از روزبه بهمانی خوشم نمیاد ولی یکی از شعراش حقیقتا قشنگه:
تو رو آرزو نکردم ته تنهایی جاده
آخه حتی آرزوتم واسه من خیلی زیاده
تو رو آرزو نکردم این یعنی نهایت درد
خیلی چیزا هست تو دنیا که نمیشه آرزو کرد
تو رو تا یادمه از دور از همین پنجره دیدم
بس که فاصله گرفتی به پرستشت رسیدم
تو رو آرزو نکردم ته تنهایی جاده
آخه حتی آرزوتم واسه من خیلی زیاده
تو رو آرزو نکردم این یعنی نهایت درد
خیلی چیزا هست تو دنیا که نمیشه آرزو کرد
تو رو تا یادمه از دور از همین پنجره دیدم
بس که فاصله گرفتی به پرستشت رسیدم
ننویسنده
میریم که خیلی قوی داستان جدید رو استارت بزنیم
نویسندهها تو فضاهای بسته و افسرده و با یه فنجون قهوه و دود مینویسن
همچنین نویسندهها:
همچنین نویسندهها:
ننویسنده
میریم که خیلی قوی داستان جدید رو استارت بزنیم
این داستان شاید بهترین داستانم نباشه
ولی قطعا مهمترینشه
چون پروژه مستقیما از بزرگترین نهاد هنری تهران دستم رسیده
ولی قطعا مهمترینشه
چون پروژه مستقیما از بزرگترین نهاد هنری تهران دستم رسیده
Forwarded from A cup of coffee,me and you
علی اکبر صادقی
هنرمند نوگرای سورئالیسم
هنرمند نوگرای سورئالیسم
میدونم تا یکسال همین کابوس ادامه داره
اما مجبورم به ادامه دادن
اینکه از مدرسه بیای
وقت کمی برای استراحت داشته باشی
و بعد تا شبت رو بذاری برای درس خوندن
وقت هیچ چیزی هم نداشته باشی
حقیقتا کابوسه!
اما مجبورم به ادامه دادن
اینکه از مدرسه بیای
وقت کمی برای استراحت داشته باشی
و بعد تا شبت رو بذاری برای درس خوندن
وقت هیچ چیزی هم نداشته باشی
حقیقتا کابوسه!
او بیست دقیقه برای جدایی معشوقش بعد از دو سال اشک ریخت
بعد از آن اشکهایش را پاک کرد
و دنبال معشوقی جدید گشت
انگار نه انگار سالهای سال خاطرات را پشت سر گذاشته
بعد از آن اشکهایش را پاک کرد
و دنبال معشوقی جدید گشت
انگار نه انگار سالهای سال خاطرات را پشت سر گذاشته
بنده ی خدا
چی راجع به من فکر کردی
من همین الانم عروسک مورد علاقمو ازم بگیرن افسرده میشم!
چی راجع به من فکر کردی
من همین الانم عروسک مورد علاقمو ازم بگیرن افسرده میشم!
معکوس
بنده ی خدا چی راجع به من فکر کردی من همین الانم عروسک مورد علاقمو ازم بگیرن افسرده میشم!
اصلا بخاطر همین چیزا هنوز نویسنده ام