انجمن رمان‌نویسی رمانیک
82 subscribers
18 photos
2 files
71 links
نشانی اینترنتی انجمن :
https://romanik.ir/forums
Download Telegram
to view and join the conversation
داستان:پلکان معکوس🖤🤍

نویسنده:mojgan_a 😍
خلاصه داستان:

- دوربین حاضره؟ یک، دو، سه! اوکی بریم. مارگریت استمز هستم، خبرنگار شبکه سی ان ای و اینجا آسایشگاه روانی ″ کلینتون ″ در بخش غربی ایالت فلوریداست. اینجا هستیم تا مصاحبه ای با یکی از بازماندگان پرونده قتل قلعه‌ی ″ فریزر ″ داشته باشیم!😬🧐😯

- آقای میلر میشه خودتون رو معرفی کنید؟

- کریستین...کریستین میلر.😶

- بسیار عالی، آم شما تنها شاهد پرونده های قتل دوتا از دوستان نزدیک خود هستید، درسته؟😱🤧
***
وای چقدر خوبه این داستان😍🥰
خیلی باحاله، به شما هم پیشنهادش میکنم من ((:
https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%84%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%DA%A9%D9%88%D8%B3-mojgan_a.5441/


پی نوشت:
ترسیدن گاهی بد نیست؛ همه ما در زندگی مان ترسی داریم که موجب نجاتمان می‌شود.🙃💛
انجمن رمان‌نویسی رمانیک pinned «آموزش نویسندگی از اولین گام تا آخرین گام😍 سلام به همگی!⚘ نویسندگی چند مرحله داره که من می‌خوام به ترتیب مراحل رو بیان کنم و برای اینکه راحت ازش عبور کنین کمکتون کنم. اولین قدم نویسندگی خود شما هستین! اصلا در نظر نمی‌گیریم که بلد نیستین بنویسین، اسم انتخاب…»
نام دلنوشته: عاشقانه های من💌
نویسنده‌: سِوما غفاری
ژانر: عاشقانه
مقدمه: به عشق در لحظه ی اول، می‌گویند عشق در یک نگاه! آن‌گاه، به این‌که با شنیدن اسمش عاشق شوی، چه می‌گویند؟ سپس با دیدنش عاشق تر؟ اسم این چیست؟ عشق؟ من عشق نمی‌گذارم، چون می‌دانم حتی عشق نیز توان مقاومت با حسم را ندارد! حس من به تو غیرقابل توصیف با کلمات است.😻😄

https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%85%D8%A7-%D8%BA%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9.2800/
هر شب با یادت قدم می‌زنم.🚶‍♀️🖤
در خیابان هایی که یک روز خاطره ساز جفتمان بود.
هنوز هم خاطره ساز است...🥲
اما نه برای من و تو.
اکنون برای من و شبنم های انفرادم خاطره ساز شده‌اند!​🥺💔
◇◇◇
دلنوشته: شبنم های انفراد
به قلم: رمیصا.پکس😍💗
ژانر: درام⚘

پ ن: شما رو نمیدونم اما من به شدّت عاشق این دلنوشته شدم🤩😉
👇👇👇
https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%A8%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%B5%D8%A7-%D9%BE%D9%8E%DA%A9%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9.787/
رمان: عشقی در گروی انتقام💥
نویسنده: آلباتروس🥰
ژانر: عاشقانه، جنایی، پلیسی
خلاصه:
انتقام اولین واژه‌ای که در روح و روانش در چرخش است و ریشه دوانده و تنها با پس دادن تاوان از حریف، دل آتش گرفته‌اش آرام می‌گیرد و حال جوانی که اشتباهاً وارد راهی می‌شود که فقط برایش خطا به همراه دارد و خطا! و او پر می‌شود از انتخاب‌های اشتباهی و...😵😱

مقدمه
بنای زندگی‌ام را با دروغ ساختن و من همچو گیاهی تنها قد کشیدم باحس جنونی که فقط عدالت را در زمینه خویش می‌خواستم، در قلمرو خودم فرمانروایی کردم و تو آمدی و تمامم را خط خطی کردی و گفتی:
- بیدارشو!

👇👇👇
https://romanik.ir/forums/threads/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B4%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B3.5544/#post-56745
به نام خدا
نام داستان: اتفاقی😉
نویسنده: نفس (nfs_nm)💗
ژانر: عاشقانه😍
خلاصه: سرنوشت، چه خوابی برای او دیده است؟
برای دخترک تنها و عشق ناکامش،
برای هر آرزویی که برآورده شد،
برای بزرگ‌ترین رویایش که در اعماق وجودش مدفون شد،🥲
برای امیدی که هنوز در دل این ماهْ دختر است...
امید به چه؟ اصلا چرا؟!
وقتی زندگی نورانی این ماه تاریک شد و در دره‌ای عمیق سقوط کرد،
چگونه می‌توان امید داشت؟!
ای سرنوشت!🤭
چه در فکر داری برای ماه کوچک این داستانت؟
دره‌ی مهیب، عمیق‌تر خواهد شد،
یا بعد از این‌همه سقوط، بالاخره به کوه بلند و قله‌ی خوشبختی صعود می‌کنی؟🤯😍

https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%D9%81%D8%B3-nfs_nm.3649/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♡ این دلنوشته بر اساس واقعیت هست🤯😃

نام دلنوشته: پاییز دلم🍂
نام نویسنده: hana81💞
ژانر: تراژدی💫
مقدمه:
باران امسال را من به عهده گرفته‌ام
آن‌‌قدر بغض در گلویم تلنبار و اشک درون😭💔 چشمانم تلنبار شده و در کمین نشسته که فکر کنم
پر باران ترین پاییز روزگار را من رقم بزنم…🌧

****
میخوام دنبالش کنم😄💗

https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D9%84%D9%85-hana81.6157/
 ترجمه داستان کوتاه مارسل و ستاره ی سفید


مترجم: سین.پ (@ansel)

ژانر: تخیلی

زبان مبدا: انگلیسی
زبان مقصد: فارسی
***
قسمتی از داستان👇

مارسل یک موش فرانسوی است. او در یک قایق قدیمیِ زیبا در پاریس زندگی می کند. (خانه اش زیر کف آشپزخانه است.) او کتاب، رستوران و فیلم‌های قدیمی را دوست دارد. او اپرا نیز دوست دارد. یک شب در ماه ژوئن، مارسل یک داستان کارآگاهی را به پایان می‌رساند؛ سپس می‌رود برای شام خوردن با چند دوست. آن‌ها در ایستگاه مترو در لوور زندگی می‌کنند.

بعد از شام مارسل در ایستگاه منتظر می‌ماند. او دو مرد را می‌بیند که کنارش ایستاده بودند. مرد قد بلند در حال خواندن مجله است. آن مرد می‌گوید:

- نگاه کن؛ ستاره اپرا این‌جاست! خانم زازا دوپونت با انگشتر زیبای الماس یک میلیون پوندی - ستاره سفید. "

"انگشتر الماس زیبا" او؟ مرد کوتاه قد نگاه می کند. به عکس و می خندد و می گوید:

- نه بعد از امشب.

پ ن: خیلی دوستش دارم😍🥺

https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%84-%D9%88-%D8%B3%D8%AA%D8%A
سلام خانوم نویسنده‌‌ عزیز روزتون بخیر.😁

ممنون می‌‌‌شیم بیوگرافی مختصری از خودتون ارائه کنید.

اهم سلام عرض شد نسترن هستم 18 ساله ملقب به آرسی


۱. از چه سنی متوجه شدید قلم خوبی دارید و می‌‌‌تونید نویسنده‌ی خوبی باشید؟ جرقه‌‌ی آغاز نویسندگی برای شما چه چیزی بود؟

تا جایی که یادمه از اواخر فروردین سال 99 بود که نوشتن رو شروع کردم خیلی جدی نبود چون اون زمان فقط می‌‌‌خواستم نظر بقیه رو درباره قلمم ببینم بعد تصمیم بگیرم نوشتن رو ادامه بدم یا نه.


۲. اولین اثرتون روی سایت‌‌های نویسندگی منتشر شده؟ چه زمانی؟

بلی اولین اثرم یکی از دلنوشته‌‌هام بود که پاییز سال قبل منتشر شد.


۳. چند اثر تا به حالا دارید؟ (شامل شعر، دلنوشته، رمان، داستان، فن فیکشن، فیلمنامه/نمایشنامه)

در حال حاضر یک رمان، دو دلنوشته و سه داستان=)


۴. اثر چاپ شده‌‌ای دارید؟ نام و نوع اثر و انتشاراتی مذکور رد ذکر می‌‌کنید؟ اگر خیر، قصد چاپ اثری رو دارید؟

خیر نوشته چاپ شده ندارم، چون درگیر کنکورم فعلا به چاپ فکر نکردم^^


۵. کسی رو به عنوان اسطوره برای نوشتن و نویسندگی توی ذهنتون دارید؟

عا خیر


۶. همه می‌‌‌دونیم نویسندگان بزرگ، قبل از اینکه نویسنده‌ی خوبی باشند، خواننده‌ی خوبی هستن! خیلی کتاب می‌‌خونید؟

قبل از اینکه نوشتن رو شروع کنم رمان زیاد می‌‌‌‌خوندم یکی از دلایلم واسه نوشتن هم رمان هایی بود که خونده بودم و بیشتر علاقه‌‌مند شدم بنویسم^^


۷. نظرکلی‌‌‌تون در باره‌ی نویسندگی چیه؟

در کل نویسندگی یه هنره و میتونه آرامش بخش هم باشه=)


۸. انگیزه‌ای برای نوشتن دارید یا صرفاً علاقه‌‌ست؟

صرفا علاقه


۹. میدونیم هر اثری و هر کاری، بازخورد مثبت و منفی داره. کدوم اثرتون احساس میکنید بازخورد مثبت بیشتری داره؟

یکی از داستان هایی که نوشتم بیشتر به خاطرات زمان قدیم بچه ها اشاره کرده بنظرم برای کسایی که با این خاطرات بزرگ شدن میتونه یادآور زمانی باشه که بی دغدغه از زندگی لذت میبردن و بازخورد بهتری داره=)


۱۰. همه نویسندگان نقد میشن؛ مهم اینه که اون نقد سازنده باشه و ازش درس بگیریم. سازنده ترین نقد در مورد قلمتون چی بوده؟

منتقد اعظم=| هستی همتی عزیز🤩
یه بار ما رو نقد کرد کوبید ساخت=| بعد از نقد ایشون بیشتر سعی کردم توصیف مکانی هم داشته باشم تا خواننده راحت تر با متن ارتباط برقرار کنه=)


۱۱. به نویسنده‌هایی که مبتدی هستن و تازه شروع به نوشتن کردن، چه ‌پیشنهادی می‌‌‌دید؟

حتی اگه محض سرگرمی نوشتن رو شروع کردن بیخیالش نشن چون قطعا یه روزی به کارشون میاد


۱۲. هیچ کدوم از شخصیت رمان‌هاتون برگرفته از واقعیت هست؟

بله شخصیت های رمانم تماما از واقعیت گرفته شدن


۱۳. قالباً شخصیت‌‌هاتون چه نوعی هستند؟

منطقی، سر به هوا، جدی و...


۱۴. بیشتر چه ژانری رو برای خودن و حتی نوشتن انتخاب می‌‌‌کنید؟

تا الان برای دلنوشته ها و داستان هایی که نوشتم بیشتر ژانر تراژدی رو استفاده کردم


۱۵. شخصیت‌ رمان‌هاتون رو بر چه اساسی انتخاب می‌کنید؟

واقعیت هایی که اطرافم میبینم


۱۶. یکی از دیالوگ‌های به یادماندنی رمانتون رو بهمون تقدیم می‌‌کنید؟

تا جایی که نوشتم صرفا دیالوگ های معمولی و روزمره هستن نمیشه گفت ماندگار

۱۷. مطالعه‌ی کدوم اثرتون رو به خوانندگان پیشنهاد می‌کنید؟

فعلا آفاق کبود رو مینویسم پس اون رو پیشنهاد میکنم=)
***
خیلی هم عالی، کلی لذت بردم😍❤️
نام رمان: آغوش خیالی🤗💔
ژانر: عاشقانه
نویسنده: زهرا سرابی🤩💕

خلاصه:
دلم تنگ است؛ برای کسی که نمی‌شود او را خواست، نمی‌شود او را داشت، فقط می‌شود سخت برای او دلتنگ شد؛ و در حسرت آغوشش سوخت.😍😔
من دختری هستم از تبار لیلی، پس محکومم به عاشقی از جنس جنون.
و تو ای جانان من؛ وقتی که مجنون می‌شوی لیلی شدن را کم می‌آورم.
آوای دلت را با کدامین ساز عاشقی می‌شود نواخت؟
بند بند وجودم تار می‌شود، دلم به لرزه می افتد،
لیلی شده‌ام؟💔🥺




مقدمه:
ثانیه‌ای نیست که نشود به تو اندیشید؛
وقتی می‌خندم،
وقتی می‌گریم،
وقتی قدم می‌زنم،
در ذهن و قلبم هک شده‌ای
ای یار شیرین!🤤😘
دیوانگی بدون تو بی‌معناست
ای‌ عشق دوست داشتی!😍💔
من از عشق به جنون رسیده‌ام...🤯😻

👇👇👇
https://romanik.ir/forums/threads/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C.1948/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظری نیست بر حالم، ای امواج‌ِ دریا چرا؟
رها ساخت مرا ناگه طوفانِ دریا چرا؟🌊🌊
می‌نشیند قطره‌ای اشک،
می‌نهد پیله‌ای بر چشم،
می‌شود پروانه‌ای!
می‌کشد آه، می‌شود درد😭💗
می‌زند زخم بر تنه‌ام به ناحق چرا؟
می‌رود موج، می‌شوم تنها
چه شدم؟ که شکست مرا؟
نیست چاره‌ای در تلاطم دریا‌، بر من بیچاره چرا؟🥺💔
نام دلنوشته: تلاطم دریا🌊

https://romanik.ir/forums/threads/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B7%D9%85-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C.3713/
نام مجموعـه داستـان: اسـرار واژگون🤗
جلد یک: دنـده‌‌ی شکسته
نویسنده: آرا (هستی همتی)
ژانر: معمایی، جنایی

*هدف: نوشتن یه داستان متفاوت گیج کننده!😉🙃

*خلاصه:
ظاهر و باطن، دو چیز مجزا و در آن واحد، وابسته به یکدیگرند. باطن، نهانِ آن چیزی ست که در ظاهر می‌‌بینیم و گاه نگاهی عمیق به ظاهر، آدمی را به عمق باطن ماجرا می‌‌کشاند.😱 اما، جایی خواهد بود که ظاهر، باطن حقیقت را نقض کند و تکه پازل‌‌های معما، با حقیقتی که دیده می‌‌شود جور در نیایند. آن گاه گیجی و سردرگمی اوج می‌‌گیرند و تمام معما، خودش زاده‌‌ی معمای دیگری می‌‌شود.😖😯😍🌀

۲۸ خرداد ۱۴۰۰
ساعت هشت صبح🌈🤩

https://romanik.ir/forums/threads/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%98%DA%AF%D9%88%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-%C2%ABara%C2%BB.4315/page-3#post-57259