Forwarded from Twite hub | توییت هاب
Forwarded from Fine Arts.
هر چه قدر ازت بخوام که بهش فکر نکنی، بیشتر میاد توی ذهنت. پس بیا چای بخوریم و بهش فکر کنیم تا تموم شه. فکرهاتو سر بکش، مثل یک لیوان چای. اینطوری تموم میشن و لازم نیست دنبال جا بگردی که قایمشون کنی یا از زیاد شدنشون بترسی.
Forwarded from The last great revolution.
از نظر بنده در نظر نگرفتن خوی حیوانی انسان میتواند کار بسیار غیرانسانیای باشد.
#ننوشته
و این نوعی خودتخریبی نیست فقط کمی لمس حقایق است. وقتی یکی متنهایم را با نگاهش میبوسد، همین خزعبلات نوشته شده را میخواند. بوی نحس تنهاییخواهی از سر و رویشان میبارد درحالی که کمتر کسی گل همیشه بهار کنج دل این نوشتهها را میبیند. همانی که داد میزند من تنها هستم و این تنهایی آنقدر که گلم زیباست دلنشین نیست.
مثل یک خار غیرقابل تحمل است و من اعتراف میکنم به مهربان نبودنم. این آغوشهای پنبهای من از سر خستگی است. مثل کارگر معدنی که بعد از ۱۴ ساعت کار مبل خانهاش را بغل میکند. البته اگر پول خرید مبل را داشته باشد. اگر مبلم را پاره نکرده باشم. و این مسیر دوردست رویاهایم را میدزدد. خودم را از تنم میدزدد و من نگاهم به فریادهای مردم میافتد که میگویند از روی ریل کنار بیا که قطار نزدیک است.
احتمالا اینکه تصور میکنم قطارهایی قبلها از من رد شده اراجیف است.
این غمهای بیدر و پیکر هرچه بیشتر در ذهنم رسوب میکنند بی معنیتر می شوند و من شبانگاهان توهم میزنم. توهم غمگین بودن دارم. خودم را خوب میشناسم.
من خستهتر از آنم که غمگین باشم…
و این نوعی خودتخریبی نیست فقط کمی لمس حقایق است. وقتی یکی متنهایم را با نگاهش میبوسد، همین خزعبلات نوشته شده را میخواند. بوی نحس تنهاییخواهی از سر و رویشان میبارد درحالی که کمتر کسی گل همیشه بهار کنج دل این نوشتهها را میبیند. همانی که داد میزند من تنها هستم و این تنهایی آنقدر که گلم زیباست دلنشین نیست.
مثل یک خار غیرقابل تحمل است و من اعتراف میکنم به مهربان نبودنم. این آغوشهای پنبهای من از سر خستگی است. مثل کارگر معدنی که بعد از ۱۴ ساعت کار مبل خانهاش را بغل میکند. البته اگر پول خرید مبل را داشته باشد. اگر مبلم را پاره نکرده باشم. و این مسیر دوردست رویاهایم را میدزدد. خودم را از تنم میدزدد و من نگاهم به فریادهای مردم میافتد که میگویند از روی ریل کنار بیا که قطار نزدیک است.
احتمالا اینکه تصور میکنم قطارهایی قبلها از من رد شده اراجیف است.
این غمهای بیدر و پیکر هرچه بیشتر در ذهنم رسوب میکنند بی معنیتر می شوند و من شبانگاهان توهم میزنم. توهم غمگین بودن دارم. خودم را خوب میشناسم.
من خستهتر از آنم که غمگین باشم…
یه راه نمایی کوچیک برای شمایی که هرازگاهی مینویسید
تشبیهات و استعارات پشت سر هم، تو در تو و پیاپی
یا
انتزاعی کردن یک متن
به هیچ وجه دلیل بر قدرت قلم نویسنده نیست
صرف خلاقیته
تشبیهات و استعارات پشت سر هم، تو در تو و پیاپی
یا
انتزاعی کردن یک متن
به هیچ وجه دلیل بر قدرت قلم نویسنده نیست
صرف خلاقیته
کلیپی دیدم از کتک خوردن شدید یک افغانی توسط ایرانیها توی سنندج
خب
حالم بد شد
من به شخصه مشکلی با نژاد افغان و افغانی ندارم. دلیلی نداره بدم بیاد ازشون)
اینکه اونها جمعیت زیادی رو به ایران آوردن و روز به روز داره بهش اضافه میشه یه مشکل اساسی بزرگ بود. حق تملکت دادن به کسی که هویت نداشت کار اشتباه بود. اجازه فرزندآوری بیحد و اندازه اشتباه بود.( اگرچه تمام اینها به نفع حکومتیه که نیروی کارش به کم راضی نیست و حضور افغانیها توی کارخونههای بزرگ یه سود کلان برای افراد کارخونه داره-به این موضوع نمیپردازم)
شناسنامه دادن هم فاجعهای دیگه بود. نه به این دلیل که اونا حق شناسنامه گرفتن ندارن؛ نه! به این دلیل که بدون هیچ مدیریتی داره این اتفاقها میوفته.
منتها اونها هم انسانن(البته نه همشون😀) و فکر نمیکنم بخاطر بیتدبیری یه سری آدم خودخواه کسی باید به جون یکی دیگه بیوفته.
خب
حالم بد شد
من به شخصه مشکلی با نژاد افغان و افغانی ندارم. دلیلی نداره بدم بیاد ازشون)
اینکه اونها جمعیت زیادی رو به ایران آوردن و روز به روز داره بهش اضافه میشه یه مشکل اساسی بزرگ بود. حق تملکت دادن به کسی که هویت نداشت کار اشتباه بود. اجازه فرزندآوری بیحد و اندازه اشتباه بود.( اگرچه تمام اینها به نفع حکومتیه که نیروی کارش به کم راضی نیست و حضور افغانیها توی کارخونههای بزرگ یه سود کلان برای افراد کارخونه داره-به این موضوع نمیپردازم)
شناسنامه دادن هم فاجعهای دیگه بود. نه به این دلیل که اونا حق شناسنامه گرفتن ندارن؛ نه! به این دلیل که بدون هیچ مدیریتی داره این اتفاقها میوفته.
منتها اونها هم انسانن(البته نه همشون😀) و فکر نمیکنم بخاطر بیتدبیری یه سری آدم خودخواه کسی باید به جون یکی دیگه بیوفته.