ما امروزه با چنین چیزی مواجه هستیم. میتونم بابتش گریه کنم به معنای واقعی کلمه.
در شاهکار بودن این کتابها شکی نیست و من خوشحالم که حداقل ۹۰ درصد این کتابها واقعا خوبن و دارای ارزش بالای مطالعه. اما واقعا چه بلایی سرمون اومده که «۵۰ کتاب ضروری برای مطالعه قبل از مرگ» دقیقا همون کتابهایی میشن که تو اولین قفسه تمام کتابفروشیهاست؟ یعنی چون نویسنده اینها داستایوفسکی و همینگوی و معروفی و اساتید دیگه هستن باید حتما بریم سراغ اینا؟ چرا به مردم اجازه نمیدید یه کم فارغ از تبلیغ و سر و صدایی برن و لابهلای قفسه کتابهای دیگه بگردن. ما به عنوان مخاطب چرا فقط همینها رو میخریم و به خوندنشون افتخار میکنیم؟ اگر قرار باشه ما فقط و فقط همونی رو بخونیم که همه میخونن؛ چه پیشرفتی انتظار ما رو اونوقت میکشه؟
(ولی جدا از تمام اینها کتابهای این لیست رو از دست ندید.)
در شاهکار بودن این کتابها شکی نیست و من خوشحالم که حداقل ۹۰ درصد این کتابها واقعا خوبن و دارای ارزش بالای مطالعه. اما واقعا چه بلایی سرمون اومده که «۵۰ کتاب ضروری برای مطالعه قبل از مرگ» دقیقا همون کتابهایی میشن که تو اولین قفسه تمام کتابفروشیهاست؟ یعنی چون نویسنده اینها داستایوفسکی و همینگوی و معروفی و اساتید دیگه هستن باید حتما بریم سراغ اینا؟ چرا به مردم اجازه نمیدید یه کم فارغ از تبلیغ و سر و صدایی برن و لابهلای قفسه کتابهای دیگه بگردن. ما به عنوان مخاطب چرا فقط همینها رو میخریم و به خوندنشون افتخار میکنیم؟ اگر قرار باشه ما فقط و فقط همونی رو بخونیم که همه میخونن؛ چه پیشرفتی انتظار ما رو اونوقت میکشه؟
(ولی جدا از تمام اینها کتابهای این لیست رو از دست ندید.)
وقتی نمیمیرم
هم دردسرسازم
هم دستوپاگیرم
اما به هر تقدیر
باید تحمل کرد
سربار بودن را
حسین صفا
هم دردسرسازم
هم دستوپاگیرم
اما به هر تقدیر
باید تحمل کرد
سربار بودن را
حسین صفا
Gharibeh Ashena
Googoosh
این آهنگ برای من عیده، بهاره، اصلا خود زندگیه.
داستانهای من در سال ۱۴۰۳:
چهره سکرآور باران
(مردی ثروتمند که از روزمرگی خسته است و دنبال عطر زندگی میگردد و سوزی سنگین ناگهان در اتاقش میپیچید…)
بهمن بوی اسفند میدهد
(پسری که سر کلاس عربی نشسته و ناگهان بغلدستیاش به او میگوید اگر یک اسلحه داشتی چه کسی را میکشتی؟ و او خیلی جدیتر از یک شوخی ساده به این موضوع فکر میکند…)
یک خانه کف دریای مدیترانه
(توضیحی ندارم. خودتون بخونید.)
چهره سکرآور باران
(مردی ثروتمند که از روزمرگی خسته است و دنبال عطر زندگی میگردد و سوزی سنگین ناگهان در اتاقش میپیچید…)
بهمن بوی اسفند میدهد
(پسری که سر کلاس عربی نشسته و ناگهان بغلدستیاش به او میگوید اگر یک اسلحه داشتی چه کسی را میکشتی؟ و او خیلی جدیتر از یک شوخی ساده به این موضوع فکر میکند…)
یک خانه کف دریای مدیترانه
(توضیحی ندارم. خودتون بخونید.)
ببینید شعور و انسانیت همینطوری کف خیابون ریخته. انسان کافیه حداقل یکبار سرشو بندازه پائین و بهجای لگد کردنشون یه بار یکیشون رو برداره و بذاره جیبش. بسیار راحته.
#معرفی_فیلم
Robot dreams
یکی از بهترین انیمیشنهایی که تا به حال دیدم و عجب پایانی…
واقعا عجب پایانی
من سکوت میکنم تا خودتون برید ببینید
درد و بلای پایانش تو اکثر انیمیشنهای سه چهار سال اخیر دیزنی.
Robot dreams
یکی از بهترین انیمیشنهایی که تا به حال دیدم و عجب پایانی…
واقعا عجب پایانی
من سکوت میکنم تا خودتون برید ببینید
درد و بلای پایانش تو اکثر انیمیشنهای سه چهار سال اخیر دیزنی.
استویی گریفین جامعه ستیز
ز یا ذ؟ مسئله این است! دوتا از افعالی که خیلی با هم اشتباه گرفته میشن(اونقدر که حتی حدادعادل هم توی توییتش اشتباه نوشته بود) دو فعل «گزاردن» و «گذاشتن» هستن. چرا با هم اشتباه گرفته میشن؟ چون حالت امری و بن مضارع این دو فعل صدای یکسانی دارن.(گزار و گذار)…
لطفا یه بار برای همیشه پرونده این موضوع رو برای خودتون ببندید
از اینجا کپی شده
دو/ پایتخت ۷
لابد این هم به خاطر زمان و پیرشدن من است که دیگر با سریالی که فصلهای آغازینش را دوست داشتم ارتباط برقرار میکنم. به رفیقی گفتم این فصل جدید را انگار هوش مصنوعی ساخته و او هم گفت حس مشابهی دارد. سریال "فقط" محسن تنابنده را دارد و انبوه ایدههای برگرفته از شوخیهای فضای مجازی. تا قسمت چهارم هنوز ساختاری به وجود نیامده و حتی شخصیتهای ثابت سریال هم غریبه شدهاند. با تمام اینها، پایتخت هنوز "اتمسفر" درام روستایی را حفظ کرده و میتواند با میانوعدههای کوچک شیرین تکسکانسی، مخاطب مشتاق گرسنه را دنبال خود بکشد. صدالبته که در زمان نگارش این متن تازه چند قسمت گذشته و قضاوت درست ممکن نیست، اما لااقل تا اینجا برای من فصل جدید پایتخت یک یأس کامل است
دو/ پایتخت ۷
لابد این هم به خاطر زمان و پیرشدن من است که دیگر با سریالی که فصلهای آغازینش را دوست داشتم ارتباط برقرار میکنم. به رفیقی گفتم این فصل جدید را انگار هوش مصنوعی ساخته و او هم گفت حس مشابهی دارد. سریال "فقط" محسن تنابنده را دارد و انبوه ایدههای برگرفته از شوخیهای فضای مجازی. تا قسمت چهارم هنوز ساختاری به وجود نیامده و حتی شخصیتهای ثابت سریال هم غریبه شدهاند. با تمام اینها، پایتخت هنوز "اتمسفر" درام روستایی را حفظ کرده و میتواند با میانوعدههای کوچک شیرین تکسکانسی، مخاطب مشتاق گرسنه را دنبال خود بکشد. صدالبته که در زمان نگارش این متن تازه چند قسمت گذشته و قضاوت درست ممکن نیست، اما لااقل تا اینجا برای من فصل جدید پایتخت یک یأس کامل است
گلوم خلوتترین پسکوچه بنبست
سرم سرکشترین فواره میدون
یه فنجون قهوه تو غمگینترین کافه
یه عابر تو خیابونای سرگردون
چشامو بستمو وا کردمو دیدم
یکی از بال بستم آسمون ساخته
یکی بختک شده افتاده رو سینم
یکی از استخونام نردبون ساخته
سرم چندتا کتاب رنگورو رفته
یه بالن با طناب از گلو پاره
یه اعدامی که امیدش به دنیا نیست
ولی دنیا براش جذابیت داره
حسین صفا
سرم سرکشترین فواره میدون
یه فنجون قهوه تو غمگینترین کافه
یه عابر تو خیابونای سرگردون
چشامو بستمو وا کردمو دیدم
یکی از بال بستم آسمون ساخته
یکی بختک شده افتاده رو سینم
یکی از استخونام نردبون ساخته
سرم چندتا کتاب رنگورو رفته
یه بالن با طناب از گلو پاره
یه اعدامی که امیدش به دنیا نیست
ولی دنیا براش جذابیت داره
حسین صفا
حقیقت امشب:
۱۴۴ تا بیمارستان به اسم خمینی داریم و هر ۱۴۴ تا دوران پهلوی ساخته شده.
۱۴۴ تا بیمارستان به اسم خمینی داریم و هر ۱۴۴ تا دوران پهلوی ساخته شده.
من نمیخوام از یه زوال ۵۰۰ ساله حرف بزنم. بهنظرم یه زوال ده ساله هم قابل تامل هست. مقایسه کنید لایواکشن سیندرلا و سفید برفی (که جفتشون برای دیزنی هستند) رو تنها با اختلاف زمانی ۱۰ سال.
شما رو نمیدونم ولی من حس میکنم جهان از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۸ بهترین جا برای زندگی بوده و دیگه به اون شکوه و تعادل برنمیگردیم.
شما رو نمیدونم ولی من حس میکنم جهان از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۸ بهترین جا برای زندگی بوده و دیگه به اون شکوه و تعادل برنمیگردیم.