صبر کن. دو روز دیگه غذاهاتو نشخوار میکنی؛ بعد از اون سگدوهاتو میزنی تا بال دربیاری. بال که درآوردی وام سی و پنج درصد بهت میدن تا بتونی چاهِ دولتی بخری. بعدشم با کله میری تو چاه تا نقدینگی رو سرت بریزن و تو با دست و پا زدن تو چاه قسطاتو پرداخت میکنی. بالهات هم زخمی شد؟ به درک!
مرا ببوس همین حالا
که زندگی دو سه نخ کام است
و عمر سرفه کوتاهی
حسین صفا
که زندگی دو سه نخ کام است
و عمر سرفه کوتاهی
حسین صفا
امیدوارم زمانی نرسه که به این فکر کنید که کاش به جای مکالمههای شبانه کتاب میخوندید.
داخل چشمها مثل یه خونه ی آوار شده است. باید بین اون آجرهای فروریخته بری و دنبال یه قاب عکس شکسته از کودکیها بگردی. همون رو برداری. از توی قاب دربیاری. خاکش رو پاک کنی. ببوسیش و دراز بکشی وسط همون خرابهها و از حضورت خوشحال باشی و لبخند بزنی.
و شاید فردا بفهمی اون قاب عکس چه آواری تو چشمات ایجاد کرده.
و شاید فردا بفهمی اون قاب عکس چه آواری تو چشمات ایجاد کرده.
من با کسایی که میگن آدم افسرده افسردگیش رو نباید بیان کنه مخالفم.
درسته بعضیها از این کلمه سواستفاده میکنن اما آدمهایی وجود دارن که بخاطر خستگی زیاد به دنبال فضایی آرومتر بین ما هستن.
اونها به میزان ناخوش بودن حالشون آگاهن و تنها چیزی که نیاز دارن کمی شرایط امنه.
پس اگر کمی شناخت از اون آدم داریم بهتره بجای انگشتنما کردنش یا تصور اینکه فرد داره حرف اشتباهی رو میزنه کمی بهش احترام بذاریم.
درسته بعضیها از این کلمه سواستفاده میکنن اما آدمهایی وجود دارن که بخاطر خستگی زیاد به دنبال فضایی آرومتر بین ما هستن.
اونها به میزان ناخوش بودن حالشون آگاهن و تنها چیزی که نیاز دارن کمی شرایط امنه.
پس اگر کمی شناخت از اون آدم داریم بهتره بجای انگشتنما کردنش یا تصور اینکه فرد داره حرف اشتباهی رو میزنه کمی بهش احترام بذاریم.