وقتی جهان آشوب است انسان جای اینکه نگران گوسفندهای چراگاهش باشد نگران دردهایی هست که مثل دام درونش زندگی میکنند و از اطراف خوراک این دامها تامین میشود. همه ما شبیه به هم میشویم وقتی رنجی قالب بر تمامان غلبه میکند. یک قلممو برمیدارند و میکشند به کل هیکل تک تکمان. نتیجهاش این است که انسان وقتی نشسته یک گوشه، لیوان چای در دست و راضی از زندگی، دائما دلشوره دارد که الان تکهای از آسمان مثل همان انیمیشن «جوجه کوچولو» روی سرش خراب شود. اما حس میکنم بعضی از ما از این انسانها نیستیم. ما صرفا بخاطر خوش بودن دلمان و روال بودن اوضاعمان و حس رضایت، نگران آیندهای که «مثلا» نعمتها را از ما بگیرند نیستیم.
بعضی از ما خوشحال بودنمان ربطی به از دست دادن و به دست آوردن ندارد. ما خود را از دست رفته میبینیم. شبیه یک تکه پارچه نخنما که به دست باد افتاده و هرزگاهی به درختی پرشکوفه گیر میکند. وقتی همهچیز باعث لبخندم میشود من نگران آینده نیستم یا بابت گذشتهای افسوس نمیخورم. صرفا من آنقدر رنگ زندگی را گرفتهام که هیچچیز باعث نمیشود فراموش کنم طعم تلخ دهانم را؛ اما با تمام تلخیها لبخند میزنم؛ با این آگاهی که من هنوز همانم.
بعضی از ما خوشحال بودنمان ربطی به از دست دادن و به دست آوردن ندارد. ما خود را از دست رفته میبینیم. شبیه یک تکه پارچه نخنما که به دست باد افتاده و هرزگاهی به درختی پرشکوفه گیر میکند. وقتی همهچیز باعث لبخندم میشود من نگران آینده نیستم یا بابت گذشتهای افسوس نمیخورم. صرفا من آنقدر رنگ زندگی را گرفتهام که هیچچیز باعث نمیشود فراموش کنم طعم تلخ دهانم را؛ اما با تمام تلخیها لبخند میزنم؛ با این آگاهی که من هنوز همانم.
دریک بعد از چند کمک مالی خیرخواهانه با این صحنه تو کنسرت جدیدش مواجه شد.
خیلیا درخواست مالی کرده بودن. از کمک به پدر برای مرخصی تا سفر به ایبیزا، سفر به یونان، خرید ماشین، پرداخت وام خانه مادر، خرید کیف بیرکین، خرید حلقه ازدواج تا شخصی که گفته از بیمارستان بعد از تصادف با خودرو به کنسرت اومده و ...
این دو چیز رو نشون میده
اولیش اینه که انسان واقعا موجود جالبیه!
دومیش رو هم خودتون استدلال کنید.
خیلیا درخواست مالی کرده بودن. از کمک به پدر برای مرخصی تا سفر به ایبیزا، سفر به یونان، خرید ماشین، پرداخت وام خانه مادر، خرید کیف بیرکین، خرید حلقه ازدواج تا شخصی که گفته از بیمارستان بعد از تصادف با خودرو به کنسرت اومده و ...
این دو چیز رو نشون میده
اولیش اینه که انسان واقعا موجود جالبیه!
دومیش رو هم خودتون استدلال کنید.
از عجایب این مملکت نحوه نگرش به آزادیه.
مثلا استفاده از موسیقیهای رپ تو سریالهای نمایشخانگی که مخاطب خیلی خیلی زیاد و عامی داره کاملا آزاد و بلامانعه ولی همین دو روز پیش یک رپر رو بخاطر کنسرت زیرزمینی مختصرش دستگیر کردن. زیباست!
البته که دردهای ما خیلی فراتر از اینهاست اما این مشت نشان از خروار است!
مثلا استفاده از موسیقیهای رپ تو سریالهای نمایشخانگی که مخاطب خیلی خیلی زیاد و عامی داره کاملا آزاد و بلامانعه ولی همین دو روز پیش یک رپر رو بخاطر کنسرت زیرزمینی مختصرش دستگیر کردن. زیباست!
البته که دردهای ما خیلی فراتر از اینهاست اما این مشت نشان از خروار است!
به قول بزرگی
عامه پسند نیست دیگه چیکار کنم؟؟؟ ما اینجوریم. شرمنده! یعنی داستان اینه که اصلا عامهپسند نبوده و نیست و قرارم نیست باشه. میدونی چی میگم؟ اگه چیزی مونده یا نمونده دیگه به حال وامونده ما ببخشیدااا. دم همه هم گرم دیگه. تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. دیگه ما گفتیم دیگه. ظاهر و باطن، مستی و راستی، همینی که هه! شرمنده اونایی که نساخت بهشون. دم اونایی گرم که میگیرنننن چی میگممممم
مرسی از همتون
چش و چالید
چش و چال
چ مثل چشم بازم چ مثل چال
بوس
عامه پسند نیست دیگه چیکار کنم؟؟؟ ما اینجوریم. شرمنده! یعنی داستان اینه که اصلا عامهپسند نبوده و نیست و قرارم نیست باشه. میدونی چی میگم؟ اگه چیزی مونده یا نمونده دیگه به حال وامونده ما ببخشیدااا. دم همه هم گرم دیگه. تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. دیگه ما گفتیم دیگه. ظاهر و باطن، مستی و راستی، همینی که هه! شرمنده اونایی که نساخت بهشون. دم اونایی گرم که میگیرنننن چی میگممممم
مرسی از همتون
چش و چالید
چش و چال
چ مثل چشم بازم چ مثل چال
بوس
#معرفی_فیلم
1.حاجی واشنگتن
یه فیلم ایرانی تاریخی که درونمایه
خیلی خیلی غنی داره
2.conclave
پشت درهای بسته اسرار کشیشها رو با بهترین فیلمبرداری و قاببندی ببینید
«اگر بخوام برای این دو فیلم نقد بنویسم یا وویس بگیرم خیلی طول میکشه و فرصتش نیست؛ شما تو ذهنتون نگه دارید و حتما یه روز ببینید»
1.حاجی واشنگتن
یه فیلم ایرانی تاریخی که درونمایه
خیلی خیلی غنی داره
2.conclave
پشت درهای بسته اسرار کشیشها رو با بهترین فیلمبرداری و قاببندی ببینید
«اگر بخوام برای این دو فیلم نقد بنویسم یا وویس بگیرم خیلی طول میکشه و فرصتش نیست؛ شما تو ذهنتون نگه دارید و حتما یه روز ببینید»
در هوای منفی فلان درجه، سرم را میگذارم وسط کوچه و دست و پایم را جلوی بخاری و چای، گرم میکنم.
گاهی کلمات اطرافم آنقدر زیاد هستند که تماما حس بیخاصیتی به من دست میدهد. انگار کلمات جای من میبینند، بغل میکنند، اشک میریزند، میخندند و درنهایت میمیرند؛ نه من.
من خوشحالم که داستانهایی نوشتم تا الان
به زبان فارسی
تا جایی که زورم رسیده با فرهنگ ایرانی و در فضای کلمات ادبیات فارسی!
و خوشحالم که با استفاده از همین زبان فارسی قصههای اینجا غذای موثری برای ذهن خوانندههاش بوده طبق گفتههای خودتون.
از اینکه اگر هویتی دست و پا کردم
اگر اسمم تو ذهنتون مونده
اگر شخصیتی خلق شده که تو قلبتون جا خوش کرده
اگر اشکی با کلماتم ریختید
همش با کمک فارسی بوده؛ خوشحالم.
به زبان فارسی
تا جایی که زورم رسیده با فرهنگ ایرانی و در فضای کلمات ادبیات فارسی!
و خوشحالم که با استفاده از همین زبان فارسی قصههای اینجا غذای موثری برای ذهن خوانندههاش بوده طبق گفتههای خودتون.
از اینکه اگر هویتی دست و پا کردم
اگر اسمم تو ذهنتون مونده
اگر شخصیتی خلق شده که تو قلبتون جا خوش کرده
اگر اشکی با کلماتم ریختید
همش با کمک فارسی بوده؛ خوشحالم.
Forwarded from Wittgenstein in Exile
از جهتی اینکه میگن فلسفه نخون دیوانه میشی احمقانه است و از جهتی قابل تأمل و جالب.
فلسفه نیست چیزی جز آزردن خود و دیگران، به مانند سقراط بهعنوان مهمترین فیگور فلسفی که جهالت دیگری رو به روش میآورد و آزارش میداد و خودش رو هم در معرض آزار آماج تفکرات قرار داده بود.
اصولاً روح نحیف و طبع ضعیف انسان معمولی از تروما فراریه و یادآوری تروما براش دردناکه، اما از زمان شروع به تفلسف گویی شخص با سر به سوی شکاف تروماتیک حقیقت فلسفی شیرجه میزنه.
سعادت برای انسان عادی قرن بیستویکمی در زیدبازی نهفتهست، فلسفه که ذاتاً تروماتیکه برای انسانهای سادمازوخیسته، اگر از آزار دادن و آزار دیدن لذت نمیبرید خبط نکنید و به این وادی سراسر رنج پا نذارید و همان رویهٔ فلسفه در یک دقیقهٔ اینستاگرام رو دنبال کنید.
فلسفه نیست چیزی جز آزردن خود و دیگران، به مانند سقراط بهعنوان مهمترین فیگور فلسفی که جهالت دیگری رو به روش میآورد و آزارش میداد و خودش رو هم در معرض آزار آماج تفکرات قرار داده بود.
اصولاً روح نحیف و طبع ضعیف انسان معمولی از تروما فراریه و یادآوری تروما براش دردناکه، اما از زمان شروع به تفلسف گویی شخص با سر به سوی شکاف تروماتیک حقیقت فلسفی شیرجه میزنه.
سعادت برای انسان عادی قرن بیستویکمی در زیدبازی نهفتهست، فلسفه که ذاتاً تروماتیکه برای انسانهای سادمازوخیسته، اگر از آزار دادن و آزار دیدن لذت نمیبرید خبط نکنید و به این وادی سراسر رنج پا نذارید و همان رویهٔ فلسفه در یک دقیقهٔ اینستاگرام رو دنبال کنید.
Forwarded from Wittgenstein in Exile
Wittgenstein in Exile
از جهتی اینکه میگن فلسفه نخون دیوانه میشی احمقانه است و از جهتی قابل تأمل و جالب. فلسفه نیست چیزی جز آزردن خود و دیگران، به مانند سقراط بهعنوان مهمترین فیگور فلسفی که جهالت دیگری رو به روش میآورد و آزارش میداد و خودش رو هم در معرض آزار آماج تفکرات قرار…
یک نگاه بالا به پائین در باب فلسفه در ایران وجود داره که خیلی احمقانه است، دو گروه هستند که نسبت به فلسفه بیاعتنایی دارند: گروه نخست که بیاعتنا هستند و در عین حال نگاهی محترمانه دارند و گروه دوم بیاعتنا هستند و نگاهی تحقیرآمیز دارند و ورد زبانشون اینه به چه دردی میخوره این فلسفه فلسفه.
بحث من درباره گروه دومه، ببین عزیز دل تو اگر قرار بود با کنار گذاشتن فلسفه صنعت و اقتصادت قوی باشه باید الان در حال رقابت با صنعت و اقتصاد آلمان بودی یا آلمان و امریکا فلسفه رو به کل کنار گذاشته بودن.
شما بدون اعتنا به فلسفه نه صنعت داری و نه فلسفه، یک اقتصاد عقیم داری با یک تفکر عقیم.
بگذارید براتون صادقانه روشن کنم، اگر فلسفه به هیچ کاری نمیاومد این غربیهای حسابگر و با ذکاوت خیلی زودتر از شما به ذهنشون میرسید که بساطاش رو جمع کنند و بهش بهایی ندن.
ولی هیچ احمقی به مادر علوم و مطرحکنندهٔ پرسشهای بنیادی پرچسب ناکارآمد بودن نمیزنه!
بحث من درباره گروه دومه، ببین عزیز دل تو اگر قرار بود با کنار گذاشتن فلسفه صنعت و اقتصادت قوی باشه باید الان در حال رقابت با صنعت و اقتصاد آلمان بودی یا آلمان و امریکا فلسفه رو به کل کنار گذاشته بودن.
شما بدون اعتنا به فلسفه نه صنعت داری و نه فلسفه، یک اقتصاد عقیم داری با یک تفکر عقیم.
بگذارید براتون صادقانه روشن کنم، اگر فلسفه به هیچ کاری نمیاومد این غربیهای حسابگر و با ذکاوت خیلی زودتر از شما به ذهنشون میرسید که بساطاش رو جمع کنند و بهش بهایی ندن.
ولی هیچ احمقی به مادر علوم و مطرحکنندهٔ پرسشهای بنیادی پرچسب ناکارآمد بودن نمیزنه!