معکوس
کاشی خونی.pdf
یه فکت راجع به این داستان:
من برای نوشتن دیالوگهای این داستان یک بعد از ظهر رو توی بند معتادهای زندان تهران بزرگ گذروندم.
من برای نوشتن دیالوگهای این داستان یک بعد از ظهر رو توی بند معتادهای زندان تهران بزرگ گذروندم.
Forwarded from ⋆C'est La Vie (ɴᴏɴ.sin| نفس)
«برایزیبابودنزیادیغمگیناست.»
⋆C'est La Vie
«برایزیبابودنزیادیغمگیناست.»
ولی به نظرم زیباست چون غمگین است
Forwarded from ژوزفین
نمیدونم مثلا کاش همهچیز با یه «ببخشید» درست میشد. اعتمادهای از دست رفته برمیگشت. قلبهای شکسته سالم میشد. روابط مثل سابق میشد. نمیدونم. پس «ببخشید» به چه دردی میخوره؟
Forwarded from غآيت وجود. (mim)
دستهای تو سیاسی بودند، بوی جنگیدن، انقلاب و بوسههای خونین میدادند، حیف که نمیدانستم وطن برای سبز شدن
به سیاسیهای رفتنی نیاز دارد.
به سیاسیهای رفتنی نیاز دارد.
معکوس
#ببینیم_یا_نه بخش ششم: مینی سریال All the lights we cannot see توضیحات در وویس:
یادم رفت خلاصه ی داستان رو بگم:
داستان دختر کوریه که با رادیو برای پدرش کد جنگی میفرسته
و یه پسر که برای نازیا فرکانس یابی میکنه
این دو تا یک موج رادیویی مشترک توی بچگیشون داشتن و و و و
داستان دختر کوریه که با رادیو برای پدرش کد جنگی میفرسته
و یه پسر که برای نازیا فرکانس یابی میکنه
این دو تا یک موج رادیویی مشترک توی بچگیشون داشتن و و و و