معکوس
حسم مثل یک عکسه عکس کسی که بعد از یک خودکشی ناموفق تو بیمارستان بستریش کردن و از سُرُم دستش عکس گرفته و استوری کرده!
حس کسیو دارم که وسط سکس حوصلش سر رفته
Forwarded from اجـتـمـاع پـراکـنـدگـان
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید،
نه برای اینکه دیگران را از خود دور کنی
بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند؟!
#ژان_پل_سارتر
نه برای اینکه دیگران را از خود دور کنی
بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند؟!
#ژان_پل_سارتر
اجـتـمـاع پـراکـنـدگـان
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید، نه برای اینکه دیگران را از خود دور کنی بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند؟! #ژان_پل_سارتر
تنها مشکل این متن قید گاهیه.
فکر کنم همیشه قید مناسب تری باشه
فکر کنم همیشه قید مناسب تری باشه
سنی که دارم یه باگ بزرگ تو زندگیمه
نه دستم به خوشیهای کودکی میرسه
نه زور و تجربه ساختن آینده رو دارم
نه دستم به خوشیهای کودکی میرسه
نه زور و تجربه ساختن آینده رو دارم
/
من پای دوست داشتنم سخت میلنگد
لنگ لنگان سمتت میآیم
مجروحهای جنگی را مگر مقدس و محترم نمیشماردند؟
من پای دوست داشتنم سخت میلنگد
لنگ لنگان سمتت میآیم
مجروحهای جنگی را مگر مقدس و محترم نمیشماردند؟
(
باخودغریبگی از ویژگیهای انسان است.
اینگونه که دستت مددرسان هرکسی است الا خودت!
باخودغریبگی از ویژگیهای انسان است.
اینگونه که دستت مددرسان هرکسی است الا خودت!
؛
حس میکنم همه چیز مثل لحظه ی بیداری حیوان از خواب زمستانی است. اینگونه که مرگینگی خاصی دروجودش موج میزند.
آرامشش را از دست داده و باامید به آفتاب برمیخیزد. برای گرفتن لقمهای کم، تا شکمش که جبر وجود اوست را سیر کند!
مرگینگی: داستانهایی که در ستایش مرگ مینویسند.
حس میکنم همه چیز مثل لحظه ی بیداری حیوان از خواب زمستانی است. اینگونه که مرگینگی خاصی دروجودش موج میزند.
آرامشش را از دست داده و باامید به آفتاب برمیخیزد. برای گرفتن لقمهای کم، تا شکمش که جبر وجود اوست را سیر کند!
مرگینگی: داستانهایی که در ستایش مرگ مینویسند.
<
اما انسان در عشق خلاصه نمیشه. مزخرفه این حرف که همه چیز عاشقی است. شاید شما با عشق حالتون دگرگون بشه یا دنیاتون عوض بشه
اما چهطور ظلمات درونتون رو از بین میبرید؟
ماهیت جهان تغییر میکنه؟
رنجی که دارید با عشق صرفا ماستمالی میشه.
و هیچوقت نمیتونید شونههای خودتون رو از جا بکنید و روی شونه ی یکی دیگه بذارید!
اما انسان در عشق خلاصه نمیشه. مزخرفه این حرف که همه چیز عاشقی است. شاید شما با عشق حالتون دگرگون بشه یا دنیاتون عوض بشه
اما چهطور ظلمات درونتون رو از بین میبرید؟
ماهیت جهان تغییر میکنه؟
رنجی که دارید با عشق صرفا ماستمالی میشه.
و هیچوقت نمیتونید شونههای خودتون رو از جا بکنید و روی شونه ی یکی دیگه بذارید!