معکوس
Faramarz Aslani – Age Ye Rooz Beri Safar
هربار مور مورتون نشه از ما نیستید
من به تو قول داده بودم
قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند
قول هایی که داده بودم
قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند
قول هایی که داده بودم
معکوس
من به تو قول داده بودم قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند قول هایی که داده بودم
اونوقت چطور یادت مونده که این قول را داده بودی؟
نویسنده توهم زده
نویسنده توهم زده
بالاخره انسانی که غرق شده به جایی میرسه که از درون زجههای «من تنها هستم» به گوش خودش میرسه
ولی نمیتونه بیان کنه
فرقی هم نداره!
ممکنه عاشقترین باشه
ولی نمیتونه بیان کنه
فرقی هم نداره!
ممکنه عاشقترین باشه
خبر خوبی بهم رسید
انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم.
کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده…
لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید.
(من در آسمونها سِیر میکنم)
انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم.
کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده…
لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید.
(من در آسمونها سِیر میکنم)
معکوس
خبر خوبی بهم رسید انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم. کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده… لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید. (من در آسمونها…
یه نفر
یه نزدیک خیلی عزیز
یه پیام تبریک برام استوری کرده بود
با عکس کتاب من(قاعدتا نسخه فیزیکی) تو دستای خودش
خب
نمیدونم حس منو درک میکنید یا نه
که نه تنها به آرزوم رسیدم
بلکه یه نفر که خودش به شدت زیباست
بیاد و این شکلی با اهمیت دادن به اون کتاب آرزوی من رو چندبرابر قشنگ تر کنه
یه نزدیک خیلی عزیز
یه پیام تبریک برام استوری کرده بود
با عکس کتاب من(قاعدتا نسخه فیزیکی) تو دستای خودش
خب
نمیدونم حس منو درک میکنید یا نه
که نه تنها به آرزوم رسیدم
بلکه یه نفر که خودش به شدت زیباست
بیاد و این شکلی با اهمیت دادن به اون کتاب آرزوی من رو چندبرابر قشنگ تر کنه
Forwarded from کلبهی متروکه
این ترس همیشه با من خواهد ماند. هر روز خواهم ترسید که اگر بگویم خوب است، بد شود. اگر هم روزی جرئت کنم و این ترس را پس بزنم؛ واقعا بد میشود و خوب برای من نمیماند. این ترس دیگر از من هم منتر شده است.