Forwarded from «کافهٔ زیرِ دریا»
سادهترین مصداق ناتوانی آدمیزاد نسبت به کنترل زندگی خودش اینه که: بفرما. باز بیدار شدم.
-سام.
-سام.
معکوس
نامه ی من به رفیقم کلاس شیشم چون فکر میکردم قرار نیست دیگه ببینمش
از طفولیت مینوشتم😔
امضا بچگیم از الانم قشنگ تره
امضا بچگیم از الانم قشنگ تره
معکوس
Faramarz Aslani – Age Ye Rooz Beri Safar
هربار مور مورتون نشه از ما نیستید
من به تو قول داده بودم
قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند
قول هایی که داده بودم
قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند
قول هایی که داده بودم
معکوس
من به تو قول داده بودم قول داده بودم که در خاطرم نخواهد ماند قول هایی که داده بودم
اونوقت چطور یادت مونده که این قول را داده بودی؟
نویسنده توهم زده
نویسنده توهم زده
بالاخره انسانی که غرق شده به جایی میرسه که از درون زجههای «من تنها هستم» به گوش خودش میرسه
ولی نمیتونه بیان کنه
فرقی هم نداره!
ممکنه عاشقترین باشه
ولی نمیتونه بیان کنه
فرقی هم نداره!
ممکنه عاشقترین باشه
خبر خوبی بهم رسید
انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم.
کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده…
لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید.
(من در آسمونها سِیر میکنم)
انتشاراتی که رمانم رو چاپ کرده بود زنگ زد بهم گفت ما هرسال به همراه چند انتشارات دیگه یک جشنواره برگزار میکنیم که از کتابهای شایسته، تقدیر میکنیم.
کتاب شما جزو کتابهای برگزیده شده…
لطفا توی جشنواره حضور داشته باشید.
(من در آسمونها سِیر میکنم)