معکوس
763 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
صرفا خواستم بگم فقط با نیم‌نگاه به تاریخ عراق، لیبی و هزاران قرارداد و جنایت‌ دیگه من چشمم آب نمی‌خوره.
اگر باور نمی‌کنید از ویتنامی‌ها بپرسید.
#معرفی_فیلم

سریالِ Dying for sex

ببینیم یا نه؟ نه.

اگرچه بازی میشل ویلیامز یکی از درخشان‌ترین بازی‌های چندسال اخیر تلویزیون بود اما من بیشتر از ۴ قسمت دووم نیاوردم. ایده اولیه سریال راجع به زنی هست که سرطان گرفته و قراره بمیره و تا به حال رابطه جنسی دلخواهش رو نداشته و نمی‌دونه رابطه جنسی دلخواه یعنی چی. من با دید باز نسبت به مسائل فمنیستی و LGBTQ و موارد دیگه سراغ سریال رفتم و دنبال هدف و معنا و لذت بردن از سریال بودم. اما سریال درنهایت چیزی جز میم کنار این پست نبود. حتی روایت دل‌چسبی هم نداشت که اگر داشت رها نمی‌کردم. هیچ‌چیز تو این سریال جز ایده اولیه و بازی نقش اول جذبم نکرد اما به‌نظرم چهار قسمت کفایت می‌کرد. با این‌حال کسایی که کل سریال رو دیدن معتقد بودن پایان خوبی داره و نمره imdb به طرز عجیبی بالاست؛ هفت و سه دهم.
پیشنهادش نمی‌کنم.
امیدوارم شما لذت ببرید.
من خسته‌ام
خسته از آینه، از آدمی، از آسمان!
مگر تحمل یک پرنده‌ی کوچک خانه‌زاد
یک پرنده‌ی جامانده از فوج بارانخورده‌ی بی‌بازگشت
تا کجای این آسمان تمام رویاهاست؟


-علی صالحی
وقتی کسی را ندارید که صبح از خواب بیدارتان کند یا شب منتظرتان بماند و بتوانید هرکاری که دلتان خواست را انجام دهید، اسم این وضعیت را چه می‌نامید؟
Anonymous Poll
15%
آزادی
35%
تنهایی
32%
جفتش
18%
هیچ‌کدوم
بنده یه کمپین راه انداختم و اسمش «نزدیکانم غلط می‌کنن خودتخریبی بکنند» هست
اگر از نزدیکان من حساب میشید خود‌به‌خود عضو این کمپین هستید و غلط می‌کنید خودتخریبی بکنید
سپاس
#معرفی_فیلم

سریال Black mirror

ببینیم یا نه؟

قطعا یکی از بهترین سریال‌هایی که می‌تونید ببینید.
سریالی آنتولوژی (هر قسمت یه داستان مجزا داره و مرتبط به هم نیستند) که به‌تازگی فصل هفتم اون پخش شد. آینه سیاه یعنی چی؟ کافیه صفحه گوشیتون رو خاموش کنید و چهره خودتون رو داخلش ببینید. به اون میگن آینه سیاه! سریال آثار زیان‌بار و چه‌بسا وحشتناک زندگی دیجیتال رو نشون میده. پایان‌های سریال معمولا خیلی عمیق و تکان‌دهندست و شما رو نه تنها حین پخش میخکوب می‌کنه بلکه بعد از پایان تا مدت‌ها درگیرشید.
البته سریال از فصل ۴ حق پخشش به نتفیلیکس داده شد که متاسفانه کیفیت سریال رو پائین آورد و اون رو تبدیل به یک show تبلیغاتی و صرفا سرگرم‌کننده با موضوع دیجیتال کرد که البته فصل ۷ مجددا بازگشت قدرت‌مندی داشت و دل هواداراشو (یکیشون منم) بدست اورد.
نمره‌هایی که من به هر فصل خودم به شخصه میدم:


فصل اول: ۸.۳
فصل دوم: ۷.۷۵
فصل سوم: ۸.۸
فصل چهارم: ۷.۱
فصل پنجم: ۵.۶
فصل ششم: ۶
فصل هفتم: ۷.۵

اما به‌طور کلی سریال به‌شدت ارزشمند و دوست‌داشتنیه. از دستش ندید.
Sora
هروقت یادم افتادی برام آهنگ بفرست.
هروقت یادم افتادی برام آهنگ بفرست.
#ننوشته


ما کلمات را به تن و بدن یک‌دیگر چسباندیم؛ بی‌آنکه بفهمیم چرا، و بر تن چه کسی. به آواهایی بی‌ریشه بار دادیم، زخم‌ها را با واژه‌هایی باندپیچی کردیم که خود، از درون پوسیده بودند. از صداها، حقیقت خواستیم. از حروف، احساس. و از جمله‌ها، رهایی. کلمه‌ها را در دهان گرفتیم و گمان کردیم که فهمیده می‌شویم. اما آنچه میان ما می‌چرخد، نه معناست، نه فهم؛ فقط تکرار است. پژواک‌هایی از سکوت‌های پوشیده، که نقاب زده‌اند به اسم بیان.

من در جهانی زندگی می‌کنم که واژه‌ها بیش از انسان‌ها جدی گرفته شده‌اند. گاهی این معانی شبیه یک حرص بدخلق می‌شوند و جای آنکه از ستون‌هایی که درونشان خود بنا کرده‌ایم استفاده کنیم به تمام این اساس و پایه طعنه می‌زنیم. این‌طور می‌شود که "خوبم" یعنی: نپرس. "دوستت دارم" یعنی: دارم می‌روم. و "ببخش" یعنی: آماده باش برای زخمی دیگر. هر کلمه‌، چون بدنی خالی، به دوش کشیده می‌شود، بدون آن‌که کسی بپرسد هنوز چیزی در آن زنده مانده یا نه. ما از زبان خواسته‌ایم به جای ما زجر بکشد، اعتراف کند، بگرید، دوست بدارد، و ببخشد. در حالی که حتی خودمان نمی‌دانیم دقیقاً چه چیزی را تجربه می‌کنیم.

زبان قفسی‌ست که با دست‌های خود ساختیم. نه از ترس سکوت، که از وحشت بی‌معنایی. ترجیح دادیم واژه‌ای بگوییم که نادرست باشد، تا سکوتی کنیم که درست است. هر جمله‌ای، بندی دیگر به این قفس افزود. و حالا هرچه بیشتر حرف می‌زنیم، دورتر می‌شویم از آن‌چه می‌خواستیم بگوییم. این طنز جهان است: هرچه بیشتر می‌نویسم، بیشتر مطمئن می‌شوم که چیزی برای گفتن نیست.

من نمی‌نویسم تا معنا بسازم؛ می‌نویسم تا نشان دهم چیزی معنا ندارد. هر واژه‌ای که بر کاغذ می‌افتد، نه تلاش برای انتقال یک حقیقت، که سندی‌ست بر نبودنِ آن. و نوشتن، تنها چون هیچ راهی برای بیان نداشتنِ چیزی ندارم، هنوز در من ادامه دارد.
کلمه‌ها مرده‌اند. من فقط هنوز بالای گورشان نشسته‌ام.
دلم می‌خواد یه دورهمی از نویسنده‌هایی که خیلی جدی می‌نویسند و پیگیر “داستان‌نویسی” یا نوشتن در ابعاد گسترده هستند راه بندازیم. کسایی که علاقه‌مند هستند خودشون یا افرادی رو به این شکل می‌شناسند که قصد نویسندگی حرفه‌ای رو دارند به این بات زیر پیام بدن تا دور هم از ارزش نویسند‌ه‌های این کشور بیشتر استفاده کنیم.

توجه داشته باشید این بات ناشناس نیست و ایدیتون برام ثبت میشه.


https://t.me/UnMakoos_bot
معکوس
دلم می‌خواد یه دورهمی از نویسنده‌هایی که خیلی جدی می‌نویسند و پیگیر “داستان‌نویسی” یا نوشتن در ابعاد گسترده هستند راه بندازیم. کسایی که علاقه‌مند هستند خودشون یا افرادی رو به این شکل می‌شناسند که قصد نویسندگی حرفه‌ای رو دارند به این بات زیر پیام بدن تا دور…
فراموش کردم بگم
اگر پیام میدید یا بات رو استارت می‌کنید
نمونه کار هم لطفا برام بفرستید
اگر داستان باشه چه بهتر
لطفا تا جایی که امکان داره دل‌نوشته و نوشته‌های عاشقانه کوتاه نباشه
به‌نظرم هر ایرانی حداقل یکبار عشق رو تو آهنگ سوغاتی هایده تجربه کرده. حتی اگر معشوقی نداشته باشه.
امروز روز کتابه. چه خوب. چه ترسناک. چه شیرین.
مبارکه.
Forwarded from Farzad Ghadimi
همیشه سعی کنید شخصیت اجتماعیتون هیچ ربطی به شخصیت فردیتون نداشته باشه تا آدما رو غافلگیر کنید
غم من مثل یک بیماری‌ست که باعث می‌شود چشمان زیبایی داشته باشم یا موهایم به‌طور چشم‌نوازی سفید شوند؛ یک اختلال مثبت.

-نوشته شده در تابستان ۱۳۹۸
Man Az To
Dariush