گیریم تا آخر عُمر تنها بمانی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی! تحمل این موضوع، بسیار آسانتر از آن است که شب و روز با کسی سر و کار داشته باشی، که حتی یکی از هزاران حرف تو را نمیفهمد.
📕 کتاب:روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول
📕 کتاب:روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول
معکوس
قوی ترین کتابی که این چن وقت دارم می خونم: نادیا...
لازم است بگویم حسابش را از همه ی تجربه باوران(تجربه باوران یعنی شیادان) قلمرو زمان جدا می دانم، از همه آن هایی که ادعا می کنند پرسوناژ هایی(پرسوناژ: شخصیت) متفاوت با شخص خودشان را به صحنه می آورند و آن ها را مطابق سلیقه شان از نظر ظاهری و اخلاقی شکل می بخشند و همان بهتر که انگیزه ی عملشان را ندانیم! با الهام از شخصیتی واقعی که گمان می برند از اون شناخت دارند دو پرسوناژ برای روایتشان می پرورانند؛ دو نفر را بی هیچ رودربایستی در هم می آمیزند و یکی می کنند. و وای بر ما که به خود زحمت می دهیم دربارهشان بحث کنیم....
نادیا
آندره برتون
نادیا
آندره برتون
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش باز کن
که می خواهد این قوی، زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش باز کن
که می خواهد این قوی، زیبا بمیرد
آنقدر مدام خوابت را دیده ام
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صد بار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز می آید
به زندگی آفتابیت
اکولالیا | #روبر_دسنوس
آنقدر راه رفته ام
آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است
فقط این برایم مانده
که سایه ای باشم میان سایه ها
که صد بار سایه تر باشم از سایه
سایه ای که می آید
و باز می آید
به زندگی آفتابیت
اکولالیا | #روبر_دسنوس
الان که بهش نگاه میکنم همه اش خیلی ملال آور به نظر میاد
مثل یک کتاب ده سنتی
به طرز عجیبی هیچوقت کاملا واقعی نبود
نمیدونم چطوری توضیحش بدم
لا اقل من هیچوقت برای اون واقعی نبودم
اما درد و رنجم واقعی بود
مطمئنا همینطور بود
Persona
مثل یک کتاب ده سنتی
به طرز عجیبی هیچوقت کاملا واقعی نبود
نمیدونم چطوری توضیحش بدم
لا اقل من هیچوقت برای اون واقعی نبودم
اما درد و رنجم واقعی بود
مطمئنا همینطور بود
Persona
نگاهش کن
یه دنیا که رو خیال ساخته شده
احساسات مصنوعی به شکل قرص
جنگ روانی به شکل تبلیغات
مواد شیمیایی تغییر دهنده مغز در قالب غذا
سمینار های شستوشوی مغزی در قالب رسانه
حباب های بدون رفت و آمد کنترل شده در قالب شبکه های اجتماعی
واقعی؟ میخوای درباره واقعیت حرف بزنی؟
از زمان شروع قرن جدید حتی نزدیک واقعیت هم زندگی نکردیم
خاموشش کردیم باطریهاشو دراوردیم یه بسته از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خوردیم درحالی که بقایاش رو تو سطل آشغال همیشه در حال گسترش روزگار انسانی انداختیم
تو خونه های مارک شده ای زندگی کردیم که شرکت ها روش علامت تجاری گذاشتن
ساخته شده رو اعداد بایپولار که تو صفحه نمایص های دیجیتالی بالا پایین می پرن
ما رو با هیپنوتیزم به بزرگترین خوابی که بشر به چشم دیده می بره
باید بدجور دنبالش باشی بچه جون قبل از اینکه بتونی تو یه قلمرو واقعی زندگی کنی
تو یه قلمروی مسخره زندگی می کنیم قلمرویی که خیلی وقته توش زندگی کردی
پس درباره واقعی نبودن بهم نگو
Mr. Robot
یه دنیا که رو خیال ساخته شده
احساسات مصنوعی به شکل قرص
جنگ روانی به شکل تبلیغات
مواد شیمیایی تغییر دهنده مغز در قالب غذا
سمینار های شستوشوی مغزی در قالب رسانه
حباب های بدون رفت و آمد کنترل شده در قالب شبکه های اجتماعی
واقعی؟ میخوای درباره واقعیت حرف بزنی؟
از زمان شروع قرن جدید حتی نزدیک واقعیت هم زندگی نکردیم
خاموشش کردیم باطریهاشو دراوردیم یه بسته از محصولات اصلاح شده ژنتیکی خوردیم درحالی که بقایاش رو تو سطل آشغال همیشه در حال گسترش روزگار انسانی انداختیم
تو خونه های مارک شده ای زندگی کردیم که شرکت ها روش علامت تجاری گذاشتن
ساخته شده رو اعداد بایپولار که تو صفحه نمایص های دیجیتالی بالا پایین می پرن
ما رو با هیپنوتیزم به بزرگترین خوابی که بشر به چشم دیده می بره
باید بدجور دنبالش باشی بچه جون قبل از اینکه بتونی تو یه قلمرو واقعی زندگی کنی
تو یه قلمروی مسخره زندگی می کنیم قلمرویی که خیلی وقته توش زندگی کردی
پس درباره واقعی نبودن بهم نگو
Mr. Robot
گاهی وقتا کل خیابونارو بالا پایین می کنم
دنبال یه ایده برای فضاسازیه نوشته هام
بعد میفهمم
بی ارزش ترین و جزئی ترین ها رو با ارزش نشون دادن
و با ارزشارو کم ارزش نشون دادن جذاب ترین کاره
دنبال یه ایده برای فضاسازیه نوشته هام
بعد میفهمم
بی ارزش ترین و جزئی ترین ها رو با ارزش نشون دادن
و با ارزشارو کم ارزش نشون دادن جذاب ترین کاره
معکوس
Photo
ب احمقانه ترین شکل ممکن
دلتنگ توام
ک با ت زندگی نکردم
ولی تمام زندگی ام برای توست
دلتنگ توام
ک با ت زندگی نکردم
ولی تمام زندگی ام برای توست