فصل اول سریال صدسال تنهایی (براساس همون کتاب صدسال تنهایی معروف مارکز) منتشر شد…
دست گذاشتن روی بهترین کتاب دنیا (از دید خیلیا) کار سختی نیست. وحشتناک سخته!
من روی رمان صدسال تنهایی متعصبم حقیقتا. برخلاف اکثر کسایی که میخوننش و گم میشن تو جادوی کتاب و تعدد شخصیتها و تشابه نامها من فقط لذت میبردم از کشف ذهنیت مارکز و خلاصه اینطوریا بود.
حالا سریالش منتشر شده
سریال صدسال تنهایی
خود مارکز تا زنده بود اجازه نداد این اتفاق بیوفته اما خانوادش اجازش رو دادن. سریال رو نتفیلیکس ساخته اما گویا بومیهای خود آمریکایی جنوبی دست به کار شدن و همه کارا با خودشون بوده و یه بودجه خیلی سنگین و نسبتا زیادی هم بابت سریال از نتفیلیکس گرفتن تا سریال کاملا درخدمت کتاب باشه.
فکر کنم بزرگترین ریسک چندسال اخیر نتفیلکیس باشه اما نمرات خوبی هم از جانب مردم هم از منتقدین گرفته.
اینکه تجربه ترسناکی خواهد شد یا لذتبخش رو چند روز دیگه بهتون میگم
من روی رمان صدسال تنهایی متعصبم حقیقتا. برخلاف اکثر کسایی که میخوننش و گم میشن تو جادوی کتاب و تعدد شخصیتها و تشابه نامها من فقط لذت میبردم از کشف ذهنیت مارکز و خلاصه اینطوریا بود.
حالا سریالش منتشر شده
سریال صدسال تنهایی
خود مارکز تا زنده بود اجازه نداد این اتفاق بیوفته اما خانوادش اجازش رو دادن. سریال رو نتفیلیکس ساخته اما گویا بومیهای خود آمریکایی جنوبی دست به کار شدن و همه کارا با خودشون بوده و یه بودجه خیلی سنگین و نسبتا زیادی هم بابت سریال از نتفیلیکس گرفتن تا سریال کاملا درخدمت کتاب باشه.
فکر کنم بزرگترین ریسک چندسال اخیر نتفیلکیس باشه اما نمرات خوبی هم از جانب مردم هم از منتقدین گرفته.
اینکه تجربه ترسناکی خواهد شد یا لذتبخش رو چند روز دیگه بهتون میگم
#معرفی_فیلم
Megalopolis
جناب کاپولا نشون داد میشه یکی از بهترینها بود و یک آشغال ۲۰۰ و خردهای میلیون دلاری ساخت که ۲۰ میلیونم فروش نکنه.
فاجعه ساختی جناب کاپولا. فاجعه!
Megalopolis
جناب کاپولا نشون داد میشه یکی از بهترینها بود و یک آشغال ۲۰۰ و خردهای میلیون دلاری ساخت که ۲۰ میلیونم فروش نکنه.
فاجعه ساختی جناب کاپولا. فاجعه!
ایشالا تعداد ونتیلاتورهایی که بهخاطر قطعی برق تو این مملکت بهفنا رفته و مرگ رو به همراه داشته رو هیچوقت اعلام رسمی نکنن
Forwarded from معکوس (ننویسنده)
قدمهای آهسته ی انسانها آنقدر زیباست که گاهی یادم میرود دویست ساله نیستم.
امشب هم مرگ در آغوش من به خواب رفت. چه میشود کرد؟
ازدواج ناموفقی داشتیم.
ازدواج ناموفقی داشتیم.
معکوس
رنجی که از «من» بودن میبرم بسیار زیاد است اما لق خودم و رنجم. تا دلم بخواهد دلیل و فرصت برای ساخت رنجهای جدیدی دارم که همگی رنگ و بوی خودم را میدهند. امروز را همینشکل میگذرانم چون دلم میخواهد امروز را بیارزش ببینم. چرت دانستن همهچیز حق من است و بدم…
-شب رفتن اون آدم بلند زار میزنی و تا دمدمای صبح آینده سیاهی که برای خودت به تصویر میکشی یقهات رو ول نمیکنه. ظهر بیدار میشی و میبینی همون چشما رو داری و هنوز همون بو رو میدی. جهان همون شکلی میگرده و تو مجبوری به اینکه تا توالت خودت رو برسونی و الا میشاشی به لباست. میفهمی تو وسط جهانی هستی که خودت ساختی و بسیار گذرندهتر از اونی هست که به علت نبود یک نفر دیگه متوقف بشه. هفته آینده میری اونجا که اولین بار یا آخرین بار اون رو دیدی؛ بغض میکنی؟ نه! تو تموم تلاشت رو میکنی دلتنگ بشی تا باور کنی قصهها و بقیه آدمها راجع به عشق و عاشقی و احساسات دروغ نمیگن. تو زور میزنی تا ناراحت باشی بابت فقدان کسی که بهش میگفتی تموم زندگیت. حدس بزن چی میشه؟ هیچی! حتی بابت دروغی که به خودت و اون آدم گفتی شرمنده نمیشی و احتمالا خدا از اون بالا به مسخرهبازیهات قاهقاه میخنده.
-غریب آشنا
داستان کوتاهِ درحال تکمیل
-غریب آشنا
داستان کوتاهِ درحال تکمیل
معکوس
Video message
خوش گذش.
و درنهایت هم یکی از تیکای زندگیم خورد
اجرای زنده(تقریبا کنسرت) رپ رفتم و دیدم
و درنهایت هم یکی از تیکای زندگیم خورد
اجرای زنده(تقریبا کنسرت) رپ رفتم و دیدم