Forwarded from شآعر زبآن بَستهـ
من نود و نه درصد حرفهای بقیه رو نمیفهمم یا من نفهمم، یا من نفهمم... همین.
معکوس
Quf – Fatwa
کپی از اینجا
تاریخ داره نوشته میشه: آیندهای که علی قاف دیدش
1- آینده چه شکلیه؟
- "خرکاری کار ماشینهای فرنگه
2- بیمرزی: تو جغرافیا و تو ذهن آدما
فتوا " : یه پیشبینی خوشبینانه از آینده
SoundCloud
تاریخ داره نوشته میشه: آیندهای که علی قاف دیدش
وقتی قاف داشت ترک "فتوا" رو مینوشت، احتمالشو نمیداد که اون "صد سال بعد"ی که میگفت، تو کمتر از دو دهه اینقدر به واقعیت نزدیک بشه. انگار دست گذاشت روی یه آرزوی جمعی که خیلیا فکر نمیکردن دنیا با این سرعت به سمتش بره. بیمرز بودن و دنبال کردن رویای آزادی همیشه یه حسرت بزرگ تو دل آدم بوده و کلی جنبش هنری و فرهنگی از همین جا شروع شدن.
سوالهای قاف:
1- آینده چه شکلیه؟
قاف این ایده رو با چند تا سوال مهم شروع میکنه:
- بالاخره دعواهای قومی و نژادی تموم میشن یا نه؟
- وقتی کارا رو ماشینا انجام بدن و تفاوتا کم بشن، هنوز جنسیت و این چیزا مهمه؟
- آیا آدمها هنوز برای رسیدن به خواستههاشون حاضرن اخلاق رو زیر پا بذارن؟
و بعد، اون جملهی طلایی رو میگه
:
- "خرکاری کار ماشینهای فرنگه
قاف اینجا یه تصویری از آینده میده که توش، تکنولوژی و روباتها دیگه کارای سخت و طاقتفرسا رو انجام میدن و آدمها مجبور نیستن واسه زنده موندن سر همدیگه رو شیره بمالن
2- بیمرزی: تو جغرافیا و تو ذهن آدما
-
قاف معتقد بود که آدمهای آینده مرز براشون معنایی نداره. این ایدهش خیلی شبیه به تفکرات جهانوطنیه، جایی که ملت و کشور و پاسپورت کمکم رنگ میبازن. یه جورایی مثل چیزی که تو اروپا داره اتفاق میافته؛ مرزا کمرنگتر میشن و آدما فارغ از ملیت، به یه هویت مشترک نزدیکتر میشن
ولی این بیمرزی فقط مربوط به کشورها نیست. قاف داره دربارهی شکسته شدن مرزهای ذهنی، فرهنگی و اجتماعی هم حرف میزنه. اون دیوارای نامرئی که بین آدمها فاصله میندازه. تصویری که قاف از آینده داره، یه دنیاییه که توش این مرزا یکییکی از بین میرن و مردم دارن به سمت یه زندگی برابرتر و بدون تبعیض میکنه
فتوا " : یه پیشبینی خوشبینانه از آینده
"فتوا" فقط یه ترک رپ نیست؛ یه پیشبینیه، یه نگاهی به آینده. آیندهای که توش xدیگه آدمها واسه پول، مرز، نژاد یا جنسیت با هم نمیجنگن. حالا که دنیا داره کمکم به این تصویر نزدیکتر میشه، یه سوال مهم پیش میاد: آیا تاریخ دقیقا همونطور که قاف میدید داره جلو میره؟ یا هنوزم قراره ما رو غافل گیر کنه
هر گونه کپی برداری و بازنشر این مقاله بدون اجازه نویسنده پیگیری خواهد شد
SoundCloud
من نسیم خزیده از لای پنجره را تاب نمیآورم. انگار یادم میآورد چه استخوانهای کج و نامستحکمی دارم؛ برای طوفانهای فردا.
تصور کنید دقایق آخر عمرتان است. به کدام دوران حس بهتری دارید؟(راستش نمیدونستم دقیقا چه کلمهای انتخاب کنم)
Anonymous Poll
26%
دوران تقلا و تلاش برای رسیدن به هدفی هرچند نرسیده باشید.
74%
دوران رکود و آرامی پس از رسیدن به یک هدف
سکوت چیزی جز لحظه تطابق بیشترین توانایی و ناتوانی نیست. برخی فکر میکنند سکوت نشانه نهایت قدرت در تکلم یا نهایت ضعف است؛ خیر. سکوت دقیقا آنجاییست که دهانت آنقدر از آن چه میتوانی بگویی و آن چه نمیتوانی اشباع میشود که میفهمی باید “ساکت” باشی.
معکوس
Video message
یکی از روشهای بیشتر لذت بردن از قصهها:
دنبال کردن تغییرات شخصیت یا محیط
دنبال کردن تغییرات شخصیت یا محیط
بی شک یکی از عمیقترین دردهای اندوه، حس ناتوانی است که به ما یادآور میشود کنترل ما به زندگی چقدر اندک است.
انکارِ نداشتن اندوه کمکی به ما نمیکند بلکه میبایست فانی بودن همهچیز را پذیرفت و آنچه که در اختیار و کنترل ماست را تائید کرد.
آنچه در حیطه کنترل ما قرار دارد، شوقِ یافتنِ آنچه زندگی نکردهایم حتی در تلخترین ضربههاست.
جیمز هالیس
انکارِ نداشتن اندوه کمکی به ما نمیکند بلکه میبایست فانی بودن همهچیز را پذیرفت و آنچه که در اختیار و کنترل ماست را تائید کرد.
آنچه در حیطه کنترل ما قرار دارد، شوقِ یافتنِ آنچه زندگی نکردهایم حتی در تلخترین ضربههاست.
جیمز هالیس
#معرفی_فیلم
The brutalist
ببینیم یا نه؟ بله.
ببینید. اگر نیمساعت اول درگیرتون نکرد یک ساعت بهش وقت بدید. اگر بازم درگیرتون نکرد رهاش کنید. من دوستش داشتم. بهعلت کمبود وقت نمیتونم نقد و بررسی طولانی بنویسم. اما ببینید. امیدوارم مثل من طعم زجر داستان رو بچشید و ازش لذت ببرید.
The brutalist
ببینیم یا نه؟ بله.
ببینید. اگر نیمساعت اول درگیرتون نکرد یک ساعت بهش وقت بدید. اگر بازم درگیرتون نکرد رهاش کنید. من دوستش داشتم. بهعلت کمبود وقت نمیتونم نقد و بررسی طولانی بنویسم. اما ببینید. امیدوارم مثل من طعم زجر داستان رو بچشید و ازش لذت ببرید.
صرفا خواستم بگم فقط با نیمنگاه به تاریخ عراق، لیبی و هزاران قرارداد و جنایت دیگه من چشمم آب نمیخوره.
اگر باور نمیکنید از ویتنامیها بپرسید.
اگر باور نمیکنید از ویتنامیها بپرسید.
#معرفی_فیلم
سریالِ Dying for sex
ببینیم یا نه؟ نه.
اگرچه بازی میشل ویلیامز یکی از درخشانترین بازیهای چندسال اخیر تلویزیون بود اما من بیشتر از ۴ قسمت دووم نیاوردم. ایده اولیه سریال راجع به زنی هست که سرطان گرفته و قراره بمیره و تا به حال رابطه جنسی دلخواهش رو نداشته و نمیدونه رابطه جنسی دلخواه یعنی چی. من با دید باز نسبت به مسائل فمنیستی و LGBTQ و موارد دیگه سراغ سریال رفتم و دنبال هدف و معنا و لذت بردن از سریال بودم. اما سریال درنهایت چیزی جز میم کنار این پست نبود. حتی روایت دلچسبی هم نداشت که اگر داشت رها نمیکردم. هیچچیز تو این سریال جز ایده اولیه و بازی نقش اول جذبم نکرد اما بهنظرم چهار قسمت کفایت میکرد. با اینحال کسایی که کل سریال رو دیدن معتقد بودن پایان خوبی داره و نمره imdb به طرز عجیبی بالاست؛ هفت و سه دهم.
پیشنهادش نمیکنم.
امیدوارم شما لذت ببرید.
سریالِ Dying for sex
ببینیم یا نه؟ نه.
اگرچه بازی میشل ویلیامز یکی از درخشانترین بازیهای چندسال اخیر تلویزیون بود اما من بیشتر از ۴ قسمت دووم نیاوردم. ایده اولیه سریال راجع به زنی هست که سرطان گرفته و قراره بمیره و تا به حال رابطه جنسی دلخواهش رو نداشته و نمیدونه رابطه جنسی دلخواه یعنی چی. من با دید باز نسبت به مسائل فمنیستی و LGBTQ و موارد دیگه سراغ سریال رفتم و دنبال هدف و معنا و لذت بردن از سریال بودم. اما سریال درنهایت چیزی جز میم کنار این پست نبود. حتی روایت دلچسبی هم نداشت که اگر داشت رها نمیکردم. هیچچیز تو این سریال جز ایده اولیه و بازی نقش اول جذبم نکرد اما بهنظرم چهار قسمت کفایت میکرد. با اینحال کسایی که کل سریال رو دیدن معتقد بودن پایان خوبی داره و نمره imdb به طرز عجیبی بالاست؛ هفت و سه دهم.
پیشنهادش نمیکنم.
امیدوارم شما لذت ببرید.
من خستهام
خسته از آینه، از آدمی، از آسمان!
مگر تحمل یک پرندهی کوچک خانهزاد
یک پرندهی جامانده از فوج بارانخوردهی بیبازگشت
تا کجای این آسمان تمام رویاهاست؟
-علی صالحی
خسته از آینه، از آدمی، از آسمان!
مگر تحمل یک پرندهی کوچک خانهزاد
یک پرندهی جامانده از فوج بارانخوردهی بیبازگشت
تا کجای این آسمان تمام رویاهاست؟
-علی صالحی