خلاصه که من از افرادی یادگرفتم که زن بودن برای یک زن چقدر زیباست. مثل یک صحنه ی رقص برای حضور مذکر است و دلیلی بر مساوی بودن این دو جنس نمیبینم.
انسانی زیبایی درون زن بودن را به من آموخت و فهمیدم که جای اندام باید به چشمهایشان نگاه کرد و جای لبها باید کلامشان را بوسید.
انسانی زیبایی درون زن بودن را به من آموخت و فهمیدم که جای اندام باید به چشمهایشان نگاه کرد و جای لبها باید کلامشان را بوسید.
دوست داشتن و دوست داشته شدن مخدری بود که نباید مثل نقل و نبات دست به دست میشد.
از جان فدایان رهبری درخواست میکنم هرچه سریعتر و به هرطریقی که میتونن جان خودشون رو فدای رهبر کنن.
من قمارباز رو چند روزیه که شروع کردم
و اولش تو شوک بودم که خدایا این چرا اینطوریه. چرا هیچی ازش متوجه نمیشم چرا داستان گره یا پیرنگ نداره. چرا هراتفاقی بهش پرداخته میشه الا قمار.
الان تقریبا یک سوم کتاب رو مطالعه کردم و به طرز جالبی این کتاب همدم خوبی شده برام.
هر کتابی برام همدم نمیشه اما این کتاب مثل یه شخصیت جدید که درحال خاطره گفتن هست یا رخدادهای اطرافش رو میگه داره باهام صحبت میکنه.
بیثبانی دیدگاه شخصیت که داستایوفسکی اون رو به زیباترین شکل جلوه داده به قدری زیباست که همین یک سوم اول کتاب فهمیدم با وجود پراکندهگویی و اضافهگوییهای زیاد؛ محشره!
یک نکته هم ضمیمه کنم
برای نویسندگان روس مخصوصا داستایوفسکی از ترجمههای جلال آل احمد و صالح حسینی استفاده نکنید
و اولش تو شوک بودم که خدایا این چرا اینطوریه. چرا هیچی ازش متوجه نمیشم چرا داستان گره یا پیرنگ نداره. چرا هراتفاقی بهش پرداخته میشه الا قمار.
الان تقریبا یک سوم کتاب رو مطالعه کردم و به طرز جالبی این کتاب همدم خوبی شده برام.
هر کتابی برام همدم نمیشه اما این کتاب مثل یه شخصیت جدید که درحال خاطره گفتن هست یا رخدادهای اطرافش رو میگه داره باهام صحبت میکنه.
بیثبانی دیدگاه شخصیت که داستایوفسکی اون رو به زیباترین شکل جلوه داده به قدری زیباست که همین یک سوم اول کتاب فهمیدم با وجود پراکندهگویی و اضافهگوییهای زیاد؛ محشره!
یک نکته هم ضمیمه کنم
برای نویسندگان روس مخصوصا داستایوفسکی از ترجمههای جلال آل احمد و صالح حسینی استفاده نکنید
معکوس
من قمارباز رو چند روزیه که شروع کردم و اولش تو شوک بودم که خدایا این چرا اینطوریه. چرا هیچی ازش متوجه نمیشم چرا داستان گره یا پیرنگ نداره. چرا هراتفاقی بهش پرداخته میشه الا قمار. الان تقریبا یک سوم کتاب رو مطالعه کردم و به طرز جالبی این کتاب همدم خوبی شده…
بهترین مترجمها برای کتابهای روسی (نظر شخصی خودم و شنیدههایی از دیگران):
مهرداد مهرین
سروش حبیبی
حمیدرضا آتش بر آب
مهرداد مهرین
سروش حبیبی
حمیدرضا آتش بر آب
Forwarded from غآيت وجود. (Sepideh)
میپرسی چرا عاشقت نیستم، ولی قطعا تو باید باور کنی من بسیار شیفته ام و اگر میل به تملک تمام و کمال یک آدم، ستایش و احترام عمیق به آن آدم و جستجوی امنیتی که شادمانی آن آدم را از هر جهت «عشق» محسوب میکند، پس شاید محبت من به تو نوعی عشق باشد.
_نامه های جویس به نورا
_نامه های جویس به نورا
معکوس
Photo
ایشون یکی از خوانندههای محبوب منه که بعد از این اظهاریه بخاطر سیاسی خوندن دیگه نتونست داخل ایران فعالیت کنه و دو سال و خوردهایه که ترک نداده
از اینکه دیگه هرکس سنمو میپرسه نمیتونم بگم ۱۷ بدم میاد
۱۸ سالگی بوی پیری میده
۱۸ سالگی بوی پیری میده