آنقدر مدام خوابت را دیده ام
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صد بار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز می آید
به زندگی آفتابیت
اکولالیا | #روبر_دسنوس
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صد بار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز می آید
به زندگی آفتابیت
اکولالیا | #روبر_دسنوس
الان که بهش نگاه میکنم همه اش خیلی ملال آور به نظر میاد
مثل یک کتاب ده سنتی
به طرز عجیبی هیچوقت کاملا واقعی نبود
نمیدونم چطوری توضیحش بدم
لا اقل من هیچوقت برای اون واقعی نبودم
اما درد و رنجم واقعی بود
مطمئنا همینطور بود
Persona
مثل یک کتاب ده سنتی
به طرز عجیبی هیچوقت کاملا واقعی نبود
نمیدونم چطوری توضیحش بدم
لا اقل من هیچوقت برای اون واقعی نبودم
اما درد و رنجم واقعی بود
مطمئنا همینطور بود
Persona
نگاهش کن
یه دنیا که رو خیال ساخته شده
احساسات مصنوعی به شکل قرص
جنگ روانی به شکل تبلیغات
مواد شیمیایی تغییر دهنده مغز در قالب غذا
سمینار های شستوشوی مغزی در قالب رسانه
حباب های بدون رفت و آمد کنترل شده در قالب شبکه های اجتماعی
واقعی؟ میخوای درباره واقعیت حرف بزنی؟
از زمان شروع قرن جدید حتی نزدیک واقعیت هم زندگی نکردیم
خاموشش کردیم باطریهاشو دراوردیم یه بسته از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خوردیم درحالی که بقایاش رو تو سطل آشغال همیشه در حال گسترش روزگار انسانی انداختیم
تو خونه های مارک شده ای زندگی کردیم که شرکت ها روش علامت تجاری گذاشتن
ساخته شده رو اعداد بایپولار که تو صفحه نمایص های دیجیتالی بالا پایین می پرن
ما رو با هیپنوتیزم به بزرگترین خوابی که بشر به چشم دیده می بره
باید بدجور دنبالش باشی بچه جون قبل از اینکه بتونی تو یه قلمرو واقعی زندگی کنی
تو یه قلمروی مسخره زندگی می کنیم قلمرویی که خیلی وقته توش زندگی کردی
پس درباره واقعی نبودن بهم نگو
Mr. Robot
یه دنیا که رو خیال ساخته شده
احساسات مصنوعی به شکل قرص
جنگ روانی به شکل تبلیغات
مواد شیمیایی تغییر دهنده مغز در قالب غذا
سمینار های شستوشوی مغزی در قالب رسانه
حباب های بدون رفت و آمد کنترل شده در قالب شبکه های اجتماعی
واقعی؟ میخوای درباره واقعیت حرف بزنی؟
از زمان شروع قرن جدید حتی نزدیک واقعیت هم زندگی نکردیم
خاموشش کردیم باطریهاشو دراوردیم یه بسته از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خوردیم درحالی که بقایاش رو تو سطل آشغال همیشه در حال گسترش روزگار انسانی انداختیم
تو خونه های مارک شده ای زندگی کردیم که شرکت ها روش علامت تجاری گذاشتن
ساخته شده رو اعداد بایپولار که تو صفحه نمایص های دیجیتالی بالا پایین می پرن
ما رو با هیپنوتیزم به بزرگترین خوابی که بشر به چشم دیده می بره
باید بدجور دنبالش باشی بچه جون قبل از اینکه بتونی تو یه قلمرو واقعی زندگی کنی
تو یه قلمروی مسخره زندگی می کنیم قلمرویی که خیلی وقته توش زندگی کردی
پس درباره واقعی نبودن بهم نگو
Mr. Robot
گاهی وقتا کل خیابونارو بالا پایین می کنم
دنبال یه ایده برای فضاسازیه نوشته هام
بعد میفهمم
بی ارزش ترین و جزئی ترین ها رو با ارزش نشون دادن
و با ارزشارو کم ارزش نشون دادن جذاب ترین کاره
دنبال یه ایده برای فضاسازیه نوشته هام
بعد میفهمم
بی ارزش ترین و جزئی ترین ها رو با ارزش نشون دادن
و با ارزشارو کم ارزش نشون دادن جذاب ترین کاره
معکوس
Photo
ب احمقانه ترین شکل ممکن
دلتنگ توام
ک با ت زندگی نکردم
ولی تمام زندگی ام برای توست
دلتنگ توام
ک با ت زندگی نکردم
ولی تمام زندگی ام برای توست
نه تنها نباید آدم ها را از روی چند دقیقه حرف زدن بلکه نباید از روی چند لحظه حرف نزدن هم قضاوت نکنم.
معکوس
سلام اینجا دنیای ساده منه ... خوش اومدید
100+13 روز میگذره.......
حقیقتا با این دیلی منم رشد کردم
حقیقتا با این دیلی منم رشد کردم
چند لحظه دیگر هم معطلم کرد تا توضیح دهد چه جیزی در من بود که بر او تاثیر می گذاشت. ظاهرا، در افکارم، در گفتارم، در کل رفتارم، نشانی از آن می دید -و این یکی از آن احساس برانگیزترین تعارف هایی بود که در تمام عمر شنیده ام-سادگیام.
آندره برتون
آندره برتون
حقیقت!
حقیقت گوی مستأصلی است، که در نگاه شرربار ما میسوزد. مسیر رسیدن به حقیقت، طولانی ترین عمود یا کوتاه ترین قطر سوررئال ماست. وقتی که پا در این مسیر منشعب میگذاریم، اضلاع مکعبی میشویم؛ مکعبی به عمق افکار و به طول زندگی! و انسانی یافت نمیشود که وجه های وجودش متساوی الاضلاع باشد.
حقیقت ما گودالی از زخم است که جز با سنگ نمک پر نشده. خط به خط زندگی ما کتابی نانوشته است که صرفا حتی توسط خودمان از روی جلدش قضاوت می شود. یافتن مسیر حقیقت نیاز به ساده ترین چشم ها دارد تا مسیرهای اضافی، که دیالوگ های اطرافمان، آدم ها و معنی های بی سر و ته برایمان ساخته اند را کنار بزند؛ ما را از منجلاب پیچیدگی ها رها و در آسمان خودمان بودن به پرواز دربیاورد.
اما هنوز بر این باورم که تنها پشت ابر سکوت، حقیقت را می یابیم.
#ننوشته
حقیقت گوی مستأصلی است، که در نگاه شرربار ما میسوزد. مسیر رسیدن به حقیقت، طولانی ترین عمود یا کوتاه ترین قطر سوررئال ماست. وقتی که پا در این مسیر منشعب میگذاریم، اضلاع مکعبی میشویم؛ مکعبی به عمق افکار و به طول زندگی! و انسانی یافت نمیشود که وجه های وجودش متساوی الاضلاع باشد.
حقیقت ما گودالی از زخم است که جز با سنگ نمک پر نشده. خط به خط زندگی ما کتابی نانوشته است که صرفا حتی توسط خودمان از روی جلدش قضاوت می شود. یافتن مسیر حقیقت نیاز به ساده ترین چشم ها دارد تا مسیرهای اضافی، که دیالوگ های اطرافمان، آدم ها و معنی های بی سر و ته برایمان ساخته اند را کنار بزند؛ ما را از منجلاب پیچیدگی ها رها و در آسمان خودمان بودن به پرواز دربیاورد.
اما هنوز بر این باورم که تنها پشت ابر سکوت، حقیقت را می یابیم.
#ننوشته
Forwarded from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
طنز، آخرین راه دفاعِ عاقلیست که کار دیگری از دستش برنمیآید، در برابرِ احمقهایی که هر کاری از دستشان برمیآید.
|مل بروکس|
#قصار
@shahinkalantari
madresenevisandegi.com
|مل بروکس|
#قصار
@shahinkalantari
madresenevisandegi.com