معکوس
760 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
اصن مگه چیزی هم این وسط مهمه؟
به بخش files چنل سر بزنید
چیزهای خوبی می‌بینید
چه لذتی است در این مردن!
درآن زمان که نفس ها را
تو می کشی
و دود می کنی
چه لذتی است در این مردن
در این چشم های باز مرده
روح زیر خاک اسارت رفته
چه لذتی است در این مردن
در این جهان که مقبره است
پس چه روی خاک و چه زیر
جنازه ای هستیم
که راه می رود
یا راه رفته
چه لذتی است در این مردن
اگر که بعد از مرگ
نامه ی اعمال بسته است و پایم گیر
در همین دنیای به اصطلاح آزاد
ساعتی که شده شلیک هرگز
به عقربه بر نمی گرده
معکوس
Rez – Ziro Roo
چیکار میشه کرد؟
روزی دست خالقه
مشکل مالیه!
این فکر احمقانه که با تکامل همراه با یک نفر
با رابطه
یا با تمام شدن چیزی که به آن تنهایی‌ات می‌گویی
درد تو
رنج تو
حال خراب دوست داشتنی تو
غم های بوسیدنی تو
دور ریخته می شود
تمام این هارا بریز دور
تو هنوز همانی
که اندکی درصد عشقش بیشتر شده
کمی بال و پر گرفته
اما
چیزی از اینکه تو حس کنی توی قفس هستی کم می کند؟
نه!
تو هنوز همانی
همان که اسارت می طلبد
همان که درگیر خودش است
همان که نمی تواند شک های بیخودش را رها کند
تو هنوز همان زندانی هستی که بودی
و عاشق شدن
و تنها نبودن
چیزی از اینکه تو زندانی هستی
کم نمی کند!
من نمی‌فهمم
الان داری به زبون فارسی متن می‌نویسید
اسم و مکان و ماه انگلیسی انتخاب کردنتون دیگه چیه؟
دشتی قبل از امتحان زیست

پیشنهاد خواننده: با تریاک صرف شود


در مدرسه ما چه می گذرد**
من در وسط روز در دلم ماه دارم!
این چنین
یاد زیبای شبانگی‌ام زنده خواهد ماند
یه سری آهنگ ها هستن تو پلی لیستتون
هزاربار هم گوش کرده باشید
بازم ازش نمی گذرید
همونو بفرستید
میای اینجا و این آهنگی که این زیر میذارم رو فریاددددددد میزنی باهاش
عشق باندینی (شخصیت داستان)تو مجموعه ی فانته وقتی ناپدید شد
و باندینی رمانش رو تموم کرد
روی کتاب نوشت تقدیم به عشق من
و کتاب رو پرت کرد تو دل بیابون

خیلی دوست دارم یه بار این اتفاق بیوفته
حتی به قیمت مرگ معشوق😭😔
خون را در شیشه ی دل نهان باید کرد.
و لب دنیا را برای بوسه هایش خون!
کوچه های شهر را باید ترس پاشید
و با موسیقی باید سر مردمان را دار زد
عشق را باید پشت خاکریزی قایم، و انسانیت را ترک باید کرد.
شمشیر عذاب را تیز
و در گلوی خود
باید
کرد
منم باید با آخرین قطاری که آخرین گلوله آخرین خشاب بود می رفتم
اما نرفتم
یه اسلحه جدید آوردم
خشاب جدید
گلوله های زیاد
خیلی زیاد
Bia Benevesem
Mahasti
آدمایی که دارن بلاکم می‌کنن یا باهام قطع ارتباط می‌کنن
بدون اینکه دلیلشو خودم بدونم

داره از موهای سرم بیشتر میشه
من عاشق لحظه‌هایی می‌شم که آدم بعد از انجام یه کاری
بیاد بگه
واقعا من بودم که اون کاررو انجام دادم؟
دیروز گفت:«اگر روزی مشکلی داشته باشم که نتونم حلش کنم نفس کشیدن رو تموم می کنم. حتی باور دارم مشکلات روحی روانی هم درمان دارن. تماما»
فردا جنازه‌اش بود و یک برگه کاغذ که روش نوشته شده بود:
مشکلم وجود من بود
حل شد!
احساس می‌کنم او مدت ها بود منتظر شکست خوردن است
اصلا انگار علاقه خاصی به شکست داشت!
برایم سوال شد
چرا؟
چرا یک آدم دلش می‌خواهد در یک مسابقه
در عشق
یا حتی در زندگی و اهدافش شکست بخورد؟
یعنی تا این حد همیشه موفق است؟
تا پاسخش را یک شب خودش به من داد
گفت:«من یک آدم تنوع طلبم. و سال‌هاست شکست نخوردم و دنبال این حسرت و تنوع می گردم. می‌دانی چرا؟ چون مدت هاست من تماما شکسته ام. پس جایی برای شکست بیشتر وجود ندارد»
تبریک می‌گویم
نقاب‌های شکسته‌ات را با ظرافت تعمیر کردی!
خسته نباشی