معکوس
762 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
Forwarded from اخترک M909 (🌱فراجیده🌱)
امان از آدم‌ها که حرف نمی‌زنن، حدس می‌زنن.
من با اولین نگاه تمام خاطرات را با تو گذراندم
به نهایت هر لحظه رسیدم
از آن به بعد فقط دوست داشتم جوردیگری تکرار شویم و بس!
معکوس
آرزویی که به حقیقت پیوست...
دقیقا ۱۴ ماه از به حقیقت پیوستن یکی از آرزوهای من می‌گذره
Forwarded from چِهراز (کـوردوبـا)
«جنگ لبنان»
-استیو مک کاری، سپتامبر ۱۹۸۲
Forwarded from خون‌نویسی
جامعه ادبی امروز خیلی به خبر سامانه گشت‌ارشادیِ صنعت نشر واکنش نشون داد. این سامانه نه تنها کتاب‌های تازه‌انتشار، که کتاب‌های قدیمی رو هم به چالش خواهد کشید و کابوس همه خواهد شد. در این‌ها شکی نیست.

اما این پیام (که در تاریخی که من گذاشتمش، اون حرف زده نشده و اگر درست یادم باشه به مهر یا آبان ۱۴۰۱ برمی‌گرده) نشون می‌ده حکومت از همون ابتدا نگرانی‌هایی داشته و این سامانه هم نتیجه همین نگرانی‌هاست: ابزاری برای حذف هرکسی که به این سمت قدم برداره.

چه اتفاقی در ادامه می‌افته؟ بعد از لغو مجوز چند کتاب و ضرر چند ناشر، یا حتی برخوردهای شدیدتر، پدیده‌ای به نام سانسور درون‌نشری به‌وجود می‌آد (پایه‌هاش از قبل وجود داره، تلطیف‌سازی همین الآن هم هست). خود ناشر عده‌ای رو برای سانسور کتاب‌هاش می‌ذاره تا بعد از انتشار ضرر نکنه. از اون طرف دور خیلی از کتاب‌ها رو خط می‌کشه و سمت‌شون نمی‌ره، چون می‌دونه با وجود همچین سامانه‌ای قطعاً کتاب جمع می‌شه. به‌هرحال اسمش روشه، «صنعت» نشر. نمی‌شه که یهو همه بی‌خیال منبع درآمدشون بشن، می‌شه؟

آدم‌هایی که نمی‌تونن به این وضعیت تن بدن، حذف می‌شن. اگر پرسنل و دبیرن، ناشر عذرشون رو می‌خواد. اگر ناشرن، احتمالاً قبل از لغو مجوز اون‌قدر محدود می‌شن که از نظر مالی توان ادامه دادن رو نداشته باشن.

این می‌شه استفاده از ابزارها و استراتژی‌هایی که در جاهای دیگه جواب داده برای حذف عناصر نامطلوب. توقع می‌رفت از همون پارسال، وقتی این حرف‌ها زده شد و مشخص هم بود که به همچین نتیجه‌ای ختم می‌شه، افراد دغدغه‌مند به فکر راه چاره باشن (نه برای حذف نشدن، بلکه برای ایجاد بستری برای فعالیت) اما عموماً بی‌میلن، تازه اگر حرفت خریدار داشته باشه بی‌میلی رو می‌بینی، وگرنه همون هم غنیمته :))

بی‌ربط به همه این‌ها، من عادت دارم یهو تنهایی مسیرهای چندساعته و طولانی رو پیاده برم. وسطش هرجا صندلی ببینی می‌شینی (شلوارت رو هم رنگی می‌کنی)، سیگار می‌کشی، شاید یه چیزی بگیری بخوری، ولی بالأخره به مقصد می‌رسی. فقط مسئله اینجاست قبلش، وقتی دودلی که لباس بپوشی بری بیرون یا نه، این تنها بودنه خیلی برات مهمه. به هرکی زنگ زدی جواب نداده و حالا با خودت می‌گی بی‌خیال، می‌شینم یه چیزی نگاه می‌کنم. خیلی باید با خودت کلنجار بری که بپوشی و بری بیرون. ولی وقتی بری هم می‌دونی که به مقصد می‌رسی. چون آدم تنبلی هستی و حیفه که بخوای برگردی و لباس‌هات رو دربیاری.
معکوس pinned Deleted message
در دنیای من رنگ‌ها بازنده‌ترینن!


-
شاید بخاطر همینه که من خیلی وقته که نتونستم وجود انسانی رو کاملا در دلم پرورش بدم
چون
من هنوز عاشق ماریانی هستم که خلق کردم
عامل به فنا رفتن انسان‌های امروزی
Heyf
Zakhmi Ft Sogand | موزیکدل
وقتی که مچاله‌ام مرا ببوس
Marde Tanha
Farhad
#ننوشته
درد خودجمع‌آوری مثل طاعون پخش می‌شود. اگر در خودت حلقه بزنی کسی کنار تو حلقه خواهد خورد و مسمومیتت بر جان دیگری هم می‌افتد. چه انسان‌های باطراوتی که با دستان ما «پلاسیده‌ها»، خشک می‌شوند و چه بی‌تقصیرگونه مقصریم.
ما انسان‌های چروکیده، خنده‌ها را ته چاه گلو می‌فرستیم. چشمان درخشان پر از غرور را خرد می‌کنیم
و به هیچ و پوچ لعنت می‌فرستیم و درونمان تنفر را مثل تخم خاکشیر پخش می‌کنیم.
ما مردمان جنگ‌ درون خانه‌های خود هستیم. حالا هرچقدر هم که کوچه را آب و جارو کرده باشیم…
Forwarded from مرداب
کم کم یاد می‌گیری زیبا.
سخت نگیر.
All Of Me
John Legend