معکوس
764 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
از تئوری های ذهنی و روانشناسی در نهایت چیزی جز تجربه خود آدم نمی مونه
رقص🩰
صدای قدم هایت از دور آشنا تر است شاید چون به نزدیک بودن عادت نداریم.
در تنش رقص های روزانه. با لباس های جذب سیاه و سفید پوسیده. این رقص نمایشی است که ابدیت من و توست. من و تویی که هر روز پاهای برهنه خود را به کفش های تخت سفید بزک می کنیم و ارتعاش نفس هایمان را روی چرخش نا محرم بودن دست ها حس می کنیم. روی صحنه ی نمایش قدم می گذاری و کنار من می آیی. لبانت از همیشه خشک تر و سردیت از همیشه سرد تر است. چشمان بی نگاهت همانطور مبهوت دست مرا می گیرد و جلوی حضار شروع به بازی دادن نور می کنیم. موج بوی اصطکاک چرخش تو را هیچکس جز خنده های بی گناه من نمی فهمد. هیچکس. هیچ کدام از تماشاچی ها! فقط وقتی نمایش تمام می شود تو می روی و من می روم و روح من در پی آمدن روح تو همانطور همانجا می رقصد.
#ننوشته
Forwarded from Panda | چالش هات
دلم واسه روزایی که از ایشون پند میگرفتیم تنگ شده

@irani_panda
Forwarded from توییتر فارسی
این کتاب ها، آدم نادان رو تبدیل به یک آدم نادان با توهم دانایی میکنه.

»هورش«

@OfficialPersianTwitter
معکوس
Photo
مغز من سر امتحان فیزیک🙂🌝
چرا باید به صدای بلند بخوانیم؟


@shahinkalantari
مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
چرا باید به صدای بلند بخوانیم؟ @shahinkalantari
اگر فقط یه کوچولو از متن های من خوشتون میاد
من قسمت بزرگیشو مدیون این استاد عزیزم
نقاب لجن گرفته ی خودستایی بخاطر هنر
خیلی دیر تر از نقاب ساده لوحی از صورت ها جدا می شود
#ننوشته
ب نظرم بحث صداقت نیست
ما صرفا زور میزنیم ک خودمونو ب اون چیزی که آدما دوست دارن و نزدیک کنیم و یه جاهایی دیگه کم میاریم
بعد اونایی که اطراف ما هستن معمولا این اتفاق براشون میوفته
میدونی بعدش چی میشه؟
آدما اون چیزی که ازشون تو باورمون ساختیم نمیشن
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارد و ضربان قلبت را تندتر می‌کند دوری کنی.💌🌿

•پابلو نرودا
انقدر که به فکر حرف زدن راجب درد هستیم
دنیامون درد نداره
سیاهی
زیبا ترین مکان برای در آغوش کشیدن است
#ننوشته
اوضاع اقتصاد انقدر داغونه دلم نمیاد راجب درون خودم فکر کنم
زیرا درباره ی ماری می گفت رفیقه اش. و برای من
او فقط ماری بود....
آلبرکامو
بیگانه
هیچ جایی روشن تر از وجود تو نیست
خب خب
بیگانه تموم شد و نادیا رو شروع کردم
نوشته ی آندره برتون یکی از بزرگترین نویسنده های سوررئال جهان
راجب بیگانه: اگر بخوایم با هم تراز و هم سبک خودش مثل بوف کور مقایسش کنیم
من به شخصه بوف کور رو ترجیح میدم
چون بوف کور حقیقت پوچی رو میزنه تو صورتت اما بیگانه جز چند صفحه آخر دیگه این کارو نمی کنه و تو روند داستان زیر پوستی اینو بهت میگه
ترجمه جلال آل احمد ساده اما دل نشین بود به جز آخرش که برای درک هر جملش باید یه بار لغت نامه سرچ می کردم و چند بار یک پاراگراف رو می خوندم
برای کسی که خیلی زود تحت تاثیر چیزی قرار می‌گیره کتاب خطرناکیه ولی ادبیات و روند داستان و قلم آلبر کامو همونطور که بعد از خوندن سقوط ازش توقع داشتم
بی نظیره
بخونید و لذت ببرید و از دنیای پوچ گرا ها نترسید
خلاص
دردِ تو آنقدر عمیق است که تهِ چشمت گیر کرده... و اگر گریه بکنی یا اشک از پشتِ چشمت در می آید و یا اصلا اشک در نمی آید!

بوف کور
صادق هدایت
چندی است که بالای سر روح خود اشک می‌ریزم و حال و هوای باران را دارم. اما این را فهمیدم گریه ات اگر درست باشد یک قطره باران هم کافی است. جهانم، خط های موازی دو واگن اشک تشنه و یک جفت ایستگاه پر از قطارهای بی‌قرار است. تلاش برای گریستن من بی‌معنی است وقتی تمام رگ هایم، چه سرخ و چه سیاهِ مملو از سرخ، سراسر از اشک جاری است و همه‌اش را دل منفعلم به سراسر وجودم هدایت میکند. مثل ترکشی است که بالاخره باید در سر فرد مورد نظرت خالی شود و خونش همه جا را بگیرد. اشک همینطور است. بی‌پروا . حسی مابین غصه‌های که تازه جریان پیدا کرده و غمی که دارد خالی می‌شود . یک مرز متعادل که تو را در میان این دو قرار می‌دهد و ذهن بسته ات را به پرواز در می‌آورد . گریه کن! که ستاره‌ها از چشمت ببارند و مهتاب، از گونه ات پایین بیاید.»

یکی از قواعد مهم دنیاست. غصه. اندوه. بغض. و در نهایت گریه و اشک. اما گریه چیزی نیست که وقتی ناراحت باشی همراهت بیاید. دنیا پر از شگفتی است. پر از پدیده‌هایی که شاید هیچگاه فهم ما نتواند آنها را درک کند و هیچ کلمه‌ای قادر به توصیف یا توضیح مناسبی برای آن نیست و برخی از دردها، غم‌ها و احساسات دنیا در هیچ‌چیزی محدود نمی‌شوند چون یا آنقدر برای بشر تازه و شخصی است که کسی تا به حال آن را تجربه نکرده یا آنقدر عمیق و واقعی است که کسی نمیتواند آن را از دلش بیرون بکشد و برای خودش معنا کند و آن درد همانطور ذره ذره بدون اینکه خودش بفهمد چیست رشد میکند و درونش پخش میشود و غیر قابل کنترل تر از همیشه، دیدش را نسبت به دنیای اطراف عوض میکند و تنها چیزی که میتواند این همه بی مفهومی را التیام ببخشد اشک‌هایی است که به ظاهر بی‌دلیل ریخته میشوند اما بزرگترین علتش کلماتی است که هیچگاه نمیتوانیم بیان کنیم و درونمان خود به خود بی‌معنی تر میشوند و اگر همین اشک هم نبود انسان باید دنیای سیاه بیرون خودش و دنیای برهم ریخته درونش را تحمل میکرد. بخاطر همین اشک مقدس است و این تقدس با گریه برای چیز های پوچ از بین می‌رود . در مسیر ساخت این جهان تنگ بنای بی بنیاد خودم، سعی کردم غم‌های دنیا را بشناسم و با آنها زندگی کنم و هر کدام را قسمتی از خود بکنم تا بزرگتر شوم. از سطحی‌ترین تا عمیق‌ترین حالت هر انسان. از کلماتی که به راحتی می‌دانند از چه دلخورند تا دلهایی که حتی خود را نمیشناسند و فقط در خلوت و تاریکی درونشان به دنبال سرپناهی میگشتند( یا تنهایی را ترجیح میدادند). با خیلی از غمها اشکهایی می‌آمد که به دنبالش هیچ تسکینی نبود. هیچ‌چیزی به آنها اضافه نمیکرد و این مرا ناراحت تر از گذشته میکرد و وادار میشدم در حد فهم و توانم با آنها صحبت کنم و درکشان کنم. روابط دورادوری که شکل میگرفت و از بین میرفت، برهم ریختگی سر یک دوستی ساده، پیچیدگی‌های ارتباطات مختلف، مسیرهای نادرست طی شده و مسیرهای درست طی نشده و... هر کس برای یک چیز اشک میریخت اما کسی قدر اشکهای ریخته اش را نمیدانست و دنیا جایی نیست که بتوانی هر اشکی که میریزی را جبران کنی. درون آدم انتهایی دارد و اگر روزی دلتنگ اشکهایی شدی که حالت را خوب کنند و این خفقان و بغض درونت اجازه گریه را به تو نمیداد آن روز بخاطر این است که اشکهای درونت را با ارزش نشماردی و اگر کلمات بیمعنی شوند و ما سادگی درست را بفهمیم هیچ اشکی بیارزش نمیشود.
#اینجا_کلمات_بی_معنی_است
#ننوشته
Beautiful
Eminem