Forwarded from A cup of coffee,me and you
مغرورانه با هیچ کس رفتار نکنید
غرور شما رو زشت میکنه
غرور از شما آدمه نا ایمن تری میسازه هم برای خودتون هم برای دیگران
وچقدر حیف ...چقدر حیف
نوار امروز ~
۸ شهریور ۱۴۰۲
غرور شما رو زشت میکنه
غرور از شما آدمه نا ایمن تری میسازه هم برای خودتون هم برای دیگران
وچقدر حیف ...چقدر حیف
نوار امروز ~
۸ شهریور ۱۴۰۲
من اصلا تو فاز برابری زن و مرد و فمنیستی و این چیزا نیستم
به هیچ وجه
ولی من به عنوان پسر به تمام دخترایی که اینو میخونن
حداقل
حداقلللل ۵۰ درصد پسرای ایران شمارو چیزی جز اندامهای جنسی نمیبینن
به هیچ وجه
ولی من به عنوان پسر به تمام دخترایی که اینو میخونن
حداقل
حداقلللل ۵۰ درصد پسرای ایران شمارو چیزی جز اندامهای جنسی نمیبینن
اعتماد به نفس نداری؟
پنج دقیقه از وویسای هلاکویی رو گوش کن بعد برو زندگی نامشم بخون
میفهمی طرف چه اعتماد به نفسی داشته که داره درس زندگی و رابطه میده!!!!!!!!
پنج دقیقه از وویسای هلاکویی رو گوش کن بعد برو زندگی نامشم بخون
میفهمی طرف چه اعتماد به نفسی داشته که داره درس زندگی و رابطه میده!!!!!!!!
میخوام یه چالش نویسندگی راه بندازم که زحمت خاصی نداره و همه میتونن توش شرکت کنن. شروع کنیم؟
Final Results
100%
پایهام
0%
نه
معکوس
میخوام یه چالش نویسندگی راه بندازم که زحمت خاصی نداره و همه میتونن توش شرکت کنن. شروع کنیم؟
۱۰ نفر هم برای شروع کافیه
اگر تعداد بیشتر از این بود چه بهتر
اگر تعداد بیشتر از این بود چه بهتر
Forwarded from Lunatic
میترسم شعرهایی را که در زیر خاک خواهم گفت
نتوانم برای کسی بخوانم
من عجله دارم و عجیب است که بسیار آرامم
کسی که سر قبرم میآید
و میپذیرد که مردهام
مرا در خویش کشته است.
•شهرام شیدایی
نتوانم برای کسی بخوانم
من عجله دارم و عجیب است که بسیار آرامم
کسی که سر قبرم میآید
و میپذیرد که مردهام
مرا در خویش کشته است.
•شهرام شیدایی
خاطرات بند گرانی به گردنم بود
بند گرانی به وسعت دریاها
و این دل برکه شکل چه بیظرفیت میمیرد
خاطرات نم کشیدهترین سیگار بود
ضربانم برای هیچ بالا میرفت
شادیهایم نیکوتین و غمها نیکوتینتر بود
خاطرات زمین قدیمی پدربزرگم بود
نه میشود کاشت
نه داشت
نه برداشت
خاطرات پر از من بود
منی که هیچ نمیدانستم
جز این بدن ضعیف و حیوانی شکلم
جز اینکه میدانم پستانداری بیش نیستم
و کدام حس و عقل و منطق درون خاطراتم بود؟
خاطرات کاش مرگ بود
کاش اضطراب قبل امتحان
و یا حتی حس گم شدنم بود
کاش بود
ای کاش حتی «کاش» بود
بند گرانی به وسعت دریاها
و این دل برکه شکل چه بیظرفیت میمیرد
خاطرات نم کشیدهترین سیگار بود
ضربانم برای هیچ بالا میرفت
شادیهایم نیکوتین و غمها نیکوتینتر بود
خاطرات زمین قدیمی پدربزرگم بود
نه میشود کاشت
نه داشت
نه برداشت
خاطرات پر از من بود
منی که هیچ نمیدانستم
جز این بدن ضعیف و حیوانی شکلم
جز اینکه میدانم پستانداری بیش نیستم
و کدام حس و عقل و منطق درون خاطراتم بود؟
خاطرات کاش مرگ بود
کاش اضطراب قبل امتحان
و یا حتی حس گم شدنم بود
کاش بود
ای کاش حتی «کاش» بود
چون چشمها، و دقیقا چشمها حالتی ندارند، حتی اگر از کاسه بیرون آمده باشند، دو شیئ مدور و بیحرکتند، این پلکها و مژهها و ابروها هستند که در فصاحت و لفاظی بصری نقش دارند، گو اینکه معمولا این خصوصیات را به چشم نسبت میدهند
ژوزه ساراماگو
ژوزه ساراماگو
#همنویسی
شماره یک
موضوع: چیزهایی که از اونها متنفرم.
نحوه کار هم به این صورت هست که ده دقیقه(یا بیشتر) بدون اینکه مکث کنید شروع میکنید به نوشتن. کیفیت کار اصلا اهمیتی نداره و فقط مهم اینه که شما بنویسید حتی گاهی چیزهای نامفهوم و جملات بی ربط. پس فقط بنویسید بذارید ذهنتون بیاد وسط.
اگر این کارو انجام دادید یا بفرستید برگتون رو اگر دوست دارید یا یه ری اکشنی چیزی داشته باشید.
شماره یک
موضوع: چیزهایی که از اونها متنفرم.
نحوه کار هم به این صورت هست که ده دقیقه(یا بیشتر) بدون اینکه مکث کنید شروع میکنید به نوشتن. کیفیت کار اصلا اهمیتی نداره و فقط مهم اینه که شما بنویسید حتی گاهی چیزهای نامفهوم و جملات بی ربط. پس فقط بنویسید بذارید ذهنتون بیاد وسط.
اگر این کارو انجام دادید یا بفرستید برگتون رو اگر دوست دارید یا یه ری اکشنی چیزی داشته باشید.