یا این آشوبهای شبانه ی من طبیعی و برای هرانسانی است که زنده است
یا خوش به حال دیگران
یا خوش به حال دیگران
من باید فاصله گرفتن را یاد بگیرم. باید یاد بگیرم دستان انسانها برای زخمهای من نامناسب است و این درد که بر لب دارم با هر بوسهای به دیگری منتقل میشود. باید بفهمم که تعفنم لباس خوشبوی دیگری را پر نکند.
پر از خود شدهام. جایی برای دیگران نیست و من به اجبار دلم میخواهد کسی را در این چهاردیواری تنگ و سیاه راه دهم.
پر از خود شدهام. جایی برای دیگران نیست و من به اجبار دلم میخواهد کسی را در این چهاردیواری تنگ و سیاه راه دهم.
Forwarded from برنامه ناشناس | نجوا
و این نگاههای ته استکانی ما
با وجود هزاران بوسه ی نعلبکی
روزی سه بار شکسته میشود.
با وجود هزاران بوسه ی نعلبکی
روزی سه بار شکسته میشود.