معکوس
760 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
یاد زمانی می افتادم که غروب‌ها را عاشقانه دوست داشت و مرا وادار به تماشا می کرد. می نشست لبه ی بلندای شهر و می گفت نمی خواهی برای خورشید دست بزنی؟ وقتی هر بار سرم را به نشانه تعجب تکان می دادم می گفت چند ساعت است که دارد در صحنه آسمان برای ما می رقصد. برای من و تو! نمی‌خواهی وقتی دارد صحنه را ترک می کند برایش دست بزنی تا روز بعد دوباره برایمان برقصد؟
چه خبرتونه دارید از این قلبا میذارید😀
معکوس
hero.pdf
ولی
من متنایی که اینحا میذارم رو کاری ندارم
اصل تموم نوشته های من
داستان هایی هست که براتون می‌ذارم
تمامش تو این ها خلاصه می‌شه
پس
لطفا
اگر چیزای دیگرو دوست دارید
این‌ رو حتما بخونید
ولی من جدی جدی بلد نیستم ناراحت بشم
حس میکنم انسان ها هرچقدر که از میزان عادی جامعه بزرگتر میشن
به میزان بزرگیشون
بیشتر مسخره میشن
و بیشتر کم محلی میشه بهشون
جدی جدی متن های من سبک خاص خودشو داره و شما می‌تونید این رو تشخیص بدید یا دارید اذیتم می‌کنید؟
Forwarded from Gaslighting.
نوشتن یک هنر نیست برای نوشتن باید عاشق ، آگاه یا دردمند باشید.
Audio
اون چهچهه وسطش**
اعتراض در هرزمانی زیباست
در هر زمانی مناسبه
حتی بی نتیجه
حتی بی پایان
حتی اگر منجر به مرگ شود

اعتراض نشانه ی زنده ماندن است
اول به روح خود
بعد به روح دیگران
خیانت نکنید
خیانت به روح کاری می کنه
که فردی که بهش خیانت شده
احساس حقارت
کوچیکی
کمبود اعتماد به نفس
بازی داده شدن
و شکست کنه
Raah Aahan / Shahrak Naft
Navid
کتابم برای چاپ دوم مجوز ارشاد رو نگرفت بدون اینکه دلیلش رو بگن

واقعا؟

حتی از نوشته های یه نوجوون ۱۷ ساله هم می‌ترسید؟
Dar Kooye Eshgh
Alireza Ghorbani
موی دست سیخ کن*
انگار ایران!


اگرچه باید آوازه‌مان را جار بزنیم و زاگرس را بکوبیم در دهان هرکس که این فرهنگ را مورد احترام قرار نمی‌دهد اماااااا
صدای نفس‌های شهر که این حوالی تاب می‌خورد انگار عاری از اکسیژن است. نگاه ها به من می‌فهماند که درد تنفس می‌کنیم. ذهن‌هامان قفس توله گرگ‌های پرشر و شوری است که برای آزادی به دیواره چنگ می‌زنند. سطح دغدغه‌ها را باید با کف‌کش‌های عظیم‌الجثه بالا آورد تا شاید به کف خیابان برسد. وجود تمام این زرق و برق‌ها و چراغ‌های چشمک‌زن مثل سد گتوند شده. هرچه آب بریزی شور و شورتر تحویل می‌گیری. بی‌خاصیت است!
ذهن نویسنده‌های معروف و مزین به لباس‌های هنری چرندیات بی رمق را با اندکی تب و تاب و بزک کردن دوباره تحویلمان می‌دهند. ما چه می‌کنیم؟ با آغوشی باز از نظریات و نوشته‌های بی‌سر و تهشان استقبالی عمیق به عمق دره های قشم می‌کنیم.
نسل جوانمان با های و هوی هایی که مثل بادهای منجیل می‌وزند پر شده. بی‌بنیاد و بی‌ریشه با افکاری به تاریکی غارهای کردستان!
دهان‌هایی به آلودگی هوای تهران و حالی گرفته تر از خوزستان داریم!
جماعتی به ظاهر خوش‌فکر که احساس می‌کنند جاری و آزاد مثل چشمه‌های البرز و شمال‌اند.
موافقم!
اما مثل آن چشمه‌هایی که هیچ‌وقت به خزر نرسید.
اگر هم رسید روسیه‌‌ای هست که ما را بدزدد.
ما همین هستیم.
بدهکارانی که از گذشته
های خود طلب کارند!
از بیزاری هم بیزارم
دلم میخواست ذهنم میشست یه گوشه دور حروف صدادار روزنامه خط می کشید ببینه چندتا هستن
من دنیارو سه طلاقه کردم!


مصطفی چمران
https://t.me/Shenakht_RBot?start=ppanfst4hq


عام
ببینم چقدر منو میشناسید


(به تقلید از چنل دیگران)



بالاترین میو بوده: ۸۰
اون خمیر بازی‌های بچگی‌مون رو یادتونه؟

وقتی حالمون بده یا سردرگمیم گاهی وقت‌ها حس‌ها با هم قاطی می‌شن و نمی‌شه تشخیص‌شون داد.

این زمان ها درون‌مون انگار اون خمیربازی‌های رنگی رنگی رو با هم قاطی کردن!

زرد و سبز و آبی و قرمز و…
همه‌شون شدن طوسی و بدرنگ و یک‌شکل!
درمیان خنده
امیدواری
غذای گرمی که مادر پخته
دوستان باوفا
بوسه های عاشقانه
و خوشبختی های عمیق
با آرامشی ناتمام

دلم سیگار مرگ میخواهد!
نوشتنم نمیاد
بیاید شما پست های قشنگ کامنت کنید
فقط منم که از این دخترای ۲۰ و خورده ای ساله که پیج های عن‌گیزشی میزنن
دفترای گوگولی دارن
با یه عالمه ارایش عکس خودشون رو میذارن
خودکاراشون رنگی رنگیه
سلام عزیزان دلم پست می کنن
ببینم
فقط منم که از اینا دیگه حالم به هم میخوره یا شما هم؟