معکوس
764 subscribers
826 photos
41 videos
46 files
129 links
لینک اون‌ یکی کانال

https://t.me/bedroodiha
حرفا:
https://t.me/HarfChatBot?start=a00a0c1b4ee7
Download Telegram
اجتماع سیاه!
نور زرد و مسخره لوستر دور حدقه ام مثل مار می پیچد. اذیت کننده تر از حرف های پوچ اطرافیان و دست هایی که از هیجان بالا و پایین می شوند نیست. به صدای بالا سر مردی که چهارخانه سفید پوشیده و کت سورمه ای کهنه و نخ نمایش روی دسته مبل لم داده زل می زنم. لیوان قهوه جلوی روی او تلخی اش را به صورت من پس می‌زند. مسخره است! لب های جنبان و وحشی برای ولع شکم و دریدن پوست میوه ها! و منی که گوشه خلوت روشنای خودم با بوی قهوه و زل زده به تیک تاک ساعت و گوش های بیچاره ام از سر و صدای پرشور و نشاط دیگران از قضاوت زیر چشمیه آدم های مغرور آزار می بینم. دلم برای کاغذ سفیدم تنگ است از بس که روبرویم حرف های زرد و خبرهای توخالی دیگران را می شنوم. بوی زباله می‌دهند. لایشان باید نفتالین بریزی و تاشان کنی و بیندازیشان ته کمد تا بپوسند. هیچکس هم شعورش نمی رسد پرده را بکشد تا آفتاب دزدکی داخل خانه را دید نزند. باید منتظر خودم بمانم. با همین قهوه سرد شده و تیک تاک ها. در خیال خودم بودم که چشمانش در دلم آب شد. فهمیدم دنیا سیاه تر از این نمی شود. حتی در دل خورشید.
#ننوشته
از تئوری های ذهنی و روانشناسی در نهایت چیزی جز تجربه خود آدم نمی مونه
رقص🩰
صدای قدم هایت از دور آشنا تر است شاید چون به نزدیک بودن عادت نداریم.
در تنش رقص های روزانه. با لباس های جذب سیاه و سفید پوسیده. این رقص نمایشی است که ابدیت من و توست. من و تویی که هر روز پاهای برهنه خود را به کفش های تخت سفید بزک می کنیم و ارتعاش نفس هایمان را روی چرخش نا محرم بودن دست ها حس می کنیم. روی صحنه ی نمایش قدم می گذاری و کنار من می آیی. لبانت از همیشه خشک تر و سردیت از همیشه سرد تر است. چشمان بی نگاهت همانطور مبهوت دست مرا می گیرد و جلوی حضار شروع به بازی دادن نور می کنیم. موج بوی اصطکاک چرخش تو را هیچکس جز خنده های بی گناه من نمی فهمد. هیچکس. هیچ کدام از تماشاچی ها! فقط وقتی نمایش تمام می شود تو می روی و من می روم و روح من در پی آمدن روح تو همانطور همانجا می رقصد.
#ننوشته
Forwarded from Panda | چالش هات
دلم واسه روزایی که از ایشون پند میگرفتیم تنگ شده

@irani_panda
Forwarded from توییتر فارسی
این کتاب ها، آدم نادان رو تبدیل به یک آدم نادان با توهم دانایی میکنه.

»هورش«

@OfficialPersianTwitter
معکوس
Photo
مغز من سر امتحان فیزیک🙂🌝
چرا باید به صدای بلند بخوانیم؟


@shahinkalantari
مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
چرا باید به صدای بلند بخوانیم؟ @shahinkalantari
اگر فقط یه کوچولو از متن های من خوشتون میاد
من قسمت بزرگیشو مدیون این استاد عزیزم
نقاب لجن گرفته ی خودستایی بخاطر هنر
خیلی دیر تر از نقاب ساده لوحی از صورت ها جدا می شود
#ننوشته
ب نظرم بحث صداقت نیست
ما صرفا زور میزنیم ک خودمونو ب اون چیزی که آدما دوست دارن و نزدیک کنیم و یه جاهایی دیگه کم میاریم
بعد اونایی که اطراف ما هستن معمولا این اتفاق براشون میوفته
میدونی بعدش چی میشه؟
آدما اون چیزی که ازشون تو باورمون ساختیم نمیشن
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارد و ضربان قلبت را تندتر می‌کند دوری کنی.💌🌿

•پابلو نرودا
انقدر که به فکر حرف زدن راجب درد هستیم
دنیامون درد نداره
سیاهی
زیبا ترین مکان برای در آغوش کشیدن است
#ننوشته
اوضاع اقتصاد انقدر داغونه دلم نمیاد راجب درون خودم فکر کنم
زیرا درباره ی ماری می گفت رفیقه اش. و برای من
او فقط ماری بود....
آلبرکامو
بیگانه
هیچ جایی روشن تر از وجود تو نیست
خب خب
بیگانه تموم شد و نادیا رو شروع کردم
نوشته ی آندره برتون یکی از بزرگترین نویسنده های سوررئال جهان
راجب بیگانه: اگر بخوایم با هم تراز و هم سبک خودش مثل بوف کور مقایسش کنیم
من به شخصه بوف کور رو ترجیح میدم
چون بوف کور حقیقت پوچی رو میزنه تو صورتت اما بیگانه جز چند صفحه آخر دیگه این کارو نمی کنه و تو روند داستان زیر پوستی اینو بهت میگه
ترجمه جلال آل احمد ساده اما دل نشین بود به جز آخرش که برای درک هر جملش باید یه بار لغت نامه سرچ می کردم و چند بار یک پاراگراف رو می خوندم
برای کسی که خیلی زود تحت تاثیر چیزی قرار می‌گیره کتاب خطرناکیه ولی ادبیات و روند داستان و قلم آلبر کامو همونطور که بعد از خوندن سقوط ازش توقع داشتم
بی نظیره
بخونید و لذت ببرید و از دنیای پوچ گرا ها نترسید
خلاص
دردِ تو آنقدر عمیق است که تهِ چشمت گیر کرده... و اگر گریه بکنی یا اشک از پشتِ چشمت در می آید و یا اصلا اشک در نمی آید!

بوف کور
صادق هدایت