معکوس
760 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
معکوس pinned Deleted message
وصیت حقیقی.pdf
133.2 KB
داستان کوتاه وصیت حقیقی

داستان یه وصیت نامه است. وصیت نامه ای که خون زیادی به پا می‌کنه!



اگر به داستان هایی با پایان خوش علاقه دارید اصلا نخونیدش
معکوس pinned a file
من همیشه وقتی بچه بودم
تو بچگیم
برای خودم
تو ذهنم
سناریو میچیدم
نمایش اجرا می کردم
کل تفریحم نمایش اجرا کردن
یا کامیک کشیدن بود
و همیشه ارزو داشتم یه روز نمایش هایی که اجرا می کنم رو برای دیگران واقعی کنم
برای همه باشه
چه فیلم
چه داستان


من به اون آرزوم رسیدم
Road to حوزه هنری 💵
سال‌ها با هم افسرده بودید
وز حوادث به دل پاره پاره
او تو را بوسه می‌زد تو او را

سال‌ها با هم افسرده بودیم
سال‌ها همچو واماندگانیم
نیک موجی که آشفته می‌رفت
بودش از تو به لب داستانی



شاعرش رو نمیدونم*
کدوم جذاب تره؟
Anonymous Poll
64%
درک شدن
36%
درک کردن
می‌شناسیدش؟
من آسایش نادیده گرفته شدن رو می‌خوام*
منم می‌خوام یه قاب عکس شم



مهیار*
خانه ی ما از درون گرم است و بیرون آفتاب<
انسان‌های غمگین
کسایی که از بیخ و بن دیگه توان ندارن
معمولا درد و دل نمی‌کنن
نمی‌تونن دیگه حرف بزنن راجع بهش
اونا یه گوشه می‌شینن
حتی ممکنه تو جمع بالا و پایین بپرن بخندن و وسط باشن اما اگر دقت کنید می‌فهمید که درنهایت اون‌ها گوشه نشین می‌شن
و هیچ چیز نمی‌خوان جز اینکه یک نفر بفهمه اون نشستن رو و بیاد و فقط کنارشون بشینه
همین!
حسین صفای عزیز*
بذارید یه بار عین آدم الان براتون میخونم
حسین صفا(بدون مسخره بازی)
Man Hamoonam Ke Ye Rooz
Farhad
شعر زیبای اخوان با صدای نامناسب من
خ‌آس


(مجددا) امروز که این متن را مینویسم دلم برای خودم تنگ شده. و من از ته دل حس می‌کردم که دل‌تنگی عجیبی در من نفوذ کرده و اشتباه بود. حس می‌کردم که اگر خاص بودن برچسبی بود که بر پیشانی‌ام می‌چسبید و مرا تافته ی جدا بافته می‌کرد حس سرفرازی خواهم گرفت. کمی طول کشید که فهمیدم که خاص بودن برای کسی که او را خاص خطاب می‌کنند ضربه ی تبری است بر پیشانی.
نگاه آدم‌ها نافذتر می‌شوند و قلب آن فرد را سوراخ می‌کنند. انسانی که خاص تلقی می‌شود چنان تنها می‌ماند که تنها می‌تواند با گره موهای خود هم‌دردی کند. درحالی که آن فرد می‌داند از درون چقدر مثل دیگران است.
چقدر خاص شدن نامناسب و چقدر دور از راحتی و آسایش است.
درد تفاوت قلب را چنان می‌خراشد که تو را با باورهای پوسیده‌ات تنها بگذارد. باورهایی که به دست آوردیم و نمی‌دانیم از کجا.