معکوس
760 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
وضعیت: هرزه‌های پریود
Forwarded from Dead Poets Society. (Mah.)
احساس می‌کردم در ژرفای اقیانوسی،
دور از هر خشکی‌ای هستم.
در قعر دریاها بودم،
جایی که سکوت در آن کر کننده بود،
اما سکون نمی‌یافتم.
حتی امواج آرام
تلاطم وجودم را
فرو نمی‌نشاندند.
من در معنای آرامش گم شده بودم و
هیچ‌چیز مرا تسلی نمی‌داد.
هیچ‌چیز نمی‌توانست از اندوه من بکاهد.
آرام آرام غرق می‌شدم
و تقلایی نمی‌کردم.
زیرا دستی را برای کمک نمی‌دیدم.
من، ناجی‌ام را از دست داده بودم.
من آرام آرام غرق می‌شدم
و تقلایی نمی‌کردم.
اراجیف+ایسم‌های بسیار

یاد می‌کنم متوالی، نبودنم را. و بودن‌هایم را. و بودن نبودنم را.
حاصل آخرین درگیری من ساختن در بود. درهایی به سمت درگیری. و معنا نمی‌شود درگیر بودن. چشمانم را می‌بینم. می‌بندم تا از درون بفهمم؛ چشم، دهان، گوش، دست. و بوی خوب درخت سیب می‌شوم. چیدنی
ترین حالت
کمانه کشیده
مثل موسیقی، یاغی
چنانکه سیم‌های ساز سیب را خم کنی و میدان مغناطیس در دل کبوتر بمیرد.
و ریشه‌هایم را فدا می‌کنم برای غرور
و از ریشه بودن و غرور متنفرم
از سیب دادن و شاخه بودن
وقتی شاخه‌هایم را با نگاه می‌شکنند.
Forwarded from معکوس (آقای نویسنده نیستم)
من هرروز به خود دروغ گفته ام. هر روزم خودم را بخاطر استقامتم دربرابر سختی های درونی ستایش کردم. هر روز خودم را بیابانی بدون خار دانستم. هر شب هرگاه بغضم می گرفت می‌گفتم حتما سرماخورده ام و گلویم درد می کند و می رفتم پیاز خرد می کردم تا بگویم حتما اشک هایم به این علت است. هر حالت چطور است را خوبم گفته ام. هر روز خندیدم و گفتم این ها هم سختی هایی است که روزی تمام می شود. اما انگار من دست پرورده ی این دروغ های شیرینم.
پر از لبخند
پر از حس خوب
رو به خالی شدن
رو به تخریب
با سنگ نمای دروغ
بال درمی‌آورم
Del Yar
Sara Naeini
یک مسافرت تمام رو پوشش داد
#ننوشته

من بی‌اختیارم از تو. من حتی دربرابر خود من هم بی‌اختیارم. اما می‌دانی حداقل می‌‌توانم در اتاقم را ببندم بروم گوشه‌ای و به حال آزارهایی که خودم خودم را می‌دهم زار زار اشک بریزم یا با خودم دعواهای بسیار راه بیندازم. ولی تو؟
تو را چه‌کار می‌توان کرد؟ چه‌طور می‌توانم دربرابر نگاه‌ها گله‌مند باشم. مگر آدم از دست آب و نان شاکی است؟
مگر می‌شود ریشه‌ام نباشی؛ فرقی نمی‌کند چقدر درد از تو بر جانم نشسته. چه احمقانه در اینکه تو را باور درم می‌لولم و گرد غبار قدم‌های رفته‌ات را می‌گیرم. آن‌هایی که دراختیارم نیست. من بند می‌شوم به تو و تو قیچی‌ترینی!
بی‌اهمیت‌ بودن را می‌بوسم. لب‌های سردش را. نازک و باریک است لب‌هایش.و دست‌هایش پر از تیغ. تیغ‌هایی که روی صورتم می‌کشد برای بوسیدن بیشتر من. برهنگی‌ام برای اوست. برای جاری شدنم.
Forwarded from 𝗖𝗙𝗦 (Everly)
هیچوقت نفهمیدم وقتی حالم بده چطوری باید درخواست کمک کنم؛
معمولا تو حال بد فقط غیب میشم و وقتی حالم خوب شد برمیگردم.
ننویسنده‌ام.




مشخصه خط خودمه*
ریزه‌کاری‌هاش ایراد داره
Forwarded from معکوس (ننویسنده)
تنهایی زیباترین فرد جهان است..pdf
303.7 KB
احتمالا، بهترین متنی که تا الان نوشتم!


لطفا بخونیدش*
معکوس pinned a file
احتمالا دیدید که وقتی از نوشته‌های من تعریف می‌کنید من چقدر خوشحال میشم
چقدر ذوق میکنم
و نمونش رو بارها دیدید
یا روزی که رمانم تموم شد
قرارداد امضا کردم و مسیرشو ساختم گفته بودم بهترین روز زندگیم بود
و به طبع
هرچقدر که این منو خوشحال میکنه ممکنه آسیب پذیر هم بکنه
اینجوری نیستم که نقد نپذیرم
اتفاقا بارها ازتون خواستم نقد کنید تا بتونم اصلاح کنم
حتی گاهی اومدن و فحش دادن و رفتن و انقدر بیخیال برخورد کردم که طرف پشیمون شده
ولی
اگر فکر کنید این نوشته‌ها فقط چهارخط کلمه و نوشته کنار هم هست
من پژمرده میشم
اون‌هایی که با من حرف زدن میدونن من مدت‌هاست یادم رفته حرف زدن راجع به خودم رو و هرچی از حالم بخوام بگم توی نوشته هامه. من توقع ندارم همه درک کنن که نوشتن دلیل زندگی منه و اگر روزی دیگه نتونم بنویسم واقعا انگیزه ای ندارم برای دم و بازدم. ولی اینکه لگد کنید تموم حس و حال عمیق(یا مزخرفی) که من پای کلماتم می‌ریزم تا کمی، فقط کمی از حرف‌های نگفته ی من بیان بشن به قدری برای من غیرقابل تحمله که هیچ اختیاری دربرابرش ندارم.


و نمیتونم تحملمو بالا ببرم
یکی مثل خودت بساز ازم
که بشم عین خیال تو*



-شاعر
من از تو سخت دلگیرم
تو از که سخت بیزاری؟



-حسین صفا
چقدر جدیدا ری اکشنا زیاد شده
درود بهتون