من به تو قول داده بودم
قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند
قول هایی که داده بودم
قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند
قول هایی که داده بودم
معکوس
من به تو قول داده بودم قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند قول هایی که داده بودم
اونوقت چطور یادت مونده که این قول را داده بودی؟
نویسنده توهم زده
نویسنده توهم زده
بالاخره انسانی که غرق شده به جایی میرسه که از درون زجههای «من تنها هستم» به گوش خودش میرسه
ولی نمیتونه بیان کنه
فرقی هم نداره!
ممکنه عاشقترین باشه
ولی نمیتونه بیان کنه
فرقی هم نداره!
ممکنه عاشقترین باشه
خبر خوبی بهم رسید
انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم.
کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده…
لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید.
(من در آسمونها سِیر میکنم)
انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم.
کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده…
لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید.
(من در آسمونها سِیر میکنم)
معکوس
خبر خوبی بهم رسید انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم. کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده… لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید. (من در آسمونها…
یه نفر
یه نزدیک خیلی عزیز
یه پیام تبریک برام استوری کرده بود
با عکس کتاب من(قاعدتا نسخه فیزیکی) تو دستای خودش
خب
نمیدونم حس منو درک میکنید یا نه
که نه تنها به آرزوم رسیدم
بلکه یه نفر که خودش به شدت زیباست
بیاد و این شکلی با اهمیت دادن به اون کتاب آرزوی من رو چندبرابر قشنگ تر کنه
یه نزدیک خیلی عزیز
یه پیام تبریک برام استوری کرده بود
با عکس کتاب من(قاعدتا نسخه فیزیکی) تو دستای خودش
خب
نمیدونم حس منو درک میکنید یا نه
که نه تنها به آرزوم رسیدم
بلکه یه نفر که خودش به شدت زیباست
بیاد و این شکلی با اهمیت دادن به اون کتاب آرزوی من رو چندبرابر قشنگ تر کنه
Forwarded from کلبهی متروکه
این ترس همیشه با من خواهد ماند. هر روز خواهم ترسید که اگر بگویم خوب است، بد شود. اگر هم روزی جرئت کنم و این ترس را پس بزنم؛ واقعا بد میشود و خوب برای من نمیماند. این ترس دیگر از من هم منتر شده است.
Forwarded from Fine Arts.
این قضیهی افسردگی پاییزی که میگن چیه؟ ما همیشه افسردهایم ولی پاییز حداقل هوا قشنگه.
شاید شما فکر کنید وقتی دو انسان پردرد با هم وارد یک ارتباط نزدیک میشن دردهای همدیگر رو میفهمن
به هم بیشتر گره میخورن
و این درک اشکها باعث زیبایی زیاد اون رابطه میشه
اما شما کاملا در اشتباهید
وقتی دوانسان این چنینی با هم وارد رابطه میشن
فقط دردهای دنیا جای اینکه دو جای مختلف باشن
یک جا جمع میشن
و همدیگر رو میبوسن!
به هم بیشتر گره میخورن
و این درک اشکها باعث زیبایی زیاد اون رابطه میشه
اما شما کاملا در اشتباهید
وقتی دوانسان این چنینی با هم وارد رابطه میشن
فقط دردهای دنیا جای اینکه دو جای مختلف باشن
یک جا جمع میشن
و همدیگر رو میبوسن!
سلام
سیبها را دوست دارم
چون عطرشان در تمام تنم میپیچند
آری. سیبهای معطر و سرخ
«و از دیدگاه خیلیها همچین نوشتهای و مشابه اون یک متن ادبی فاخره🌝»
سیبها را دوست دارم
چون عطرشان در تمام تنم میپیچند
آری. سیبهای معطر و سرخ
«و از دیدگاه خیلیها همچین نوشتهای و مشابه اون یک متن ادبی فاخره🌝»
معکوس
طرفدارای ریک و مورتی فصل هفت رو دیدید؟
خبر بد اینه که صداپیشهها عوض شده
خبر خوب اینه که اگر خبر بدی که گفتم رو نمیشنیدید شاید تغییر صدا رو نمیفهمیدید😀
خبر خوب اینه که اگر خبر بدی که گفتم رو نمیشنیدید شاید تغییر صدا رو نمیفهمیدید😀