حالا اگه بخوام مال من باشه فقط نباید در هم بشکنمش
من و اون در سطح روحانی با هم ارتباط داریم
باید شناخت کاملی ازش پیدا کنم و در هم شکستنش فایده چندانی نداره
باید در هم بشکنمش تا بتونم از نو بسازمش
باید روحش رو زحمی کنم تا خودم بتونم ترمیمش کنم
اینطوری یه نفر مال تو میشه
من و اون در سطح روحانی با هم ارتباط داریم
باید شناخت کاملی ازش پیدا کنم و در هم شکستنش فایده چندانی نداره
باید در هم بشکنمش تا بتونم از نو بسازمش
باید روحش رو زحمی کنم تا خودم بتونم ترمیمش کنم
اینطوری یه نفر مال تو میشه
شما تو دنیا به چی نیاز دارید؟
یکی که محبتش براتون از واقعیت قابل لمس تره🌝
مثل سایه ی ماه
یکی که محبتش براتون از واقعیت قابل لمس تره🌝
مثل سایه ی ماه
Forwarded from NoteBooK
مطالعه، یگانه راهیست
برای گفتگو با بزرگان روزگار
كه قرنها پیش در دنیا به سر برده
و اكنون در زیر خاک منزل دارند.
#رنه_دکارت
@notebook_15 🌿
برای گفتگو با بزرگان روزگار
كه قرنها پیش در دنیا به سر برده
و اكنون در زیر خاک منزل دارند.
#رنه_دکارت
@notebook_15 🌿
جسمم حبس در اتاق اما روحم را پیدا نمی کنم. لابهلای رنگ حقیقت گشت میزنم. این بدن چسبیده به نقطه ای خاکی درمیان فواصل کور این دنیا گرفتار شده. لحظه ای من در دنیا و لحظه ای دنیا درون من است. چشم و گوشم هرلحظه مرا به رشته سیم های ملال آور خاطرات و افکار وصل می کند. آینه کنارم دنیایی دیگر است و گهگاهی این وسایل اطرافم برایم آنقدر بی معنی است که درون آینه سیر میکنم و من تصویری از وجود یک روح دیگرم. میان انگشتانم جهان های موازیه روحی که آنها را سیر میکند مانند دود سیگار لحظه ای هستند و محو میشوند اما من فرصت ترک این هاله هایی که دور سرم پیچیده اند و موسیقی براق خاطرات را ندارم. لحظه ای ذهنم اینجاست. کنار تویی که مرا میبینی و لحظه ی دیگر تو، ساعت ها با من فاصله داری درحالی که شاید حتی دستانم در دستانت باشد. فرای جنون های احمقانه ی زمینی، من دست در دست گیسوان رویا در کویر دل آبشار میسازم یا همراه شیطان در جهنم با فرشته ها قصه تعریف می کنم. نه روشنای خورشید نه سیاهیه عمق مردمکت هیچ کدام رنگ واقعیت پر از خیال من نیست. فقط منم و حال منی که با من، آرام قدم میزند.
#ننوشته
#ننوشته
هروقت که یادم میاد سلبریتی سازی کردیم
و اونارو مثل بت می پرستیم و دوستشون داریم
تن و بدنم می لرزه از جهل آدم امروزی
و اونارو مثل بت می پرستیم و دوستشون داریم
تن و بدنم می لرزه از جهل آدم امروزی
معکوس
زیبایی یا متشنج است یا وجود ندارد. (جمله آخر نادیا) نادیا تموم شد می بینید که چقدر برای بیگانه نوشتم و درموردش حرف زدم اما بذارید راجب نادیا اینطور بگم کتابی خوندم که حالا حالا ها جرئت نمی کنم سمت کتاب دیگه ای برم
بعد از این کتاب دختری که رهایش کردی جوجو مویز رو شروع کردم
یکی از پرفروشششش ترین و بهترین رمان های چند وقت اخیر
خب
از نظر داستانی
بله
جوجو مویز درحال حاضر شاید بهترین رمان نویس دنیا از لحاظ ساختاری باشه و دقیقا می دونه دست رو چه چیزایی بذاره و چه کشمکش هایی درست کنه
اما
چیزی جز هیجان کاذب برای من نداشت
یعنی ترجیح میدم تو دو ساعت فیلمشو ببینم و جمع شه بره تا اینکه خودمو درگیر یه داستان رمانس کنم که صرفا با جنگ ترکیب شده (تخصص جوجو مویز)
بخاطر همین
احساس کردم 150 صفحه اول از این کتاب برام کافی بود. چون عقیده من اینه
کتاب مثل فیلم نیست!
یکی از پرفروشششش ترین و بهترین رمان های چند وقت اخیر
خب
از نظر داستانی
بله
جوجو مویز درحال حاضر شاید بهترین رمان نویس دنیا از لحاظ ساختاری باشه و دقیقا می دونه دست رو چه چیزایی بذاره و چه کشمکش هایی درست کنه
اما
چیزی جز هیجان کاذب برای من نداشت
یعنی ترجیح میدم تو دو ساعت فیلمشو ببینم و جمع شه بره تا اینکه خودمو درگیر یه داستان رمانس کنم که صرفا با جنگ ترکیب شده (تخصص جوجو مویز)
بخاطر همین
احساس کردم 150 صفحه اول از این کتاب برام کافی بود. چون عقیده من اینه
کتاب مثل فیلم نیست!
معکوس
بعد از این کتاب دختری که رهایش کردی جوجو مویز رو شروع کردم یکی از پرفروشششش ترین و بهترین رمان های چند وقت اخیر خب از نظر داستانی بله جوجو مویز درحال حاضر شاید بهترین رمان نویس دنیا از لحاظ ساختاری باشه و دقیقا می دونه دست رو چه چیزایی بذاره و چه کشمکش هایی…
کتاب کافکا در کرانه رو شروع کردم
هاروکی موراکامی
از اونجایی که سوررئاله
قراره کلی کیف کنم
هاروکی موراکامی
از اونجایی که سوررئاله
قراره کلی کیف کنم
معکوس
کتاب کافکا در کرانه رو شروع کردم هاروکی موراکامی از اونجایی که سوررئاله قراره کلی کیف کنم
گاهی سرنوشت مثل توفان شنی است که مدام تغییر جهت میدهد. تو تغییر جهت میدهی، اما توفان شن تعقیبت میکند. دوباره برمیگردی، اما توفان خودش را با تو مطابقت میدهد. بارها و بارها این حرکت را تکرار میکنی، مثل رقصی شوم با مرگ، درست قبل از سپیدهدم. چرا؟ چون این توفان چیزی نیست که از دوردست بیاید، چیزی که هیچ ارتباطی با تو نداشته باشد. این توفان تویی. چیزی درون توست. پس تنها کاری که از تو بر میآید تسلیم به آن است، بستن چشمهایت و گرفتن گوشهایت، تا شن ها درون آنها نرود،و راه رفتن در میان آن، قدم به قدم. آنجا نه خورشید است، نه ماه، نه جهت، نه حس زمان. فقط شن سفید نرم چون استخوانهای آسیاشده ی چرخزنان برخاسته به آسمان. این آن نوع توفان شنی است که تو به تجسمش نیاز داری.
کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
پ.ن: از همون کتاباست که عاشقش میشم...
کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
پ.ن: از همون کتاباست که عاشقش میشم...
Forwarded from Turn on feeling
باید بگم اگ طوری زندگی میکنی ک آدما بعد از معاشرت با تو حس کنن هنوز هم انسان خوب و قابل اعتماد تو این دنیا وجود داره تو یه آدم حسابی هستی ؛)
#fact
@turnonfeeling
#fact
@turnonfeeling
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ...
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ .
✍🏼 #ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ .
✍🏼 #ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
نوشتن، تصحیحکردنِ زندگی است و تنها چیزی است که از ما در برابر زخمها و ضربههای زندگی محافظت میکند.
انریکه ویلا ماتاس
#قصار
@shahinkalantari
madresenevisandegi.com
انریکه ویلا ماتاس
#قصار
@shahinkalantari
madresenevisandegi.com
چیزهای زیادی هستند که فقط در نگاهی دوباره آنها ها را به وضوح میبینیم
هاروکی موراکامی
هاروکی موراکامی