معکوس
764 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
معکوس
Photo
از بلندای نگاه شهر
معکوس
Photo
ب احمقانه ترین شکل ممکن
دلتنگ توام
ک با ت زندگی نکردم
ولی تمام زندگی ام برای توست
آه ای دل مغموم
آروم باش آروم
ای حال نامعلوم
آروم باش آروم
نه تنها نباید آدم ها را از روی چند دقیقه حرف زدن بلکه نباید از روی چند لحظه حرف نزدن هم قضاوت نکنم.
معکوس
سلام اینجا دنیای ساده منه ... خوش اومدید
100+13 روز میگذره.......
حقیقتا با این دیلی منم رشد کردم
چند لحظه دیگر هم معطلم کرد تا توضیح دهد چه جیزی در من بود که بر او تاثیر می گذاشت. ظاهرا، در افکارم، در گفتارم، در کل رفتارم، نشانی از آن می دید -و این یکی از آن احساس برانگیزترین تعارف هایی بود که در تمام عمر شنیده ام-سادگی‌ام.

آندره برتون
حقیقت!
حقیقت گوی مستأصلی است، که در نگاه شرربار ما می‌سوزد. مسیر رسیدن به حقیقت، طولانی ترین عمود یا کوتاه ترین قطر سوررئال ماست. وقتی که پا در این مسیر منشعب می‌گذاریم، اضلاع مکعبی می‌شویم؛ مکعبی به عمق افکار و به طول زندگی! و انسانی یافت نمی‌شود که وجه های وجودش متساوی الاضلاع باشد.
حقیقت ما گودالی از زخم است که جز با سنگ نمک پر نشده. خط به خط زندگی ما کتابی نانوشته است که صرفا حتی توسط خودمان از روی جلدش قضاوت می شود. یافتن مسیر حقیقت نیاز به ساده ترین چشم ها دارد تا مسیرهای اضافی، که دیالوگ های اطرافمان، آدم ها و معنی های بی سر و ته برایمان ساخته اند را کنار بزند؛ ما را از منجلاب پیچیدگی ها رها و در آسمان خودمان بودن به پرواز دربیاورد.
اما هنوز بر این باورم که تنها پشت ابر سکوت، حقیقت را می یابیم.
#ننوشته
طنز، آخرین راه دفاعِ عاقلی‌ست که کار دیگری از دستش برنمی‌آید، در برابرِ احمق‌هایی که هر کاری از دستشان برمی‌آید.

|مل بروکس|


#قصار
@shahinkalantari
madresenevisandegi.com
Forwarded from Deleted Account
نمیدانم چه مدتی میتوانم به نوشتن این کلمات تکراری ادامه دهم
گویی که این گونه نوشتن بار مغزم را سبک میکند
وقتی مینویسم بیش از اینکه احساس نویسنده بودن کنم
احساس تراشی را دارم که کلمات را تراش میدهد
تا کی به تراشیدن ادامه خواهم داد؟
تا زمانی که به جنون برسم؟
و دیگر چیزی برای تراشیدن نداشته باشم؟
وقتی قلم به دست میگیرم
گویی که به جنون رسیده ام
تا قبل از قلم به دست گرفتن همه چیز آرام و ساکت بنظر می‌رسد
اما به محض اینکه قلم به دست می‌گیرم
قالیچه‌ای کهنه در ذهنم تکانده می‌شود
و پر میشوم از گرد و خاک کلمات
دیگر نمی‌دانم چگونه جمع‌شان کنم
آنقدر به نوشتن کلمات تکراری ادامه میدهم
تا گرد و خاک بخوابد
همه چیز را می دانم
از بس سعی کرده ام بخوانم جویبار اشک هایم را
#ننوشته
معکوس
خب خب بیگانه تموم شد و نادیا رو شروع کردم نوشته ی آندره برتون یکی از بزرگترین نویسنده های سوررئال جهان راجب بیگانه: اگر بخوایم با هم تراز و هم سبک خودش مثل بوف کور مقایسش کنیم من به شخصه بوف کور رو ترجیح میدم چون بوف کور حقیقت پوچی رو میزنه تو صورتت اما بیگانه…
زیبایی یا متشنج است یا وجود ندارد.
(جمله آخر نادیا)


نادیا تموم شد
می بینید که چقدر برای بیگانه نوشتم و درموردش حرف زدم اما بذارید راجب نادیا اینطور بگم
کتابی خوندم که حالا حالا ها جرئت نمی کنم سمت کتاب دیگه ای برم
شب است یک تنه زیبا شو
و چند ماه شکیبا شو
سپس مرا متولد کن
بتاب روی شبم دریا
و جوجه اردک زشتم را
به زیر بال و پرت قو کن
کسی نمی شنود ماه را
اگر که روی سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهان خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش های خودت خو کن
دو تا بریده از شانه
دو تا خجول دو دیوانه
منم دو دست که میخواهم
بغل بگیرمت ای جنگل
تفقدی نظری چیزی
به این دو ساقه ی کم رو کن
مسم که پخش و پلا هستم
دچار درد و بلا هستم
تو عادلی که طلا هستی
به کیمیای مساواتت
تو را بدل به خودت اما
مرا بدل به ترازو کن
تو را ببوس که لبهایت هنوز طعم عسل دارد
تو راه بخواه که آغوشت هنوز میل بغل دارد
تو را بکار و شکوفا شو
تو را بچین و تو را بو کن


حسین صفا
چرا دنیای ما این شکلی است؟
دغدغه ها سوخته
تناقضات تلخ
خنده ها صرفا برای عکس؟
چرا آهنگ های غمگین
متن های شاعرانه ی ته گودال
چطور شد اینطور شد؟
چطور انقدر نفهمیدیم که فساد ما
از پول فراتر رفته
چرا
انقدر
بزدلیم که بنویسیم
که خوب باشیم
چرا
برگه هایمان خط خطی نمی شوند
چرا روح ما
دیگر مقدس نیست؟
#ننوشته
ذهنیت ما همیشه پیچیدگی رو پیچیده تر دیده
ولی تاحالا شده بگیم این دقیقا به همین سادگی بلکه ساده تر از اینه؟
ساده تر از درک شدنه؟
اینجوری شدم که
تخت خواب منو نمیخوابونه
دنیای اطرافم بیدار نگهم نمیداره
تک قطره اشک شبانه ی من
تموم حرفامه
Forwarded from Persian Rap Gang
امروز، زادروز مجموعه ای هست که از اهمیت بالایی توی رپفارسی برخورداره. مجموعه ای که به رپفارسی اعتبار بخشید و محکم تر از همیشه با مشت محکمش قدرت این جامعه رو به رخ کشید.
اشتباه خوبی که منجر شد تا توی همه این سال ها بهرام رو گوش بدیم. اشتباه خوبی که توسط مخاطب لمس شد، با سرمای حرفاش سوز رو وارد بدنمون کرد، توی مرداب عجایب و مفهوم هاش شنونده رو غرق کرد، اشتباه خوبش رو تکرار کرد، شاید از نگاهِ عرف ممکن نبود، اما نقش زخم هاش رو با ساز گوش نوازش توی بُرشی از ریشهٔ نیاز هامون حک کرد. همچنین به ما یاد داد که نزاع بین جنگ و صلح درون ذهن هر فرد، میتونه عامل پیشروی اون فرد باشه. پس تغییر کن، اشتباه خوب رو گوش کن و برو توی سکوت و انگیزه تغییر و از نو ساختن رو توی خودت پیدا کن.
میگن شراب هرچه قدر بیشتر از عمرش بگذره بیشتر جا میفته، به نظر من هم اشتباه خوب شراب رپفارسیه. شرابی که هرچی بیشتر میگذره دریچه جدیدی ازش برای مخاطب باز میشه. به امید افتادن اشتباه خوب برای هرکسی.
SoundCloud | Spotify
#TaHa | ‌hiphopTwitter
T.ME/PRG021