خوشبختی و دردی که تو بهمن دادی،
چیز کمی باقیمانده است:
آنچه باقیمانده است لذت اندوهگین بودن است.
@Roomrosea
چیز کمی باقیمانده است:
آنچه باقیمانده است لذت اندوهگین بودن است.
بورخس
@Roomrosea
💔12❤4👍1
آدمی را آزمودن به کردار باید کرد نه به گفتار؛ چه بیشتر مردم، زشت کردار و نیکو گفتارند.
@Roomrosea
فیثاغورث
@Roomrosea
❤18👍2
