معکوس
«همه چیز آرام است» این جمله را زمانی خواهی گفت که از آتشت فقط خاکستر مانده
و ما ذره ذره، ذره میشویم
و آدم از ابهت خویش چیزی نمیگذارد
و ربطی به خوی درویشی هم ندارد
انسان ذاتا به سکوت پیوند میخورد
به بغل گرفتن زانو
نیازی هم نیست حتما زانوی غم باشد
و لعنت میفرستد
به گذران عمر
به وقتهای کم و تنفسهای اضافه
و آدم از ابهت خویش چیزی نمیگذارد
و ربطی به خوی درویشی هم ندارد
انسان ذاتا به سکوت پیوند میخورد
به بغل گرفتن زانو
نیازی هم نیست حتما زانوی غم باشد
و لعنت میفرستد
به گذران عمر
به وقتهای کم و تنفسهای اضافه
من حرف میزنم
تا مثلِ برگها نخشکم
من حرف میزنم
تا ترسم را پنهان کرده باشم
و دروغ میگویم
تا حقیقت دست از سرم بردارد
ــ باید دوباره به همدیگر دروغ بگوییم ــ
- شهرام شیدایی
تا مثلِ برگها نخشکم
من حرف میزنم
تا ترسم را پنهان کرده باشم
و دروغ میگویم
تا حقیقت دست از سرم بردارد
ــ باید دوباره به همدیگر دروغ بگوییم ــ
- شهرام شیدایی
این چه مزخرف روزگاری است که هر کس پی غمهای ابلهانه خویش شبانه دنبال راه حل بین ستارگان است!
حال بد انسان نوعی کلید است
که ما را از زنجیر چهارچوبها رها میسازد
از خویش
از قید و بندهای گذشته
انسانی که حالش گرفته مثل مستی صادق میشود!
که ما را از زنجیر چهارچوبها رها میسازد
از خویش
از قید و بندهای گذشته
انسانی که حالش گرفته مثل مستی صادق میشود!