از بدترین حسهای دنیا میتونم به این اشاره کنم که بحث کنی و بعد بحثت بفهمی به میزان زمانی که گذاشتی عمرت هدر رفته
تازه اگه حرص نخورده باشی
تازه اگه حرص نخورده باشی
میخوام راجع به دو تا موضوع صحبت کنم تو این چند روز و با کدوم حالت راحتترید؟
Anonymous Poll
59%
پادکست
41%
متن بلند
معکوس
#همنویسی شماره یک موضوع: چیزهایی که از اونها متنفرم. نحوه کار هم به این صورت هست که ده دقیقه(یا بیشتر) بدون اینکه مکث کنید شروع میکنید به نوشتن. کیفیت کار اصلا اهمیتی نداره و فقط مهم اینه که شما بنویسید حتی گاهی چیزهای نامفهوم و جملات بی ربط. پس فقط بنویسید…
خوشحالم که چندنفر انجامش دادن
اگر دوست دارید امشیم بنویسید
۱۰ دقیقه است کلا
اگر دوست دارید امشیم بنویسید
۱۰ دقیقه است کلا
معکوس
#همنویسی شماره یک موضوع: چیزهایی که از اونها متنفرم. نحوه کار هم به این صورت هست که ده دقیقه(یا بیشتر) بدون اینکه مکث کنید شروع میکنید به نوشتن. کیفیت کار اصلا اهمیتی نداره و فقط مهم اینه که شما بنویسید حتی گاهی چیزهای نامفهوم و جملات بی ربط. پس فقط بنویسید…
#همنویسی
شماره دو
موضوع: اگر بال داشتم.
نحوه کار هم به این صورت هست که ده دقیقه(یا بیشتر) بدون اینکه مکث کنید شروع میکنید به نوشتن. کیفیت کار اصلا اهمیتی نداره و فقط مهم اینه که شما بنویسید حتی گاهی چیزهای نامفهوم و جملات بی ربط. پس فقط بنویسید بذارید ذهنتون بیاد وسط.
اگر این کارو انجام دادید یا بفرستید برگتون رو اگر دوست دارید یا یه ری اکشنی چیزی داشته باشید.
شماره دو
موضوع: اگر بال داشتم.
نحوه کار هم به این صورت هست که ده دقیقه(یا بیشتر) بدون اینکه مکث کنید شروع میکنید به نوشتن. کیفیت کار اصلا اهمیتی نداره و فقط مهم اینه که شما بنویسید حتی گاهی چیزهای نامفهوم و جملات بی ربط. پس فقط بنویسید بذارید ذهنتون بیاد وسط.
اگر این کارو انجام دادید یا بفرستید برگتون رو اگر دوست دارید یا یه ری اکشنی چیزی داشته باشید.
Abu Lajan
Bamdad
ابو لجن ابو لجن
اگه خون من میچکه از دستات
ابو لجن ابو لجن ابو لجن
د لعنتی د لعنتی
حد نگه دار
اگه خون من میچکه از دستات
ابو لجن ابو لجن ابو لجن
د لعنتی د لعنتی
حد نگه دار
Forwarded from معکوس (آقای نویسنده نیستم)
قسمتی از رمانم»
راستش را بخواهید همیشه در ذهنم دنیای کلمات اینگونه بوده است. مثل یک باتلاق. وقتی ما درگیر کلمات عجیب و عمیقتری مثل انسانیت، عشق، مهربانی و... میشویم، باعث میشود خودمان را در این باتلاق بیاندازیم. آنجا کلمات سادهتری هستند که مثل یک طناب، میتوانند در اختیار ما قرار بگیرند برای خلاص شدن و توجیه آن باتلاق. اما تنها فایدهای که آن طناب دارد این است که میتوانی قبل از ذره ذره غرق شدن، خودت را خلاص کنی. وقتی همه ما در محدودیتهای کلمات و معانی آنها گیر میکنیم، هر چه هم دست و پا بزنیم فایدهای ندارد. فقط باید جسممان را همانجا بگذاریم و روحمان را بیرون از باتلاق بکشیم. بیرون از کلماتی که معنایشان برایمان چیزی است که جامعه برای ما در نظر گرفته درحالی که میتوانیم جور دیگر به این همه حروف کنار هم چیده شده نگاه کنیم و خودمان را دائم محدود در گلولههایی نکنیم که زندگی همه ما درحال محدود شدن در آنهاست
راستش را بخواهید همیشه در ذهنم دنیای کلمات اینگونه بوده است. مثل یک باتلاق. وقتی ما درگیر کلمات عجیب و عمیقتری مثل انسانیت، عشق، مهربانی و... میشویم، باعث میشود خودمان را در این باتلاق بیاندازیم. آنجا کلمات سادهتری هستند که مثل یک طناب، میتوانند در اختیار ما قرار بگیرند برای خلاص شدن و توجیه آن باتلاق. اما تنها فایدهای که آن طناب دارد این است که میتوانی قبل از ذره ذره غرق شدن، خودت را خلاص کنی. وقتی همه ما در محدودیتهای کلمات و معانی آنها گیر میکنیم، هر چه هم دست و پا بزنیم فایدهای ندارد. فقط باید جسممان را همانجا بگذاریم و روحمان را بیرون از باتلاق بکشیم. بیرون از کلماتی که معنایشان برایمان چیزی است که جامعه برای ما در نظر گرفته درحالی که میتوانیم جور دیگر به این همه حروف کنار هم چیده شده نگاه کنیم و خودمان را دائم محدود در گلولههایی نکنیم که زندگی همه ما درحال محدود شدن در آنهاست
کم کم میفهمم وصالها آنقدر که میگویند افسانهای نیست
اما جداییها و به عشق نرسیدن همانقدر که میگویند افسانهای است!
همانقدر نابودگر
اما جداییها و به عشق نرسیدن همانقدر که میگویند افسانهای است!
همانقدر نابودگر