معکوس
ما امروزه با چنین چیزی مواجه هستیم. میتونم بابتش گریه کنم به معنای واقعی کلمه. در شاهکار بودن این کتابها شکی نیست و من خوشحالم که حداقل ۹۰ درصد این کتابها واقعا خوبن و دارای ارزش بالای مطالعه. اما واقعا چه بلایی سرمون اومده که «۵۰ کتاب ضروری برای مطالعه…
فکر کنم این پست رو باید امروز قرار میدادم
به هر حال به مناسبت امروز:
به هر حال به مناسبت امروز:
Forwarded from Farzad Ghadimi
همیشه سعی کنید شخصیت اجتماعیتون هیچ ربطی به شخصیت فردیتون نداشته باشه تا آدما رو غافلگیر کنید
غم من مثل یک بیماریست که باعث میشود چشمان زیبایی داشته باشم یا موهایم بهطور چشمنوازی سفید شوند؛ یک اختلال مثبت.
-نوشته شده در تابستان ۱۳۹۸
-نوشته شده در تابستان ۱۳۹۸
تماشای فیلم، مطالعه رمان، رفتن به سالن تئاتر یا استندآپ، تماشای انواع ورزشهای مختلف مثل فوتبال، بازی با کنسولها و pc و هزاران تفریح پرهزینه یا کمهزینه دیگه توجیهی هستن برای ادامه زندگی. هرکس که هرکدوم از اینها رو پوچ و بیهوده و هدر دادن پول و وقت و زوال عقل دونست بهش بگید بدن شما با سادهترین مواد غذایی هم زنده میمونه و متابولیسمش رو انجام میده. اگر اونها بیهوده هستن پس خوردن غذاهای متنوع و رنگی و خوشمزه پرزحمت هم بیهودهست.
پشت تمام خرابکاریها کسی حوصلهاش سر رفته؛ کودکی، پسربچهای، دختر نوجوان کنجکاوی، مرد تنوعطلبی، عقل مردمان جهان بعد از رفاه نسبی یا حتی سیاستمداری!
من فکر میکنم زجر بزرگ انسان این نیست که کسی او را درک نکند. زجر بزرگ یعنی درک اشتباهی از او، دست به دست بین دیگران بچرخد.
معکوس
Video message
آخر ویدئو: لذت ببریم بود که نصفه اومد
وسط ویدئو قبلی هم سوتی دادم بهجای بنیان گفتم بنیاد.
وسط ویدئو قبلی هم سوتی دادم بهجای بنیان گفتم بنیاد.
به نظرم اگه سبک زندگی و تفکرات آدما آزارمون نده باید اجازه بدیم و بپذیریم هرطور که دوست دارن زندگی کنن؛ هرطور.
حرفینو - غیرفعال
Photo
اینکه به یاد اون کار من این کار رو کردی باعث افتخاره
چه اشکالی دارد؟ گاهی باید در برخی مسائل “هیچ” بودن را بپذیریم. بنشینیم لبه جوب. تهسیگار بشماریم و زیر لب به همه چیز فحش بدیم. انسان گاهی باید متوجه باشد کل باغچه وجودش را نمیتواند بیل بزند.
معکوس
کتابای جدید. نمایشگاه تهران 1401
اولین بار که بدون اینکه پدرم دستم رو بگیره رفتم نمایشگاه کتاب:
-یکیشون انگیزم شد که کدوم سبک نویسندگی رو قراره دنبال کنم
-یکیشون من رو برای مدت زیادی تو دنیای خودش کشوند تا کمتر درد بکشم
-با یکیشون زندگی کردم و تا ابد دلتنگشم
-یکیشون تن و بدنم رو لرزوند
-یکیشون فهموند که کتابهای پرفروش میتونن چقدر مزخرف باشن
-یکیشون انگیزم شد که کدوم سبک نویسندگی رو قراره دنبال کنم
-یکیشون من رو برای مدت زیادی تو دنیای خودش کشوند تا کمتر درد بکشم
-با یکیشون زندگی کردم و تا ابد دلتنگشم
-یکیشون تن و بدنم رو لرزوند
-یکیشون فهموند که کتابهای پرفروش میتونن چقدر مزخرف باشن
Forwarded from The Bookshelf Ghost
• به واسطهی نمایشگاه کتاب، اکثرا دارند لیست میدن که چه کتابایی خوبن و بخریم. اینجا اما از این خبرا نیست. میخوام بگم چه کتابهایی رو نخرید عزیزانم.
دستهی اول، کتابهای توهمزا(بدتر از هر ماشرومی):
معجزه شکرگزاری، راز، قورباغهت را قورت بده، چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد، اسب سیاه، باشگاه پنج صبحیها، آیین دوستیابی، بنویس تا اتفاق بیفتد، برتری خفیف، ثروتمند ترین مرد بابل، نیروی حال، ۴۸ قانون قدرت، میشل شدن(یا شدن)
و کتابهایی که بهشما وعدهی ثروت، قدرت، موفقیت، تقصیر شما بودن یا نبودن و... رو میدن. هیچکدوم از اینها از کتابها و کتاب خوندن حاصل نمیشه.
دستهی دوم، کتابیهای خودیاری ناکارآمد و چرند:
تکههایی از یک کلِ منسجم، اثرِ مرکب، تختت را مرتبط کن، نیمه تاریک وجود، مثلِ یک مرد فکر کن مثل یک زن رفتار کن، از خدا بخواه او میدهد، محدودیت صفر، چهار اثر از فلورانس اسکاول شین، چهار میثاق(و هرکتاب دیگری که از سرخپوستهای بیچاره نوشتن)، صبح جادویی، قدرت فکر مثبت، مذاکره(برایان تریسی کلا نخرید)، والدین سمی، شفای زندگی، تمرین نیرویِ حال، معجزه زبان بدن و فلان بیسار، ای کاش وقتی ۲۰ساله بودم میدانستم، صورتت را بشور دختر، هنر ظریف بیخیالی(یا به تخم گرفتن)، همهچیز بگا رفته(یا به فنا رفته)، دوباره فکر کن
و هر کتاب دیگری که سعی در دستبُردن به حیطهی اختیارات دانشِ روانشناسی داره. دوستان برید تراپی، کتابها... مخصوصا اینجور کتابها آدمِ عاقل رو خر میکنه. اگر مشکل دارید برید تراپی.
دستهی سوم، کتابهایی چسناله و ۳۶۵روز محور:
۳۶۵ روز بدون تو، من لیاقت خداحافظی بهتری داشتم، سین زدی ولی جواب ندادی، درکل هرکتابی که از این آکیرا یا کیرا دیدین، بیداری(از آنوشا)، میخواهم بمیرم اما هوس دوکبوکی کردهام(یک، دو، سه، چهار و پنج و هرچی نخرید) و غیره.
ببینید، این کتابها مثل سمِ قاطی با مورفین میمونن. جملات گول زنکطور میگن اما روانتون رو تبدیل به یک مقوا میکنن. بدرد نخور و خالی و شکل داده شده. نخرید، نخونید.
دستهی چهارم، کتابهایِ ناشرین قاچاقی و دستفروشهای خیابانی:
ببینید تشخیص کتابهای قاچاقی و با ترجمهی الکی کار سختی نیست، یکم سرچ کردن میخواد. اما به طور کلی، کتابهایی که ۵۰ درصد یا ۷۵ درصد تخفیف دارند اینجورین. کتابایی که دستفروشها کنار خیابون میفروشن اینجورین. کتابای توی مترو اینجورین. کتابایی که نمایشگاههای دانشگاه میارن اینجورین. اکثر کتابهای نمایشگاه کتاب تهران هم اینجورین. معمولا جلداشون زشت و عکسهای زمخت داره، تایتل رو بزرگ نوشتن و کیفیت چاپ هم خوب نیست، کاغذاشونم خوب نیستن. ضمنن، دستفروشهایی که کتاب دست دوم میفروشن رو گاهی میشه فاکتور گرفت چون تک و توک کتاب خوب و درست میارن.
دستهی پنجم، رمانها و آثاری که خیلیزیاد مشهور شدن:
کتابهایی مثل مغازه خودکشی، آدمخواران، ملتِ عشق، کتابخانهی نیمهشب، من پیش از تو (با تو و بعد از تو، کلا جوجو مویز نخرید)، کتابهای کالین هوور، کتابهایی با نامهایی از قبیلِ خُردم کن، ویرانم کن(فلانم کن، بیسارم کن، ۲۱تا کتاب هست از همین نویسنده همهشون هم چرتن)، کیمیاگر، بادام، سیگار شکلاتی و امثالهمش، آبنبات دارچینی و امثالهمش، قصههای امیرعلی(کلا نبویان نخونید تورو خدا این چیه آخه) و غیره.
و در نهایت، آثاری که خوبند و لزوما نباید فقط همونارو خرید:
اینجا دیگه اسم نمیبرم، اما لطفا خودتون رو محدود به لیستهای ۵۰تایی، ۱۰۰تایی و... نکنید. بگردید. خودتون رو بیابید در دنیای ادبیات. کتابهایی که برای شمان رو پیدا کنید. دنیای ادبیات فقط هوگو، داستایفسکی، تولستوی، استیو تولتز، اشتاینبک و... نیست. خیلی آثار هستند که وقتی بخونیدشون احساس نزدیکی بیشتری میکنید، بیشتر یاد میگیرید و بیشتر میفهمیدشون. برید سراغ اونها هم نه فقط اینها.
امیدوارم مسیر کتابخوندنتون زیبا و عاری از هرگونه کتاب چرت و چرند باشه.
دستهی اول، کتابهای توهمزا(بدتر از هر ماشرومی):
معجزه شکرگزاری، راز، قورباغهت را قورت بده، چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد، اسب سیاه، باشگاه پنج صبحیها، آیین دوستیابی، بنویس تا اتفاق بیفتد، برتری خفیف، ثروتمند ترین مرد بابل، نیروی حال، ۴۸ قانون قدرت، میشل شدن(یا شدن)
و کتابهایی که بهشما وعدهی ثروت، قدرت، موفقیت، تقصیر شما بودن یا نبودن و... رو میدن. هیچکدوم از اینها از کتابها و کتاب خوندن حاصل نمیشه.
دستهی دوم، کتابیهای خودیاری ناکارآمد و چرند:
تکههایی از یک کلِ منسجم، اثرِ مرکب، تختت را مرتبط کن، نیمه تاریک وجود، مثلِ یک مرد فکر کن مثل یک زن رفتار کن، از خدا بخواه او میدهد، محدودیت صفر، چهار اثر از فلورانس اسکاول شین، چهار میثاق(و هرکتاب دیگری که از سرخپوستهای بیچاره نوشتن)، صبح جادویی، قدرت فکر مثبت، مذاکره(برایان تریسی کلا نخرید)، والدین سمی، شفای زندگی، تمرین نیرویِ حال، معجزه زبان بدن و فلان بیسار، ای کاش وقتی ۲۰ساله بودم میدانستم، صورتت را بشور دختر، هنر ظریف بیخیالی(یا به تخم گرفتن)، همهچیز بگا رفته(یا به فنا رفته)، دوباره فکر کن
و هر کتاب دیگری که سعی در دستبُردن به حیطهی اختیارات دانشِ روانشناسی داره. دوستان برید تراپی، کتابها... مخصوصا اینجور کتابها آدمِ عاقل رو خر میکنه. اگر مشکل دارید برید تراپی.
دستهی سوم، کتابهایی چسناله و ۳۶۵روز محور:
۳۶۵ روز بدون تو، من لیاقت خداحافظی بهتری داشتم، سین زدی ولی جواب ندادی، درکل هرکتابی که از این آکیرا یا کیرا دیدین، بیداری(از آنوشا)، میخواهم بمیرم اما هوس دوکبوکی کردهام(یک، دو، سه، چهار و پنج و هرچی نخرید) و غیره.
ببینید، این کتابها مثل سمِ قاطی با مورفین میمونن. جملات گول زنکطور میگن اما روانتون رو تبدیل به یک مقوا میکنن. بدرد نخور و خالی و شکل داده شده. نخرید، نخونید.
دستهی چهارم، کتابهایِ ناشرین قاچاقی و دستفروشهای خیابانی:
ببینید تشخیص کتابهای قاچاقی و با ترجمهی الکی کار سختی نیست، یکم سرچ کردن میخواد. اما به طور کلی، کتابهایی که ۵۰ درصد یا ۷۵ درصد تخفیف دارند اینجورین. کتابایی که دستفروشها کنار خیابون میفروشن اینجورین. کتابای توی مترو اینجورین. کتابایی که نمایشگاههای دانشگاه میارن اینجورین. اکثر کتابهای نمایشگاه کتاب تهران هم اینجورین. معمولا جلداشون زشت و عکسهای زمخت داره، تایتل رو بزرگ نوشتن و کیفیت چاپ هم خوب نیست، کاغذاشونم خوب نیستن. ضمنن، دستفروشهایی که کتاب دست دوم میفروشن رو گاهی میشه فاکتور گرفت چون تک و توک کتاب خوب و درست میارن.
دستهی پنجم، رمانها و آثاری که خیلیزیاد مشهور شدن:
کتابهایی مثل مغازه خودکشی، آدمخواران، ملتِ عشق، کتابخانهی نیمهشب، من پیش از تو (با تو و بعد از تو، کلا جوجو مویز نخرید)، کتابهای کالین هوور، کتابهایی با نامهایی از قبیلِ خُردم کن، ویرانم کن(فلانم کن، بیسارم کن، ۲۱تا کتاب هست از همین نویسنده همهشون هم چرتن)، کیمیاگر، بادام، سیگار شکلاتی و امثالهمش، آبنبات دارچینی و امثالهمش، قصههای امیرعلی(کلا نبویان نخونید تورو خدا این چیه آخه) و غیره.
و در نهایت، آثاری که خوبند و لزوما نباید فقط همونارو خرید:
اینجا دیگه اسم نمیبرم، اما لطفا خودتون رو محدود به لیستهای ۵۰تایی، ۱۰۰تایی و... نکنید. بگردید. خودتون رو بیابید در دنیای ادبیات. کتابهایی که برای شمان رو پیدا کنید. دنیای ادبیات فقط هوگو، داستایفسکی، تولستوی، استیو تولتز، اشتاینبک و... نیست. خیلی آثار هستند که وقتی بخونیدشون احساس نزدیکی بیشتری میکنید، بیشتر یاد میگیرید و بیشتر میفهمیدشون. برید سراغ اونها هم نه فقط اینها.
امیدوارم مسیر کتابخوندنتون زیبا و عاری از هرگونه کتاب چرت و چرند باشه.
مسئله لزوما کوتاهیِ دست ما نیست که به هیچ شاخهای نمیرسد. میوههای خوشبختی که برایمان نشان کردهاند انگار روی هیچ شاخهای یافت نمیشوند.
رسانههای اجتماعی به انبوهی از احمقها اجازه دادهاند که مانند دانشمندها صحبت کنند.
- اومبرتو اکو
- اومبرتو اکو