انسان ها مرده اند
وقتی زیر خاک می روند
بیشتر می میرند
و اطرافیانشان
تازه
زنده می شوند
وقتی زیر خاک می روند
بیشتر می میرند
و اطرافیانشان
تازه
زنده می شوند
معکوس
hero.pdf
میخوام لو بدم ایده داستان اولین بار کجا بوده
https://www.aparat.com/v/NDcQH
از دقیقه سه و ۵۰ به بعد این انیمیشن
انسان های کوچیکی که از دل یه انسان بزرگتر میان بیرون و درگیر روزمرگی ها و نون بالای سرشونن
اینجا ایده داستان به ذهن من رسید
https://www.aparat.com/v/NDcQH
از دقیقه سه و ۵۰ به بعد این انیمیشن
انسان های کوچیکی که از دل یه انسان بزرگتر میان بیرون و درگیر روزمرگی ها و نون بالای سرشونن
اینجا ایده داستان به ذهن من رسید
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
انیمیشن کوتاه "دستینو"
انیمیشن کوتاه "دستینو"
محصول همکاری سالوادر دالی و والت دیزنی(دیسنی)در ۱۹۶۴ میلادی.ساخت این فیلم بعد از مرگ دالی و مشکلات مالی استدیو، هزینه زیاد پروژه و خاص بودنش در زمان ساخت، برای مدت زمان طولانی دچار وقفه شد.
موسیقی
محصول همکاری سالوادر دالی و والت دیزنی(دیسنی)در ۱۹۶۴ میلادی.ساخت این فیلم بعد از مرگ دالی و مشکلات مالی استدیو، هزینه زیاد پروژه و خاص بودنش در زمان ساخت، برای مدت زمان طولانی دچار وقفه شد.
موسیقی
به نظرتون تو متن های عاشقانه…
Anonymous Poll
15%
اغراق های خیلی قشنگ استفاده بشه
27%
صادقانه باشه و مطابق با واقعیت
42%
جفتش خوبه
15%
اصن متن عاشقانه بدرد نمیخوره
آینه ی خانه ی ما مبهوت ترین چشم ها را دارد. آینه ی خانه ی ما خراب ترین صورت را دارد.
چه آینه ی بدبختی!
دستان مرا نشان میدهد
چه آینه ی بدبختی!
دستان مرا نشان میدهد
اگر قرار بود تا آخر عمر یه آلبوم موسیقی رو گوش کنید؟
من خودم آلبومی که چاووشی برای شهرزاد خوند!(:
من خودم آلبومی که چاووشی برای شهرزاد خوند!(:
پیشنهاد من به شما وقتایی که حالتون بده پیاده رویه؛
من خودم پارسال که حس هیچی رو نداشتم
۳۰ کیلومتر یه دفعه پیاده روی می کردم
گاهی با آهنگ
گاهی با سکوت
قطعا بهترتون میکنه
من خودم پارسال که حس هیچی رو نداشتم
۳۰ کیلومتر یه دفعه پیاده روی می کردم
گاهی با آهنگ
گاهی با سکوت
قطعا بهترتون میکنه
امروز که به جان خودم افتادم فهمیدم ماندنی درکار نیست. من مجبور به خودمم.
عجب!
فکر می کنید من خودم را می شناسم؟
بعیده
عمیقا بعیده
پس من مجبور به نشناختنم؟
آه
من تماما ناشناخته ام
درست مثل رفتار تو نسبت به دیگران که ناشناخته است
انگار تویی از تو جدا می شود و میرود کنجی می نشنید و به تو و رفتارت از بالا تا پایین دوباره نگاه می کند و می گوید ای احمق
و فکر کردی دروغ می گوید؟
مهم نیست!
مهم این است که مثل مار دور روح و جسمت می پیچد
و معلوم نیست هربار که فکر می کنی چند تا بختک برای خودت می خری تا به جانت بیوفتند!
عجب!
فکر می کنید من خودم را می شناسم؟
بعیده
عمیقا بعیده
پس من مجبور به نشناختنم؟
آه
من تماما ناشناخته ام
درست مثل رفتار تو نسبت به دیگران که ناشناخته است
انگار تویی از تو جدا می شود و میرود کنجی می نشنید و به تو و رفتارت از بالا تا پایین دوباره نگاه می کند و می گوید ای احمق
و فکر کردی دروغ می گوید؟
مهم نیست!
مهم این است که مثل مار دور روح و جسمت می پیچد
و معلوم نیست هربار که فکر می کنی چند تا بختک برای خودت می خری تا به جانت بیوفتند!
یاد زمانی می افتادم که غروبها را عاشقانه دوست داشت و مرا وادار به تماشا می کرد. می نشست لبه ی بلندای شهر و می گفت نمی خواهی برای خورشید دست بزنی؟ وقتی هر بار سرم را به نشانه تعجب تکان می دادم می گفت چند ساعت است که دارد در صحنه آسمان برای ما می رقصد. برای من و تو! نمیخواهی وقتی دارد صحنه را ترک می کند برایش دست بزنی تا روز بعد دوباره برایمان برقصد؟
معکوس
hero.pdf
ولی
من متنایی که اینحا میذارم رو کاری ندارم
اصل تموم نوشته های من
داستان هایی هست که براتون میذارم
تمامش تو این ها خلاصه میشه
پس
لطفا
اگر چیزای دیگرو دوست دارید
این رو حتما بخونید
من متنایی که اینحا میذارم رو کاری ندارم
اصل تموم نوشته های من
داستان هایی هست که براتون میذارم
تمامش تو این ها خلاصه میشه
پس
لطفا
اگر چیزای دیگرو دوست دارید
این رو حتما بخونید
حس میکنم انسان ها هرچقدر که از میزان عادی جامعه بزرگتر میشن
به میزان بزرگیشون
بیشتر مسخره میشن
و بیشتر کم محلی میشه بهشون
به میزان بزرگیشون
بیشتر مسخره میشن
و بیشتر کم محلی میشه بهشون
جدی جدی متن های من سبک خاص خودشو داره و شما میتونید این رو تشخیص بدید یا دارید اذیتم میکنید؟