معکوس
763 subscribers
827 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
طبق انتظارم از نحوه پذیرش اثر انتشارات های بزرگ
هیچ کدوم داستان رو نپذیرفتن....
دنیا دمدمی است،
دو روز دیگر ماها خاک می شویم.
چرا سر حرف های پوچ وقتمان را تلف بکنیم؟
چیزی که می ماند همان خوشی است، وقت را باید غنیمت شمرد.
باقیش پوچ است و بعد افسوس دارد..!

✍🏼#صادق_هدایت
تنهایی انسان بزرگ است
به وسعت دریا
اما برای پر کردنش یک لیوان محبت کافی است
ناممکن است سرانجام آن گونه نشویم که سایرین گمان می‌کنند هستیم

تورنتون وایلدر
اصن وطن کجاست؟
یه مرز کاغذی
من تو را بیش از تو
و تو مرا کمتر از دیگران دوست داشتی
و اینگونه
داستان های جهان
شروع شد
تو سینتون
کنار دلتون
یه کم جا بیشتر باز کنید
شاید همین نزدیکیا یکی دیگه هم خواست بیاد و جا بگیره
کتاب دلبرکان غمگین من
نوشته گابریل گارسیا مارکز
رو تموم کردم
عجب کتابی بود و چقدر زیرپوستی تو 120 صفحه عشق رو مجدد تو صورت آدما می کوبه و با همون سبک همیشگی مارکز بدون هیجان، خیلی آروم یه دفعه به خودتون میاید و میبینید رمان تموم شد


و اینکه فهمیدم اون کتاب برای چاپ 86 بوده و دیگه چاپ نمی شه و یه کتاب کمیاب ایران از پدرم به دستم رسیده خیلی بیشتر مزه داد
(افراد در حال آماده کردن اسنایپر و اسلحه های سنگین)
پابلو: دارید چه غلطی می کنید؟
+داریم آماده می‌شیم دیگه
_می خواید با سیاست مدار ملاقات کنید نه گانگستر.
+ مگه فرقی هم دارن، رئیس؟
_سیاستمدارا ترسو ان.
منم که می شکنم آخر
چو تخته های بی پارو
درخت باغ های شیرازم
بی ترنج ترین شاخه
دربلندترین حالت
فتاده ترین بازو
چنانچه می کشدم خانه
چنانچه می دردم اتاق
چه غمگسار است سکوت
چه ساکت است فرار

#ننوشته
مرگ را در ازای زندگی فروختم. که چه شود؟ به این پوچ گرایی برسم که خودم تکذيب کنم؟ دنیایمان سرخ و سفید، میان گوش هایمان لنگر می اندازد. در ازای سیاست های طولانی و کراهت های اجباری. اما ماییم که باید جهانمان را همچون دریا، پر از نوای ساحل کنیم. کاش دریایی درون ما بود...
Forwarded from ᴇᴠᴇʀʏᴛʜɪɴɢꜰᴏx ᴄɪʀᴄᴜs (𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟𝐴𝑛𝑔𝑒𝑙𝐷𝑢𝑠𝑡:)~)
بس آرزو که در دل من مرد
چون عشق‌های دور جوانی.
اما امید همره من ماند،
با من نشست در پس زانو،
تنها گریستیم نهانی!
-هوشنگ ابتهاج
#onepiece
بوی کتاب انگار تناسخ من در جهانی دیگر است.
میان نگاه های خسته می گذرم و خودم را به نمی دانم های بعدی می رسانم. چنگ زدن به سکوت پشت این شلوغی ها عجیب دلپذیر است. چشم های باد در نگاه خورشید پر حرارت بیرون می سوزد. نگاهم به کسی است که مرا از این حس جدا نمی‌کند. بی پرواترینم. بی پروا ترین مرد برای انسان های پر از گره؛ و عجیب با خودم خلوت میکنم تا نکند شور کاذب این جماعت بر من غلبه کند. من نگاه عینکی شکسته ام. دلتنگ ترین صفحه!

#ننوشته
Audio
معکوس
Audio
حقیقتا wow
واقعیت سوگ با آنچه دیگران از بیرون می بینند بسیار متفاوت است. دردی در این دنیا وجود دارد که نمی توانید با شادی از تنتان بیرون کنید. به راه حل نیاز ندارید. نیاز ندارید سوگتان را پشت سر بگذارید. شما به کسی نیاز دارید که سوگتان را بفهمد و بپذیرد. به کسی نیاز دارید که وقتی درمیان وحشت سوسوزننده ایستاده اید و به حفره ای خیره می مانید که زمانی زندگی شما بوده است دست هایتان را محکم بگیرد.
بعضی چیز ها را نمی توان درمان کرد.
فقط باید آن ها را به دوش کشید.
همزمان دو جا زندگی می کنم
اینجا که منم و آن جا که تویی...
معکوس pinned Deleted message