معکوس
کاشی خونی.pdf
یه فکت راجع به این داستان:
من برای نوشتن دیالوگهای این داستان یک بعد از ظهر رو توی بند معتادهای زندان تهران بزرگ گذروندم.
من برای نوشتن دیالوگهای این داستان یک بعد از ظهر رو توی بند معتادهای زندان تهران بزرگ گذروندم.
Forwarded from ⋆C'est La Vie (ɴᴏɴ.sin| نفس)
«برایزیبابودنزیادیغمگیناست.»
⋆C'est La Vie
«برایزیبابودنزیادیغمگیناست.»
ولی به نظرم زیباست چون غمگین است
Forwarded from ژوزفین
نمیدونم مثلا کاش همهچیز با یه «ببخشید» درست میشد. اعتمادهای از دست رفته برمیگشت. قلبهای شکسته سالم میشد. روابط مثل سابق میشد. نمیدونم. پس «ببخشید» به چه دردی میخوره؟