معکوس
762 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
حال من
مثل برف مکانی بی چراغ
نامشخص است
فقط سوز می آید و آرام
می بارد
یوزپلنگانی_که_با_من_دویده_اند_بیژن_نجدی_pdf.pdf
594 KB
داستان روز اسب‌ریزی
از بیژن نجدی
من مجروح‌تر از آنم تا بادی بوزد
یا شوری اشکی مرا بکشد
یا که مرا بفریبد، سوسوی ستاره‌ای
خطی ساده‌ام.
اسبی از غبار، نعلینی از ابر
لعلی بیش نیستم
یا استکان خون دلی.
-محمد باقر کلاهی اهری
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱

وقتی برقا رفته
ولی نمی‌تونی از صدسال تنهایی دست بکشی
یه دفعه بابات میاد و تو رو می‌بینه
Barfa
Canis
Goriz Az Markaz
Ali Sorena
Forwarded from اَشاچه
یه ارتباط ساده می‌خوام. که بشه لم داد. دراز کشید. فاخر بود. فاخر نبود. فکر نکرد به فکرهای طرف.
#ننوشته


من این بدن را نخواستم. من نخواستم از چشمم صدای شکستن استخوان‌ها به گوش برسد. من به برکه‌ای در قلبم قانع بودم و این دریا برایم زیاد است.
من از صدای تپش‌های انگشتانم به بیمارستان برگه‌ها مجبورم برسم. به این لحاف سفید با پرستارانی جوهری. و وجودم را به قول افراد اهل قلم اضمحلال پر کرده.
حضورم به دل‌شوره‌‌ام نمک می‌زند. به شیفتگی‌هایم طناب دار می‌بندد. به روحیاتم وسواس چسبیده.
هیچ کلافی دیگر صدای قصه‌گویی مرا نمی‌شنود. و بر سر درختان سرم گنجشکک حزن لانه کرده و کافی است سرم را ببوسی تا تمامشان را مزه کنی. که این تن پناه می‌برد به تاریکی کمددیواری و رفاقت با غول‌های درون. چه درون من چه کمددیواری. که این پشت‌ها پر از سنگ است. لای کتاب‌هایم پر از سنگ است. سنگ‌هایی که از دست و بال من ریخته. از دهانم ریخته. از درون شکمم بالا آوردم. از سنگ‌تراشی جهان بر روی پیکر بی‌جانم جامانده.
کاش یاد می‌گرفتم که انسانم.
کلمات نه تنها فریب نمی‌دهند بلکه دستت را می‌گیرند و صاف می‌برند آنجا که نباید.
خلاف جهت مثل خود قزل‌‌آلا
اینک که اثری از وهم در ما جریان گرفته
وهم‌های زیبا
وهم‌های وهم‌آلود
می‌فهمم
که دروغ از اساس شیرین است
حتی دروغ چشم‌هایی که مظلومانه خیره می‌شوند به قلب من
خلاصه که من از افرادی یادگرفتم که زن بودن برای یک زن چقدر زیباست. مثل یک صحنه ی رقص برای حضور مذکر است و دلیلی بر مساوی بودن این دو جنس نمی‌بینم.
انسانی زیبایی درون زن بودن را به من آموخت و فهمیدم که جای اندام باید به چشم‌هایشان نگاه کرد و جای لب‌ها باید کلامشان را بوسید.
دوست داشتن و دوست داشته شدن مخدری بود که نباید مثل نقل و نبات دست به دست می‌شد.
من قبلا توی دفترچه این کار رو انجام داده بودم منتها به علت تنبلی برای مدت زیادی کنار گذاشتمش و دوباره دارم شروع می‌کنم.
کلمات جدید و زیبایی که توی کتاب‌ها می‌بینم رو یه جا یادداشت می‌کنم تا بعدها بدردم بخوره.
این کار به شما هم پیشنهاد می‌شه.
از جان فدایان رهبری درخواست می‌کنم هرچه سریع‌تر و به هرطریقی که می‌تونن جان خودشون رو فدای رهبر کنن.
Leyla
Alireza Ghorbani