معهذا(به قول هدایت) میدونم گاها رفتار درستی زمان بحثها ندارم و بدرسوندن مفهوم باعث آزار میشه
این وسط
اگر کسی ناراحت شد معذرت میخوام
شاد باشید.
این وسط
اگر کسی ناراحت شد معذرت میخوام
شاد باشید.
چهره سکرآور باران.pdf
80.1 KB
داستانِ چهره سکرآور باران
(زمان مورد نیاز برای مطالعه: بسیار بسیار کم)
(زمان مورد نیاز برای مطالعه: بسیار بسیار کم)
خلاصه ی نوشته:
مردی که سخت به اصول و چهارچوب زندگی خودش پایبنده احساس میکنه چیزی تو وجودش کمه و از زیباییهای اطرافش (طبق گفته همسرش) درست بهره نبرده. اون به زندگی این شانس رو میده تا روی خوش و البته زیباییهاش رو نشونش بده اما زندگی کار دیگهای با اون میکنه. همونطور که قبلا کرده بود…
مردی که سخت به اصول و چهارچوب زندگی خودش پایبنده احساس میکنه چیزی تو وجودش کمه و از زیباییهای اطرافش (طبق گفته همسرش) درست بهره نبرده. اون به زندگی این شانس رو میده تا روی خوش و البته زیباییهاش رو نشونش بده اما زندگی کار دیگهای با اون میکنه. همونطور که قبلا کرده بود…
امسال قطعا بزرگترین هدف زندگیم اینه که عزتنفس بیشتری خواهم داشت. به انسانهایی که ترک کردم یا ترکم کردن برنخواهم گشت. تعاریف جدیدی از احترام و هویت برای خودم دست و پا میکنم و تن به خیلی چیزا نمیدم تا آرامش بیشتری داشته باشم.
زمان میگیره یکی یکی قهرمانات رو!
خواننده مراسم بزرگداشت سلیمانی کی بود؟ محمد معتمدی!
جناب معتمدی شما یکی از خوانندههای مورد علاقه من بودی. کلیپ رو که دیدم واقعا برام سواله، شمایی که تور کنسرتها و اجراهای بینالمللی میذاشتی که جهان انگشت به دهن بمونه، برای چند میلیارد پول رفتی و جایی اجرا کردی که هیچکس شوقی برات نداشت؟ و همه عین ماست داشتن فقط نگاهت میکردن چون درکی از هنر شما نداشتن.
چطور انقدر ساده
چطور…
خواننده مراسم بزرگداشت سلیمانی کی بود؟ محمد معتمدی!
جناب معتمدی شما یکی از خوانندههای مورد علاقه من بودی. کلیپ رو که دیدم واقعا برام سواله، شمایی که تور کنسرتها و اجراهای بینالمللی میذاشتی که جهان انگشت به دهن بمونه، برای چند میلیارد پول رفتی و جایی اجرا کردی که هیچکس شوقی برات نداشت؟ و همه عین ماست داشتن فقط نگاهت میکردن چون درکی از هنر شما نداشتن.
چطور انقدر ساده
چطور…
معکوس
چهره سکرآور باران.pdf
من یه زمانی از ملموس نوشتن بدم میومد
و حس میکنم بهترین اتفاقی که برام افتاده اینه که این داستان رو ملموس نوشتم
و حس میکنم بهترین اتفاقی که برام افتاده اینه که این داستان رو ملموس نوشتم
Forwarded from پراگما/pragmabook (𝓐𝓫𝓸𝓵𝓯𝓪𝔃𝓵)
چطور تحلیل کنیم؟.pdf
4.7 MB
مطالب امروز درباره تحلیل متن ادبی.
برای تحلیل کردن رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و یا هر اثر ادبی میتونین از این فرمول گام به گام استفاده کنین.
برای تحلیل کردن رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و یا هر اثر ادبی میتونین از این فرمول گام به گام استفاده کنین.
افسانهای که انسان درمورد خوشحالیهای بزرگ ساخته، خیلی کمتر از ذوقهای لحظهای اون رو زنده نگه میداره.
اگه نویسنده بودن استایل و روش و نحوه برخورد داره، من نویسنده بودن رو نه تنها نمیخوام بلکه آزادی مضاعفی رو هم طلب میکنم.
بابت اینکه میزان حساسیتم رو نمیفهمن و توقع دارن همراهشون من هم عین احمقا باشم واقعا زجر میکشم.
یه خواهش کوچیک. لطفا چون تو چنلتون عضوم تو چنلم نباشید. من تو چنلتونم چون محتواتون برام جذابه و اگر لفت میدم چون حس میکنم دیگه جذابیتی نداره. جوین بودن تو چنل شما یا جوین نبودن عمیقا معیار مناسبی برای دوست بودن یا نبودن نیست و من در هر حال با شما دوستم چه تو چنلتون باشم چه نه. پس اگر صرفا از چیز میزایی که اینجا میگم خوشتون میاد بمونید، اگر برید من همچنان تو چنل شما میمونم.
ممنونم ازتون
ممنونم ازتون
غمگینم میکند که انسان بابت هر صحبت باید یک توضیح داشته باشد و برای هر سکوت دو تا!